گردان144پیاده در نبرد آبادان
بخش بیست و هشتم: اشغال خط پدافندي در جنوب ميدان تير آبادان نيروهاي مهندسي از جهاد سازندگي استان فارس بود كه ميتوان گفت؛ واقعاً از جان گذشته و پاك باخته اسلام بودند. هيچ مأموريتي براي اين ايثارگران سخت و مشكل نبود. به مانند فرشتگان رحمت كه براي حل مشكلات و سختيها آفريده شده اند، اين بار اين عزيزان با يك ابتكار جديدي وارد عمل شدند. به اين ترتيب كه از كار كردن دستگاههاي مهندسي نوار پر كرده، اين نوار را با بلندگو در يك سمت پخش ميكردند و در سمت ديگر كه فاصله زيادي داشت، مشغول به كار ميشدند.

پس از ابلاغ دستور آگهي، به اتّفاق عناصر ستادي و فرماندهان گروهانها از مسير جادّه و محل خالي در منطقه كه نيرويي در آنجا استقرار نداشت، بازديد و بررسي هاي لازم را به عمل آورديم. ابتدا تصميم گرفته شد، خاكريزي به موازات جادّه و با فاصله كمتر از دو كيلومتر از آن احداث گردد كه حساسيّت دشمن زياد نباشد ـ در اين مسافت، دشمن با سلاح هاي مستقيم قادر به هدف گيري نبود ـ سپس به تدريج خاكريزهاي بعدي براي كمتر شدن فاصله تا دشمن، احداث شود. اين اقدام، سبب مي‌گرديد كه تأمين جادّه از نزديك برقرار گردد.

محل خالي بيش از پنج كيلومتر بود. گردان پياده در نهايت مي‌تواند بين3 الي4 كيلومتر (با توجّه به زمين) خط پدافندي اشغال نمايد، بنابراين پيش بيني مي‌شد كه پس از استقرار گردان، قسمتي در طرفين خالي از نيرو خواهد بود.

براي شروع كار، ابتدا بايستي خاكريز احداث مي‌شد تا پس از فراهم نمودن مصالح سنگري، در پشت خاكريز، سنگرهاي استراحت و در روي خاكريز سنگرهاي ديده باني ساخته شود. چون احداث خاكريز و سنگرها در شمال جادّه ماهشهر- آبادان ـ خط پدافندي قبلي گردان ـ تجربه شده بود در نتيجه برآورد كلّي كار و مصالح سريعاً مشخّص گرديد. پس از مراجعت از بازديد، نيازمنديها به قرارگاه لشكر اعلام شد،علاوه بر اين كه گردان144 براي اجراي مأموريت جديد، خواستار برگرداندن 27 دستگاه نفربر زرهي از محور شمالي (آبادان ـ اهواز) گرديد.

قرارگاه، برآورد گردان را تأييد نموده، خواستار معرّفي نماينده جهت حضور در منطقه براي احداث خاكريز گرديد. بازگرداندن نفربرها نيز به پس از بررسي بيشتر احاله شد.

نمايندة مهندسي گردان به اتّفاق رييس ركن سوّم به قرارگاه اعزام شدند تا پس از هماهنگي براي محل زدن خاكريز با ركن سوّم ستاد لشكر و تأييد آن اقدام گردد. رئيس ركن سوّم لشكر77 خراسان جناب سرهنگ علي صدّيق زاده و افسر عمليات در ركن سوّم جناب سرگرد روح الله سروري كه هر دو انصافاً از افسران باسواد و برجسته ارتش بودند ؛ محل زدن خاكريز را همان طوري كه پيش بيني شده بود، پذيرفتند.

از آن جايي كه برقراري تأمين احداث جادّه مورد نظر كه خط ارتباطي و پشتيباني نيروهاي مستقر در آبادان و قرارگاه لشكر بود، اهميت زيادي داشت و براي انجام امور هم لازم بود؛ ابتدا نيروهاي تأميني در منطقه حضور داشته باشند، به همّت ركن سوّم لشكر77 بعد از 24 ساعت وسايل و امكانات مهندسي براي احداث خاكريز در منطقه آماده گرديد و مهندسي جهاد سازندگي استان فارس احداث خاكريز را به عهده گرفت.

در حالي كه خاكريز احداث مي‌شد، نماينده گردان براي دريافت وسايل سنگري به لشكر مراجعه نمود. لشكر براي ساخت ديواره‌هاي سنگر، نوعي بلوك هاي بتوني ابتكاري ساخته بود كه خيلي بهتر از گوني مورد استفاده قرار مي‌گرفت. ضمناً به راحتي جابه جا شده، در محل ديگر به كار مي‌رفت. داخل اين بلوك ها خالي بود كه پس از نصب، پر از خاك مي‌شد. هر وقت هم ايجاب مي‌كرد خاكها خالي شده بلوكها در جاي ديگر، قابل بهره برداري بود. در صورتي كه گوني هاي پر از خاك براي چيدن روي ديوارة سنگر، سنگين بود و در جابه جايي ها نيز پاره مي‌شد. به هنگام بارندگي هم خاك داخل آنها تبديل به گل شده، سنگين تر مي‌گرديد. امّا حمل بلوك ها به منطقه به علّت سنگيني و حجمي كه داشت، مشكل بود كه با واگذاري تريلي از طريق لشكر، بلوك هاي سيماني تا منطقه حمل شد.

به تدريج كه خاكريز كامل مي‌شد، نيروها نيز با احداث سنگر در پشت آن مستقر مي‌شدند. آتش هاي اجرايي دشمن نيز به علّت بُعد مسافت از قدرت و شدّت بالايي برخوردار نبود. عراقي ها با دوربين و تجهيزات مدرني كه داشتند، احداث خاكريز را مي‌ديدند و از موضوع احداث جادّه نيز با اطلاع بودند.

كار احداث جادّه وحدت كه ازطرف كوي ذوالفقار (جويبده) شروع شده بود، با استقرار گردان144 و برقراري تأمين، سرعت گرفت و پس از مدت كوتاهي اين جادّه براي پشتيباني نيروهاي مستقر در آبادان مورد استفاده واقع شد و يكي از معضلات قرارگاه كه تا آن موقع استفاده از بالگرد يا شناورها بود، حل گرديد. حسّاسيّت منطقه پدافندي واگذاري به گردان كه در نوك پيكان (سرپل دشمن) قرار داشت و از جهتي عرض آن كه به هفت كيلومتر مي‌رسيد، سبب گرديد كه گردان در مورد بازگرداندن نفربرهاي زرهي جدا شده از گردان، اصرار داشته باشد.

پس از استقرار نيروهاي گردان در پشت خاكريز اوّل، رئيس ركن سوّم لشكر و افسر عمليات از منطقه بازديد و تأييد كردند كه نيروي موجود براي اجراي مأموريت پدافندي مطمئن، كافي نيست و لازم است تقويت گردد. مراتب را به اطلاع فرماندهي لشكر رسانده و طولي نكشيد كه از طريق ستاد لشكر در مورد انتقال نفربرها از محور شمالي به منطقه پدافندي گردان دستوراتي صادر گرديد.علاوه بر اين كه پنج دستگاه تانك نيز به صورت مأمور در اختيار گردان قرار گرفت.

اقدامات لازم براي آوردن نفربرها از محور شمالي منطقه دارخوين صورت گرفت. نماينده و رئيس ركن چهارم گردان، براي انجام امر به محل مراجعه نمودند. با اقدامات صورت گرفته فقط 18 دستگاه از نفربرها به منطقه استقرار گردان حمل شد، زيرا پنج دستگاه از نفربرها در اثر اجراي آتش دشمن از رده خارج شده و چهار دستگاه نيز به علّت نياز در اختيار برادران سپاهي قرار گرفته بود.

خاكريزي كه گردان144 در پشت آن استقرار داشت، از دو امتياز ويژه برخوردار بود، يكي اين كه ديد دشمن را نسبت به احداث جادّه و تردّد خودروها در جادّه، كم مي‌كرد، دوّم وضعيّت خوبي براي سد كردن پيشروي دشمن داشت. اين اقدام، قسمت اوّل مأموريت بود، امّا مراحل بعدي حضور گردان در آن منطقه، نزديك شدن به عراقيها و فشار آوردن به آنان با اجراي دقيق آتشهاي مستقيم و غير مستقيم بود. براي انجام اين امر لازم بود كه خاكريز دوّمي، نزديك تر به خطوط استقرار عراقي ها احداث شود. پس از بررسي وضعيّت به اين نتيجه رسيديم كه خاكريز بعدي1500 متر جلوتر از خاكريز اوّلي احداث گردد. در اين صورت از مقدار فضاي خالي بين دو طرف نيروهاي چپ و راست كمتر مي‌شد.

ركن سوّم لشكر از پيشنهاد گردان استقبال نمودند و در مورد تأمين وسايل مهندسي فوري اقدام شد. بعد از هفت روز استقرار در پشت خاكريز اوّل، احداث خاكريز دوّم شروع گرديد. عنصر مهندسي و افسر ركن سوّم گردان مسئوليت داشتند؛ از اوّل شب تا صبح با نيروهاي مهندسي از نظر مسير خاكريز، اندازه قطر و ارتفاع آن هماهنگي هاي لازم را به عمل آورند. نيروهاي تأمين نيز تا صبح، امنيّت وسايل را برقرار مي‌كردند.

قبل از تمام شدن خاكريز دوّم، نفربرها به منطقه گردان وارد شدند و در خط پدافندي بين سنگرهاي پرسنل مستقر شدند. در اين صورت همة نيروهاي گردان در يك خط بودند؛ يعني خط پدافندي عمق نداشت. اين نوع خط پدافندي آسيب پذيري زيادي در مقابل دشمن دارد، زيرا اگر دشمن رخنه اي در آن به وجود آورد، نيروها را دور مي‌زند و بيرون راندن دشمن خيلي مشكل مي‌شود. براي همين موضوع در زدن خاكريز دوّم عجله داشتيم. اتمام كار چهار روز طول كشيد. عراقي ها اين مدّت انواع آتشها را در منطقه اجرا مي‌كردند، ليكن به علّت بعد مسافت و انجام كار در شب، زياد مؤثّر واقع نمي‌شد.

تلفات و ضايعات در اين مرحله از كار، آسيب رسيدن به دو دستگاه وسيله مهندسي و مجروح شدن يك نفر خدمه بود. با خاتمه كار، نيروهاي پياده به خاكريز دوّم نقل مكان نمودند و نفربرها در خاكريز اوّل ماندند به اين ترتيب به منطقه پدافندي عمق داده شد. در واقع اطمينان حاصل گرديد كه اگر از سوي عراقي ها حركتي به سمت جلو انجام پذيرد، گردان قادر به سد كردن پيشروي آنان مي‌باشد.

پس از نقل مكان نيروهاي پياده به خط اوّل پدافندي، يك يگان از نيروهاي سپاه و رزمندگان مردمي به فرماندهي برادر پاسدار كلاه كج در سمت چپ گردان 144 و سمت راست نيروهاي فداييان اسلام كه فضاي خالي وجود داشت ـ پس از احداث خاكريزـ مستقر شدند و در واقع خط پدافندي از سمت چپ پيوسته شد. امّا از سمت راست گردان، هنوز دو كيلومتر فضاي خالي تا محل استقرار تكاوران دريايي وجود داشت.

ادامه وضعيّت ايجاد شده كه تقريباً به نيروهاي عراقي نزديك شده بوديم، آنان را حسّاس كرد زيرا از سه جهت آسيب پذير بودند: از سمت آبادان يا غرب به وسيله گردان148 لشكر77 و نيروهاي فداييان اسلام. از سمت شرق به وسيله تيپ37 زرهي و تكاوران دريايي و از سمت جنوب توسّط گردان144 و نيروهاي سپاه. به همين جهت عراقيها در طول روز و شب با اجراي انواع آتشها، سعي داشتند؛ تلفات و ضايعات بيشتري به نيروهاي خودي وارد كنند امّا به خواست خداوند، چند برابر به خودشان آسيب وارد مي‌گرديد.

از طرفي خاكريز دوّم نيز هنوز تا خطوط مقدّم دشمن حدود سه كيلومتر فاصله داشت، بنابراين تعدادي از سلاح هاي پياده قادربه اجراي تير مستقيم مؤثّر، نبودند. خمپاره اندازهاي 81 م م نيز از حداكثر برد خود استفاده مي‌كردند تا مواضع جلو دشمن را مورد اصابت قرار دهند بر همين اساس در فكر احداث خاكريز سوّم بوديم به علاوه با وارد شدن پنج دستگاه تانك مأمور كه در خط دوّم پدافندي مستقر شدند، گردان باز هم موقعيّت بهتري پيدا كرده بود.

در بازديدي كه ركن سوّم لشكر از نحوه استقرار نيروها در خط اوّل و دوّم پدافندي داشت، براي احداث خاكريز سوّم بحث شد و گردان اعلام آمادگي كرد. اين بار لازم بود كه خاكريز سوّم گردان144 براي پوشش نيروهاي سپاه نيز ادامه يابد. طول آن حدود پنج كيلومتر مي‌شد. فاصله اين خاكريز تا مواضع جلويي دشمن به حدود دو كيلومتر تقليل پيدا مي‌كرد و كار مهندسي در اين مسافت كمي مشكل بود. ركن سوّم لشكر قبول نمود كه نيروهاي مهندسي جهاد را براي انجام كار آماده كند و از گردان خواست تا شبها، نيروي تأمين كافي اعزام و مسير خاكريز براي كار عناصر جهاد، قبلاً مشخّص و علامت گذاري گردد.

با پي گيري اقدامات، پس از 24 ساعت وسايل مهندسي جهاد براي احداث خاكريز سوّم به منطقه وارد شدند و براي شروع كار به محل تعيين شده اعزام گرديدند. (كليه حركات وسايل مهندسي در شب و در تاريكي انجام مي‌شد). ليكن به محض شروع كار، آتشهاي دشمن به منطقه به ويژه اطراف نقطه شروع كار مهندسي باز شد و شدّت آن در حدّي بود كه اجباراً كار را متوقّف نمودند. پس از مدّتي نيروي كار و وسايل مهندسي را دو قسمت نمودند و هر قسمت به فاصله 5/1 كيلومتر از يكديگر شروع به كار كردند در نتيجه آتش هاي دشمن تقريباً در همه جا اجراء و فشار در يك نقطه كمتر شد. ادامه كار و ادامه اجراي آتش از طرف دشمن، باعث خسارات و ضايعات مي‌گرديد امّا چون تلفات نيروي انساني و خدمه وسايل مهندسي زياد نبود كار ادامه داشت. صبحها قبل از شروع روشنايي، كليه وسايل به عقب برمي گشتند و پشت اوّلين خاكريز بعد از جادّه استقرار مي‌يافتند.

خاكريز سوّم مدتي طول كشيد. درست به خاطرم نيست چند روز بود امّا به وسايل مهندسي بيشتر از احداث خاكريز دوّم آسيب رسيد و تعداد مجروحين نيز زياد بود.

بلافاصله پس از خاتمة خاكريز و قبل از انتقال نيروها به پشت آن، ابتدا سنگرسازي صورت گرفت. در مدّت دو روز كه نيروها در حال ساختن سنگرهاي مربوطه بودند، بارها آتش متراكم و انبوه دشمن در سرتاسر خاكريز اجرا گرديد. امّا چون نيروهاي كمي آن هم به طور موقّت در آن خط حضور مي‌يافتند، متحمّل تلفات نمي‌شديم البتّه عناصر تأمين كه مي‌بايست در خاكريز جديد دائماً باقي مي‌ماندند، سنگر خود را در دل خاكريز ايجاد مي‌كردند و سقف آن، خاك قابل توجّهي داشت. سنگر ديده بانان نيز با شرايطي ساخته مي‌شد كه كاملاً از تركش توپ حفظ شود. خطر در صورتي جدّي بود كه گلوله دشمن دقيقاً به سقف سنگر اصابت نمايد و اين حالت نيز به ندرت اتفّاق مي‌افتاد.

مدّت 4-3 روز نقل مكان نيروها به خاكريز جديدالاحداث انجام نشد. سپس به ترتيب سلاح هايي كه برد آنها براي سركوبي دشمن از خاكريز دوّم مؤثّر نبود، به جلو برده شد و خمپاره اندازهاي 81 م م كه در اين مسافت بهترين وضعيّت استقراري را داشتند به همراه نيروهاي پياده در جلو مستقر شدند. اين سلاح ها در روز بيشتر فعّال بودند چون در شب برق دهانه لوله آنها موضع را مشخّص مي‌كرد.

به موازات حركت نيروهاي ما به جلو در سمت جنوب، تكاوران دريايي از سمت شرق، گردان148 پياده لشكر77 و نيروهاي فداييان اسلام نيز از سمت غرب حركتي به جلو داشتند در نتيجه فشار به دشمن از سه جهت افزايش يافت. نفربرها و تانكهاي پشت خاكريزها كه براي تيراندازي، سكوي آتش داشتند، همواره يك خاكريز از نيروهاي پياده عقب تر بودند و از همان جا روي سكوي آتش رفته با تيرهاي مستقيم و غيرمستقيم توپهاي خود به سوي دشمن آتش مي‌كردند.

هر مقدار كه فشار آتش هاي اجرايي از سه جهت به سوي عراقي ها افزايش  مي‌يافت، بالعكس اجراي آتش توسّط آنان كمتر مي‌شد. اين مسئله سبب گرديد كه ما براي نزديك شدن به دشمن كه اثر بسيار خوبي داشت در فكر يك حركت ديگر باشيم، امّا مي‌دانستيم در اين حركت با عكس العمل شديدتر از مراحل قبل، مواجه خواهيم شد. موضوع با قرارگاه مشورت و هماهنگ گرديد. قرار شد نيروهاي مهندسي را براي انجام كار آماده نمايند.

نيروهاي مهندسي از جهاد سازندگي استان فارس بود كه مي‌توان گفت؛ واقعاً از جان گذشته و پاك باخته اسلام بودند. هيچ مأموريتي براي اين ايثارگران سخت و مشكل نبود. به مانند فرشتگان رحمت كه براي حل مشكلات و سختيها آفريده  شده اند، اين بار اين عزيزان با يك ابتكار جديدي وارد عمل شدند. به اين ترتيب كه از كار كردن دستگاه‌هاي مهندسي نوار پر كرده، اين نوار را با بلندگو در يك سمت پخش مي‌كردند و در سمت ديگر كه فاصله زيادي داشت، مشغول به كار مي‌شدند.

گرچه به علّت نزديكي خاكريز چهارم به دشمن آتشهاي آنها، زياد بود امّا نيمي از آتش دشمن در محلي فرود مي‌آمد كه فقط از بلندگو صداي وسايل مهندسي پخش مي‌گرديد. در سمت چپ منطقه، جهاد سازندگي سمنان فعاليّت داشت و آخرين خاكريز برادران سپاه را احداث مي‌كردند.

 بعد از شروع خاكريز چهارم كه بسيار نزديك و حدود يك كيلومتري دشمن بود، تلاش دشمن براي وارد كردن تلفات و ضايعات خيلي زيادتر شد و در بعضي موارد ديوانه وار مدت 20-10 دقيقه با تمام سلاحهاي موجود خود، روي خطوط پدافندي اجراي آتش مي‌نمود. امّا در مقابل نيز از سه جهت پاسخ دريافت كرده و قطعاً تلفات آنها خيلي زيادتر بود. در بعضي موارد آتش گرفتن مخازن سوخت، خودرو و يا انفجار مهمّات را نيروهاي ما مي‌ديدند.

گردان144 ارتباط جانبي خود را با برادران سپاه به فرماندهي برادر كج كلاه برقرار نموده بود، با وجود اين كه بر اساس روش جاري مخابراتي، بايد ارتباط از چپ به راست بين دو يگان هم جوار برقرار شود و گردان144 در سمت راست يگان برادران سپاه بود و اين ارتباط بايستي از طريق برادران سپاه برقرار مي‌گرديد امّا در آن موقعيّت انجام امر براي گردان144 موجّه بود. آخرين سنگر نيروها فقط پنج متر از يكديگر فاصله داشتند در نتيجه هم اطلاعات سريع مبادله مي‌شد و هم خط پدافندي كاملاً پيوسته بود.

 

 منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده