خاطرات سرتیپ دوم غلامحسین دربندی(43)
گل از شاخه جدا شده ظاهراً دشمن در جریان حمله به تپه سبز، تصمیم جدی گرفته بود تا همۀ ما را قتل عام کنند؛ مرتب با کاتیوشا روی سرما آتش می ریخت. در همین احوال خبر دادند که ستوان «شکاری» هم به شهادت رسیده است. بالای سرش رسیدم. روی زمین افتاده و خون پاکش ماسه ها را رنگین کرده بود. چشمانش را کاملاً طبیعی بسته بود. گویی به خوابی آرام فرو رفته باشد.

به کمک بچه ها پیکر پاکش را بلند کردیم و داخل نفربر گذاشتیم. چند سرباز هم زخمی شده بودند که زخم هایشان را پانسمان کردیم و آنها با سرو دست بانداژ شده، دوباره مشغول نبرد با دشمن شدند.

منبع : دکتر بدو، منتظر، رضا، 1393، عماد‌فردا، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده