خاطرات سربازان وظیفه از عملیات مرصاد(1)
سرباز وظیفه سید جلال حسینی جمعی تیپ35 تکاور من فرمانده رسد خمپاره انداز دسته ادوات بودم. بعد از اینکه به ما مأموریت دادند که از گیلان غرب به طرف اسلام آباد حرکت کنیم، با این هدف که شهر اسلام آباد را از لوث وجود منافقین پاک کنیم، شوق مبارزه با این کوردلان باعث شد که من با سربازان پیاده وارد شهر شده، همراه آنان شروع به مبارزه کنم.

ساعت 14:00 از جاده اصلی وارد شهر شدیم. از همان ابتدا با تیراندازی منافقین روبه رو بودیم.  بچه ها با رشادت وارد شهر شدند. با دیدن این صحنه،نه تنها روحیه سربازان ضعیف نشد، بلکه قوی تر شد. ما سعی کردیم بر سربازان نظارت کنیم، ولی با دیدن اولین فرد از منافقین، احساس متفاوتی به آنها دست داد؛ طوری که هر سرباز می خواست نخستین  کسی باشد که منافقین را به درک واصل می کند. سرانجام وارد شهر شدیم. پس از چند ساعت مبارزه تن به تن آنها را سرکوب کردیم. هواپیماهای عراقی با بمب های خوشه ای ما را بمباران می کردند تا مانع از پیروزی ما بشوند، اما روح ایمان و سلحشوری هم رزمانم، در پرتو لطف خداوند، بر بمب های خوشه ای و دیگر ادوات دشمن پیروز شد.

منبع:  مجله سرباز، مرداد1394، شماره225، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده