جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس
بخش یازدهم: توان رزمی نیروی دریایی عراق در شروع جنگ تحمیلی نیروی انسانی: تعداد 3000 نفر افسر و درجهدار به علاوه نفراتی كه خدمت وظیفه خود را انجام میدادند. پایگاههای دریایی ستاد فرماندهی نیروی دریایی عراق به عنوان كوچك­ترین نیروی مسلح عراق با پانصد نفر در بصره قرار داشت. بندر امقصر در خور عبداله در شمال خلیج فارس و بندر بصره در اروندرود دو پایگاه دریایی این كشور بود كه در سال 1980 با شروع جنگ تحمیلی و بسته شدن اروندرود، پایگاه دریایی امقصر به عنوان مهم­ترین پایگاه دریایی عراق تا پایان جنگ به فعالیت خود ادامه داد.

یگان های شناور نیروی دریایی عراق

1. ناو آموزشی با ظرفیت 1850تن

 1 فروند

2. ناو نیروبر كلاس polonochay

4 فروند

3. ناوچه موشك‌انداز كلاس اوزا1 (OSAI)

14 فروند

4. ناوچه گشت ساحلی كلاس SO1

3 فروند

5. ناوچه تندرو اژدرافكن كلاس P6

6 فروند

6. ناوچه گشت ساحلی بزرگ كلاس Poluchat

3 فروند

7. ناوچه گشتی بزرگ كلاس ZHUK

5 فروند

8. ناوچه گشتی ساحلی كلاسMyryraT II

6 فروند

9. ناوچه گشت ساحلی كلاس po2

3 فروند

10. قایق 36 فوتی كلاس ThormyctoT

8 فروند

11. قایق 21 فوتی كلاس ThormycroT

4 فروند

12. كشتی مین‌روب اقیانوس‌پیما كلاس T-43

2 فروند

13. كشتی مین‌روب ساحلی كلاس Ne&Tim

3 فروند

14. كشتی مین‌روب رودخانه‌ای

3 فروند

15. كشتی راهنما

1 فروند

16. شناور غواصی

1 فروند

17. كشتی آتش­نشانی

1 فروند

 

با توجه به آمار فوق عراق قادر به اجرای عملیات زیر بود:

  • ناوچه­ های موشک­انداز نیروی دریایی عراق قادر بودند با پوشش هوایی مناسب از سواحل خود در برابر تهاجم یگان­های شناور ایرانی پدافند کرده و در صورت به دست آمدن فرصت مناسب آنها را منهدم نمایند.
  • ناوچه­ های موشک­انداز عراقی قادر بودند و نیز توانستند بخشی از تأسیسات نفت فلات قاره ایران را که نزدیک به سواحل عراق بود مورد حمله موشکی قرار دهند.
  • ناوچه­ های موشک­انداز عراقی قادر بودند به بنادر نزدیک مانند بندر امام(ره) و پایانه­های صادرات نفت خام خارک و سایر پایانه­های نفتی تک نموده و آنها را مورد اصابت قرار دهند.
  • ناوچه­ های عراقی در صورت داشتن اراده و بهره­گیری از پوشش مناسب هوایی و یک طرح عملیاتی متهورانه قادر به اجرای تک علیه بنادر دورتر ایرانی مانند بندرعباس یا بوشهر بودند که هیچ­گاه اجرا نشد.

یگان­های نیروبر عراقی برای اجرای عملیات تصرف سواحل یا جزایر ایرانی با توجه به وضعیت شمال خلیج فارس و تسلط ایران بر پهنه دریا امکان نزدیک شدن به سواحل و جزایر را نداشتند. ضمن آنکه نیروی دریایی این کشور از نظر تجربی بعید بود قادر به انجام اینگونه عملیات پیچیده باشد که نیازمند آتش پشتیبانی هوایی و دریایی و پشتیبانی­های گسترده لجستیکی بعد از عملیات تصرف هدف است.

بنابراین با توجه به عملیات دو طرف در دو سال اول جنگ در دریا، می­توان اذعان داشت که نیروی دریایی عراق یک نیروی کرانه­ای با اهداف پدافندی از آب­های سرزمینی و تک محدود علیه شناورهای دشمن و یا تأسیسات نفت و گاز آن  در محدوده آب­های نزدیک به سواحل عراق برای برخورداری از پشتیبانی هوایی و امکان بازگشت سریع به بنادر مادر برای در امان ماندن از تهدیدات دریایی و هوایی ایران بود.

در واقع پس از عملیات 7 آذر نیروی دریایی عراق دیگر حضور مستمر و واقعی در دریا نداشت و عمده فعالیت آن در حد گشت­های دریایی در محدوده آب­های ساحلی آن و یا حملات شبانه علیه تأسیسات نفتی فلات قاره ایران که در نزدیکی سواحل عراق قرار داشتند بود. اما عراق با توجه به ضعف و آسیب­پذیری حضور شناورهای این کشور در دریا در دوران تخاصم دریایی به موازات افزایش توان رزمی خود در دریا نسبت به خرید سلاح­های ضدناو هواپایه و یگان­های پروازی بکارگیرنده این تجهیزات نیز اقدام کرد. از این رو درسال 1978، طی قراردادی با فرانسه نسبت به خرید 16 فروند بالگرد سوپر فرلون از نوع Super Frelon SA321 H مجهز به موشک هوا به سطح اگزوسه از نوع AM 39 اقدام نمود. تا سال 1980 (شروع جنگ تحمیلی) برابر گزارشات ارائه‌شده تعداد هشت فروند از این بالگردها را از فرانسه تحویل گرفته بود. این بالگردها در اختیار نیروی هوایی عراق قرار گرفته بود تا علیه كشتی‌ها و شناورهای جنگی مورد استفاده قرار گیرد.

پس از نابودی بخش مهمی از شناورهای عراقی در ابتدای جنگ، از این پس عراق استراتژی حضور و بهره­گیری از شناورهای رزمی برای تسلط بر شمال خلیج فارس و ممانعت از صادرات و واردات کالا و نفت خام ایران را عملاً غیرممکن می­بیند و لذا استراتژی نبرد دریایی بدون استفاده از شناورهای رزمی و با استفاده از یگان­های پروازی و انواع موشک­های ضدکشتی از طریق هوا و ساحل را در دستور کار خود قرار می­دهد.

در واقع نیروی هوایی عراق وظیفه اجرای مأموریت نیروی دریایی این کشور را نیز بر عهده می­گیرد، زیرا تمامی جنگنده­های میراژ، سوپراتاندارد و بالگردهای سوپرفریلون مجهز به موشک­های اگزوسه در اختیار نیروی هوایی عراق قرار داشتند. البته عراق در تمام مدت جنگ قطع صادرات نفت و تجارت دریایی ایران را از طریق حمله به بنادر امام و جزیره خارک دنبال می­کرد.

علاوه بر حملات هوایی، به دلیل موقعیت خاص سواحل ایران در شمال خلیج فارس که عمدتاً بسیار پست و تقریباً هم­سطح دریا می­باشند، عراق قادر بود از طریق پرتاب موشک­های ضدکشتی کرم ابریشم از داخل خاک خود به راحتی عبور کاروان­های کشتی­های تجاری به بندر امام را مورد تهدید قرار دهد و تعدادی از آنها را منهدم نماید. اما پایانه­های صادرات نفت خام جزیره خارک در برد این موشک­ها قرار نداشتند و عراق از طریق بمباران­های هوایی به طور مداوم به این جزیره حمله می­کرد.

جنگنده­ها و بالگردهای فرانسوی حامل موشک­های اگزوسه نیز وظیفه داشتند به طور مستمر تانکرهای حامل نفت خام ایران را مورد هدف قرار داده و در صادرات نفت ایران اخلال جدی ایجاد نمایند. البته این استراتژی به مراتب بیشتر از عملیات ناوچه­های عراقی به منافع و امنیت کشتیرانی ایران درخلیج فارس آسیب وارد می­کرد، زیرا در آن زمان ایران امکانات لازم هوایی و دریایی علیه این تهاجمات را نداشت و عمده واکنش نیروهای مسلح ایران پدافند غیرعامل بود. دامنه این تهاجمات اگرچه به صورت محدود و نمادین حتی تا حوالی بندرعباس نیز کشیده شد، اما این استراتژی نیروی دریایی عراق با توجه به مؤثر بودن آن تا پایان جنگ همچنان ادامه یافت.

 

  منبع: جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس، عبدالله معنوی رودسری و همکاران، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده