جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس
از این جهت، نه الگوی موازنه سنتی و نه الگوی هژمونیک هیچ یک نمیتواند این نگرانیها را بر طرف سازد. بنابراین الگویی دیگر باید یافت که در این میان احتمالاً الگوی امنیت مشارکتجویانه مناسب میباشد. سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس کمابیش دارای نگرانیهای مشابهی هستند، ولی با این تفاوت که این کشورها از خود عربستان سعودی نیز که نقش برادر بزرگ­تر را در شورای مذکور ایفا میکند، بیمناک میباشند

بخش سوم: شورای همکاری خلیج فارس

 

این شورا که در جریان جنگ اول خلیج‌فارس (جنگ تحمیلی عراق علیه ایران) شکل گرفت، بیم از این داشت که دامنه جنگ به این کشورها کشیده شود و زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنها را با خطر جدی تا حد نابودی روبرو کند. بزرگ­ترین عضو این شورا یعنی عربستان سعودی از یک طرف به خاطر نوع حکومت خود همواره از خطر بروز مخالفت‌ها و اعتراض‌ها که نظام سیاسی را با مشکل مواجه نماید، بیمناک بوده است.

در نتیجه، این کشور همواره از توانمند شدن عراق و جمهوری اسلامی ایران هراس به دل داشت، از این‌رو می‌کوشید با تکیه بر دوستی با ایالات متحده و اتحاد با کشورهای کوچک­تر حوزه خلیج ‌فارس از میزان تهدیدات این دو کشور علیه خود بکاهد.

اما تشکیل شورای همکاری خلیج‌ فارس و نیز امضای قراردادهای امنیتی با امریکا از میزان نگرانی‌های امنیتی این کشور نکاست، بلکه با رشد جریان‌های سلفی و بنیادگرا در درون عربستان و خراب شدن تصویر این کشور در ذهن مردم اروپا و امریکا که پس از واقعه 11 سپتامبر صورت گرفت، احساس خطر از مداخله گسترده ایالات متحده در امور داخلی عربستان به نگرانی قبلی این کشور افزوده شد.

از این جهت، نه الگوی موازنه سنتی و نه الگوی هژمونیک هیچ یک نمی‌تواند این نگرانی‌ها را بر طرف سازد. بنابراین الگویی دیگر باید یافت که در این میان احتمالاً الگوی امنیت مشارکت‌جویانه مناسب‌ می‌باشد. سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج ‌فارس کمابیش دارای نگرانی‌های مشابهی هستند، ولی با این تفاوت که این کشورها از خود عربستان سعودی نیز که نقش برادر بزرگ­تر را در شورای مذکور ایفا می‌کند، بیمناک می‌باشند.[1] کشورهای کوچک خلیج‌ فارس، ضعف‌‌های آشکاری دارند که امنیت آنها را بسیار شکننده می‌کند.

برخی از این ضعف‌ها عبارتند از ضعف هویتی، اعم از هویت ملی یا تاریخی، متکی بودن به درآمدهای نفتی، فقدان عمق راهبردی به دلیل محدودیت خاک، قرار گرفتن اکثر شهرهای آباد و مراکز اقتصادی این کشورها در حاشیه دریا و یا در نزدیکی مرزها.

دیدگاهی که در سال‌های اخیر توسط برخی از متفکرین امریکایی مطرح می‌شده، تشکیل اتحادیه دفاعی با حضور شورای همکاری خلیج فارس، دولت عراق و ایالات متحده امریکا می‌باشد. هدف از تشکیل این اتحادیه دور نگهداشتن ایران از ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و تحت نظارت قرار دادن دولت عراق می‌باشد.

این طرح با هدف حفظ نیروهای امریکایی در منطقه و تسلیح عراق به سلاح‌های متعارف به گونه‌ای که همسایگان عرب احساس تهدید نکنند، تدوین شده است. اگر مردم کشورهای خلیج فارس متقاعد شوند که نیروهای امریکایی از حقوق یکسان با آنها در منطقه برخوردار می‌باشند، این گونه ترتیبات امنیتی منطقه­ا‌ی می‌تواند به حضور نیروهای نظامی امریکا در منطقه مشروعیت بخشد. این رویکرد با چالش‌هایی در منطقه مواجه است.

کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با توجه به شرایط به­وجود آمده در سال‌های اخیر و مخالفت افکار عمومی کشورهای اسلامی با سیاست‌های مداخله‌جویانه علیه کشورهای اسلامی،‌ از تشکیل یک پیمان دفاعی رسمی با ایالات متحده امریکا استقبال نمی‌کنند. رهبران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نگرانی جدی دارند که چنین اتحادی، فراتر از مسئله مشروعیت بخشیدن به حضور نیروهای امریکایی در منطقه، به منزله مداخله در امور کشورشان و زیر سؤال رفتن مشروعیت رژیم‌هایشان باشد.

ضمن اینکه دولت و ملت عراق نیز بیش از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با این طرح مشکل دارند. البته این گونه اتحادیه‌ها نمی‌تواند با تهدیدات و بی‌ثباتی‌های داخلی مقابله کند.[2] شورای همکاری خلیج فارس نیازمند الگویی برای ترتیبات امنیتی است که باعث تقویت هویت کشورهای عضو و مشروعیت بخشیدن بیشتر به حکومت‌های آنها باشد.

یکی از نگرانی­های دولت مردان و حکام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ضعف نظامی است که نه به دلیل کمبود تجهیزات نظامی پیشرفته، بلکه ناشی از وسعت کم سرزمینی و جمعیت اندک آن است؛ لذا پس از تشکیل شورای همکاری خلیج فارس، کمیته­ای متشکل از رؤسای ارتش شش کشور، حداقل سالی دو بار جهت تصمیم­گیری در امور همکاری دفاعی مشترک و ارتقای توان دفاعی شورا تشکیل جلسه داده است. توصیه­های این کمیته به اجلاس سالیانه وزیران دفاع ارائه می­شده که تعیین کننده خطوط این همکاری­ها هستند، ولی حرف آخر و تصمیم نهایی در این زمینه بر عهده شورای عالی شورای همکاری خلیج فارس بوده است.

نقش اجرایی و پشتیبانی در این راستا توسط کمیته نظامی دبیرخانه شورا ایفاء می­شود و زیر نظر این بخش، سه بخش فعالیت­های مشترک، آموزش و تعلیم و نیروهای مسلح فعالیت دارند که هر یک از این بخش­ها به سه بخش فرعی تقسیم می­شوند، که بتوانند کلیه زمینه­های همکاری­های دفاعی شورا را پوشش دهند.

شکل3: کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس متشکل از کویت، بحرین، قطر، عربستان سعود، امارات متحده عربی و عمان

مسئولیت حساس ارشاد معنوی بر عهده واحد ویژه­ای است که در کویت قرار دارد و اجرای توصیه­های مدیران ارشاد معنوی ارتش­های شورا را پیگیری می­کند. برنامه­های نظامی شورا دارای اهداف بلندمدت، میان­مدت و کوتاه­مدت است. برنامه­های بلندمدت مبتنی بر تقویت توانایی شورا به مقابله با تعرض و تخفیف وابستگی به تسلیحات، جنگ­ ، مشاوران و نیروهای مزدور خارجی در ارتش­های شش کشور مبتنی. در ژانویه ۱۹۸۲ وزیران دفاع شورا موافقت کردند که برای تحقق اهداف بلندمدت خود این اقدامات را به عمل آورند:

  • هماهنگی سیاست­های خرید تسلیحات.
  • توسعه صنعت نظامی.
  • گسترش توان شورا در تربیت کادر نظامی.

تنوع تسلیحات به طور جدی مانع از عملیات مشترک، انتقال مهمات و لوازم یدکی می­شود، زیرا کشورهای شورای همکاری به تسلیحات امریکایی، برزیلی، انگلیسی، چینی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، سوئیسی و روسی مجهز هستند. در ژانویه ۱۹۸۲ وزیران دفاع شورا اصل هماهنگی سیاست­های خرید تسلیحاتی را مورد تصویب قرار دادند، ولی عقیده مبنی بر یکسان ساختن خریدهای تسلیحاتی، از سوی عربستان سعودی به دلیل اینکه شورا را به یک کشور واحد وابسته می­سازد، رد شد. به هر حال، این سیاست به عنوان یک هدف، و نه واقعیت، همچنان باقی است.

 

منبع: جنگ تحمیلی و امنیت خلیج فارس، عبدالله معنوی رودسری و همکاران، 1394، ایران سبز، تهران


[1] – Joseph Mcmillan, Richard. Sokolsky and Andrew C. Winner, "Toward a New Regional Security Architecture", Whashington Quarterly, Summer 2003, p. 167

[2]  Kenneth M. Pollack, "Secur;ng the Golf", Foreign Affairs, July, August 2003

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده