جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس
با وجود این، تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی سابق، تهدیدات نظامی امریکا علیه ایران محدود بوده و در پوشش دفاع از کشتیهای نفتکش و جریان صدور نفت از خلیج فارس صورت میگرفت. ولی در دهه 1990، با خارج شدن اتحاد شوروی از عرصه رقابتهای بینالمللی، تهدیدات امریکا شکل عریانتری به خود گرفت و این کشور در سالهای اخیر، با توسل به سیاست پیشگیرانه و بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد، به اشغال عراق پرداخت.

 

بخش چهارم

عراق و ترتیبات امنیتی

منطقه خلیج فارس طی چند دهه گذشته با سیاست توسعه‌طلبانه صدام حسین، شاهد چندین جنگ، مناقشه و درگیری‌ بوده است، از جمله جنگ هشت ساله عراق با ایران در دهه1980، جنگ دوم خلیج فارس (اشغال کویت توسط عراق و حمله امریکا به عراق برای آزادسازی کویت در سال 1991) و آخرین جنگ امریکا علیه عراق که در سال 2003 منجر به سرنگونی صدام و اشغال عراق شد. یک طرف ثابت در هر سه جنگ صدام حسین بود.

فضای امنیتی منطقه خلیج فارس در35 سال گذشته، متأثر از فضای جنگ و وحشت بود. رژیم سابق عراق به عنوان منبع تهدید، تنش و ناامنی در شکل‌دهی به چنین اوضاعی نقش محوری داشت. آنچه مسلم است؛ سقوط رژیمی که تهدیدی برای امنیت منطقه، عاملی برای تبدیل منطقه به رقابت‌های تسلیحاتی و توجیهی برای حضور بیگانگان بود و جایگزینی آن، رژیم یا دولتی برخاسته از رأی مردم بود، بر ترتیبات امنیتی منطقه تأثیر گذاشته است.

اگرچه ناامنی­های داخلی عراق با ظهور طالبان همچنان باقیست و تهدید تجزیه این کشور عاملی بالقوه برای نگرانی­های آینده این کشور محسوب می­شود، عراق پس از صدام، حرکت به سمت تبدیل شدن به کشوری دمکراتیک را آغاز کرده است، اما از آنجا که هنوز تا رسیدن به این هدف راهی طولانی در پیش دارد، در آینده نزدیک خطر چندانی از جانب آن متوجه کشورهای خلیج‌ فارس نخواهد بود و مسلماً یک عراق دمکراتیک نیز سعی خواهد کرد در چارچوب قواعد بازی‌های منطقی بین‌المللی حرکت کند و به احتمال زیاد از ماجراجویی‌های سابق فاصله خواهد گرفت.

به هر حال، عراق آینده به شدت به داشتن روابط خوب با دیگر همسایگان خود در خلیج فارس نیاز دارد و در مقابل، حضورش در هرگونه ترتیبات امنیتی این منطقه ضروریست. عراق اگرچه به خاطر آنکه یک کشور عربی است، امکان پذیرش در شورای همکاری خلیج فارس را نیز دارد، اما با توجه به اکثریت شیعه در این کشور که دارای پیوندهای سنتی با ایران است و نیز ادعای تاریخی عراق در مورد کویت که می‌تواند تا سال‌های دور نیز دوام آورد و اسباب سوء ظن دائمی در مورد این کشور را حداقل برای کویت فراهم آورد، چنین احتمالی اندک به نظر می‌رسد.

با توجه به خروج بیش از 130 هزار نیروی نظامی امریکایی در عراق و پایان مداخله در امور نظامی و امنیتی این کشور، امریکا تلاش می‌کند با دولت عراق پیمان امنیتی منعقد نماید. اما داشتن پیوندهای بسیار نزدیک بین این دو کشور از میزان مشروعیت هر حکومتی در عراق خواهد کاست و عراق چاره‌ای ندارد جز اینکه امنیت پایدار خود و همچنین کسب اطمینان همیشگی از دسترسی ایمن به خلیج فارس را در ایجاد روابط امنیتی متقابل با همسایگانش جستجو کند.[1]

پس از خروج نیروهای ائتلاف از عراق دولت­های این کشور در حیطه اعمال حاکمیت و در نحوه تعامل با نیروهای امریکایی و گروه‌ها و جریان‌های مختلف سیاسی با چالش‌هایی مواجه است. میزان ثبات و آرامش در صحنه داخلی عراق بر جهت‌گیری‌های سیاست خارجی این کشور تأثیر خواهد گذاشت. گمانه‌زنی در مورد نقش عراق جدید در ترتیبات امنیتی منطقه خلیج فارس به میزان توفیق دولت در برقراری نظم و آرامش در عراق بستگی دارد.

هرچند احتمال تجزیه عراق در شرایط فعلی خیلی قوی نیست، اما محتمل است. در صورت وقوع چنین امری، شرایط امنیتی در کل منطقه تغییر خواهد کرد.[2]  تحولات امنیتی ناشی از حضور داعش در بخش­های وسیعی از سرزمین عراق می­تواند به وحدت ملی در این کشور کمک کند، یا آن را با سرعت بیشتری به سوی تجزیه کشور به سه بخش کردنشین، سنی و شیعه پیش ببرد که تحولات آینده آن را روشن خواهد نمود. وجود یک دولت شیعی در رأس دولت عراق و ادامه یکپارچگی این کشور، در جهت منافع ملی کشور ایران خواهد بود.

جمهوری اسلامی ایران

ایران در دوران پیش از انقلاب یکی از ستون‌های امنیتی منطقه در راستای تأمین منافع جهان غرب محسوب می‌شد و در الگوی سیاست واقع‌بینانه رقابتی و یا سیاست هژمونیک متکی بر اتحادیه‌های نظامی، در کنار کشورهای غربی و به ویژه امریکا قرار می‌گرفت. وجود چنین روابطی، اختلافات این کشور با کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس و عربستان را کم‌رنگ می‌کرد، ولی پس از انقلاب اسلامی در ایران و خارج شدن این کشور از اردوگاه غرب، بدون وارد شدن در اردوگاه دیگر، تحریک برخی از قدرت‌ها سبب شد که اختلافات کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران امکان بروز بیشتری یابد و وجود همین اختلافات و احساس تهدید آنها از جانب ایران، آنها را کمابیش در جریان جنگ تحمیلی در کنار عراق قرار داد.

این صف‌بندی، امنیت خلیج فارس را با مخاطرات جدّی روبرو ساخت. کشورهای عرب منطقه، شورای همکاری خلیج‌ فارس را تأسیس کردند تا از میزان تهدیدات علیه خود بکاهند. از سوی دیگر، آنها به عراق کمک مالی کردند تا در جنگ علیه ایران توفیق یابد و خطر صدور انقلاب اسلامی به این کشورها از میان برود. ایران بعد از انقلاب، سیاست مستقلی را از قطب‌های دوگانه جهانی در پیش گرفت.

بر همین اساس، منافع این کشور در تعارض با منافع هر دو قطب در خلیج فارس قرار گرفت، چرا که شوروی سابق می‌کوشید با عبور از افغانستان و سپس پاکستان خود را به خلیج فارس برساند و ایران شدیداً با این رویکرد مخالف بود و از طرف دیگر امریکا نیز در اواخر جنگ تحمیلی به یاری عراق و همچنین شورای همکاری خلیج فارس برخاسته و از هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران دریغ نمی‌کرد.

با وجود این، تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی سابق، تهدیدات نظامی امریکا علیه ایران محدود بوده و در پوشش دفاع از کشتی‌های نفت‌کش و جریان صدور نفت از خلیج فارس صورت می‌گرفت. ولی در دهه 1990، با خارج شدن اتحاد شوروی از عرصه رقابت‌های بین‌المللی، تهدیدات امریکا شکل عریان‌تری به خود گرفت و این کشور در سال‌های اخیر، با توسل به سیاست پیشگیرانه و بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد، به اشغال عراق پرداخت.

امریکا با استمرار حضور خود در منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم، شرایط جدید امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران به وجود آورده است. در حال حاضر، خلیج فارس از یک طرف به خاطر حضور نیروهای امریکایی و از طرف دیگر، به دلیل چالش‌هایی که کشورهای عضو شورای همکاری، به ویژه امارات عربی متحده به آن دامن می‌زنند، برای منافع ایران از امنیت کافی برخوردار نیست. به این دلیل جمهوری اسلامی ایران نیز نگران ترتیبات امنیتی آن است و در جستجوی الگویی است که بیشترین فایده و کمترین هزینه را برای منافع ملی‌ خود دربرداشته باشد.

 

منبع: جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس، عبدالله معنوی رودسری و همکاران، 1394، ایران سبز، تهران

 


[1] جیمز راسل، «استراتژی، امنیت و جنگ در عراق : ایالات متحده و خلیج فارس در قرن 21»، ترجمه پیروز ایزدی، گزارش تحلیلی، مرکز تحقیقات استراتژیک، معاونت پژوهش‌های سیاست خارجی، شماره 136، خرداد 1385

[2] – «نقش عراق جدید در ترتیبات منطقه‌ای خلیج فارس» ، گاهنامه تحلیل سیاست خارجی ایران و نظام بین‌الملل، مرکز تحقیقات استراتژیک، معاونت سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، شماره 112، شهریور 1382.

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده