تیپ37 در عملیات فتح المبین
بخش یازدهم: گزارش نيروهاي خودي از حركت نيروهاي دشمن در ساعت 0750 روز 4/1/1361 پيامهاي دريافتي از نيروهاي خودي حاكي از اين بود كه نيروهاي عظيم زرهي و بي شمار تانكها و نفربرهاي دشمن به صورت زنجير(تانك در خط) در محوري به عرض هفت تا هشت كيلومتر و با دربرگرفتن منطقه عمومي دشت عباس از طرف عينخوش و ارتفاعات تينه در حال نزديك شدن به مواضع مقدم و محل درگيري نيروهاي خودي در منطقه امامزاده عباس هستند.

حركت به سوي خط مقدم

با دريافت خبر نزديك شدن نيروهاي دشمن از طرف عين خوش و ارتفاعات تينه به سوي امامزاده عباس و جاده اصلي به منظور قطع كردن جاده اصلي و دور زدن و انهدام يا مجبور كردن نيروهاي تيپ37 زرهي به عقب نشيني اين جانب با همراه داشتن سروان حسين حاتمي (افسر توپخانه) به عنوان مشاور عملياتي خود، با يك دستگاه ‌وانت تويوتا كه رانندگي آن‌ را هم سروان حاتمي عهده دار بود، در ساعت 0750 روز 4/1/1361 از پاسگاه تاكتيكي فرماندهي به سوي خط درگيري و صحنه نبرد نيروها حركت كرديم.

با وجودي كه از پاسگاه فرماندهي تا امامزاده عباس كمتر از يك كيلومتر بود، با‌‌اين‌وجود فضاي منطقه بر اثر بمبارانهاي بي حد و آتشباري هاي نيروهاي دو‌طرف به صورت مه بسيار غليظ و ثابتي درآمده بود، همين امر باعث شده بود به علت عدم ديد كافي و گلوله باران و بمباران جاده نتوانستيم با سرعت معمولي، خود را به محل درگيري شديد نيروها برسانيم. در طي اين مسير كوتاه چون با خطر بمباران مواجه بوديم سه مرتبه از خودرو پياده و در جان پناه، اتخاذ موضع كرديم‌ و پس از عبور هواپيمايي دشمن دوباره به حركت خود ادامه داديم تا اينكه در ساعت 0800 روز 4/1/1361 در خط درگيري گردان 237 تانك چيفتن حضور يافتيم.

 

حضور در گردان 237 تانك چيفتن

با حضور در گردان237 تانك چيفتن در ساعت0800 روز4/1/1361‌در سومين روز جنگ فعاليت چشمگير رزمندگان سلحشور اين گردان را مشاهده كرديم كه با گسترش در مسافت پنجاه متري جنوب شرق امامزاده عباس به طرف جاده دچه به ابوغريب با تيراندازي تانكها و به كارگيري كليه جنگ افزارهاي سازماني خود در مسافت چهارصد‌متري نيروهاي زرهي و مكانيزه دشمن، مواضع و استحكامات نفوذناپذير آنها را با شدت تمام مورد اصابت آتش هاي كوبندة خود قرار داده و تلفات قابل ملاحظه‌اي به نيروهاي دشمن وارد كرده بودند.

در همين لحظات تنگاتنگ، انبوه بي‌شماري از نيروهاي زرهي و مكانيزه دشمن با سرعتي زياد، در محوري به عرض شش ‌تا هفت كيلومتر از طرف عين خوش و غرب ارتفاعات تينه در حال پيشروي و نزديك شدن به منطقه عمومي دشت عباس و محل درگيري نيروهاي تيپ37 زرهي بودند.

 

 جابه‌جايي و تغيير آرايش تاكتيكي نيروهاي دشمن

پيشروي برق‌آساي تيپ37 زرهي و حضور آن در منطقه امامزاده عباس، منجر به انصراف دشمن از تصرف مواضع عين خوش و اعزام تمامي نيروها به سوي منطقه امامزاده عباس براي مقابله با تيپ37 زرهي شد‌ كه نتيجه آن به رهايي تيپ84 پياده خرم‌آباد و تيپ14 امام حسين(ع) از سپاه پاسداران كه در مواضع عين خوش تحت فشار نيروهاي دشمن قرارگرفته بودند، انجاميد.

 

تحت فشار قرار گرفتن گردان237 تانك چيفتن

كليه تانك ها و ساير ادوات زرهي گردان مذكور بر روي زمين صاف و بدون سنگر در حالت جنگ شاخ به شاخ تانكها درگير شده بودند. نقطه هماهنگي آنها در جناح راست با گردان 239 تانك ام-60 امامزاده عباس بود. با نزديك شدن نيروهاي دشمن از عين خوش و غرب ارتفاعات تينه به منطقه دشت‌عباس و افزايش بمباران هوايي و آتش هاي توپخانه‌ها و خمپاره اندازها بر منطقه نيروهاي درگير، تيپ37 زرهي به ويژه گردان 237 تانك چيفتن تحت فشار فوق العاده قرار گرفته بود.

در اين شرايط مجالي براي انديشيدن نبود. زنده ماندن مستلزم فداكاري، جنگيدن و گرفتن ابتكار عمل از دست دشمن بود. نیروها فداكار اين گردان و ساير رزمندگان پرشور تيپ37 زرهي درآن لحظات فوق‌العاده، فقط در خواست مهمات مي‌كردند. گويي غير از دريافت مهمات و به‌كارگيري آن براي انهدام نيروهاي دشمن، هيچ توقع ديگري نبود. صادقانه مي‌گويم در آن لحظات، اين رزمندگان سلحشور به تنها چيزي كه مي‌انديشيدند مهمات بود و هيچ كس در فكر آب و نان و خواب و خوراك نبود.

با يك اشتباه جزئي و يك لحظه سستي در تصميم‌گيري فرماندهان، صدمات جبران ناپذيري به وجود مي‌آمد. مهارت بسيار بالاي خدمه‌هاي تانك و ديگر ادوات جنگي در تيراندازي و كاربرد جنگ افزارهاي مربوطه، موجب انهدام دهها تانك، نفربر و خودروهاي سبك و سنگين و كشته شدن تعداد زيادي از نفرات پياده دشمن كه به‌صورت پياده نيروهاي زرهي دشمن را همراهي مي‌كردند، گرديد.

از جملة فرماندهان تانك: ستوانيار رضا بناكار، ستوانيار يداله پيرپور، استواردوم هراتي، ستوان‌سوم حيدري كه فرمانده دسته تانك چيفتن هم بود همچنين استوار حسن واحدي، استوار غلامعلي صولتي- استوار ابراهيم كشاورز، ستوان‌سوم بابامراد نادري، استوار شهيد رضا كاظميان، استوار سبزعلي، استوار محمد شايان بودند.

با وجود از خود گذشتگيهاي قابل ستايش رزمندگان، مهمترين خطري‌كه ما را تهديد مي‌كرد، استقرار نيروهاي زرهي خودي برروي زمين صاف و نبود امكانات مهندسي براي حفر سنگر و موضع براي نيروهاي زرهي و احتمال اينكه تانكها و نيروهاي زرهي ما يكي پس از ديگري مورد اصابت گلوله مستقيم تانكهاي دشمن قرار گيرند، متصور بود. در حالي‌كه با سروان حسين حاتمي، سروان محمدطاهر بهرام زاده، سروان رضا نيك خواه (سرتيپ شهيد ) فرمانده گردان چيفتن و سروان منصور يزدان پرست، معاون گردان در حال مشورت براي چگونگي حفظ نيروهاي خودي در قبال آتش هاي دشمن بوديم، يك دستگاه ازتانكهاي چيفتن مورد اصابت گلوله مستقيم تانك دشمن قرارگرفت به طوري‌كه گلوله به داخل دهانة لوله توپ تانك چيفتن اصابت كرد و آن را از دهانه تا نصف به صورت برش دو شاخه تير كمان از هم جدا نمود.

 

در‌خواست وسايل سنگين مهندسي از قرارگاه فرماندهي نصر

تيپ37 زرهي طي پيامي در ساعت 0820 روز 4/1/1361 سومين روز جنگ با‌ درخواست اعزام سريع وسايل سنگين مهندسي به عنوان امري ‌حياتي به منطقه امامزاده عباس چگونگي درگيري نيروهاي خودي با دشمن را گزارش و مجدداً خواستار اختصاص آتش هاي پشتيباني توپخانه و پشتيباني هوايي به منطقه درگيري شد.

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده