تیپ37 در عملیات فتح المبین
بخش نهم: دريافت پيامها از نيروهاي عمل كننده طي دستورات شفاهي و جزء به جزء، حركت گردان هاي تانك در محور پيشروي مربوطه به صورت خط زنجير و تانك در خط توصيه شده بود و براي جلوگيري از سقوط احتمالي تانك ها به داخل دره و يا چالههاي موجود در مسير پيشروي در صورت نياز به استفاده از افراد پياده نظام با حالت دو و به ترتيب نوبتي در جلوي هر تانك در حال پيشروي تاكيد شده بود.

دريافت پيامهاي فرماندهان عمل كننده حاكي از مقاومت هاي سر‌سختانة نيروهاي دشمن بود. دستور اجراي آتش ها در مبدا آتش صادر گرديد. اجراي آتش هاي در مبدأ آتش كه كلية فرماندهان گردان، گروهان، دسته، فرماندهان و توپچي تانك و ادوات زرهي از آن آگاه بودند، با شنيدن آن، هريك از تانكها و نفربرهاي در حال پيشروي طي يك توقف هفت الي ده دقيقه‌اي، تعداد سه تا پنج گلوله محترقة شديد به صورت تير تراش (لوله توپ تانك ها، موازي با سطح افق و گاهي با دو درجه منفي) به سوي مواضع دشمن شليك مي‌كردند.

اجراي آتش و تيراندازي نيروهاي زرهي در تاريكي شب با چنين شيوه‌اي بسيار، مفيد و نتيجه بخش بود؛ چرا‌كه ارتفاع خط سير گلوله تا سطح زمين كمتر از 180 سانتيمتر و يا كمتر از قد معمولي انسان بود؛ در نتيجه تمامي گلوله‌هاي شليك شده به سنگرها، خاكريزها و مواضع دشمن اصابت مي‌كرد. گلوله‌هاي محترقه شديد مانند گلوله‌هاي توپخانه مواضع و استحكامات نيروهاي دشمن را درهم مي‌كوبيد و او را دچار رعب و وحشتي زايد الوصف مي‌نمود، به طوري‌كه تصور مي‌كردند؛ نيروهاي دلاور رزمنده ما با استفاده از وسايل پيشرفتة ديد شبانه، مواضع آنها را با اين دقت غير قابل تصور، در تاريكي شب مورد اصابت قرار مي‌دهند.

پس از اجراي نخستين آتش هاي در مبدا آتش، در ساعت0400 روز 4/1/1361 دوباره دستور آتش و حركت و پيشروي نيروها به سوي غرب ابلاغ گرديد؛ نيروهاي زرهي تك‌ور با هماهنگي افراد پيادة هدايت كننده، در تاريكي شب با اجراي تير تراش و استفاده از تيربارهاي هم محور، تانكها و تير بارهاي نفربرها نيروهاي دشمن را در محور پيشروي به صورت رگبارهاي عرضي و عمقي منهدم كردند و با وارد كردن فشار بر نيروهاي مدافع دشمن، پيشروي نيروهاي خودي را به سوي غرب تسهيل مي‌نمودند.

نيروهاي حماسه آفرين تيپ37 زرهي (نصر6) با اجراي اولين آتش هاي كوبندة خود در مبدا آتش و در هم كوبيدن مواضع و استحكامات نيروهاي دشمن و كشته و مجروح كردن تعداد زيادي از افراد مستقر در خاكريزهاي مقدم آنها را مجبور به عقب نشيني كردند و با حفظ تماس و تعاقب و مجال ندادن به دشمن براي استقرار در مواضع بعدي با آتش و حركت و پيشروي خود به سوي غرب و رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده به حركت خود ادامه مي‌دادند.گروهان سوار زرهي پهلودار گردان237 تانك چيفتن از نيروهاي عظيم زرهي دشمن، مستقر در ارتفاعات تينه كه محور پيشروي تيپ37 زرهي را مورد آتشباري خود قرار داده بودند،خبر مي‌داد.

 

درخواست آتش هاي پشتيباني از قرارگاه نصر

در ساعت 0400 روز 4/1/1361 درگيري قطعي نيروهاي در حال پيشروي خودي به سوي غرب و مقاومت شديد نيروهاي مدافع دشمن به قرارگاه فرماندهي نصر گزارش شد و ضمن تقاضاي آتش هاي پشتيباني توپخانه براي در هم كوبيدن مواضع و خاكريزهاي دشمن به منظور كمك و تسهيل در پيشروي نيروهاي تك‌ور نصر6، تاكيد شده بود كه تيپ37زرهي مصمم است به هر طريق ممكن اهداف از پيش تعيين شده را تصرف، تامين و به موقع گزارش نمايد، ليكن در آن شرايط بحراني غير قابل توصيف، درگيري شديد نصرهاي شش گانة تابع قرارگاه فرماندهي نصر وتقاضاي آتش هاي پشتيباني توپخانه از طرف هريك از آنها و گزارش حالتهاي اضطراري و بحراني تمامي امكانات قرارگاه فرماندهي نصر به خصوص آتش هاي پشتيباني توپخانه، درگير عمليات و اجراي آتش در مناطق درگير مربوط به خود بودند. در نتيجه نيروهاي تيپ37 زرهي (نصر6) درآن لحظات حساس سرنوشت ساز در حال پيشروي به سوي غرب و منطقه عمومي امامزاده عباس، محروم از آتش هاي پشتيباني توپخانه بود.

با اين وصف فرماندهان نيروهاي عمل كننده و افسران و درجه‌داران با استفاده از تجربيات خود و تيراندازي به موقع تانكها و نفربرها، تيربارهاي هم محور، و خمپاره ‌اندازهاي سازماني خود كمبود آتش هاي پشتيباني توپخانه‌ها را جبران و به پيشروي خود ادامه مي‌دادند.

 

مقاومت شديد نيروهاي دشمن در كند كردن و سد كردن پيشروي نيروهاي خودي

  ساعت 0500 روز 4/1/1361 نيروهاي در حال پيشروي طي گزارش هاي پي در پي، از مقاومت شديد نيروهاي دشمن خبر مي‌دادند.

پست شنود تيپ37 زرهي پيام فرماندهان عراقي به نيروهاي مدافع خود را در محور پيشروي نصر6 دريافت كرد. در اين پيام ها فرماندهان عراقي، ضمن اميدوار كردن نيروهاي خود به رسيدن قريب الوقوع نيروهاي كمكي از طرف عين خوش و امامزاده عباس نيروهاي خود و فرماندهان آنان را در صورت عقب‌نشيني تهديد به مرگ مي‌كردند.

 

تأكيد فرماندهي در پيشروي سريع نيروهاي خودي بسوي اهداف مربوطه

پاسگاه فرماندهي تيپ37 زرهي نصر6 در ساعت 0520 روز 4/1/1361 طي پيامي به فرماندهان نيروهاي تابعه در حال پيشروي به سوي غرب، مقاومت نيروهاي دشمن را مذبوحانه و مواضع آنها را در حال اضمحلال و بر پيشروي سريع نيروها با استفاده از آتش و حركت كوبنده خود تا رسيدن به امامزاده عباس و جاده دچه به ابوغريب تاكيد و در حالي كه  با فاصله كمتر از يك كيلومتر بر روي جاده اصلي، نيروهاي تك ور را دنبال مي‌كرد و با ابلاغ پيامهاي مكرر بر حفظ تماس نيروهاي خودي با نيروهاي در حال عقب نشيني دشمن اصرار مي‌ورزيد.

مقاومت دشمن درسد كردن پيشروي نيروهاي خودي

ساعت 0600 روز 4/1/1361 نيروهاي تك‌ور نصر6 از مقاومت نيروهاي دشمن در هر دو جناح محور پيشروي به سوي امامزاده عباس گزارش مي‌دادند. آنان در عين حال با روحيه اي سرشار از اميد و اعتماد به نفس و با استفاده از آتش و حركت به پيشروي خود بسوي غرب ادامه مي‌دادند. همچنين آنها از حمله احتمالي نيروهاي زرهي دشمن مستقر در ارتفاعات تينه به طرف جاده اصلي و قطع آن و دور زدن نيروهاي در حال پيشروي، گزارش مي‌دادند. پاسگاه تاكتيكي فرماندهي تيپ ضمن گزارش پيامهاي دريافتي از نيروهاي درگير، خواستار پيشروي نصرهاي 2 و 5 در جناحين محور پيشروي تيپ 37زرهي به سوي غرب بود. درحالي كه نصر2 در جناح چپ با مقاومت شديد دشمن مواجه بود و نصر5 نيز در جناح راست در مجاورت ارتفاعات شاوريه با پيشروي به صورت پياده نظام نمي‌توانست همراه نيروهاي زرهي و هم پاي نيروها پيشروي نمايد، امّا به رغم همه دشواريها تيپ37 زرهي مصمم بود؛ به هر قيمت ممكن در آغاز روشنايي روز  4/1/1361 جاده دچه به ابوغريب راتصرف و تأمين نمايد و متعاقب آن تا رسيدن نصرهاي 2 و5 نسبت به تامين دو جناح خود اقدام نمايد.

اشاره به اين نكته را لازم مي‌دانم كه قرارگاه هاي چهارگانه تحت امر قرارگاه كربلا به شدت درگير و جنگ در منطقه عمليات فتح‌المبين به اوج شدت خود رسيده بود تا جايي كه قرارگاه كربلا ناچار شده احتياط را وارد عمل كند.

نيروهاي قرارگاه هاي درگير به خصوص قرارگاه نصر، به حدي درگير شده بودند كه در چنين شرايطي هرگونه انتظار پشتيباني از رده بالاتر انتظاري نامعقول به‌شمار مي‌رفت. بنابراين تيپ37زرهي (نصر6) چاره‌اي جز تكيه بر تواناييهاي رزمي و استفاده از حداكثر قدرت آتش و حركت نيروها به منظور رسيدن به امامزاده عباس و تصرف وتامين جاده دچه به ابوغريب تا قبل از طلوع آفتاب نداشت.

بر همين اساس سعي مي‌كرد؛ هدف مورد نظر را به موقع تصرف، تامين و گزارش نمايد. و در صورت پيشروي نيروهاي دو جناح (نصر5 در سمت راست و نصر2 در جناح چپ) و رسيدن به منطقه امامزاده عباس بنا به دستور تك نموده و پيشروي خود را به سوي غرب تا الحاق با نيروهاي قرارگاه فرماندهي قدس ادامه دهد.

 

پيام هاي دريافتي ساعت0630 روز4/1/1361 از نيروهاي تك‌ور خودي

در ساعت0630 روز 4/1/1361 گردان 237تانك چيفتن، طي پيامي از تيراندازي شديد و آتشباري نيروهاي عظيم زرهي دشمن در ارتفاعات تينه و در محور جاده دچه به ابوغريب خبر داد. همچنين گردان 239 تانك ام60 نيز از مقاومت بسيار شديد نيروهاي دشمن در طرفين و حوالي امامزاده عباس گزارش داد. گروهان سوار زرهي هم پيوسته از تعداد بي شمار تانك هاي دشمن مستقر در طول ارتفاعات تينه به موازات جاده اصلي و تيراندازي و حركت آرام آرام آن نيروها به طرف جاده اصلي به قصد قطع عقبه نيروهاي تيپ37 زرهي گزارش مي‌داد.

 پاسگاه تاكتيكي فرماندهي تيپ37 زرهي ضمن گزارش پيامهاي دريافتي به قرارگاه فرماندهي نصر بر پيشروي هرچه سريع تر نيروهاي رزمنده تا امامزاده عباس و جاده دچه به ابوغريب تا قبل از طلوع آفتاب تاكيد مي‌كرد. نيروهاي دشمن مستقر در شمال و جنوب جاده اصلي به طرف امامزاده عباس در مقابل پيشروي نيروهاي خودي به شدت مقاومت مي‌كردند.

نيروهاي سلحشور و جان بر كف تيپ37 زرهي با علم به اينكه با پيشروي كمتر از يك كيلومتر به امامزاده عباس خواهند رسيد، با هماهنگي كامل و حركتي سريع با استفاده از تمامي جنگ افزارهاي موجود و اجراي آتش هاي دقيق و بي امان خود مقاومت نيروهاي سرسخت دشمن را در هم شكسته و با انهدام تعدادي از ادوات زرهي و خودروها كه منجر به كشته شدن تعداد زيادي از نيروهاي دشمن گرديد به پيشروي خود به سوي امامزاده عباس و جاده دچه به ابوغريب ادامه مي‌داد.

 

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده