عملیات محرم
بخش سیزدهم: هدايت عمليات در مرحله دوم هنوز بيش از 200 متر از حركت مجدد ما نگذشته بود كه ناگهان مشاهده كردم جيپ حامل سروان ضرابي و ستوان بيات بر اثر اصابت گلولهاي متلاشي و از حركت باز ايستاد. من كه حدود 50 متر با وي فاصله داشتم، متوقف شدم و خود را به محل حادثه رساندم. با كمك درجهدار عمليات مصدومين را از داخل خودرو خارج و در كنار جاده قرار داديم. سروان ضرابي كه رانندگي را به عهده داشت هنوز نفس ميكشيد و در دهانش صبحانهاي كه ناتمام ماندهبود (سيبزميني پخته) ديده ميشد. ستوان بيات كه در جلو نشسته بود بلافاصله به شهادت رسيد و راننده خودرو كه در عقب نشسته بود، مصدوم شده بود.

در اولين ساعات نيمه شب 11 آبان ماه مرحله دوم عمليات محرم با رمز يا زينب (س) شروع گرديد و قرارگاههاي قائم به منظور تصرف كامل ارتفاعات حمرين و رسيدن به خط پيروزي در غرب حمرين عمليات خود را آغاز كردند.

تدبير قرارگاه قائم (عج) اين بود كه در بخش مياني، قرارگاه قائم 3 و در بخش جنوبي قرارگاه قائم 4 كه در روز اول عمليات به دليل شرايط دشوار عبور از رودخانه دويرج و مقاومت سنگين دشمن و پاتك زرهي آنان قادر به تصرف و تأمين كامل اهداف خود نشده بودند، عمليات خود را ادامه داده و در بخش شمالي منطقه توسط قرارگاه قائم 1و2 و گردان ادغامي 138 از قائم 3 ارتفاعات حمرين تا خط پيروزي تصرف و تأمين گردد.

هدف عمده اين مرحله از عمليات آن بود كه ضمن منهدم كردن يا عقب راندن نيروهاي دشمن از غرب رودخانه دويرج به خارج از خط مرز، ارتفاعات مسلط به منطقه تا حوالي جبل فوقي در شمال غربي فكه تصرف شود تا نيروهاي عراقي كه در منطقه فكه پدافند مي‌كردند، از سمت شمال غربي به محاصره درآيند و قرارگاههاي قائم 1و2و3 نيز در منطقه مربوطه به پيشروي ادامه دهند و با پاكسازي منطقه ازوجود دشمن به نحوي با يكديگر الحاق حاصل نمايند كه فضاي خالي در بين يگانها باقي نماندکه مورد استفاده دشمن قرار گيرد. نيروهاي عراقي نيز متقابلاً خود را براي دفاع جدّي آماده نموده بودند و با توجه به حضور صدام حسين در منطقه، نبرد در روز دوم عمليات سخت تر و خونين تر از روز اول بود.

فرماندهي مشترك قرارگاه قائم تصميم گرفت؛ در مرحله دوم عمليات تلاش اصلي به عهده قرارگاه قائم 4 و در منطقه جنوبي منطقه عمليات محرم باشد و تقدم پشتيباني توپخانه هاي قرارگاه و ساير امكانات به قائم 4 اختصاص داده شد تا اين قرارگاه بتواند كاستي هاي مرحله يكم را جبران و اهداف خود را تأمين كند.

تيپ 14 امام حسين (ع) و تيپ 84 پياده عمليات خود را از ساعت 2300 ـ 11/8 به منظور پاكسازي منطقه ربوط و تأمين اهداف خود برابر طرح آغاز كردند. در اين مرحله قرارگاه قائم 4 گردان 139 كه در احتياط بود با دو گردان از سپاه  پس از عبور از دويرج و عبور از خط گردان 111 كه در مرحله يكم موفقيت هاي خوبي در انهدام سرپل دشمن در شرق دويرج و پيشروي در غرب دويرج كسب كرده بود، براي آزادسازي پاسگاه ربوط كه در اثر پاتك دشمن مجدداً به تصرف آنان درآمده بود را وارد عمل نمود كه عمليات اين گردانها بسيار موفقيت آميز  بود. 

فداكاري و جانبازي يگانهاي قرارگاه قائم4 در همان ساعات اوليه نبرد به نتيجه جالب توجهي رسيد  و يگانهاي اين قرارگاه ضمن پيشروي در محور ربوط، يك تيپ عراقي را متلاشي و غنائم فراواني به دست آوردند و تعداد قابل توجهي از افراد اين تيپ دشمن را از صحنه نبرد خارج ساختند و 22 دستگاه تانك و نفربر سالم به غنيمت گرفتند و دو گردان از يگانهاي عراقي به محاصره نيروهاي خودي درآمد و تا ساعت 800 0 ـ 12/8  موفقيت هاي چشمگيري به دست آوردند.

در طول روز 12/8 نبرد در منطقه قرارگاه قائم 4 (عج) ادامه داشت و تعداد بيشتري از افراد دشمن به هلاكت رسيدند و يا به اسارت درآمدند و تعداد اسرا از 700 نفر تجاوز كرد دوگردان زرهي از لشكر 10 زرهي از جمله گردان تانك حيفا به محاصره رزمندگان اسلام درآمد و در معرض نابودي كامل قرار گرفت. پاسگاه ربوط بار ديگر آزاد شد و نيروهاي دلاور خودي به سمت غرب و جنوب به پيشروي خود ادامه دادند. با پيشروي رزمندگان اسلام در روز 12/8 پاسگاه مرزي چم هندي نيز زير آتش مستقيم نيروهاي خودي قرار گرفت و با تسلط نيروهاي خودي بر ارتفاعات حمرين زمينهاي غرب اين ارتفاعات در داخل خاك عراق و جاده‌هاي مواصلاتي طيب به فكه كاملاً در ديد و تير نيروهاي خودي قرار گرفت و خط مرزي به كنترل  درآمد و نبرد به داخل خاك عراق كشيده‌شد.

در ساعت 1640 ـ 12/8 يك فروند جنگنده عراقي توسط جنگنده هاي نيروي هوايي در جبهه جنوب منطقه مورد هدف قرار گرفت و سرنگون شد.

در ساعت 1400 ـ 12/8 نيروهاي عراقي براي بازپس گيري ارتفاع 290 در منطقه قرارگاه قائم1 اقدام به پاتك كردند كه با مقاومت رزمندگان مواجه و با دادن تلفات مجبور به عقب نشيني شدند.

در روز 12/8 رزمندگان ارتشي و سپاهي قرارگاه قائم 3 و قائم 4 منطقه پاسگاه ربوط بين رودخانه دويرج تا خط مرز را از اشغال متجاوزين عراقي آزاد و ارتفاعات مرزي را تصرف و تأمين نمودند اما پيشروي در قسمت جنوبي منطقه نبرد محرم به همين محدوده خاتمه يافت و دشمن كماكان پاسگاه چم هندي را در تصرف و اشغال خود نگه داشت.

نيروهاي خودي در قسمت مركزي و شمالي منطقه نبرد تلاش كردند تا به داخل خاك عراق پيشروي نمايند اما به علت مقاومت نيروهاي عراقي دامنه نفوذ آنها گسترش نيافت.

در پايان روز 12/8 اطلاعيه هاي نظامي شماره 4و5 نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران درباره عمليات محرم منتشر گرديد كه خلاصه اخبار مربوط به حوادث منطقه نبرد چنين بود. در اولين ساعات نيمه شب 11 آبان، مرحله دوم عمليات محرم با كلمه رمز يا زينب(س) شروع گرديد. اين عمليات كه در منطقه پاسگاههاي چم‌هندي و ربوط جريان دارد، تا كنون موفقيت هاي چشمگيري دربرداشته و ضمن انهدام قسمتي ديگر از نيروهاي دشمن، 14 دستگاه تانك سالم به غنيمت گرفته شده و تعدادي از افراد دشمن به اسارت درآمدند كه از جمله يكصد تن از اسرا مجروح بودند و به سرعت براي مداوا به عقب تخليه شدند. در اطلاعيه شماره 5 خاطرنشان شده كه بيش از 200 كيلومتر مربع ديگر از خاك ميهن اسلامي ما آزاد شد و شمار اسراي عراقي از 1450 نفر تجاوز كرد.

در مصاحبه با يكي از افسران اسير شده عراقي معلوم شد كه تيپ 423 پياده عراق نيز در منطقه عمليات محرم حاضر بوده و ضربات سنگيني را متحمل شده است.(پايان اطلاعيه)

به منظور بحث و تبادل نظر در مورد ادامه عمليات و ايجاد هماهنگي بيشتر بين يگانهاي شركت كننده در عمليات، جلسه اي در ساعت 2100 مورخه 12/8/61 با شركت مسئولين و فرماندهان عمده قرارگاه قائم (عج) در حضور شهيد سپهبد علي صيّاد شيرازي فرمانده وقت نيروي زميني ارتش و عناصر ستادي قرارگاه كربلا تشكيل و پس از بحث و بررسي وضعيت موجود در مورد تداوم عمليات تا رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده تصميماتي اتخاذ گرديد.

در شب 12 به 13 آبان ماه، بار ديگر قسمت شمالي منطقه نبرد محرم فعال شد و تيپ 8 نجف (قائم1) در غرب رودخانه ميمه  به سمت جنوب پيشروي كرد وضمن عبور از خط مرز قسمتي ديگر از ارتفاعات مرزي حمرين در داخل خاك عراق را تصرف نمود و شهرك طيب در كرانه رودخانه طيب (ميمه) در تيررس كامل رزمندگان ما قرار گرفت و با اين پيروزي حدود 150 كيلومتر مربع از خاك عراق به تصرف نيروهاي خودي درآمد و تمام چاههاي نفت ايران در منطقه بيات كه 11 حلقه چاه بود از كنترل دشمن خارج شدند.

قرارگاه قائم تصميم گرفت؛ در شب 12 به 13 در محور ديگري نيز به دشمن حمله كند تا مشكل قرارگاه قائم 3 و قائم 4 در بخش جنوبي را آسان تر كند. براي رسيدن به اين هدف، در ساعت 0200 بامداد 13 آبان، تيپ 144 قمر بني هاشم و گردان يكم از تيپ 58 تكاور ذوالفقار (قائم5) كه در جنوب دهلران و غرب رودخانه دويرج مستقر بود، با استفاده از مناطق تصرف شده ارتفاعات حمرين و عبور از يگانهاي خودي نيروهاي دشمن كه در شرق پاسگاه شرهاني مستقر و پيشروي نيروهاي ما را سد كرده بودند را دور زده و آنها را در تهديد محاصره شدن قرار مي‌دهد.

همزمان گردانهاي 131 و 140 پياده و ديگر گردانهاي سپاه در قرارگاه قائم 3 حملات خود را به دشمن شروع و با پيشروي به داخل مواضع دشمن موفق مي‌شوند؛ نيروهاي دشمن در شرق پاسگاه شرهاني را منهدم و تا دو كيلومتري شرق آن پاسگاه پيشروي نمايند، بدين ترتيب در جبهه مياني يگانهاي قرارگاه قائم 3 موفق مي‌شوند؛ در حمرين با يكديگر الحاق حاصل نموده و به تحكيم مواضع خود  پردازند.

در تاريخ 13/8/61 با توجه به پيروزي هاي رزمندگان قرارگاه قائم، قرارگاه عملياتي كربلا طي شماره 86/5/13/3001 ـ 13/8/61 به قرارگاه مشترك قائم (عج) ابلاغ مي‌نمايد. يگانهاي عمل كننده در طرح عملياتي كربلا 5 از خطوط مقدم متصرفي طوري منطقه خود را به طرف جنوب غربي به طرف دشمن توسعه دهند كه بهترين موضع قابل پدافند را در حدود خط پيروزي اشغال و از تسلط كامل به مواضع پدافندي دشمن اطمينان حاصل نمايند و قرارگاه قائم4 حد جنوبي (جناح چپ) خود را به طرف جنوب توسعه دهد به نحوي كه خط ربوط تا مختصات (77ـ3) را تأمين نمايد.

توضيح اينكه اين نقطه در فاصله 9 كيلومتري غرب رودخانه دويرج و برروي جاده ربوط به طرف حمرين و در محدوده ارتفاعات 132 و 128 از جبال حمرين قرار دارد.

در ساعت 1500 روز 13/8 اولين پاتك دشمن در منطقه گردان 140 قائم3 اجرا شد ولي به وسيله نيروهاي آن گردان دفع گرديد و پاتك دوم دشمن در ساعت 1530 همان روز در منطقه گردان 131 از قائم 3 اجرا شد كه با فداكاري و ايثار مدافعان اسلام و كمك آتش توپخانه و بالگردهاي هوانيروز اين پاتك دشمن نيز خنثي و دفع شد.

در روز 13/8/61 تعداد اسيران عراقي به بيش از 2000 نفر رسيد كه 1800 نفر از آنان به شهر دزفول تخليه شدند.

در ساعت 2200 ـ 13/8 گردان 138 در ادامه عمليات، به منظور رسيدن به خط پيروزي از ارتفاعات حمرين به طرف پاسگاه ابوغريب كه خط پدافندي جديد دشمن بود، تك كرد و پس از انهدام نيروهاي عراقي در يك كيلومتري جاده آسفالته شرهاني به زبيدات در مواضع پدافندي مستقر شد و گردان 131 و 140 و ساير گردانهاي سپاه از قائم 3 نيز از سه كيلومتري شرق پاسگاه شرهاني عراق مجدداً پيشروي و پس از تصرف پاسگاه مذكور در غرب آن مواضع پدافندي انتخاب و مستقر شدند بدين ترتيب يگانهاي تيپ 1 لشكر 21 حمزه به همراه گردانهاي تيپ 17 علي ابن ابيطالب (ع) سپاه در خط پدافندي جديد از پاسگاههاي شرهاني در امتداد جاده آسفالته زبيدات مستقر و مواضع متصرفي خود را تحكيم نمودند. در روزهاي 12و13/8 هواپيماهاي دشمن فعاليت گسترده اي داشتند و مواضع نيروهاي خودي را بمباران نمودند كه در اثر هوشياري و تلاش پدافند هوايي سه فروند هواپيماهاي دشمن مورد اصابت قرار گرفت و منهدم گرديد.

گروه فرماندهي قرارگاه قائم3 در ساعت 0500 روز 12/8/61 براي بررسي وضعيت آن قرارگاه در محورهاي سمت چپ و راست در دو گروه عازم خط مقدم شدند. يك گروه در معيت فرمانده قرارگاه قائم3 سرهنگ پياده علي رزمي عازم منطقه چم سري (محور سمت چپ) جهت نظارت بر گردانهاي 131 پياده و 140 پياده شدند. يك گروه در معيت معاون تيپ 1 لشكر 21 پياده سرهنگ2 پياده ستاد علي بخش نيكفرد عازم ارتفاعات حمرين براي نظارت بر گردان 138 پياده شدند.

 

سرهنگ پياده علي رزمي درباره اجراي اين مرحله از عمليات مي‌گويد:

"يگانهاي قرارگاه قائم3 در اين مرحله پيروزي هاي درخشاني كسب كردند و توانستند هدف فتح در ارتفاعات حمرين را كاملاً تصرف نمايند. ما 500 نفر از دشمن را نيز به اسارت درآورديم و در بالاي ارتفاعات حمرين جنازه حدود 30 نفر از نيروهاي عراقي كه در حمله رزمندگان قرارگاه قائم3 كشته شده بودند، ديده مي‌شدند كه داخل كانال ها و خط رابط و سنگرها ديده مي‌شد و اغلب كشته شدگان تجهيزات و سلاح خود را همراه داشتند؛ از جمله خمپاره هاي 60 ميليمتري و چنين نتيجه گيري مي‌شد كه در زمان حمله، عراقيها در حال آمادگي بوده اند، با اين وضع ما پيروزي بزرگي كسب كرده بوديم.

عملياتها در روز 13/8 ادامه يافت و در اين مرحله سروان محمدي سرپرست گردان 140 نيز مورد اصابت گلوله تك تيرانداز دشمن قرار گرفت و به شهادت رسيد. تدبير اين مرحله از عمليات اين بود كه گردان 138 و يك گردان سپاه از سمت چپ محور نهر عنبر به طرف شهرك زبيدات و گردان 140 با يك گردان سپاه در جناح چپ و گردان 131 با يك گردان سپاه در احتياط باشد. در ساعت 2300 ـ 13/8 تكبير گويان به مواضع دشمن يورش برديم و پيروزي چشمگيري كسب كرديم و تا ساعت 0600 صبح روز 14/8 گردان 140 به نزديك پاسگاه ابوغريب و چاه نفت نزديك آن در زير جاده آسفالته زبيدات به شرهاني پيشروي داشت و گردان 138 ارتفاعات و تپه هاي ممتد مشرف به جاده آسفالته زبيدات به شرهاني را تصرف نمود و در دامنه ارتفاعات رملي زير جاده شهرك زبيدات به شرهاني مستقر و شروع به تحكيم مواضع خود نموديم در بين اسراي عراقي يك سرگرد عراقي نيز ديده مي‌شد و ما اسرا را به عقب تخليه نموديم."

سرهنگ2 ستاد علي نيكفرد معاون تيپ در مورد بازديد از محور سمت راست مي‌گويد:

"من به اتفاق درجه‌دار عمليات، گروهبان شاه محمدي عازم ارتفاعات حمرين شديم. در مسير حركت با سروان طه ضرابي افسر عمليات گردان 138 و ستوان بيات فرمانده گروهان 3 آن گردان كه به تازگي از خط مقدم مراجعت كرده بودند و مشغول صرف صبحانه بودند، برخورد نمودم و آخرين وضعيت را جويا شدم. آنها وضعيت را خوب توصيف كردند و اظهار داشتند جاي هيچگونه نگراني نيست. آن دو نفر چون اينجانب را عازم خط مقدم ديدند، آماده حركت شدند.

پس از رسيدن به ارتفاع حمرين فرمانده گروهان يكم مهندسي، ستوان يكم هادي نصري با تجهيزات سنگين مهندسي در حال آماده‌سازي جاده حمرين بود. ايشان نيز پس از گزارش كوتاهي از فعاليتهاي انجام شده شامل پاك كردن ميادين مين، ترسيم جاده و پلها و آب‌رفتها و همچنين ايجاد خاكريزهاي لازم براي قطع كردن ديد دشمن، به ما پيوست.

جيپ حامل اينجانب در جلو، خودروي سروان ضرابي در وسط و فرمانده گروهان مهندسي در عقب حركت مي‌كرد. ما روي جاده احداثي در روي خط‌الرأس نظامي ارتفاع حمرين كه در حقيقت خط مرزي دو كشور نيز مي‌باشد، در حال حركت بوديم. پس از طي حدود يك كيلومتر به سمت جنوب، سروان ضرابي با زدن بوق ما را متوقف و خود در كنار جيپ ما متوقف شد و اظهار داشت: از اين محل به بعد اجازه بفرمائيد من در جلو بروم چون با منطقه آشنائي دارم. من نيز قبول كردم و ايشان حركت كرد.

 هنوز بيش از 200 متر از حركت مجدد ما نگذشته بود كه ناگهان مشاهده كردم جيپ حامل سروان ضرابي و ستوان بيات بر اثر اصابت گلوله‌اي متلاشي و از حركت باز ايستاد. من كه حدود 50 متر با وي فاصله داشتم، متوقف شدم و خود را به محل حادثه رساندم. با كمك درجه‌دار عمليات مصدومين را از داخل خودرو خارج و در كنار جاده قرار داديم. سروان ضرابي كه رانندگي را به عهده داشت هنوز نفس مي‌كشيد و در دهانش صبحانه‌اي كه ناتمام مانده‌بود (سيب‌زميني پخته) ديده مي‌شد. ستوان بيات كه در جلو نشسته بود بلافاصله به شهادت رسيد و راننده خودرو كه در عقب نشسته بود، مصدوم شده بود.

در اين زمان آمبولانسي نيز كه از طرف مقابل مي‌آمد به محض رسيدن به محل حادثه با گلوله‌اي ديگر متلاشي شد. بلافاصله تشخيص داديم اين قسمت از جاده در ديد مستقيم است. دشمن با استقرار يك دستگاه تانك و نشانه روي ثابت به محض رسيدن خودرو به آن محل، شليك مي‌كرد. به اين ترتيب ضمن قطع تردد، ستوان نصري فرمانده گروهان مهندسي با يك دستگاه بلدوزر نسبت به مسدود كردن منطقه باز اقدام نمود. مصدومين بلافاصله با جيپ اينجانب جهت مداوا به وسيله درجه‌دار عمليات به عقب تخليه شدند.

من با احضار فرمانده دسته موشك تاو گردان 139، ستوان حسيني در كمتر از نيم ساعت محل تانك را شناسايي و با استقرار موشك تاو با اولين پرتاب موشك تانك مزبور را متلاشي و بلافاصله تعدادي تانك ديگر نيز كه در آن حوالي بودند، مبادرت به عقب‌نشيني نمودند و بدين ترتيب جاده روي ارتفاع مرزي از زير ديد و تير مستقيم دشمن خارج شد. سروان ضرابي تا محل پد بالگرد در موسيان زنده بود ولي در آنجا جان به جان آفرين تسليم كرد و به فيض عظيم شهادت نائل آمد."

 

منبع: عملیات محرم، پورداراب، سعید، 1385،ایران سبز،تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده