خاطرات امیر سرتیپ ناصر آراسته(17)
همگي به داخل مسجدي رفتند و دور هم نشستند. تعدادي از آنها شايد راضي نباشند كه من نامشان را در اين جمع ذكركنم، ولي تعدادي از اينها بودند، مانند برادر پاسدار رحيم صفوي، آقاي سالك كه بعدها فرمانده كميتههاي انقلاب اسلامي شدند و سروان عطاءالله صالحي كه هم اكنون با درجه سرلشكري فرمانده كل ارتش جمهوري اسلامي ايران هستند و برادر سردار اميني. اين جمع در آن زمان، سال 1358، با پيشبيني شهيد صيادشيرازي مبني بر اينكه جنگي به ايران تحميل خواهد شد و با درايت او دور هم جمع شدند تا تدبيري بيانديشند.

يك نظامي بايد فرصتها و تهديدها را خوب بشناسد1

در يك خودرويي پنج يا شش نفر بودند و با هم جايي مي‌رفتند. شايد كلاس اخلاق و يا درس ديگري، يك چنين سفري بود.

راديوي خودرو روشن بود و مجري خبرها را يكي پس از ديگري مي‌خواند. در ميان خبرها اعلام كرد كه ناو كانستليشن امريكايي راهي خليج فارس شده است.

از اين قبيل اخبار هر روز درجهان اتفاق مي‌افتد و اخبارش را هم خيلي‌ها مي‌شنوند. به خصوص شما كه در ستاد مشترك ارتش هستيد و به ويژه افرادي كه در ادارات مرتبط با اين موضوعات فعاليت دارند، همه روزه از اخبار يا شايعات جابه‌جايي ناوها، زيردريايي و كشتي‌ها در سراسر جهان مي‌شنوند.

بلافاصله خودرو را متوقف كرد. سال 1358 بود. هنوز درگير جنگ با دشمن بعثي نشده بوديم. شايد تير‌ماه و يا مرداد‌ماه سال 1359 هم تعداد زيادي از صاحب‌نظران نظامي و به‌خصوص سياسي پيش‌بيني جنگ را نمي‌كردند تا چه برسد به سال 1358‌. ليكن عزيزاني بودند كه از منطقه غرب مي‌آمدند و در همان زمان به ستاد مشترك ارتش گزارش مي‌دادند كه شواهد و قرائن نشانگر آن است كه احتمال جنگ بين ايران و عراق وجود دارد.

آنها به استناد درگيري‌هايي كه در مناطق مرزي غرب رخ مي‌داد، در گزارش‌هايشان تصريح مي‌كردند كه به زودي جنگ واقع خواهد شد. ليكن تعدادی از كارشناسان نظامي و بسیاری مسئولین سياسي اين امر را غير‌محتمل مي‌دانستند.

راننده خودروي سواري ژيان در يكي از خيابان‌هاي شهر اصفهان به آرامي در كنار خيابان متوقف شد. خطاب به همراهانش گفت: از جابه‌جايي اين ناو معلوم است كه جنگ اتفاق خواهد افتاد، پس اولاً به جايي كه مي‌خواستيم برويم، ديگر نمي‌رويم؛ ثانياً بهتر است با هم به جايي برويم و جلسه‌اي را در اين خصوص برگزار كنيم.

همگي به داخل مسجدي رفتند و دور هم نشستند. تعدادي از آنها شايد راضي نباشند كه من نامشان را در اين جمع ذكركنم، ولي تعدادي از اينها بودند، مانند برادر پاسدار رحيم صفوي، آقاي سالك كه بعدها فرمانده كميته‌هاي انقلاب اسلامي شدند و سروان عطاءالله صالحي كه هم اكنون با درجه سرلشكري فرمانده كل ارتش جمهوري اسلامي ايران هستند و برادر سردار اميني. اين جمع در آن زمان، سال 1358، با پيش‌بيني شهيد صياد‌شيرازي مبني بر اينكه جنگي به ايران تحميل خواهد شد و با درايت او دور هم جمع شدند تا تدبيري بيانديشند.

عزيزان، اولاً يك نظامي بايد فرصت‌ها و تهدیدها را خوب بشناسد. بايد وضعيت سياسي كشورش را خوب بشناسد. بايد دشمن‌شناس باشد، تا بتواند با شنيدن يك خبر، آن هم در سال 1358 از راديو، تشخيص دهد كه كشورش به زودي درگير جنگ ناخواسته‌اي خواهد شد، ثانياً در يك جلسه 5 يا 6 نفره این ایده را بدهد که براي پیروزی در جنگ ناخواسته و بزرگ، بايد مردم براي دفاع از كشور پاي كار بيايند. خيلي مهم است كه تعداد 5 يا 6 نفري كه با هم نشسته‌اند به اين نتيجه مهم برسند و به اين فكر بيفتند كه بايد دفاع مردمي را براي حراست از كشور تشكيل داد. در همان سال 1358 و در شهر اصفهان برنامه‌ريزي كردند كه بايد در200 مسجد اصفهان اين تشكيلات را راه بياندازند.

در همان جلسه پيش‌بيني كردند كه براي تشكيل چنين سازماني و آموزش نيروها نياز به 400 نفر استاد دارند. بعضي‌ها پرسيدند براي تأمين اين اساتيد چه كار بايد كرد؟ شهيد صياد شيرازي گفت: مسئوليت تأمين استاد با من باشد.

همان شب در مركز آموزش توپخانه اصفهان با فرمانده مركز توپخانه تماس گرفت و بعد از هماهنگي لازم برگه‌اي را براي ثبت و تنظيم اطلاعات آماده كردند. قرار شد كه صبح فردا يك صبحگاه مشتركي در مركز برگزار شود و ايشان در آن مراسم سخنراني كنند.

اين اتفاق افتاد و شهيد صياد‌شيرازي در ضمن سخنراني پرشور خود، حاضران در ميدان صبحگاه را تهييج و براي عضويت در گروه اساتيد داوطلب براي آموزش مردم تشويق كرد. بلافاصله بعد از اتمام صبحگاه برگه‌هاي آماده‌شده در اختيار نيروها قرار گرفت و در مدت 24 ساعت بيش از 800 نفر از نيروهاي مركز آموزش توپخانه اصفهان و ساير يگان‌هاي ارتش، براي آموزش مردم به منظور مقابله با تجاوز دشمن اعلام آمادگي كردند.

با اين تدبير سروان صياد‌شيرازي در سال 1358 هسته اوليه بسيج در اصفهان شكل گرفت و آموزش نظامي مردم شروع شد. در همان زمان تصميم گرفتند سروان عطاءالله صالحي (فرماندهي محترم كل اجا در حال حاضر) را به عنوان اولين فرمانده بسيج در جمهوري اسلامي ايران انتخاب و معرفي كنند. به اين نحو بود كه سازمان بسيج در اصفهان شكل گرفت. البته آن زمان به نام«نيروهاي مردمي» و يا «نيروهاي داوطلب» ناميده مي‌شد. شاهد ديگر اين گفته هم امير سرلشكر عطاءالله صالحي هستند كه در مجلس حضور دارند. ايشان اولين فرمانده بسيج مردمي در کشور بودند.

اين يگان به كار خود ادامه مي‌داد تا اينكه به فرمان امام(ره) سازمان بسيج شكل گرفت. قانون تشكيل سازمان بسيج مستضعفين در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و مقرر گرديد كه سازمان بسيج در اختيار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي قرار گيرد.

بعد از آن مصوبه، آقايي به نام جناب سرهنگ قرقي كه افسر ژاندارمري بود، به عنوان نماينده رئيس جمهور آمدند و با نامه و صورتجلسه‌اي سازمان بسيج را از ارتش منتزع و به منظور اجراي قانون به سپاه پاسداران تحويل دادند.

عزيزان اين حركت ناشي از بصيرت نظامي و آينده‌نگري و داشتن تفكر راهبردي يك سروان ارتش در آن موقع است كه چنين موضوعي را پيش‌بيني كند و از قضا جنگ هم اتفاق بيفتد و به گونه‌اي عمق، وسعت، دامنه و زمان آن فراگير و طولانی شود كه لازم باشد تا مردم به پاي كار بيايند. اين حركت غير از نبوغ نظامي شهيد صياد‌شيرازي چيز ديگري نمي‌تواند باشد. ايشان در آن زمان دوره فرماندهي و ستاد نديده بودند، بلكه اين برخاسته از تفكر عميق نظامي وي بود كه همراه با دشمن شناسي، يقين و اعتقاد راسخ‌اش به مباني انقلاب اسلامي بود و اينكه انقلاب اسلامي تحت هر شرايطي بايد حفظ شود و جز اطاعت وي از مولا و رهبرش حضرت امام خميني(ره) چيز ديگري نبود.

 

منبع: نردبان طنابی، آراسته، ناصر،1388، ایران سبز، تهران

 


1. بيان خاطره در سالگرد شهادت شهيد صياد شيرازي در مسجد ستاد مشترك، سال 1386‌.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده