آتش دل(6)
خواب شهـدا ديشب به خوابم آمد همسنگر شهيدي گفتا ز غربت ما آيا تو هم شنيدي؟ ميگفت اهل دنيا با خون ما چه كرديد عهد نخست اين بود از راه بر نگرديد ما خوشه چين بزم خون و حماسه بوديم در عشق، گوي سبقت ما از شما ربوديم افسوس، نفس سركش دنيا پرستتان كرد جاه و مقام و مكنت، اين گونه مستتان كرد وين وارثان خونها وحدت شعار ما بود آن روز محو پاكي، شهر و ديار ما بود

تكبير عشق ياران، چون سر به اوج مي‌زد

 

در كشور حماسه، ايثار موج مي‌زد

ما با ولايت آن روز، عهدي بزرگ بستيم

 

خون داده ليك ياران، اين عهد ني شكستيم

همسنگران كجا شد ايثار و عشق و وحدت

 

بيگانگي نبوده هرگز ميان ملّت

از نهضت خميني(ره) با خون دفاع بايد

 

در سنگر ولايت، ياران شجاع بايد

 

منبع: آتش دل، بیطرف(محزون)، فرزاد،1386، تهران ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده