خاطرات سرتیپ دوم غلامحسین دربندی(48)
مشورت وکمک گرفتن از نظرهای دیگران مشورت کردن یکی از بارزترین ویژگی های این شهید بزرگوار بود. وقتی شهید صیاد شیرازی قرارگاه کربلا را ایجاد کرد، مشاوران بسیار خوبی را برگزید. مشاورانی که متخصص بوده و به مسائل نظامی به طور کامل آگاه بودند و با ایشان همکاری خوبی داشتند.البته به این نکته اشاره کنم که برخی افراد به دلیل نظامی بودن، درجه برایشان اهمیت داشت؛ شهید صیاد جوانترین فرمانده ارتش بود و به همین دلیل برخی افراد در ابتدا برای همکاری با او تردید داشتند؛ اما این شهید بزرگوار با چنان تواضعی با آنان روبه رو شد که جذب شخصیت کم نظیر او گشتند.

 یکی از این افراد می گفت:

«وقتی  شهید صیاد با واسطه ای، از من برای مشورت و همکاری دعوت کرد، با خود گفتم من او را نمی شناسم و سابقۀ کاری ام نیز حداقل20 سال از او بیش تراست : برای همین نمی توانم با وی همکاری کنم؛ با وجود این به قرارگاه مراجعه کردم. قبل از جلسه خواستم با آب یکی از تانکرهای محوطۀ قرارگاه وضو بگیرم.که دیدم افسر جوانی در حال وضو گرفتن است. به من سلام کرد.

من بدون این که دقت چندانی به او داشته باشم، به جواب سلام بسنده کردم. وقتی به نماز خانه رفتیم، دیدم با فاصلۀ اندکی پشت سر من حرکت می کند، تا برایم احترام قائل شود، از سرهنگ صیاد شیرازی خواستند تا برای سخنرانی پشت تریبون برود. ناگهان دیدم همان افسر با ادب از پشت سر من بلند شد و شانه ام را با محبت فشار داد و لبخندی زد و پشت تریبون رفت. از همان لحظه چنان علاقه ای به او پیدا کردم که نه تنها تا پایان جنگ، بلکه تا پایان با برکتش هه جا با او بودم؛ زیرا فهمیدم محبتی که در وجود این افسر است، فراتر از مسائل مادی و نظامی است.»

نمونۀ دیگر، شهید سرلشگر سید مسعود منفرد نیاکی بود که از باتجربه ترین و پرسابقه ترین فرماندهان ارتش به شمار می رفت؛ او با وجود موی سپید، به سبب اطاعت از صیاد شیرازی، الگوی دیگران شده بود.

شهید صیاد شیرازی از همۀ نیروهای نظامی اعم از سپاه، بسیج، ارتش، روحانیت و…مشورت می گرفت؛ حتی کسانی که ما فکر نمی کردیم بتوانند در مسائل مختلف کمکی کنند. اما شهید صیاد نظر آنها را هم می شنید و در تصمیم گیری هایش لحاظ می کرد. او حتی به جوان های جبهه میدان می داد تا نبوغ خود را نشان دهند.

او در تصمیم گیری های خود حتی از نظر مراجع عظام وتقلید و روحانیان هم بهره می برد. به نظر دیگران- حتی اگر آن فرد رانندۀ او بود- احترام می گذاشت و بارها دیدم که می ایستاد و نظراتشان را می شنید.

نکته ای که باید به آن توجه شود، این است که در آن روزگار در نیروی زمینی ارتش، همۀ درجات از سرگردی به بالا، از ایشان قدیمی تر و مسن تر، و برابر قواعد نظامی ارشد تر بودند؛ اما به سبب جنگ، این جایگاه نفسانی خود را نادیده گرفتند و افسر جوان تر از خود را به فرماندهی قبول کردند. شهید صیاد نیز با رفتار، اخلاق و دانش و عمل کرد شایسته، خود را به آنان و دیگران باوراند؛ بنابراین ارزش کاری آن افسران را در آن روزگار باید قدر دانست. در روزگار کنونی یک کارمند ایرانی حاضر نیست که یک کارمند بارتبۀ پایین تر، بالاتر از وی قرار بگیرد.

منبع : دکتر بدو، منتظر، رضا، 1393، عماد‌فردا، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده