حدیث عاشقان(40)
پرتاب نارنجك سرباز به داخل برجك اين خاطره از ص200 كتاب « چزابه » به روايت« سرهنگ علي ارجمند» انتخاب شده است اوايل جنگ، ما در اطراف كرخه بوديم و به دليل نداشتن سنگر و پناهگاه خيلي آسيب پذير بوديم و به همين خاطر، يك بار عراقي ها به مقر ما نفوذ كرده و سربازي را با خود برده بودند. عراقي ها به زور مي خواستند اين سرباز را از داخل برجك وارد تانك بكنند كه اين سربازدر حين مقاومت ، نارنجكي را بازكرده ، داخل تانك عراقي انداخته بود.

او در لحظه انفجار، به طور معجزه آسايي نجات يافته بود. پس از منهدم كردن تانك عراقي، به طرف نيروهاي خودي آمد و دركمال تعجب، او را سالم و سرحال با مختصر سوختگي ‌پاهايش ديدم. وقتي ماجراي خود را تعريف كرد، ما درعين حال كه او را تحسين مي كرديم، اين تجربه را نيز فرا گرفتيم.

منبع: برای سرباز تا ارتشبد، صادقی گویا، نجاتعلی، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده