آتش دل(1)
يا حسيـــن (ع) اي كه از داغت جهان بر سينه و سر ميزند مرغ روح آدمي در كوي تو پر ميزند اي سراي عشق تو مأواي هر دلباخته عاشقانت با غمت هم سوخته، هم ساخته اي عزايت ماتم جانسوز هر اهل دلي وي بود هر عبد را در كوي عرفت منزلي اي كه عالم پر فغان در ماتمت ديوانه شد ساغر جان بر شرار عشق تو پيمانه شد

اي فداي نام تو، قربان نام اكبرت (ع)

 

طاقت مابرده از كف تار موي اصغرت (ع)

اي فداي قاسم(ع) و آن زينب(س) غم‌پرورت

 

پر زند دل در سراي خلوت آب آورت

دست عباست(ع) اگر گرديد از پيكر جدا

 

دستگير ما بود بر درد عالم شد دوا

واي ما كآتش درون خيمه‌ها افروختند

 

قلب عالم را از اين جور و جنايت سوختند

دل چه مي‌سوزد به حال خواهر غمديده‌ات

 

بر تن عريان تو، بر حنجر ببريده‌ات

كي رود از خاطر ما ياد عاشوراي تو

 

اي طنين انداز دوران تا ابد آواي تو

ذكر هَل من ناصرت در جان ما شورآفرين

 

نغمة هيهات تو در گوش جان، شيواترين

مصحف تاريخ عزّت را بقا، شيرازه‌ات

 

نهضت ما برگي از خون نامة انگيزه‌ات

 

 

 

منبع: آتش دل، بیطرف(محزون)، فرزاد،1386، تهران ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده