جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس
بخش هشتم: توان رزمی نداجا در هر صورت، ترکیبی از ناوچه­های موشک­انداز کلاس کمبتانت مجهز به موشک­های هارپون و انواع بالگرد و هاورکرافت­های هوادریا و هواپیماهای پیشرفته F14 و F4نیروی هوایی مستقر در پایگاه هوایی بوشهر و عناصری از یگان­های ویژه تکاوران دریایی، یکی از پیشرفته­ترین و قدرتمندترین ترکیب نیرو را برای مقابله با تهدید دریایی عراق در شمال خلیج فارس به وجود آورده بودند که بدون اغراق در آن زمان در سطح خاورمیانه نیز بی­مانند بود.

جهت آشنایی با توان و سازمان رزم نیروی دریایی در ابتدای جنگ تحمیلی اجمالاً به آن اشاره می شود. درسال 1357 تعداد كاركنان نیروی دریایی با احتساب کارکنان تحت آموزش به حدود 33هزارتَن افزایش پیدا کرد. اما بسیاری از کارکنان این نیرو که بعضاً دارای نقش و وظیفه کلیدی بودند، به دلیل وقایع انقلاب تا زمان جنگ از خدمت رها شده و بسیاری نیز از مناطق عملیاتی به سایر پایگاه­های نیروی دریایی و یا به سازمان­های دیگر منتقل شدند. ناوگان خلیج فارس و دریای عمان در ابتدای جنگ دارای یگان­های شناور و پروازی به شرح زیر بود:

ناوشکن موشک­انداز سنگین 3فروند، ناوشکن موشک­انداز سبک کلاس سام 4 فروند، ناچه موشک­انداز کلاس کمان 12 فروند (تعداد 3فروند بعد از انقلاب تحویل نیروی دریایی شدند)، کروت توپدار کلاس بایندر 4 فروند، ناو نیروبر کلاس هنگام 4 فروند (2فروند پس از انقلاب تحویل گردید)، ناو سوخت رسان کلاس بندر عباس 2 فروند ، ناو لجستیکی خارک (بعد از انقلاب تحویل نیروی دریایی شد)، ناوچه توپدار 7 فروند ، 8 فروند هاورکرافتSRN6 ، 6 فروند هاورکرافت BH7  و حدود 36 فروند انواع بالگرد ترابری و ضدزیردریایی و مین روب، انواع موشک­های هارپون، استاندارد، سی کیلر و سی کت که بر روی ناوها و ناوچه­های نیروی دریایی نصب شده بودند.

 در ضمن 6 فروند هواپیمای گشت دریایی P3F خریداری شده برای نیروی دریایی، که نیروی هوایی آن را راه­اندازی کرده بود، از پایگاه هوایی شیراز برای انجام عملیات گشت دریایی به بندر عباس اعزام می­شدند. 5 فروند ناوهای مین جمع­کن نیروی دریایی هنوز وجود داشتند. اگرچه دارای قابلیت مین جمع­کنی با شرایط نوین را نداشتند، اما سال­ها نقش مهمی در آموزش افسران و درجه­داران نیروی دریایی ایفا نمودند.

اگر بخواهیم توان این ناوگان را مورد ارزیابی قرار دهیم، باید بگوییم قدرتمندتر از توان نیروی دریایی همه کشورهای خلیج فارس در آن زمان بود. این نیرو در صورت برخورداری از آمادگی رزمی 100درصدی می توانست با کمک ناوهای سوخت­رسان و لجستیکی  مدت­ها در دریاهای دور به عملیات بپردازد و می­توانست یک تیپ  تفنگدار و حدود یک گردان تانک را توسط ناوهای نیروبر کلاس «هنگام» در سواحل یا جزایر دشمن پیاده نماید و همچنین قادر بود؛ یک نیروی کماندویی به استعداد یک گردان را به کمک هاور کرافت­های خود ظرف چند ساعت در سواحل یا جزایر کشورهای عرب خلیج فارس پیاده کند.

این نیرو می توانست با کمک موشک­های پدافند هوایی استاندارد و موشک­های ضدکشتی هارپون عملیات آفندی و پدافندی نسبتاً مطمئنی را علیه اهداف سطحی دریایی و هوایی دشمن ایجاد نماید. این نیروها می­توانستند با استفاده از ناوها و بالگردهای مین­روب اقدامات مین­ریزی دشمن را خنثی نمایند. بالگردها و هواپیماهای شناسایی دریایی P3F قادر بودند گشت مستمر و مطمئنی را بر فراز آب­های خلیج فارس و دریای عمان و دریای عرب اجرا کنند.[1]

نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران بر اساس وظیفه و مأموریتی که داشت با آغاز جنگ، اقدام به برقراری یک ستاد تاکتیکی تحت نام نیروی رزمی 421 در پایگاه دریایی بوشهر کرد. وظیفه این ستاد هماهنگی و هدایت عملیات یگان­های شناور و پروازی و تفنگدار نیروی دریایی در جهت مقابله با نیروی دریایی عراق بود.

 قطعاً در این مأموریت نابودی نیروی دریایی عراق، اولین اولویت این نیروی رزمی بود. اولویت بعدی، حفظ سیادت دریایی جمهوری اسلامی ایران بر آبراه راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز با هدف باز نگاه داشتن این آبراه بر روی بنادر و تجارت خارجی کشور و محروم نمودن ناوگان تجاری و بنادر عراق از این مزیت بود. هر دو مأموریت با قاطعیت در دو سال اول جنگ  و با موفقیت نسبی تا پایان جنگ تداوم یافت.

البته با توجه به گسترش جنگ در خلیج فارس و بحث جنگ نفت­کش­ها و مسائل جزایر و سواحل طولانی ایران در خلیج فارس و دریای عمان یک قرارگاه تاکتیکی موسوم به فرماندهی دریا ساحل که به دال سین (د س) معروف بود، در زمان ریاست ستاد زنده یاد سرتیپ ظهیرنژاد در بندرعباس تشکیل شد، که به طور مستقیم تحت امر ستاد مشترک ارتش بود. این قرارگاه تاکتیکی دارای یک فرمانده از افسران نیروی دریایی و سه معاون هوایی و دریایی و زمینی بود.

یک تیپ از نیروی زمینی و پایگاه­های هوایی بوشهر وبندرعباس و چابهار و یگان­های شناور مناطق مختلف نیروی دریایی تحت امر عملیاتی آن بودند.[2] ایجاد این قرارگاه تاکتیکی در واقع نشان­دهنده خلأ بزرگی در سیستم فرماندهی تاکتیکی ناوگان نیروی دریایی بود كه پس از انحلال فرماندهی ناوگان خلیج فارس و دریای عمان به وجود آمده بود، زیرا اگر این ساختار فرماندهی حفظ شده بود، دیگر نیازی به ایجاد قرارگاه­های تاکتیکی متعدد مانند 421 و دریا ساحل نبود و فرماندهی ناوگان متناسب با شرایط تاکتیکی مناطق مختلف جنگ در دریا از زیرمجموعه­های خود برای فرماندهی و کنترل عملیات در هر منطقه  استفاده می­کرد.

در اوایل جنگ، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، برتری نسبی هوایی در برابر نیروی هوایی عراق را بر فراز آب­های خلیج فارس به دست آورده بود و پوشش هوایی مناسبی را برای یگان­های شناور نیروی دریایی در شمال خلیج فارس برقرار کرده بود و تا چند سال بعد نیز به صورت نسبی این برتری را حفظ نمود.

در هر صورت، ترکیبی از ناوچه­های موشک­انداز کلاس کمبتانت مجهز به موشک­های هارپون و انواع بالگرد و هاورکرافت­های هوادریا و هواپیماهای پیشرفته   F14 و   F4نیروی هوایی مستقر در پایگاه هوایی بوشهر و عناصری از یگان­های ویژه تکاوران دریایی، یکی از پیشرفته­ترین و قدرتمندترین ترکیب نیرو را برای مقابله با تهدید دریایی عراق در شمال خلیج فارس به وجود آورده بودند که بدون اغراق در آن زمان در سطح خاورمیانه نیز بی­مانند بود.

با ادامه پیروزی­های نیروهای ایرانی در زمین و آزادسازی بخش­های مهمی از سرزمین­های متصرفی ایران توسط ارتش بعث در چند عملیات بزرگ و بسیار موفق، سرفرماندهی ارتش بعث به پیشنهاد کشورهای حامی خود تلاش گسترده و جدیدی را برای توقف صادرات نفت ایران با هدف ممانعت از دسترسی ایران به منابع مالی لازم برای ادامه جنگ آغاز نمود، که در  واقع آغازی بر جنگ نفت­کش­ها در خلیج فارس از سوی عراق بود.

جنگ نفت­کش­ها

جنگ نفت­کش‌ها در خلیج فارس یک رویداد تعیین­کننده در تاریخ نیروی دریایی ایران است که بازتابی از راهبرد دریایی ایران، یعنی همان راهبرد ممانعت از دسترسی دیگران به خلیح فارس در صورت عدم تأمین امنیت برای کشتیرانی جهوری اسلامی، می‌باشد. مناقشه بین ایران و عراق در مراحل اولیه در خشکی جریان داشت و فقط چند واحد کوچک دریایی نقش پشتیبانی اندکی در منطقه اطراف خرمشهر را ایفا می‌کردند.

در سال 1984، عراق متوجه شد ابتکار عمل در جنگ زمینی را از دست داده و تصمیم گرفت توجه خود را بر قدرت هوایی متمرکز نماید. عنصر اصلی راهبرد عراق حمله به مناطق استراتژیک ایران و فلج کردن اقتصاد این کشور بود. به همین منظور، به تأسیسات نفتی حیاتی ایران در جزیره خارک حمله کرد که 85 درصد از صادرات نفتی ایران ازطریق نفتکش‌ها از این بندر انجام می‌شد. بندر خارک مهم‌ترین هدف جنگنده‌های میراژ F1 عراقی مسلح به موشک‌های اگزوسه ضدکشتی بود.[3] در پاسخ به این حملات، ایران با حمله به نفت­کش‌های متعلق به کشورهای حامی عراق در خلیج فارس، با این امید که دولت‌هایی چون عربستان و کویت از حمایت عراق دست بردارند، درصدد پاسخ‌گویی بر‌آمد.[4]

در اوایل سال­های دهه 1980، هر دو کشور ایران و عراق در حد محدود حملاتی را علیه کشتی­های تجاری اجرا نمودند؛ اما در سال 1984 عراق این حملات را به نحو چشمگیری افزایش داد تا از صدور نفت ایران جلوگیری نموده وآن را از منابع مالی برای ادامه جنگ محروم نماید. تا پایان جنگ صدها فروند کشتی تجاری از بیش از 30 ملیت مختلف مورد هدف قرار گرفتند.[5]

طبق بررسی تمام منابع و مدارک موجود، همگی بر این هدف و راهبرد عراق مبنی بر تلاش برای وادار کردن ایران به خاتمه جنگ از طریق قطع منابع مالی ایران حاصل از صادرات نفت و گاز اذعان داشته و متفق­القول می­باشند. در مقابل، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر اساس تصمیمات متخذه فرماندهی عالی جنگ راهبرد مقابله به مثل را بر اساس امنیت برای همه یا برای هیچ­کس در خلیج فارس آغاز نمود. در این رابطه یک گزارش تحقیقاتی نیروی دریایی ایالات متحده می نویسد:

"نیروی دریایی ایران از همان ابتدای جنگ بخش وسیعی از نیروی دریایی عراق را منهدم کرد و یا در بنادر مسدود شده آن محبوس نمود. در مقابل، عراق جنگ نفت­کش­ها را از سال 1981 علیه کشتی­هایی که نفت ایران را به خارج صادر می­کردند آغاز کرد. تا سال 1984 عراق این عملیات را بدون اقدامات متقابل ایران تداوم بخشید. در ماه مارس 1984، عراق عملیات خود را شدت بخشید و دامنه اقدامات خود را به شرق و جنوب جزیره خارک افزایش داد. دو ماه بعد ایران نیز عملیات مقابله به مثل خود را علیه کشتیرانی در خلیج فارس آغاز نمود.[6]

در سال ۱۹۸۱، عراق در مرحله اول به کشتی­های غیرنظامی ایرانی که وظیفه واردات کالاهای نظامی پشتیبانی جنگ را به عهده داشتند، حمله هوایی کرد. در مرحله بعد، این حملات کلیه کشتی­های تجاری ایران را نیز شامل شد. عراق حملاتش را با کمک جنگنده‌های سوپراتاندارد، میراژ اف۱ و هلیکوپتر سوپرفریلون که مجهز به موشک­های اگزوسه بودند و میگ-۲۳ انجام می­‌داد. این سلسله حملات تا سال ۱۹۸۳ ادامه پیدا کرد. اما ایران در این میان اقدام خاصی برای مقابله با این حملات انجام نداد. نفت‌کش اطلس اولین نفت‌کش خارجی بود که در این جنگ آسیب دید. هواپیماهای عراق این نفت‌کش را که متعلق به ترکیه و در حال صادرات نفت ایران بود در ۳۰ می ۱۹۸۲ در خلیج فارس بمباران کرد. در تاریخ ۱۸ دسامبر ۱۹۸۲ نفت‌کش یونانی اسکپمانت در حالی که در حال صادرات نفت ایران بود، مورد حمله موشک اگزوسه عراق قرار گرفت و آسیب جدی دید. آسیب‌دیدگی به‌ حدی بود که کشتی از ادامه سرویس‌دهی بازماند و کشتی غیرقابل استفاده گردید. از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ مجموعاً ۴۸ کشتی تجاری مورد حمله قرار گرفتند.[7] در واقع باید اوج جنگ نفت­کش­ها را در سال­های 1986 و 1987 به­شمار آورد. اما علی­رغم افزایش عملیات مقابله به مثل از سوی ایران مشکلات صدور نفت خام با دشواری­های بیشتری روبرو شد. دولت ایران با حمله عراق به نفت­كشها از سه طریق تحت فشار فزاینده قرار مى­گرفت:

الف) كاهش درآمد نفتى از طریق محدود كردن صدور نفت.

ب) افزایش هزینه­هاى تولید و صدور نفت از طریق انهدام منابع نفتى، انهدام پایانه­هاى نفتى و افزایش حق بیمه نفت­كش­ها.

ج) تخلف كشورهاى صادركننده نفت به ویژه عربستان و كویت در افزایش صدور نفت و كاهش قیمت آن. این روند تا آنجا پیش رفت كه قیمت نفت كه در سال 1359 بشكه­اى 41 دلار بود، در سال­هاى پایانى جنگ به 15 دلار رسید. البته قیمت 15 دلار حداقل قیمت نفت نبود، بلكه در سال 1365 كه یكى از سال­هاى بحرانى جنگ بود، قیمت نفت تا 8 دلار هم كاهش یافت.

غلامحسین تاش از صاحبنظران بلندپایه صنعت نفت در دوران دفاع مقدس در این رابطه می­گوید:

در سال ۱۹۸۶ همزمان با تمام این مشکلات، در اوپک اتفاق عجیبی افتاد. وزیر نفت عربستان در اجلاس اوپک اعلام کرد؛ کشورهای اوپک دائماً تولیدشان را برای حفظ قیمت کاهش داده­اند، اما این کار اشتباه است و ما سهم بازار خود را از دست داده­ایم؛ بنابراین ما باید تولید خود را افزایش دهیم تا سهم بازارمان حفظ شود و مهم نیست اگر قیمت نفت کاهش پیدا کند. عربستان این کار را عملاً شروع کرد. نفتی که قبل از آن ۲۷دلار بود به 6 دلار سقوط کرد.[8]

در خصوص چرایی اتخاذ سیاست مقابله به مثل، آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه همشهری می­گویند:

یك بحث جدی و پایه­ای هم در این موضوع است. آنها به فكر افتادند كه راه شكست ما قطع منابع مالی است. ما هم از كس دیگری كمك نمی­گرفتیم. پس دیگر نمی­توانستیم بجنگیم و تنها منبعی كه می­توانستند قطع كنند، نفت ما بود. امكانات فراوانی به عراق دادند تا صدور نفت ما را قطع كنند. ما داشتیم خط لوله­ای به سمت بندرعباس می­كشیدیم كه از آنجا نفت را صادر كنیم، اما هنوز در راه بود و دو سه سال وقت لازم داشت تا به سرانجام برسد. ما برای انجام این كار زمان در اختیار نداشتیم و غربی­ها بر دامنه مسلح كردن عراق افزوده بودند. به عراق موشك­های اگزوسه دادند. همچنین بمب­های لیزری دادند، فرانسوی­ها هواپیمای سوپراتاندارد دادند. هدف و سیاست آنها این بود كه منبع درآمد ما را بخشكانند.

سیاست متقابل ما هم این شد كه باید همه از خلیج فارس نفت صادر كنند. اگر ما نمی توانیم، دیگران هم نباید بتوانند. این سیاست جنگی تازۀ ما شده بود. البته عراق با یک لوله كه از عربستان می­گذشت، از طریق دریای احمر نفت را صادر می­كرد، ولی آن لوله، حداكثر به یک میلیون بشكه نفت در روز برای صادرات جواب می­داد. سیاست مقابله به مثل را انتخاب كردیم، هرجا كه آنها یك كشتی می­زدند، یك كشتی آنها زده می­شد. اگر بندر ما را می زدند، متقابلاً بندر زده می­شد. امریكا دید كه با وجود این همه امكانات و كمك همسایگان به عراق، ایران همچنان دست برتر را دارد. امریكا خودش به صحنه آمد و اسكورت نفت­كش­ها را به عهده گرفت.  پرچم امریكایی روی نفت­كش بزرگ كویت بود كه همان كشتی به تیر غیب گرفتار و غرق شد. در جلو و عقب این كشتی ناو امریكایی حركت می­كرد كه هدف قرار گرفت و یک صبح زود خبر دادند كشتی در حال غرق شدن است.[9]

از آوریل ۱۹۸۵ (فروردین ۱۳۶۴) حملات عراق با شدت و قدرت بسیار بیشتر همراه شد و تأسیسات جزیره خارک هدف اصلی حملات هوایی جنگنده‌های عراقی شد. در پی حملات ماه‌های اولیه، خسارات بسیار سنگینی به پایانه‌های نفتی جزیره خارک وارد شد، به طوری که هاشمی رفسنجانی از اشراف اطلاعاتی هواپیماهای عراق به وضعیت دفاع هوایی این منطقه به شدت گلایه کرد.[10]

 

منبع: جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس، عبدالله معنوی رودسری و همکاران، 1394، ایران سبز، تهران

 

 


[1]. اطلاعات دریافتی از نداجا و اطلاعات شخصی نگارندگان با توجه به هشت سال حضور در دوران جنگ تحمیلی.

[2]. بایگانی مدارک جنگ تحمیلی نداجا.

[3] Dilip Hiro, The Longest War; The Iran-Iraq Military
Conflict. New York: Routledge, Chapman & Hall, IN
1991, p129-131.

[4] John Jordan, "The lranian Navy." Jane's Intelligence
Review (May 1992): p214.

[5] بررسی جنگ ایران و عراق _ راهبرد نظامی و اهداف سیاسی صفحه 21 – 1989 دانشکده جنگ نیروی هوایی ایالات متحده

[6] Orourke Ronald  – Iran Iraq war  may 1988  Proceeding Magazine

[7]. همان، ص 2.

[8]. تاش غلامحسین – بامکافات یک قطره نفت صادر می کردیم 29 شهریور 1393 – دیپلماسی ایرانی

[9]. اکبر هاشمی رفسنجانی، «واقعیت این بود.»، روزنامه همشهری، 1 مهر 1382.

[10]  هاشمی رفسنجانی اکبر . امید و دلواپسی (خاطرات سال ۱۳۶۴). تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۸۷. ۲۶۴.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده