جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس
بخش هفدهم: حمله به نفت­كش­های بی­طرف1 بعد از توسعه منطقه ممنوعۀ عراق در 12 اوت1984 (مرداد ماه 1363)، نیروی هوایی عراق به تعدادی از نفت­كش­های بی­طرف در مجاورت ترمینال نفتی جزیره خارك، حمله کرد. تعداد حملات ایران كه غالباً علیه نفت­كش­هایی كه حامل نفت كویت بودند، صورت می­گرفت، در مقایسه با حملات عراق كمتر بود. جنگ نفت­كش­ها تا پایان مخاصمات تداوم یافت و برای كشتیرانی بی­طرف بسیار گران تمام شد. .در 25 مه 1982 (4 خردادماه1361)، شش دولت عضو شورای همكاری خلیج‎ فارس، طی نامه‎ای خطاب به دبیركل سازمان ملل متحد درخواست تشكیل جلسه شورای امنیت را كردند. سفیر ایران در سازمان ملل بر آن شد كه حملات ایران را توجیه كند. استدلال ایران اساساً بر دو ایده مبتنی بود:
  • واكنش علیه كمك­های تدارک دیده شده برای دولت عراق توسط برخی از دولت­های منطقه.
  • اصل یكپارچگی امنیتی در خلیج فارس.

نتایج كمك­های اعطایی به عراق

  به نظر ایران «برخی از دولت­های منطقه كه منابع مادی و كمك­های وسیعی را در اختیار عراق قرارمی  دادند، آن دولت را تشویق به تهدید كشتی­های تجاری در خلیج فارس میكنند و هنوز خواهان این هستند كه از نتایج پشتیبانی آشكارشان از عراق متجاوز علیه ایران مصون بمانند». كویت و عربستان به طور خاص، مشمول این وضعیت هستند. نظر ایران بر این بود؛ از آنجا كه نفت تنها منبع درآمد این كشورهاست، نفتی كه توسط این نفت­كش­ها در شرایط فعلی حمل میشود، كالایی ممنوعه تلقی میگردد؛ لذا ایران حق توسل به زور علیه نفت­كش­های كشورهای مزبور را برای خود محفوظ نگه میدارد. مسئله مشروعیت چنین اعمالی به نحو زیركانهای طرح شده بود.

در این مرحله بایستی بین نفت­كش­های تحت پرچم كشور بی­طرفی كه ذی­نفع در مناقشه نیست، و آن كشتی­هایی كه تحت پرچم كشورهایی هستند كه از تعهدات اساسی بی­طرفشان قصور ورزیدهاند، تمایز قائل گردد. بدیهی است كه شورای امنیت در قطعنامه 552 (اول ژوئن 1983) این تمایز را مورد توجه قرار داده و صرفاً حمله به كشتی­های حامل پرچم دولت­های غیرساحلی خلیج فارس را محكوم كند.

چنین تفسیری منجر به این میشود كه ما بپذیریم ایران در توسل به زور علیه كشتی­های تحت پرچم كویت و عربستان، به منظور واداشتن آنها بر انجام تعهداتشان، محق بوده است. در این ارتباط «ایران میبایست مطابق معیار ضرورت و تناسب ملحوظ در حقوق مدرن دفاع مشروع عمل میكرد». سرانجام، در این منطقه، آزادی عمل دول متخاصم بستگی به میزان كمكی كه یك دولت بی­طرف به توان نظامی دشمن میكند دارد و اینكه میتوان در نهایت امر حقوق اعطایی به دولت بی­طرف را سلب كرد. اگر این­طور باشد، تردیدی وجود ندارد كه در كلیه موارد، انهدام كشتی­های تجاری مستلزم اخطار قبلی است و كشتی جنگی باید ایمنی سرنشینان را تأمین كند.

اصل یكپارچگی امنیت در خلیجفارس

«از نظر جمهوری اسلامی ایران، امنیت خلیجفارس تجزیهناپذیر است، یا امنیت برای همه وجود دارد، یا هیچ امنیتی برای هیچ كسی وجود ندارد».

اهمیت امنیت كشتیرانی برای ایران انكارناشدنی است، از آنجا كه از طریق این آبراه است كه ایران بخش عظیمی از نفتش را صادر میكند، عراق به منظور قطع منبع اصلی درآمد ایران و اجبار ایران به پذیرش پیشنهادات صلح، نفت­كش­هایی را كه مقصد و یا مبدأ آنها بنادر ایران بود، مورد حمله قرار میداد. بر این اساس ایران مجبور شد كه با حمله به كشتی­های بی­طرف پاسخ گوید تا بدان وسیله صادرات نفت دیگر كشورها از طریق خلیج فارس را قطع كند.

در این زمینه بود كه ایران به اصل یكپارچگی امنیت در خلیج فارس توسل جسته تا عمل خود را توجیه نماید. در واقع، اتخاذ این سیاست جدید، این امید را تقویت میكرد كه قربانیان، به عراق فشار وارد نمایند تا به حملات خود پایان دهد. در این راستا بود كه رهبران ایران در چندین مورد در طول جنگ تهدید كردند كه اگر قادر به استفاده از تنگه هرمز برای صدور نفتشان نباشند، آن را خواهند بست.

تشدید جنگ نفت­کش­ها

   سال 1363 فشارجنگ ایران و عراق به داخل خلیج فارس كشیده شد. در تلاشی كه عراق در راستای تحمیل قبول صلح بر ایران داشت، جنگ نفت­كش­ها را شدت داد. ایران هم در پاسخ، كشتی­هایی كه به مقصد عراق جهت كمک­های مالی در حركت بودند، به خصوص کشتی­های عربستان و کویت را مورد حمله قرار داد. در تاریخ 13 می 1984 یك جنگنده بمب­افكن F-4E ایرانی، به نفت­كش 80هزار تنی كویتی و در حالی که  این شناور قصد حمل سوخت مورد درخواست بریتانیا را از کرانه­های ساحلی عربستان داشت، حمله کرد. این چنین حملات افزایش فشار عمده­ای را در جنگ پی­ریزی نمود. برای نخستین بار در آن زمان، ایران عمداً خط حمل و نقل دریایی غیرنظامی را مورد هدف قرار داد.

ایالت متحده امریكا در جواب به تهدیدات ایران، به قدرتمند ساختن ظرفیت­های نظامی كشورهای  GCC (شورای همکاری خلیج فارس) معتقد بود و اعلام کرد. این امر با ایجاد نیرویی تحت فرماندهی پایگاه عربستان سعودی وبه طور سریع میسر شده و نام آن نیروی سپر شبه جزیره­ای نام گرفت. واشنگتن تلاش کرد نیروی جدیدالتأسیس را با یك سیستم پدافند هوایی در سراسر خلیج فارس ارتقاء بخشد.

رادارهای هشداردهنده اطراف خلیج فارس، یا موشک­های زمین به هوای هاوک، واقع در كویت و امارات متحده عربی و سامانه كنترل و هشدار هوایی سعودی (AWACS) و نیز جنگنده­های F-15 مرتبط و متصل بودند. اما دول عرب خلیج  بر سر مناقشات طولانی بین خود از هم گسیخته و متفرق بودند و به طور جدی از همراهی آشكار و علنی با ایالات متحده امریكا در مقابل همسایه قدرتمند خود ایران خودداری می­نمودند.

سامانه پدافند هوایی آمریكا پیشرفت و موفقیت چشمگیری را كسب نمود. در پاسخ به حملات هوایی ایران سعودی­ها منطقه پدافند هوایی را (كه به نام فهد شناخته می­شد) ایجاد نمودند كه در كنار تشكیلات نفتی ساحلی عربستان در شمال خلیج قرار داشت.

در تاریخ 5 ژوئن 1984 یك جنگنده F-4 ایرانی توسط سامانه AWACS شناسایی شد كه در حال عبور از خط فهد بود. دو جنگنده F-15 سعودی توانستند با موشك Sidewinder جنگنده ایرانی را مورد هدف قرار دهند. هر دو طرف مناقشه، حدوداً 12 هواپیمای دیگر را مورد امتحان و نبرد قرار دادند، به طوری كه یک جنگ هوایی در خلیج در حال شكل گرفتن بود. هرچند ایران جنگنده­های خود را به عقب خواند تا از یک رویارویی بزرگ جلوگیری نماید.

 

منبع: جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس، عبدالله معنوی رودسری و همکاران، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده