خلبانان(18)
ميگ 23 سرهنگ عطاء الله شادمان در نهر عنبر به پاي سربازي گلولة توپ اصابت كرده بود. ما كه مأموريت تخليه مجروح را داشتيم، براي تخليه ايشان به منطقه رفتيم و در زير آتش شديد دشمن او را تخليه كرديم. سربازان ديگر كه شاهد اين حركت ما بودند و ميديدندكه در ارتش جمهوري اسلامي ايران براي نجات جان سرباز بالگرد ميآيد روحيه گرفتند و يكي از آنها كه براي سواركردن دوستش تا پاي بالگرد آمده بود، گفت: واقعاً براي ما خيلي مهم است كه براي نجات جان يك سرباز دو نفر سروان و يك استوار و يك بالگرد ميآيد. من قول ميدهم كه انتقام دوستانمان را از اين دشمن متجاوز بگيرم.

وقتي ما با بالگرد به منطقة بيمارستان لشكر 58 رسيديم متوجه شديم كه آن سرباز بر اثر اصابت تركش به ريه‌اش به فيض شهادت نايل آمده است.

   ما در پِد بيمارستان صحرايي مشغول نوشتن Logbook 1 بالگرد بوديم كه سه فروند هواپيما در منطقه ظاهر شدند و شروع به بمباران منطقه كردند؛ تنها راه حل براي ما اين بود كه خود را به گوشواره‌هاي پِد رسانده و پناه بگيريم و چنين كرديم.

   در همين اثنا يكي ازميگهاي23 را پدافند خودي هدف قرار و درآسمان آتش گرفت. من لحظه‌اي با چشم آن هواپيما را كه مثل شهابي در حركت بود دنبال كردم و متوجه شدم كه خلبان آن jettison 1 كرده و از هواپيما به بيرون پريده است.

   در يك لحظه تنها مسئله‌اي كه از نظرم گذشت دستگيري آن خلبان بود. بلافاصله به طرف بالگرد خودمان دويده و استارت زديم و به دنبال آن خلبان به راه افتاديم. منطقه شديداً زير آتش بود و نيروهاي عراق درتلاش بودند كه آن خلبان را نجات بدهند ولي ما زودتر از آنها رسيده بوديم.

بلافاصله خلبان را، كه پايش شكسته و به گلويش تركش گلوله‌هاي خودشان خورده بود و يك پايش هم در چتر پيچيده بود، سوار كرديم.  در حال سوار شدن اسمش را پرسيدم. او گفت: ستوانيكم موسي فاضل از گروه اسكادران23 العماره است. او را به بيمارستان لشكر58 رسانديم و تحت مداوا قرارگرفت. اين همان بيمارستاني بود كه دقايقي پيش سرباز خودمان را آورديم، ولي به شهادت رسيد.

   وقتي به قرارگاه تيپ3 رسيديم فرمانده تيپ ما را درآغوش گرفت و از شجاعت ما تمجيد كرد و اظهار داشت كه عراق آتش سنگيني روانة ما كرده بود.

   من باشنيدن اين مطلب از ايشان تشكر كردم وگفتم: اگرما آن خلبان را نمي‌آورديم، زحمت آن برادري كه ميگ را زده بود هدر مي‌رفت و همه با هم لبخندي زديم.

منبع: خلبانان، پوربزرگ، علیرضا، 1385، ایران سبز، تهران

 


1 . زدن دگمه براي جدا شدن صندلي  و خلبان از هواپيما.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده