خاطرات سربازان وظیفه از عملیات مرصاد(3)
ستوان سوم وظیفه علی رضا ویسویی جمعی تیپ35 تکاور ساعت 10:00 به ما دستور دادند که از منطقه گیلان غرب به طرف اسلام آباد حرکت کنیم. متوجه شدیم که شهر در محاصره کامل منافقین است و تردد در آن منطقه و شهر غیر ممکن. با روحیه بالایی که در سربازان سراغ داشتیم، احساس کردیم همه منتظر لحظه ای هستند که با منافقین روبه رو شوند. رو در رویی با منافقین که ناجوانمردانه ، عزیزترین چهره های انقلاب را به شهادت رسانده بودند. این رویارویی برای ما خیلی مغتنم بود.

 همه بچه ها از مرام منافقین کوردل آگاهی داشتند و دلشان می خواست با چنگ و دندان بجنگند. دلخوش به امکاناتی بودند که شرق و غرب در اختیارشان گذاشته بودند؛ اعم از ادوات زرهی و پشتیبانی هوایی. اما سربازان ما هیچ باکی نداشتند. می توانم بگویم که این عملیات یکی از بهترین نبردهای ما در کنار برادران سپاهی و بسیجی بود.توانستیم اسلام آباد را از منافقین پس بگیریم.  

حاصل این نبرد، فرار و شکست مفتضحانه منافقین و اربابانشان بود.خدا رو شکر می کنیم که تلاش بی امان، ایثار و از خود گذشتگی سربازان ما در این نبرد نا برابر، ثمره اش این بود که در مقابل ملت ایران سر افکنده نباشیم و با وجود گمان دشمن که خودش را پیروز این میدان می دانست، او را با خواری و خفت از میهن اسلامی خود بیرون راندیم که این موفقیت در سایه توکل به خدا و نهراسیدن از زیادی دشمنان اسلام میسر شد.

منبع:  مجله سرباز، مرداد1394، شماره225، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده