جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس
در فوریه ۱۹۸۳، عراق نیروهای خود را برای آموزش استفاده از هواپیماهای "سوپر اتاندارد"، به فرانسه اعزام کرد و در نوامبر همان سال، این هواپیماها را دریافت کرد. اما تا شش ماه، این هواپیماها، عملیاتی نبودند. پس از آن، به دلیل خطاهای انسانی، یک فروند از آنها منهدم شد. این مسئله بار دیگر، مشکلات پیش­روی کشورهای در حال توسعه پس از خریداری تسلیحات پیشرفته را برجسته می­سازد.

بخش شانزدهم: اعمال تجاوزکارانه ایالات متحده امریکا

 

 اهمیت این مسئله برای ایران آنچنان بود که شخص وزیر امور خارجه ایران، دلایل ایران را در نامه­های ارسالی خطاب به دبیر کل سازمان ملل تبیین کرد؛ دلیلی که بعداً در شورای امنیت در طول مذاکرات مربوط به انهدام ایرباس ایرانی، به تفصیل تشریح گردید. به نظر ایران، حضور ناوگان ایالات متحده مغایر با نص قطعنامه 598 شورای امنیت، به ویژه پاراگراف 5 آن بود. اشاره به این قطعنامه توسط دولتی که هنوز آن را نپذیرفته، حداقل امری توأم با تناقض است.

ایالات متحده به دلیل عضویتش در سازمان ملل متحد، متعهد بود که تصمیم شورای امنیت را اجرا کند. در عین حال باید بر نقش و مسئولیت ایالات متحده به عنوان عضو دائم شورای امنیت، در حفظ صلح و امنیت بین­المللی، تأکید شود. قطع نظر از امنیت کشتیرانی در خلیج فارس، معلوم شد که حضور ناوگان ایالات متحده یک عامل تنش است. علاوه بر این، حضور امریکا و مزاحمتش در اعمال حق تفتیش و بازرسی کشتی­ها، حکایت از تجاوز داشته و نشان می­دهد بی­طرفی خود را نقض کرده است.[1]

ایران، استدلال ایالات متحده را که ادعا کرده بود؛ مطابق با ماده 51 منشور عمل کرده است، رد نمود. به عقیده ایران؛ «بر اساس منشور، اعمال دفاع مشروع تنها در پاسخ به حملات مسلحانه قبلی می­تواند صورت پذیرد». در اکثر مواردی که ایالات متحده ابتکار حملاتی را علیه اهداف غیرنظامی داشته، بنا بر تعریف، عاری از هرگونه حمله مسلحانه بوده است. تحت این شرایط، چنین اقداماتی تنها می­تواند به عنوان نقض بارز اصل عدم استفاده از زور در روابط بین­المللی در نظر گرفته شود.[2] ایران نسبت به تفسیر خیلی وسیع ایالات متحده در مورد ماده 51 منشور ملل متحد که مطابق آن« دفاع مشروع می­تواند نه تنها در صورت وقوع حمله مسلحانه، بلکه صرفاً به دلیل وجود مقاصد خصومت­آمیز اعمال شود»، اعتراض کرد.

بدیهی است که مسئله مزبور هیچ ارتباطی با دفاع مشروع نداشته و یکی از مظاهر دفاع مشروع پیشگیرانه را تشکیل می­دهد که هرگز پشتیبانی شورای امنیت را به دست نیاورده است. به نظر ایران، عمل انجام گرفته توسط ایالات متحده در آب­های سرزمینی ایران و فضای بالای آن، یعنی حمله به واحدهای نیروی دریایی ایران و انهدام ایرباس ایران همه از ویژگی عملی تجاوزکارانه، آن­گونه که در قطعنامه «تعریف تجاوز» تعریف شده است، برخوردار می­باشد.

در واقع صراحتاً بیان شده که جمله اقداماتی که اعمال تجاوزکارانه را تشکیل می­دهد عبارت است از «هرگونه استفاده از نیروی نظامی به وسیله یک دولت علیه سرزمین دولت دیگر.»[3] به این ترتیب، ایران بر این باور است که با ارتکاب و انجام این اعمال تجاوزکارانه، ایالات متحده مشارکتی فعال در جنگ تحمیلی علیه ایران از طرف ایادی تجاوزکارش در عراق داشته است.[4]

نهایتاً این واقعیت که ایالات متحده به عنوان یک تهیه کننده سلاح برای عراق عمل کرده و اینکه آنها به طور رسمی اعلام کرده اند که «شکست عراق از ایران، در تعارض و مغایر با منافع ایالات متحده خواهد بود و اینکه برای چنین نتیجه­ای گامهایی را خواهند برداشت»، نقطه نظر ایران را بیشتر تقویت می­کند.

عبور بی­ضرر کشتی­های جنگی امریکا در آب­های سرزمینی ایران: در طول جنگ، یادداشت­هایی که بین ایالات متحده و ایران از طریق حافظین منافعشان در دو کشور مبادله گردید، راجع به حوادثی بود که در آن نیروهای دریایی و هوایی­شان، درگیر بودند. ایجاد «حریم امنیتی» در اطراف کشتی­ها و هواپیماها توسط امریکا و نیز اراده آن کشور در اعمال حق عبور بی­ضرر از آب­های سرزمینی ایران، عامل این حوادث بود.

در ارتباط با نکته اخیر، ایران طی یادداشتی به وزارت خارجه ایالات متحده امریکا که به عنوان یک سند توسط شورای امنیت منتشر شد، موقعیت خود را به تفصیل تشریح کرد.[5]

این یادداشت به طور جداگانه مسئله عبور از آب­های سرزمینی به طور کلی و مسئله عبور از طریق بخشی از آب­های سرزمینی در تنگه هرمز را مورد بررسی قرار داد. راجع به اولین مورد، به کار کنفرانس سوم سازمان ملل متحد ناظر بر حقوق دریاها اشاره شده است تا تأکید شود که مطابق با ماده 19 کنوانسیون حقوق دریاهای ملل متحد، ایران محق بوده که عبور بی­ضرر کشتی­ها را از طریق اجازه قبلی برای ورود به آب­های سرزمینی، تحت کنترل درآورد؛[6] نظریه مندرج در اعلامیه­ ایران هنگام امضای کنوانسیون مذکور صادر شده است. بر این اساس، ایران استدلال می­کند که عبور کشتی­های ایالات متحده نمی­تواند عبور بی­ضرر تلقی شود. فعالیت­های خصمانه امریکا در گذشته، مؤید این نظریه است.

راجع به عبور از تنگه هرمز، ایالات متحده بر این عقیده است که مطابق با کنوانسیون­های سازمان ملل متحد راجع به حقوق دریاها، عموماً در مورد چنین تنگه­هایی، همه ملل از حق عبور ترانزیت بدون قید و شرط بهره­مند هستند، که به طور خاص شامل حق پرواز نیز می­شود.[7]

به نظر ایران، اصل عبور ترانزیتی یک اصل حقوق بین­الملل عرفی نیست و تنها نسبت به دولت­های عضو کنوانسیون لازم­الاجرا است. ایران و امریکا عضو کنوانسیون حقوق دریاهای 1982 نیستند. در هر صورت، به طور کلی پذیرفته شده است که یک کشور حاشیه­ای و مجاور که در حال جنگ است، نمی­تواند متعهد به تضمین عبور ترانزیتی باشد. به این دلیل، چنین عبوری مغایر با حق دفاع مشروعش خواهد بود و عملکرد دولت­ها ثابت می­کند که دولت­های ساحلی دارای اختیارات ذاتی هستند.[8] در این مورد آشکار است که اعمال اصل عبور بی­ضرر، به بهترین وجهی امنیت دولت ساحلی را تضمین می کند.

 

جنگ نفت­کش­ها، دلایل و روند رویدادها[9]

 جنگ نفت‌کش‌ها به مجموعه عملیات­های نظامی دریایی بین سال­های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۸ در خلیج فارس و در طول جنگ ایران و عراق می­گویند که طرفین درگیر جنگ و نیروی دریایی امریکا (۲۴ ژوئیه ۱۹۸۷ تا ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۸) علیه کشتی‌های تجاری و نظامی یکدیگر به کار می‌بستند. هدف عراق از به ‌راه انداختن این جنگ جلوگیری از صادرات نفت ایران بود، اما در این کار شکست خورد. امریکا نیز در این جنگ عملیاتی را در راستای ضربه زدن به ایران و کمک به پیروزی عراق انجام داد. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز سعی کردند با در انزوا قرار دادن اقتصادی و سیاسی ایران، به این کشور فشار وارد کنند. این نبرد در ۸ اوت ۱۹۸۸ با اعلام آتش‌بس دوجانبه خاتمه یافت .

جنگ نفت­کش­ها، اولین عامل در شکل­گیری نتایج جنگ ایران و عراق بود. تاکتیک حمله به نفت­کش­ها توان ایران را برای تحت فشار قرار دادن عراق حتی در زمانی که این کشور در وضعیت حمله قرار داشت، بسیار بالا برد و عراق نیز هیچ راه­کار دفاعی در این مورد نداشت.

واکنش­های ایران و تحرکات این کشور در خلیج فارس نیز عامل اصلی دخالت امریکا و متحدان اروپایی­اش در منطقه بود. با این حال جنگ نفت­کش­ها تنها در سال چهارم جنگ نقشی اساسی در معادلات نبَرد ایفا کرد. در حالی که دو کشور جنگ نفت­کش­ها را با حمله به کشتی­های طرف مقابل آغاز کردند، اما در سال ۱۹۸۴ این حملات به کشتی­های کشورهای ثالث نیز کشیده شد. پس از این زمان ،عراق تلاش می­کرد تا با حملات هوایی به تأسیسات نفتی ایران، این کشور را به توقف حمله به کشتی­های در حال تردد در خلیج فارس وادار کند. ایران نیز در مقابل، حملات هوایی و دریایی را به کشتی­های کشورهای حامی عراق و نفت­کش­هایی که به سمت این کشور در حرکت بودند، افزایش داد. در نتیجه پای غربی­ها نیز به جنگ نفت­کش­ها باز شد و نبردهای دریایی شدیدی را رقم زد، عراق به طور كلی دو هدف عمده را در این راستا دنبال می‌كرد:

  • كاهش درآمدهای مالی ایران از محل صادرات نفت.
  • حضور قدرت‌های خارجی در منطقه و در نتیجه تغییر جنگ از ماهیت منطقه‌ای آن به ماهیت جهانی.

هدف اصلی ایران برقراری آزادی عبور و تردد امن شناورهای دوست و بی­طرف در منطقه بود.

اهداف فرعی عبارت بودند از:

  • پدافند در مقابل حملات هوایی دشمن علیه شناورهای عازم بنادر خودی.
  • مقابله به مثل و هدف قرار دادن شناورهای کشورهای حامی عراق، که آشکارا کمک­های اقتصادی و اطلاعاتی و نظامی را در اختیار عراق قرار می­دادند.
  • پرهیز از بازگشایی جبهه جدیدی از جنگ در منطقه خلیج فارس.

این جنگ، از نظر منطقه و شدت عملیات نیز از سه مرحله تشكیل شده بود

در مرحله اول، كه از سال1360 شروع شد و تا سال 1363 ادامه داشت، عراق به طور یك جانبه، به كلیه كشتی‌هایی كه به طرف بنادر ایران حركت می‌كردند، هشدار داد كه به آنها حمله خواهد كرد. منطقه اصلی در این مرحله، بنادر امام خمینی(ره) و ماهشهر بود و كشتی‌های خارج از این محدوده كمتر مورد حمله عراق قرار می‌گرفتند. به‌رغم نزدیكی این بنادر به عراق،‌ نیروی دریایی این كشور نقش چندانی در این عملیات‌ها نداشت. بغداد ترجیح می‌داد برای این  حملات از بالگردهای سوپر فریلون مجهز به موشك‌های اگزوسه یا میراژهای اف1 و میگ25 استفاده كند.

مرحله دوم در سال1363 شروع شد و عراق محدوده‌ای به مساحت1126 كیلومتر، از دهانه اروندرود تا بندر بوشهر، را منطقه جنگی اعلام كرد و با استفاده از جنگنده‌های سوپراتاندارد مجهز به موشك‌های اگزوسه، نفت­كش‌ها را مورد حمله قرار ‌داد. این حملات از شدت بسیار بالایی برخوردار بود.

مرحله سوم از سال 1364 تا پایان جنگ تحمیلی بود که عراق علاوه بر نفت­کش­ها به تأسیسات نفتی نیز در سراسر منطقه و کشور  حمله­ور گردید. در این مرحله بود که دخالت امریکایی­ها درجنگ نفت­کش­ها کاملاً عیان گردید وبه رویارویی با نیروهای ایرانی منجر شد.

جنگ ایران و عراق به طور کلی دو گونۀ پیچیده از درگیری­های دریایی را شامل می­شد: تلاش­های عراق برای تضعیف توانایی ایران در استفاده از نفت­کش­ها و صادرات نفت، و حضور ناوگان دریایی غرب و امریکا در خلیج فارس برای تضمین امنیت تردد نفت­کش­های کویتی و ناوگان کشتی­رانی کشورهای ثالث و بی­طرف. هر دو مورد ذکرشده باعث افزایش تنش­ها می­شد.

ایران با افزایش فشارهای سیاسی و نظامی بر کشورهای جنوبی خلیج فارس، از آنها می­خواست تا به حمایت­های خود از عراق پایان بخشند. حضور نیروهای غربی و امریکایی نیز به تنش و درگیری­هایی با نیروهای ایرانی می­انجامید و در تصمیم ایران برای پذیرش آتش­بس نیز، عاملی مهم به شمار می­رفت.

1) جنگ نفتکش ها مهمترین جنبۀ نبردهای دریایی بود، اما هرگز در صادرات نفت ایران وقفه­ای ایجاد نکرد. به دلایل سیاسی و نظامی، هیچ­گاه تمرکز لازم در نیروهای عراق برای کاهش شدید صادرات نفت ایران انجام نشد. عراق نیز فاقد تجهیزات هدف­گیری و توانایی لازم برای به­کارگیری سلاح­های مرگبار و مخرّب خود بود.

2) ایران در مقابل برای مقابله با توان بالای تکنولوژیکی عراق و حمله به نفت­کش­های این کشور و نفت­کش­های سایر کشورهای حامی عراق، تاکتیک­هایی را اتخاذ کرد.

3) جنگ نفت­کش­ها، اولین عامل در شکل­گیری نتایج جنگ ایران و عراق بود. این تاکتیکِ حمله به نفت­کش­ها توان ایران را برای تحت فشار قرار دادن عراق حتی در زمانی که این کشور در وضعیت حمله قرار داشت بسیار بالا برد و عراق نیز هیچ راه­کار دفاعی در این مورد نداشت.

4) واکنش­های ایران و تحرکات این کشور در خلیج فارس نیز عامل اصلی دخالت امریکا و متحدان اروپایی­اش در منطقه بود. با این حال جنگ نفت­کش­ها تنها در سال چهارم جنگ نقشی اساسی در معادلات نبرد ایفا کرد. در حالی که دو کشور جنگ نفت­کش­ها را با حمله به کشتی­های طرف مقابل آغاز کردند، اما در سال ۱۹۸۴ این حملات به کشتی­های کشورهای ثالث نیز کشیده شد. پس از این زمان،­ عراق تلاش کرد تا با حملات هوایی به تأسیسات نفتی ایران، این کشور را به توقف حمله به کشتی­های در حال تردد در خلیج فارس وادار کند. ایران نیز در مقابل، حملات هوایی و دریایی را به کشتی­های کشورهای حامی عراق و نفت­کش­هایی که به سمت این کشور در حرکت بودند، افزایش داد.

5) توجه به این نکته نیز جالب توجه است که اگرچه بیشترین مشکل عراق در بین سال­های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴، صادرات نفت این کشور بود، اما علاوه بر این، آنها در تمرکز بر نبرد دریایی و تحمیل خسارات جدی به ایران نیز با مشکل روبرو بودند. دلیل این مشکلات را می­توان در متوقف شدن نیروهای عراقی در بنادر خود، به وسیلۀ نیروی دریایی ایران و سلطۀ ایران بر خلیج فارس جستجو کرد.

 دلیل دیگر این مسئله، مشکل عراق در زمینۀ مهمات و جنگنده بمب­افکن­های مورد نیاز برای انجام عملیات در شرایط آن زمان بود و این کشور از اعزام جنگنده­های خود به مناطقی که ریسک بالایی داشت، خودداری کرد، تا زمانی که ایران بخش اعظمی از توان هوایی خود را از دست داد و شرایط برای به صحنه آمدن آنها، فراهم شد.

6) مسئله ای که عراق با آن دست و پنجه نرم می­کرد، چگونگی یافتن راهی برای نفوذ و حمله به آب­های ایران، با تلفات و خسارت­های هرچه کمتر بود. در حالی که پس از مدتی، عراق با دریافت تجهیزات مدرن از سلاح­های پیشرفته­ای مانند موشک هوا به سطح "اگزوسه" استفاده می­کرد، ایران نیز در عملیات­های هوایی خود بسیار موفق ظاهر می­شد و در هر سورتی پرواز، خسارات بسیاری را به عراق وارد می­آورد.

7) در فوریه ۱۹۸۳، عراق نیروهای خود را برای آموزش استفاده از هواپیماهای "سوپر اتاندارد"، به فرانسه اعزام کرد و در نوامبر همان سال، این هواپیماها را دریافت کرد. اما تا شش ماه، این هواپیماها، عملیاتی نبودند. پس از آن، به دلیل خطاهای انسانی، یک فروند از آنها منهدم شد. این مسئله بار دیگر، مشکلات پیش­روی کشورهای در حال توسعه پس از خریداری تسلیحات پیشرفته را برجسته می­سازد.

8) رادارهای نصب شده روی هواپیماهای اتاندارد به خلبان این اجازه را نمی­داد تا هدف را به درستی شناسایی کند و همین عامل، باعث به هدر رفتن موشک­های آنها می­شد. عراق با وجود دریافت جنگنده­های میراژ، باز هم در رفع این مشکل ناتوان بود و نیاز به هواپیماهای شناسایی را بیش از پیش نمایان ساخت.

9) در ابتدای جنگ نفت­کش­ها، عراق با استفاده از میراژها و میگ­های ۲۳ خود، بمباران­های مستقیم انجام می­داد که به دلیل خطای بسیار بالا، حاصلی دربرنداشت. آنها حتی در هدف قرار دادن کشتی­های لنگر انداخته نیز موفق نبودند.

 

منبع: جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس، عبدالله معنوی رودسری و همکاران، 1394، ایران سبز، تهران

 


[1]  بیانات وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در برابر شورا ی امنیت 23 تیر ماه 1367

[2] بیانات وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در برابر شورا ی امنیت 23 تیر ماه 1367

 

[3] قطعنامه 487 ( 1981 ) ، ماده 3

[4]  قطعنامه 1314 ، 14 دسامبر 1974

[5]  یادداشت جمهوری اسلامی ایران خطاب به ایالات متحده امریکا ، 24 اسفند 1368

[6] A.V. Lowe , op . cit . supra , note 30 , p.289

[7] op . cit . supra, p.67

[8] S.H.amin , international and Legal Problems of the Gulf (1984). Pp.53 ff. Taken Up by N.Ronzitti, “Passage through international staits in the Time of international Armed conflicts: in International Law at the Time of its Condification. Essays in Honour of Roberto Ago (1987) , Vol II,P.383

[9]   درسهایی از جنگ ایران و عراق اثر انتونی کردزمن) مدیر مؤسسه بررسیهای استراتژیك در امریکا –(جلد 14

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده