تیپ 37زرهی در فتح المبین
بخش چهاردهم: شرح مختصري از مشخصات تيپ 10 زرهي دشمن ايشان بلافاصله گفتند: به دليل اينكه مبادا نيروهاي خودي از شنيدن حضور تيپ 10 زرهي عراق(گارد رياست جمهوري) در ارتفاعات تينه هراس و واهمه به خود راه دهند و از پيشروي بازبمانند، از گفتن آن خودداري كردم و مطمئن بودم كه تيپ37 زرهي بر تيپ10 زرهي عراق فايق ميآيد. چرا كه مهارت نيروهاي تيپ37 زرهي به ويژه استفاده بهينه از تيراندازي توپ تانكها زبانزد همه ميباشد.

با شرح مختصري از مشخصات تيپ 10زرهي دشمن توجه خوانندگان را به اين نيروي زبده زرهي عراق كه مجهز به تانكهاي پيشرفته تي 72 بودند، جلب مي‌كنم.

در دوران دفاع مقدس و درعملياتهاي سنگين در هر زماني كه دشمن احساس ضعف مي‌كرد، اين نيروي زبده زرهي را به عنوان نيروي سرنوشت‌ساز وارد صحنة نبرد مي‌كرد تا سرنوشت جنگ رابه نفع خود رقم بزند. بنابراين دشمن با اطلاع از اينكه نيروهاي ايراني باشروع عمليات فتح‌المبين در نظر دارند كه با استفاده از محور اصلي از پل نادري به تپه‌هاي علي‌گره‌زد و از ارتفاعات شاوريه به سوي امامزاده عباس و دشت عباس و عين‌خوش پيشروي نمايند، تيپ 10 زرهي تقويت شده خود را در ارتفاعات تينه مستقر و در كمين براي دور زدن و محاصره نيروهاي ايراني عمل كننده در اين محور حساس گمارده بود.

جالب اينكه در جلسه قرارگاه كربلا با حضور جناب سرهنگ علي صياد شيرازي فرمانده محترم نزاجا و معاونين عمليات و اطلاعات، هنگامي كه تصميم گرفته شد؛ تيپ 37 زرهي به عنوان احتياط قرارگاه كربلا ازمحور اصلي پاي پل نادري به سه راه قهوه خانه، تپه‌هاي علي گره زد و به سوي امامزاده عباس و جاده دچه به ابو غريب پيشروي نمايند، و من به عنوان فرمانده تيپ 37 زرهي از جناب سرهنگ مفيد استعداد رزمي ومشخصات نيروهاي دشمن مستقر در ارتفاعات تينه را جويا شدم، ايشان پس از سكوتي طولاني گفتند كه نيروهاي قابل ملاحظه‌اي كه توان كند كردن پيشروي تيپ 37 زرهي به سوي منطقه عين خوش را داشته باشند، وجود ندارد.

  پس از پيروزي حماسي جنگ فتح‌المبين و پايان عمليات از جناب سرهنگ مفيد سؤال كردم كه فرموديد نيروهاي قابل ملاحظه‌اي در ارتفاعات تينه وجود ندارد، در حالي كه تيپ 10 زرهي عراق با دو گردان مكانيزه و يك گردان پياده تقويت شده در ارتفاعات تينه استقرار يافته بود. ايشان بلافاصله گفتند: به دليل اينكه مبادا نيروهاي خودي از شنيدن حضور تيپ 10 زرهي عراق(گارد رياست جمهوري) در ارتفاعات تينه هراس و واهمه به خود راه دهند و از پيشروي باز‌بمانند، از گفتن آن خودداري كردم و مطمئن بودم كه تيپ37 زرهي بر تيپ10 زرهي عراق فايق مي‌آيد. چرا كه مهارت نيروهاي تيپ37 زرهي به ويژه استفاده بهينه از تيراندازي توپ تانكها زبانزد همه مي‌باشد.

 

پيامهاي دريافتي ساعت1100 روز 4/1/1361 از گردان هاي تانك

  درحالي‌كه با استقرار دو دسته تانك ام – 60 گردان 177(ـ) مكانيزه، گروهان سوارزرهي و يگان پياده غير سازماني در شمال جاده اصلي (دامنه ارتفاعات) را به طول 5/18 كيلومتر پوشش داديم و نيروهاي در حال پيشروي تيپ10 زرهي دشمن به سوي جاده اصلي را متوقف و مجبور به اتخاذ مواضع پدافندي كرديم و نيروهاي درگير به شدت در حال تبادل آتش به سوي همديگر بودند،گردان هاي تانك چيفتن و ام-60 منطقه درگيريهاي خود را در امامزاده‌عباس بسيار بحراني و غير قابل كنترل گزارش دادند وضمن تقاضاي آتش هاي پشتيباني توپخانه و پشتيباني هوايي خواستار اعزام نيروهاي كمكي به مناطق درگيري خود بودند.

 

حركت از تپه هاي علي گره زد به سوي امامزاده عباس و خط مقدم درگيري

  ساعت1150 روز 4/1/1361 در سومين روز جنگ با گزارش پيامهاي دريافتي از نيروهاي رزمنده به قرارگاه فرماندهي نصر مجدداً با همراه داشتن سروان حاتمي و خداحافظي از سرگرد فلاحت پيشه به سوي امامزاده عباس حركت كرديم تا با حضور خود در منطقه اصلي درگيري و مشاهده وضعيت و مشورت با فرماندهان عمليات و اطلاعات در زمينه متوقف كردن نيروهاي در حال پيشروي دشمن به سوي منطقه امامزاده عباس چاره انديشي كنيم و با اتخاذ تدابير لازم در وارد كردن ضربات مهلك و كارساز به نيروهاي دشمن آنها را مجبور به عقب‌نشيني و يا حداقل پيشروي آنها را سد نمائيم.

دراين لحظات حساس، تبادل آتش كل نيروهاي درگير در عرصه نبرد اعم از آتش مستقيم نيروهاي زرهي و مكانيزه وپياده نظام آتش پشتيباني توپخانه يا خمپاره اندازها و هولناك تر از همه بمبارانهاي بي وقفه و  پي در پي جنگنده بمب افكنهاي دشمن و خودي و فعاليت هلي‌كوپترها براي انهدام نيروها و تانكها به اوج شدت خود رسيده بود. دود و گرد خاك ناشي از اين آتشباريها و درگيريهاي غير قابل بيان منطقه، فضاي سر تا سر صحنه نبرد را به صورت‌هاله‌اي از ابر سياه در بر گرفته بود.

  با چنين وضعي كه به سختي يك فرد پياده در مسافت 50 متري ديده مي‌شد، ناچار به سوي امامزاده عباس با سرعت زيادي حركت كرديم.

 

عبور فرمانده تيپ37 زرهي و سروان حسين حاتمي از خط مقدم نيروهاي خودي و نزديك شدن به نيروهاي دشمن

  از لحظه حركت به سوي امامزاده عباس، مواضع نيروهاي خودي در سمت شمال جاده قابل مشاهده بود، ولي پس از عبور از آخرين تانك نيروهاي خودي مستقر در سمت چپ جاده، به لحاظ عدم ديد كافي از خط مقدم گردان هاي تانك چيفتن و ام-60 عبور كرده و به نيروهاي دشمن نزديك مي‌شديم. درساعت1120 روز 4/1/1361 ناگهان سروان حاتمي كه خودرو را هدايت مي‌كرد، گفت: از خط مقدم نيروهاي خودي گذشته و به نيروهاي دشمن نزديك مي‌شويم و اين نفرات پياده نظام از نيروهاي پياده نظام دشمن هستند و اين در حالي بود كه ما به مسافت50 متري پياده نظام دشمن رسيده بوديم.

با مشاهده وضعيت كه مجالي براي دور زدن خودرو و خروج از محل خطر نبود، ناچار به سروان حاتمي گفتم با چرخش 90 درجه به راست و با سرعت هر چه بيشتر به سوي ارتفاعات شمال شرق امامزاده عباس حركت كن تا از مهلكه دور و از خطر نجات يابيم. به محض خروج از جاده آسفالته با فرود آمدن خودرو دريك چاله و خاموش شدن آن ناچار از خودرو پياده و زمين‌گير شديم و در عين حال سربازان پياده دشمن در حال نزديك شدن به ما بودند.

 در اين حال مجدداً سوار بر خودرو آن را روشن كرده و با دندة يك و دو حركت كرديم و با تمام سرعت از ميان خط مقدم، در ميدان درگيري نيروهاي خودي و دشمن مسافتي را در حدود 5/1كيلومتر جلو رفتيم. پس از خروج از منطقه خطر و حركت به سوي نيروهاي خودي با دو نفر سرباز مجروح از نيروهاي رزمنده كه برروي زمين افتاده بودند، برخورديم. بلافاصله آنان را با انجام كمكهاي اوليه سوار بر خودرو كرديم به مواضع درگيري گردان 239 تانك ام-60 و سپس با يك دستگاه آمبولانس به بهداري اعزام نموديم.

پس از حضور مجدد در گردان 239 تانك ام-60 و بازيافت عمر دوباره، سرگرد علي عباسي فرمانده گردان، سروان كريم پيروزان، سروان محمدطاهر بهرام زاده، سروان آرمان‌فر فرمانده گروهان تانك مي‌گفتند كه نجات شما از اين مهلكه معجزه است. ما هم گفتيم: خداوند ما را از اين مسير خطرناك هدايت كرد تا دو سرباز مجروح را ازمرگ حتمي نجات دهيم.

 

اوج گيري جنگ در ساعت 1200مورخ 4/1/1361

  نيروهاي لشكر 10زرهي دشمن كه از آغاز صبح از منطقه عين خوش به سوي دشت عباس و امامزاده عباس براي سركوب تيپ 37 زرهي حركت كرده بودند، تا قبل از ساعت 1200روز جاري سنگرها و استحكامات خود را در امامزاده عباس و غرب ارتفاعات تينه و در قسمتي از شمال غرب امامزاده عباس محكم و تمامي نيروهاي خود را عليه تيپ 37 زرهي بكار گرفته بودند.

  تيپ 37 زرهي كه در سخت ترين آزمايش قرار گرفته بود با مقاومت ، پايمردي و ابراز شجاعت نسبت به ادامه نبرد با دشمن تا آخرین نفس ادامه می دهد.

فشار نيروهای دشمن، آتشباري هاي بمباران هاي هوايي و آتش مستقيم نيروهاي زرهي دشمن لحظه به لحظه در حال افزايش بود و در مقابل نيز رزمندگان جان بر كف تيپ 37 زرهي مواضع و نيروهاي دشمن را آماج آتش هاي ويرانگر خود قرار داده بودند و نسبت به برتري خود بر نيروهاي دشمن تلاش مي‌كردند.

با کاهش فشار دشمن روی تيپ84 پياده خرم‌آباد و تيپ14 امام حسين(ع) در مواضع عين‌خوش نيروهاي تابعه قرارگاه قدس اعم از تيپ58 پياده ذوالفقار، تيپ2 زرهي دزفول – تيپ84 خرم‌آباد و تيپ14 امام حسين(ع) از سمت عمومي شمال غرب و شمال شرق امامزاده عباس با حفظ تماس و نزديك شدن به نيروهاي دشمن لحظه به لحظه نيروهاي دشمن را تحت فشار خود قرار مي‌دادند، به‌طوري‌كه فشار نيروهاي تحت امر قرارگاه قدس و تيپ37 زرهي بر نيروهاي دشمن موجب گرديد كه نيروهاي دشمن با اتخاذ مواضع پدافندي از حركات گستاخانه و لجام گسيخته خود دست كشيده، و فقط به حفظ نيروها در قبال ضربات مهلك نيروهاي توانمند ايراني بپردازد.

همچنين گردان 177 (ـ) مكانيزه، گروهان سوار زرهي، يگان پياده غير سازماني تيپ37 زرهي كه مأموريت پدافند از محور اصلي تپه‌هاي علي‌گره‌زد تا امامزاده عباس را در مقابل تيپ ده زرهي تقويت شده دشمن عهده‌دار بودند، با حالت قابل تحسيني نيروهاي دشمن مستقر در ارتفاعات تينه را مجبور به اتخاذ شيوه پدافندي كردند و بدين ترتيب نيروهاي تيپ37 زرهي و قرارگاه قدس تا بعدازظهر روز 4/1/1361 با در دست گرفتن كنترل صحنه نبرد، برتري نسبي خود را به دشمن اثبات كردند و رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران اميدوارانه به نبرد جانانة خود ادامه مي‌دادند.

 

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده