جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس
«با توجه به تجاوزات عراق به ایران اسلامی، بدینوسیله کلیه مرزهای آبی نزدیک سواحل ایران، منطقه جنگی اعلام میشود و کشور ایران اجازه حمل کالا به بنادر عراق را به هیچ یک از کشتیها نخواهد داد. برای امنیت کشتیرانی در خلیج فارس اعلام میدارد مسیرهای زیر میبایستی رعایت گردد. کشتیها پس از عبور از تنگه هرمز، مسیر خود را طوری تغییر دهند که از 12 مایلی جنوب جزیره ابوموسی، 12 مایلی جنوب جزیره سیری، جنوب چراغ دریایی کیبل بنک و از 12 مایلی جنوب­غربی جزیره فارسی عبور نمایند. کشور ایران تعهدی در برابر سرپیچی کنندگان از این اعلامیه نخواهد داشت.»

بخش ششم: صحنه نبرد در دریا

 بر اساس قوانین بین­المللی در صورت وقوع جنگ مسلحانه بین دو یا چند کشور، آبراه­ها و آب­های بین­المللی علاوه بر آب­های سرزمینی می­توانند برای انهدام شناورهای نظامی یا تجاری دشمن و یا محاصره دریایی کشور متخاصم مورد بهره­برداری طرفین درگیری قرار گیرند.

موقعیت راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز و دسترسی آسان به آب­های آزاد و دریاهای دور از طریق بنادر و جزایر واقع در خلیج فارس و دریای عمان  این مزیت را برای نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران به وجود آورده بود که در تمام طول جنگ تحمیلی ضمن محروم نمودن عراق از دستیابی به آب­های آزاد، شناورهای خودی با سهولت و قدرت تمام از این موقعیت جهت تداوم مطمئن و مستمر جریان کالا و سوخت و مهمات برای پشتیبانی از ادامه جنگ استفاده نمایند.

 در این میان کنترل و اشرافیت کامل نیروی دریایی بر خلیج فارس و تنگه هرمز موقعیتی کلیدی برای محاصره دریایی عراق ایجاد نموده بود و دریای عمان به دلیل عدم توانایی یگان­های شناور عراق در عبور از تنگه هرمز، اگرچه صحنه نبرد دریایی بین دو کشور نبود، اما بندر چابهار در منتهی­الیه مرز آبی ایران، موقعیت امنی را برای تجارت مستمر و مطمئن ایران با سایر نقاط جهان به وجود آورده بود.

نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران به منظور برقراری محاصره دریایی عراق، با هدف ممانعت از تجارت این کشور با سایر کشورهای جهان از طریق آب­های آزاد و همچنین امکان پدافند مناسب از بنادر، جزایر و تأسیسات نفت و گاز  در خلیج فارس و ایجاد امنیت کامل برای تجارت آزاد کشور و به ویژه امکان صادرات نفت ایران به صورت مستمر و روزانه به سایر کشورها اقدام به ایجاد یک منطقه جنگی در خلیج فارس می­نماید.

اعلام این منطقه جنگی به طور کامل منطبق بر قوانین بین­المللی ناظر بر مناطق جنگی در دریا در دوران تخاصم نظامی بین کشورها بوده و ضمن تأمین امنیت و منافع خودی در دریا، کشتیرانی آزاد برای سایر کشورهای منطقه و جهان در این آبراه حساس و حیاتی را تأمین می­نمود.

این منطقه جنگی در تاریخ 31 شهریور 1359 برابر با 22 سپتامبر 1980 به صورت رسمی اعلام شد و آب­های خلیج فارس را، در محدوده بین سواحل شمالی ایران و خطوطی که نقاط بین 12 مایلی جنوب جزایر ابوموسی و سیری را به جنوب چراغ دریایی کیبل بنک [1]و 12 مایلی جنوب شرقی جزیره فارسی متصل می­کرد، دربرمی­گرفت. این جزایر جنوبی­ترین جزایر ایرانی خلیج فارس می­باشند و محدوده بین آنها و سواحل ایران به دلایل کاملاً مشخصی محدوده جنگی اعلام و مورد اعتراض جدی کشور و یا نهاد بین­المللی قرار نگرفت.[2]

متن کامل اطلاعیه که به درخواست  ستاد نیروی دریایی ارتش از اداره سوم ستاد مشترک درخواست شده بود به شرح زیر است

«با توجه به‌ تجاوزات عراق به ‌ایران اسلامی، بدینوسیله کلیه مرزهای آبی نزدیک سواحل ایران، منطقه جنگی اعلام می‌شود و کشور ایران اجازه حمل کالا به ‌بنادر عراق را به‌ هیچ یک از کشتی‌ها نخواهد داد. برای امنیت کشتی‌رانی در خلیج فارس اعلام می‌دارد مسیرهای زیر می‌بایستی رعایت گردد. کشتی‌ها پس از عبور از تنگه هرمز، مسیر خود را طوری تغییر دهند که از 12 مایلی جنوب جزیره ابوموسی، 12 مایلی جنوب جزیره سیری، جنوب چراغ دریایی کیبل بنک و از 12 مایلی جنوب­غربی جزیره فارسی عبور نمایند. کشور ایران تعهدی در برابر سرپیچی کنندگان از این اعلامیه نخواهد داشت.»

همان گونه که در متن این اعلامیه مشخص شده است، نیروی دریایی ارتش، برای کشتی‌رانی بین‌المللی در تنگه هرمز هیچ‌گونه محدودیت و خطری به ‌استثنای کشور عراق که با ایران در جنگ بود، ایجاد نکرد و بر اساس حقوق بین‌الملل دریایی، تمامی کشتی‌ها می‌توانستند آزادانه به‌ بنادر سایر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که با ایران در جنگ نبودند، تردد کنند.

جمهوری اسلامی ایران برای روشن شدن افکار عمومی جهان مجدداً در 20 مهر 1359 به طور رسمی تعهد خود مبنی بر باز نگاه داشتن تنگه هرمز بر روی کشتیرانی بین­المللی را مورد تأکید قرار داد.[3]

با توجه به ‌استقرار ناوچه‌های موشک‌انداز نیروی دریایی در شمال­غربی خلیج فارس و همچنین اجرای گشت‌های دریایی در جنوب­شرقی جزیره بوبیان، به‌ منظور کنترل و مراقبت از ترددهای دریایی از دهانه خورعبداله با هدف جلوگیری از عزیمت کشتی‌ها به‌ بندر ام‌القصر عراق، اطلاعیه دیگری برای هشدار به ‌کلیه شرکت‌های کشتی‌رانی که قصد عزیمت به ‌بندر ام‌القصر داشتند، صادر و منتشر شد که ضمیمه اعلامیه قبلی بود و مسیر تردد کشتی‌های تجارتی را در شمال­غربی خلیج فارس تا نقطه مشخص­شده در شمال­شرقی جزیره بوبیان محدود می‌کرد. به ‌این ترتیب، خور عبداله «مسدود» اعلام شد. متن اعلامیه مذکور به ‌شرح ذیل بود:

«نظر به ‌وجود مخاطرات بالقوه در شمال­غربی خلیج فارس، کشتی‌های تجارتی که عازم بنادر ایران نیستند، موظف به ‌رعایت این دستورات‌ که مکمل اعلامیه دریایی به‌ شماره 59/17 است، می‌باشند. این دستورالعمل صرفاً به ‌منظور تضمین ایمنی و امنیت کشتی‌رانی تجارتی در منطقه می‌باشد:

  1. پس از رسیدن به ‌12 مایلی جنوب جزیره فارسی، کشتی‌ها بایستی در غرب محوری که نقطه 2755 شمالی و 4953 شرقی را به ‌نقطه 2910 شمالی و 4912 شرقی وصل می‌کند، عبور نمایند.
  2. تا محدوده محور 4840 شرقی، تمامی کشتی‌ها موظفند در جنوب محور 2910 شمالی دریانوردی کنند. کشتی‌هایی که به‌ مقصد کویت در حرکت هستند و از محور 4840 شرقی عبور کردند، می‌توانند در جهت شمال به ‌سوی کویت دریانوردی کنند.

کشتی‌هایی که به ‌مقصد بنادر ایران [در حرکت] می‌باشند، طبق اعلامیه دریایی شماره 59/22 ایران عمل خواهند نمود. عدم توجه به ‌دستورات مذکور ممکن است مانع عبور آزاد کشتی‌ها و به ‌مخاطره افتادن امنیت آنها شود که در آن صورت، مقامات ایرانی هیچ‌گونه مسئولیتی را پذیرا نخواهند بود.»[4]

منطقه جنگی ایران مشابه منطقه جنگیای بود كه توسط ژاپن، طی جنگ با روسیه در سال 1904 به منظور دور نگه داشتن كشتیرانی بینالمللی از سواحل ژاپن، به عرض 10 مایل ایجاد شده بود.[5] منطقه مزبور، با مناطقی كه هم در جنگ­های بینالمللی و هم در جنگ فالكند و نیز منطقهای كه توسط عراق در 7 اكتبر 1980 (15 مهرماه 1359 ) ایجاد شده، تفاوت داشت.[6] در این موارد هر كشتی‎‎ای كه اقدام به ورود به آن مناطق را (كه معمولاً مناطق ممنوعه نامیده میشوند) میكرد، به خودی خود به عنوان كشتی دشمن و متجاوز تلقی شده و سزاوار حمله بدون اخطار قبلی میبود. ایجاد چنین منطقهای، عملی غیرقانونی و مغایر با اصل آزادی كشتیرانی بوده و با مفهوم بی­طرفی در تعارض است. در این رابطه نظر مثبت منابع خارجی آمده است.

«تا آنجا كه منطقه جنگی اعلام شده هدفش تضمین امنیت در آب­های نزدیك سرزمین ایران میباشد، این امر نیز از نظر حقوقی قابل اعتراض نیست.»[7] به واقع «اهداف دفاعی ایران در اعمال محدودیت نسبت به مناطق نزدیك ساحل خود، و مداخلۀ محدودش در خطوط كشتیرانی بینالمللی هم، به این نظریه منتهی میشود كه اقدامات ایران معقول بوده و لذا تحت چنین شرایطی قابل توجیه است.»[8]

به دلایل کاملاً مشخصی شمال خلیج فارس منطقه اصلی درگیری نظامی بین ایران و عراق بود. اگرچه تمامی خلیج فارس و دریای عمان برای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی صحنه نبرد دریایی محسوب می­گردید، اما صرف نظر از دلایل تاکتیکی و راهبردی صحنه نبرد دریایی با عراق، باید اذعان داشت که این منطقه (شمال خلیج فارس) پس از تنگه

هرمز مهم­ترین بخش خلیج فارس محسوب می­شد.

شمال­غربی خلیج فارس اگرچه منطقه­ای کوچک به شمار می­آید، اما دارای اهمیت راهبردی بسیار بالایی است. اینجا منطقه­ای است که دو قدرت بزرگ خلیج فارس، یعنی ایران و عربستان را از یکدیگر جدا می­نماید. در عین حال محل حضور دو کشور نه چندان دوست کویت و عراق است، جنوب عراق متشکل از رودخانه­ها، نهرها و هورهایی است که به شط­العرب  و نهایتاً خلیج فارس می­ریزد.

با وجود این، عراق تنها دارای یک ساحل 58کیلومتری در کنار آب­های خلیج فارس بوده و دو کانال آب  قابل کشتیرانی این سواحل را به خلیج فارس پیوند می­دهند.[1] کویت یکی از این دو  کانال قابل کشتیرانی، یعنی خور عبداله را که تنها مسیر دسترسی به بندر ام­القصر است و در پهن­ترین نقطه خود  تنها دارای 10 کیلومتر عرض است، به راحتی کنترل می­نماید و بعد از پایان جنگ عراق و کویت در صدد ساخت بنادر عظیمی در این مناطق دریایی هستند.[2]

 محدوده جنگ دریایی ایران و عراق عمدتاً در شمال­غرب خلیج فارس متمرکز بود. از آنجا که عراق فاقد سواحل و جزایر راهبردی در خلیج فارس است، تنها می­توانست از دو بندر عمده بصره و ام قصر(ام­القصر) برای مقاصد نظامی استفاده نماید.

البته در طول اروندرود بنادر کوچک دیگری نیز مانند فاو می­توانستند برای عملیات نظامی مورد استفاده قرار گیرند، اما به دلیل اشرافیت ایران بر اروندرود و بسته شدن این آبراه مهم و راهبردی که نقش مهمی در تأمین تجارت خارجی عراق ایفا می­کند، تمام بنادر این مسیر از جمله بندر مهم و تاریخی بصره از ابتدای جنگ عملاً مسدود شدند و وضعیت آنها تا پایان جنگ به همین ترتیب باقی ماند. بنابراین تنها بندر مهمی که تمام عملیات نیروی دریایی عراق از آنجا هدایت و اجرا می­گردید، بندر ام­قصر بود. این بندر که در مجاورت خور زبیر واقع شده است­، از طریق خور عبداله به خلیج فارس راه دارد و عمده تجهیزات نیروی دریایی عراق را در خود جا داده و به شدت با سیستم­های پدافند هوایی متراکم و چند لایه و بهره­گیری از پایگاه­های هوایی مجاور آن در برابر حملات هوایی ایران محافظت می­شد.

البته در طول جنگ، این بندر چند بار مورد حمله جنگنده بمب­افکن­های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و بخش­هایی از اسکله و تأسیسات و یگان­های شناور مستقر در آن منهدم، اما مجدداً بازسازی شدند.

مهم­ترین تاکتیک نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران بیرون کشاندن یگان­های شناور به ویژه  ناوچه­های عراقی از بندر ام­قصر به داخل خلیج فارس و سپس انهدام آنها در یک عملیات مشترک هوایی/ دریایی بود.

شکل4: نقشه دریایی شمال خلیج فارس. علاوه بر انهدام تأسیسات صدور نفت عراق در پایانه­های البکر و الامیه در عملیات مروارید، به علت پوشش هوایی مناسب و ضعف نیروی دریایی عراق ناوشکن­های نیروی دریایی چندین بار این دو پایانه را مورد

حملات موشکی و توپخانه قرار دادند. در نقشه فوق مسیر ناوشکن پلنگ برای اجرای آتش بر روی پایانه­های یادشده در مورخه 15 اسفند 1359مشخص شده است.[1]

در ابتدای جنگ که یگان­های شناور نیروی دریایی از پشتیبانی قدرتمند نیروی هوایی برخوردار بودند، حتی تا دهانه و داخل خور عبداله نیز پیش می­رفتند تا با تحریک یگان­های عراقی آنها را بیرون کشیده و منهدم نمایند.

یکی از مهم­ترین نگرانی­های نیروی دریایی جمهوری اسلامی در اوایل جنگ، به عملیات غافلگیرانه ناوچه­های موشک­انداز عراقی علیه بنادر خودی، مشابه آنچه ناوچه­های موشک­انداز هندی علیه بندر کراچی در سال 1971 انجام دادند، بازمی­گشت.[2] این امکان وجود داشت که ناوچه های عراقی با استفاده از تاریکی شب و از طریق سواحل کشورهای عرب خلیج فارس مانند کویت، عربستان و امارات خود را به سواحل ایران نزدیک کرده و سپس با قرار گرفتن در مسیر کشتیرانی بین­المللی، وارد آب­های ایران شده و بنادر مهمی چون بندرعباس و بوشهر و یا بندر امام خمینی و همچنین تأسیسات وسیع نفت و گاز ایران در خلیج فارس را مورد حمله قرار دهند. برای جلوگیری از چنین اقدامی نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران با استفاده از تمام جزایر و سکوهای نفتی خودی در خلیج فارس زنجیره یکپارچه و مطمئنی را برای مراقبت و شناسایی هرگونه تحرک یگان­های عراقی تشکیل داد.

این ایستگاه­های مراقبت عمدتاً به رادارهای سطحی مجهز بوده و قادر به شناسایی اهدافی تا 30 الی 40 مایلی اطراف خود بودند. به علاوه گشت­های مستمر هوایی در طول روز برای شناسایی تحرکات احتمالی نیروی دریایی عراق توسط هواپیماهای گشت دریایی P3F یا هواپیماهای C130 و بالگردهای هوادریا صورت می­گرفت.

یگان­های شناور نیروی دریایی نیز با گشت­های مداوم از خور عبداله تا تنگه هرمز را به دقت مراقب کرده و شناسایی می­کردند. حاصل تمام این اقدامات آن بود که عراق هیچ­گاه نتوانست دست به کوچکترین حرکتی علیه بنادر  ایران در خلیج فارس بزند. البته ناوچه­های عراقی اکثراً با استفاده از تاریکی شب با بیرون آمدن از خور عبداله چند سکوی نفتی ایران در مناطق نزدیک به سواحل عراق؛ مانند سکوهای نفتی نوروز و اردشیر را مورد اصابت موشک­های استیکس قرار دادند و بعدها این حملات از طریق هواپیماهای جنگنده سوپراتاندارد و بالگردهای سوپرفریلون مجهز به موشک­های اگزوسه ادامه یافت.

با وجود این، سکوهای نفتی یادشده علی­رغم آسیب­دیدگی و عدم توانایی لازم برای استخراج نفت از منابع فلات قاره ایران، برای مقاصد مراقبت و کنترل تحرکات دریایی و هوایی دشمن، تا پایان جنگ همچنان مورد استفاده نیروی دریایی قرار داشتند.

نیروی دریایی ایران نیز متقابلاً با انهدام پایانه­های نفتی عراق موسوم به البکر و الامیه تا پایان جنگ تحمیلی، عراق را از صادرات نفت خام این کشور از طریق خلیج فارس محروم نمود. لذا با بررسی مجموعه عملیات­های نیروی دریایی و هوایی دو طرف علیه اهداف نظامی و اقتصادی در دریا می­توان منطقه شمال  خلیج فارس را منطقه اصلی نبرد بین نیروی دریایی ایران و عراق برشمرد. در ادامه جنگ نیز عراق با استفاده از هواپیماها و بالگردهای مجهز به موشک ضدکشتی برای توقف صادرات نفت ایران جنگ نفت­کش­ها را در همین منطقه عملیاتی آغاز کرد که با عملیات مقابله به مثل ایران روبرو شد و این روند تا پایان جنگ ادامه داشت.

 البته ایران منطقه جنگ نفت­کش­ها را محدود به شمال خلیج فارس نکرده و می­توانست تمام مسیر کشتیرانی در خلیج فارس از تنگه هرمز تا بنادر منتهی به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج را در صورت شناسایی کشتی­های مشکوک مورد حمله یگان­های خودی قرار دهد.

 

 منبع: جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس، عبدالله معنوی رودسری و همکاران، 1394، ایران سبز، تهران

 


[1] نقشه مورد استفاده بر گرفته از درگاه Military.ir با موضوع اولین عملیات ناوشکن پلنگ در جنگ تحمیلی

[2]. در جنگ هند و پاکستان در سال 1971، تعدادی ناوچه کلاس اوزای نیروی دریایی هند با اختفای کامل و با استفاده از اصل غافلگیری، در دو مرحله در شب­های 5 و 9 دسامبر  به بندر کراچی نزدیک شده و با شلیک ده­ها فروند موشک استیکس بخش مهمی از نیروی دریایی پاکستان، تعداد زیادی کشتی­های تجاری و مخازن سوخت را در کنار اسکله های این بندر نابود کرده و خسارات فراوانی به کراچی وارد می کنند

 1971 War The first missile attack on Karachi IDR 31 oct 2011                                                                   


[1]. دو آبراهی که عراق را به خلیج فارس پیوند می­دهند اروندرود و خور عبداله می­باشند که به ترتیب بصره و ام­قصر را به خلیج فارس متصل می­نمایند. هردو آبراه در برابر تهاجمات ساحلی از طرف کشورهای ایران و کویت دارای موقعیتی آسیب­پذیر هستند.

[2] Geopolitics of Northwestern Persian Gulf     Stratford Global Intelligence Oct 19 2012

 


[1]. Cable Bank Light

[2] نگاه کنید به اطلاعیه دریانوردان به شماره 59/17منتشره در تاریخ 31 شهریور 1359

[3] نامه رسمی وزیر امورخارجه ایران به دبیرکل سازمان ملل متحد . سند شماره S/14/226

[4]. در همین رابطه ناوچه موشک­انداز پیکان که در هجدهم مهرماه 1359، مأموریت گشت و کنترل راه­های دریایی مواصلاتی دشمن و دهانه خور عبداله را بر عهده داشت، یک فروند کشتی تجاری که قصد ورود به خور عبداله را داشته و به اخطارهای این ناوچه بی­توجه بود، مورد حمله قرار داد و صدماتی به آن وارد کرد.

گزارش نیروی رزمی 421 به فرماندهی نیروی دریایی در این خصوص به شرح زیر ارسال شد:

  1. در اجرای طرح آفندی بهروز و به منظور محروم کردن دولت متجاوز عراق از تسهیلات و تجارت دریایی و بندری خود، در عملیاتی با مشارکت یک فروند ناوچه موشک­انداز و یک فروند بالگرد هوادریا، یک فروند کشتی تجاری که در دهانه ورودی خور عبداله دیده شد، در ساعت 16:45 امروز (18/7/59) توسط توپخانه ناوچه پیکان مورد حمله قرار گرفت و صدمات زیادی به آن وارد شد.
  2. پیشنهاد می­شود یک بار دیگر در رسانه­های جمعی اعلام گردد دولت ایران در بستن راه­های دریایی کشور متجاوز عراق مصمم است و از هرگونه تردد کشتی­های تجاری به بنادر عراق جلوگیری خواهد نمود.

مستخرج از مدارک موجود در بایگانی سوابق جنگ تحمیلی نداجا.

[5] See: Rlj. Dupuy – D. Vignes (eds), Traite du nouveau droit de la mer (1985), p.1099

[6] See: R.Leckon, “The Iran-Iraq onflict in the Gulf: the Law of War Zones”, International and

[7] See: F.V.Russo, Jr.,”Neutrality at Sea in Transition. States Practice in the Culf War as Emegin uvhrg

[8] See: R.Leckon, op.cit., Supra, note 10

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده