خاطرات سرتیپ دوم غلامحسین دربندی(53)
تقید به شروع کلام با نام خدا و دعای فرج یکی از همکارانش تعریف می کرد، از آنجا که می دانستیم همیشه سخنش را با (بسم الله الرحمن الرّحيم) آغاز می کند، تصمیم گرفتیم در یکی از جلسه ها او را کمی اذیت کنیم؛ به همین سبب در شروع ارائۀ گزارش، بسم الله نگفتم و انتظار داشتم ناراحت یا عصبانی شود؛ اما دیدم که با همان آرامش خاص خود، به جای من زیرلب گفت ((بسم الله الرحمن الرّحیم» و سپس یادداشت برداری از گزارش را آغاز کرد.

شهید صیاد در یکی از دست نوشته های خود گفته است:

«در جلسه ای با بنی صدر، که شروع آن جلسه بدون نام خدا و قرآن و دعا بود، وقتی صحبت های بنی صدر تمام شد، با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ، دعای امام زمان را خواندم. بعد سخن قلبی ام را بر زبان آوردم که در میان مسئولان سرو صدا کرد. گفتم : آقای رئیس جمهور، عذر می خواهم که این نکته را می گویم. من جلسه ای با این اهمیت را که برای امنیت جمهوری اسلامی تشکیل شده و در آن یک بسم الله گفته نشده و یک آیۀ قرآن تلاوت نشده است، آن قدر آلوده و ناپاک می بینم که فکر می کنم تمام وجودم آلوده شده است و چاره ای ندارم جز این که از این جا بروم قم، زیارتی کنم تا احساس کنم تزکیه شده ام.

سکوت در جلسه حاکم شد. وقتی انسان بخواهد خالصانه و با فطرت خود حرف بزند، خداوند هم به او شهامت می دهد و جملاتی را بر زبان می آورد که شاید بعداً نتواند آنها را بگوید.»

 شهید صیاد شیرازی در حقیقت در این جلسه برمبنای اصول و تکلیف دینی خود و البته در نهایت ادب، علیه رئیس جمهور آن زمان خروشید و جلسه ای را که با نام خدا شروع نشده بود، ترک کرد. گاهی ما نباید تنها دین دار باشیم: بلکه لازم است دین یار هم باشیم.

منبع : دکتر بدو، منتظر، رضا، 1393، عماد‌فردا، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده