تیپ37 در عملیات فتح المبین
بخش هشتم: حركت نيروهاي تيپ37 زرهي از تپههاي عليگرهزد به سمت دشمن هنگام حركت نيروهاي نصر6 از تپههاي علي گره زد به سوي خط مقدم، درگيري آتشباري دشمن بر روي تپههاي علي گره زد به منظور ايجاد اختلال و تاخير در پيشروي به موقع نصر6 (تيپ37 زرهي) لحظه به لحظه شدت مييافت و در مقابل هم نيروهاي پر شور نصر6 در كمال شجاعت و صلابت و جديت گردان هاي تانك و ساير نيروهاي رسيده به خط مقدم را براي عبور از خط و تك به سوي غرب آرايش ميدادند. در همين گير و دار ستواندوم قباد همتيان (آن شهيد عالي مقام) را در حال جابهجايي 3 دستگاه از نفربرهاي حامل خمپاره انداز ديدم. ايشان را احضاركردم و گفتم مدت 18 ماه از آغاز جنگ تحميلي تا به امروز گذشته و شما در اين مدت تمامي خدمههاي خمپاره انداز و واحدها را عملاً آموزش دادهاي و بارها مورد تقدير فرماندهان و همرزمانت قرارگرفتهاي.

در اوايل اسفندماه سال 1360 به شما ابلاغ شده تا در دسته تعمير و نگهداري،كه تخصص اصلي شما است انجام وظيفه نمايي، چرا كه حاضر به كاري و تعمير و نگهداري تانكها و ادوات زرهي براي انهدام و خارج كردن نيروهاي دشمن از خاك مقدس كشور عزيزمان ايران از ارزش ويژه‌اي برخوردار است. باز همه را رها و دستة خمپاره اندازها را چسبيده‌اي. با اداي احترام گفت: فقط اجازه مي‌خواهم تا فردا شخصاً دستة خمپاره‌انداز گردان237 تانك چيفتن را هدايت، و راه اندازي نمايم. من هم او را بوسيدم و گفتم قباد مي‌دانم نسبت به دسته‌هاي خمپاره انداز عشق مي‌ورزي و چون عاشقي ناگزير ترس و واهمه از تو گريزان است. سپس با خداحافظي نفربرهاي حامل خمپاره انداز را به سوي خط مقدم براي پيشروي به سوي غرب (امامزاده عباس) حركت داد. آري قباد همتيان جان شده بود و به جانان پيوست.

  ساعت 0830 روز 4/1/1361 ستوان‌دوم قبـاد همتيان (آن يكه‌تاز‌ عرصه‌هاي خون و شرف) در حالي‌كه با استقرار دسته خمپاره انداز مربوطه در مجاورت امامزاده عباس تلفات و ضايعات سنگيني را به نيروهاي دشمن وارد كرده بود، بر اثر بمباران شديد هوايي و اصابت گلوله مستقيم تانك دشمن به نفر بر حامل خمپاره‌انداز، به درجة رفيع شهادت نائل آمد. توصيف چنين قهرمانان، چنين سربازان و درجه‌داران و افسران با ايمان، سلحشور و از خود گذشته كار من نيست. اين نام آوران بي نام و نشان را چه كسي مي‌تواند توصيف كند؟

در حالي‌كه سرگرد علي عباسي فرمانده گردان 239 تانك ام -60 به خاطر تراكم بيش از حد ستون راهپيمايي نيروهاي تيپ37 زرهي از پاي پل نادري به تپه‌هاي علي گره‌زد نتوانسته بود به موقع در محل تپه‌هاي علي گره زد حضور يابد، به لحاظ اجراي به موقع عمليات به سروان كريم پيروزان مأموريت داده شد گردان239 تانك ام –60 را در هنگام تك به سوي غرب تا حضور سرگرد علي عباسي فرمانده گردان، هدايت و تا پايان عمليات بعنوان معاون فرماندة گردان انجام وظيفه نمايد. سرگرد علي عباسي نيز در ساعت 0530روز 4/1/1361 در محل پاسگاه فرماندهي خود حضور يافت.

 

 

عبور نصر6 (تيپ37) از خط مقدم (لجمن) نيروهاي خودي

 

نصر6 (تيپ37) در ساعت 0320 روز 4/1/1361 با توسل به خداي منان با قدرتي كم نظير و اراده پولادين و اعتماد به نفس كامل با دوگردان تانك و يك گروهان سوار زرهي در خط به صورتي كه گردان 239 تانك ام – 60 سمت راست جاده اصلي، گردان 237 تانك چيفتن سمت چپ جاده و گروهان سوار زرهي سمت چپ، گردان 237 تانك چيفتن به عنوان پهلو دار و گروه رزمي 177 مكانيزه كه با يك دسته تانك ام – 60 تقويت مي‌شد بعنوان احتياط كه گردان 237 تانك (تلاش اصلي) را دنبال مي‌كرد. با عبور از خط لجمن، نيروهاي خودي در تپه‌هاي علي‌گره‌زد، تك و پيشروي خود را به سوي غرب و عمق مواضع دشمن به منظور تصرف و تامين اهداف از پيش تعيين شده آغاز نمود.

حركت نيروهاي جان بر كف نصر6 (تيپ37) در آن لحظات بحراني كه تبادل آتش نيروهاي خودي و دشمن در جريان بود با مقاومت    غير قابل تصور نيروهاي دشمن در مواضع و استحكامات خود در محور پيشروي نصر6 (تيپ37) چنين تداعي مي‌نمود كه هيچ نيرويي قادر به پيشروي از اين محور به سوي غرب نخواهد بود.

با توصيف شرايط موجود، مي‌توان نصر6 (تيپ37) را به‌صورت يك نيروي احتياط در طول هشت سال دفاع مقدس معرفي كرد كه به بهاي نابودي خود، مأموريتي بس خطير و خطرناك و سرنوشت‌ساز را كه شايد بتوان آن را حساس‌ترين مأموريت جنگي دانست، با عبور نيروهاي خود از خط و با پيشروي به سوي غرب انجام داد. صداي حركت نيروهاي نصر6 به سوي غرب و غرش تانك ها موجب تزلزل روحيه نيروهاي مدافع دشمن گرديد. نيروهاي دشمن سراسيمه و وحشت زده، با استفاده از حداكثر توان رزمي در اجراي آتش هاي مستقيم و غيرمستقيم و تيراندازي شديد و بي‌وقفه بر سرتاسر محور پيشروي نيروهاي نصر6 (تيپ37)، در صدد جلوگيري از پيشروي نيروهاي ما به سوي غرب بودند.

پيشروي و نزديك شدن نيروهاي نصر6 به مواضع و استحكامات نيروهاي مدافع دشمن، شرايط بحراني را بحراني‌تر مي‌كرد و وضعيت، هر لحظه به مراحل خطرناك و سرنوشت سازي نزديك مي‌گرديد.

 

شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين حائل

                        كجا دانند حال ما سبك بالان ساحلها

                                                                    (حافظ)

نيروهاي رزمنده و دلاور نصر6 (تيپ37 زرهي) با استفاده بهينه از آتش و حركت نيروهاي زرهي در رزم شبانه، با سرعتي كه امكان‌پذير بود، براي رسيدن به منطقه عمومي دشت عباس و تصرف و تامين جاده دچه به ابو غريب تا قبل از طلوع آفتاب، تلاش مي‌كردند.

نيروهاي دشمن در مواضع و خاكريزهاي متوالي و متعددي در طول مسافت 5/18 كيلومتري از تپه‌هاي علي گره زد تا امامزاده عباس مستقر بودند.

نصر6 (تيپ37) زرهي براي تصرف و تامين اهداف مربوطه مأموريت داشت تمامي نيروهاي دشمن مستقر در اين مواضع و خاكريزها را در طول مسافت5/18 كيلومتري منهدم يا مجبور به فرار نمايد.

 

پاسگاه تاكتيكي نصر6 (تيپ37) و هدايت نيروها

پاسگاه تاكتيكي نصر6 (تيپ37) كه متشكل از فرماندة تيپ، جانشين فرمانده تيپ، افسران عمليات، افسران اطلاعات، درجه داران عمليات و اطلاعات، افسران ارتباط و مخابرات بود با فاصله پانصد متر به دنبال نيروهاي تك ور و در حال پيشروي به سوي غرب، بر روي جاده آسفالته حركت مي‌كرد. ارتباط كامل بين نيروهاي عمل كننده و پشتيباني كننده و قرارگاه فرماندهي نصر با پاسگاه تاكتيكي نصر6 برقرار بود.

سرگرد زارع پور، افسر مخابرات با تشكيل پست شنودي مجهز به كمك عناصر مخابراتي و چند نفر از سربازان عرب، زبان مكالمات و پيامهايي كه بين فرماندهان دشمن و نيروهاي آنان رد و بدل مي‌گرديد مي‌شنيد و در اختيار پاسگاه هدايت كننده تيپ قرارمي داد. اين اقدام امري بسيار مؤثر بود و ستاد عملياتي را در ايفاي نقش خود ياري مي‌كرد.

تدبير پاسگاه تاكتيكي بر اين اساس بود كه پس از تصرف و تامين اهداف از پيش تعيين شده، پاسگاه تاكتيكي و ستاد عملياتي تيپ37زرهي (نصر6) را در پانصد متري سمت راست جادة اصلي به طرف ارتفاعات شاوريه و در يك كيلومتري شرق امامزاده عباس استقرار دهد تا ضمن استفاده از مواضع طبيعي، براي اختفا و پوشش بر منطقه نبرد و درگيري نيروهاي دشمن اشراف كامل داشته باشد.

 

دريافت اولين پيام برخورد قطعي با نيروهاي دشمن

  ساعت 0350 روز 4/1/1361 گردان 237 تانك چيفتن، طي پيامي، درگيري قطعي و تيراندازي شديد و آتشباري بي‌امان نيروهاي مدافع دشمن به سوي محور پيشروي گردان مذكور را اعلام نمود. گردان 239 تانك ام – 60 نيز از تيراندازي و مقاومت شديد نيروهاي دشمن كه در صدد سد كردن پيشروي گردان ام 60 بود خبرداد؛ همچنين گروهان سوار زرهي كه به عنوان پهلودار جناح چپ گردان 237 تانك چيفتن پيشروي مي‌كرد از تيراندازي بي‌وقفه نيروهاي زرهي دشمن، مستقر در ارتفاعات تينه كه به موازات جاده اصلي از تپه‌هاي علي گره زد به سوي امامزاده عباس استقرار يافته بودند و از سمت چپ، تيپ37 زرهي (نصر6) را با گلوله‌هاي مستقيم توپ تانكهاي تي 72 و توپخانه‌ها و خمپاره‌ها مورد آتشباري قرار داده بودند و تلاش مي‌كردند تا به هر قيمت ممكن از پيشروي نيروهاي نصر6 تا قبل از روشنايي صبح به امامزاده عباس و جاده دچه به ابوغريب جلوگيري نمايند و در صورت موفقيت پس از طلوع آفتاب با پاتك هاي سنگين خود از جبهة روبرو و پهلوي چپ، با كمك بمباران هوايي و استفاده از بالگردهاي ارتش بعث عراق تيپ37 زرهي (نصر6) را منهدم و دوباره تسلط خود را بر بخشي از منطقه درگيري و تپه‌هاي علي گره زد كه از ارزش خاص نظامي برخوردار است تثبيت نمايند.

 

 

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده