خاطرات امیر سرتیپ ناصر آراسته(30)
صياد يك پارچه نور است گفتم كه حاج آقا! جناب صياد به شما سلام رساندند، گفتند: دلم براي شما تنگ شده. پاسخ آقاي بهاءالديني كه آقازادهشان هم آنجا بود اين بود، گفت: شما آقاي صياد را ميشناسيد؟ گفتم حاج آقا فرمانده من است، من چطور نميشناسمش. گفت شما آقاي صياد را ميشناسيد؟ با سوال دوم فهميدم كه حاج آقا به من ميخواهد بگويد شما نميشناسيدش، گفتم: نه آنقدري كه شما ميشناسيد. گفت آقاي صياد را ميشناسيد؟ گفتم نه حاج آقا. سه بار از من سئوال کردند و بار سوم گفتم: نه حاج آقا.

يك روز رفتم خدمت آقاي بهاءالديني، فرمانده دانشگاه افسري بودم، توسط شهيد صياد با حاج آقا ارتباط برقرار كرده بودم و به صياد گفتم كه دارم مي‌روم، وقت گرفته‌ام از آقازاده بهاءالديني دارم مي‌روم ديدن ايشان.

 گفت سلام من را به ايشان برسان و به حضرت آقا بگو دلم برايش تنگ شده. گفتم: چند وقت است ايشان را ملاقت نكرديد. گفت حدود 10روز. من رفتم قم، رسيدم خدمت آقاي بهاءالديني. خودم تنها بودم و رفتم داخل منزل دستشان، را بوسيدم و سلام كردم و نشستم، ايشان به من نگاهی كردند، گویا منتظر بودند که پیغام را برسانم.

 گفتم كه حاج آقا! جناب صياد به شما سلام رساندند، گفتند: دلم براي شما تنگ شده. پاسخ آقاي بهاءالديني كه آقازاده‌شان هم آنجا بود اين بود، گفت: شما آقاي صياد را مي‌شناسيد؟ گفتم حاج آقا فرمانده من است، من چطور نمي‌شناسمش. گفت شما آقاي صياد را مي‌شناسيد؟ با سوال دوم فهميدم كه حاج آقا به من مي‌خواهد بگويد شما نمي‌شناسيدش، گفتم: نه آن‌قدري كه شما مي‌شناسيد. گفت آقاي صياد را مي‌شناسيد؟ گفتم نه حاج آقا. سه بار از من سئوال کردند و بار سوم گفتم: نه حاج آقا.

 ايشان به من اين را گفت، صياد يك پارچه نور است، سه بار تكرار كرد، سه بار خود سئوال کرد و سه بار هم خودشان پاسخ سئوال خود را دادند و گفتند سلام من را به ايشان برسان. گفتم چشم و يك نصيحتي هم به بنده كردند و آمديم بيرون، برگشتيم و وقتي رسيديم به تهران به صياد گفتم كه همچين سوالي آقاي بهاءالديني كرد و چنین جوابی هم دادند و صياد لبخندی زد و بعد اشك در چشمان صياد حلقه زد گفت خدا من را شرمنده نكند. حاج آقا به من خيلي لطف دارد، خدا من را شرم‌سار نكند. روح هر دو بزرگوار شاد.

«‌ اَللهُمَ صَلِِّ علي مُحَّمَّدْ و آلِ مُحَّمَّدْ »‌

 

منبع: نردبان طنابی، آراسته، ناصر،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده