گردان144پیاده
بخش بیست و هفتم: آموزش آماده شدن برای عملیات اردوگاه ساحل رودخانه جرّاحي به منظور اجراي آموزش و آماده شدن گردان براي عمليات، منطقة شادگان محل زياد مناسبي نبود. براي يافتن جاي مناسب، گرفتن مجوّز و بحث و هماهنگي موضوع به قرارگاه اروند مراجعه كردم. جوّ موجود و بحث در قرارگاه حاكي از اين امر بود كه لشكر77 خراسان عمدة نيروهاي خود را به منطقة جنوب آورده است. ستاد لشكر نيز در چند روز آينده به ماهشهر وارد و احتمالاً مسئوليّت قرارگاه اروند به ستاد لشكر77 واگذار خواهد شد.

جناب سرهنگ رضا صادق، آن موقع رييس ركن سوّم قرارگاه اروند بودند. ايشان با تمام حسن نيّت، پيدا كردن محل مناسب براي بازسازي گردان را پذيرفتند و ضمن راهنمايي، فرمودند: ابتدا شما محل مورد نظر را پيدا كنيد و به قرارگاه گزارش نماييد، قرارگاه بعد از بررسي، نظر خود را اعلام مي‌كند.

جستجو براي انتخاب محل مناسب توسّط ستاد گردان شروع شد و پس از سه چهار روز، منطقه اي در حوالي رودخانه جراحي، حدود20 كيلومتري شمال مجتمع پتروشيمي رازي بندر ماهشهر، انتخاب و به قرارگاه پيشنهاد شد. قرارگاه به شرط اين كه محل استقرار گردان دور از شهرك نيمه ساخت كاركنان پتروشيمي بندر ماهشهر باشد و هيچ گونه تردّدي نيز به شهرك صورت نگيرد، مجوّز لازم را صادر نمود.

محل تعيين شده500 متر با شهرك فاصله داشت و در اين مورد مشكلي نداشتيم. نقل مكان گروهانهاي پياده و قسمتي از گروهان اركان به محل انتخابي آغاز شد. بنة صحرايي گردان در شادگان باقي ماند. ستاد گردان، من و فرمانده گروهان اركان به محل جديد نرفتيم و در منطقة تجمّع شادگان مانديم. گروهانهاي يكم، دوّم و سوّم گردان با وسايل اردويي موجود به محل جديد اعزام شدند. محل جديد موقعيّتي خوب و هوايي بهاري داشت، نه گرم بود نه سرد. ساحل رودخانه جرّاحي بسيار پر طراوت و سرسبز بود. بهترين زمان از نظر آب و هواي خوزستان بود و در بعضي مواقع، بارش باران به لطافت هوا و زيبايي مناظر، جلوه خاصي مي‌داد.          

گردان144 داراي موتور برق پنج كيلو واتي بود كه با نصب آن، برق اردوگاه تأمين گرديد. دستگاه تصفيه آب گردان فعال شد. امكاناتي هم در آب رساني براي شهرك ايجاد شده بود كه با استفاده از آن، از نظر آب نيز محدوديتي نبود. با نصب و برپا كردن چادرهاي گروهي و انفرادي كليه افراد محل مناسبي براي استراحت داشتند. مقرّر گرديد، غذا در شادگان پخت شود و روزانه غذاي آماده براي آنها برده شود. تا خاتمه دهه اوّل اسفندماه59، استقرار گروهانهاي تعيين شده در اردوگاه تمام شد. برنامه ريزي گردان براي آموزش، استراحت و بازسازي به شرح زير تعيين گرديد:

يك سوّم پرسنل حداكثر به مدّت هفت روز به مرخصي اعزام شدند. دو سوّم  باقي مانده طبق برنامه آموزش تنظيمي توسّط گردان به آموزش پرداختند. روزانه يك ساعت ورزش صبحگاهي اجباري داشتند علاوه بر آن، عصرها نيز تيم هاي ورزشي گروهان ها تمرين مي‌كردند. در اين مورد جناب سرگرد علي محسني رييس ركن سوّم گردان كه خود از ورزشكاران خوب در سطح گردان بود مديريت جالبي داشت و با برنامه ريزي مناسب جهت مسابقه تيم هاي متشكّله، جنب و جوش فوق العاده اي ايجاد كرده بود.

از نظر تيراندازي با انتخاب و تعيين ميادين تير براي سلاحهاي اجتماعي و انفرادي پس از هر هفته آموزش، خدمه سلاحها، تيراندازي مربوطه را عملاً تمرين مي‌نمودند.

از لحاظ تفكيك مسئوليتها، معاون گردان جناب سرگرد مظفر هدايت نسب با فرماندهان گروهانهاي پياده در اردوگاه بودند، من كه در منطقة تجمّع شادگان بودم هر چند روزي يك بار به اردوگاه ساحل رودخانه جرّاحي مي‌رفتم و از پيشرفت آموزش و اجراي برنامه‌هاي تنظيمي بازديد مي‌كردم. واقعاً موقعيّت از هر نظر براي تقويت روحيّه و آمادگي نيروها مناسب بود.

نزديك عيد مسابقات ورزشي بين تيمهاي گروهانها انجام شد و به بهترين تيم و نفرات برتر جوايزي در حد توان گردان اهداء گرديد. ناگفته نماند رودخانه جرّاحي ماهيهاي خوبي داشت. در بعضي مواقع و دور از چشم مسئولين، اهل فن آزمايشي  مي‌كردند! چون صيد ماهي از رودخانه ممنوع بود.

عيد فرا رسيد و اين سنّت ديرينه در جبهه‌ها نيز برگزار گرديد. افراد با ذوق اردوگاه را تزيين كردند. در داخل چادرها به فراخور توانايي، يك نوع شيريني و يا شكلات تهيّه شده بود. پرسنل، ديد و بازديد سربازي و بسيار ساده اي با يكديگر داشتند. همه تلاشها بر آن بود كه فشارهاي روحي و جسمي شش ماه گذشته كه در بعضي موارد به حالت انفجار مي‌رسيد، كمتر شود و چند روزي احساس در جبهه بودن و زير باران گلوله‌هاي دشمن زيستن، فراموش شود. سه روز برنامه‌ها تعطيل شد و با گذاشتن وسيله خودرويي، آنهايي كه علاقمند بودند به شهرهاي سربندر و ماهشهر بروند مي‌توانستند از سرويس استفاده كرده در ساعت معيّن نيز از نقطه تعيين شده از شهرهاي مذكور به اردوگاه مراجعت نمايند.

 

حضور لشكر 77 خراسان و انحلال قرارگاه اروند

از اوايل اسفندماه صحبت از آمدن كامل لشكر 77 به منطقه آبادان بود. به جز يگانهايي كه قبلاً به منطقه آمده بودند، ساير يگانها به تدريج وارد مي‌شدند. تا خاتمه دهة دوّم اسفندماه، نيروهاي لشكر و ستاد مربوطه تقريباً همگي وارد منطقه شده در اطراف شهرستان ماهشهر، مشغول استقرار بودند. صحبت از تشكيل قرارگاه لشكر77 به عنوان قرارگاه عملياتي نيروهاي مستقر در آبادان و ساير محورها و جمع شدن قرارگاه اروند بود.

ستاد لشكر پس از استقرار و شناساييهاي عملي و در جريان قرار گرفتن در وضعيّت عملياتي منطقه، از تاريخ 28 اسفند‌1359، عملاً مأموريت قرارگاه اروند را عهده دار و از آن تاريخ قرارگاه اروند منحل شد.

پس از تفويض مسئوليّت منطقه عمليات به لشكر77 و در راستاي تهيّه طرح‌هاي عملياتي در اوايل فرورين ماه، ستاد لشكر طي يك برآورد كلّي عملياتي در گسترش پدافندي يگانهاي مستقر در منطقة ماهشهرـ آبادان با توجّه به حسّاسيّت جنوب جادّه، تغييرات كلّي ايجاد نمود. زيرا يك بخش عمده بين خط دفاعي نيروها، (نوك خط سرپل اشغالي توسّط دشمن) خالي بود و هيچ نيرويي در آن قسمت استقرار نداشت. عراقي ها مي‌توانستند با يك پيشروي سريع به رودخانه بهمنشير دسترسي پيدا كنند و مشكلاتي براي نيروهاي ايراني در حصر مجدّد شهر آبادان به وجود بياورند.

 

احداث جادّه وحدت

از ديگر اقدامات لشكر77 خراسان در منطقة عملياتي ماهشهرـ آبادان، احداث جادّه ارتباطي جزيره آبادان با جادّه ماهشهر بود، البتّه اين مسير در اثر رفت و آمد اهالي آبادان كه تحت فشار دشمن از شهر خارج مي‌شدند به يك جادّه خاكي تبديل گرديده بود امّا در اثر جاري شدن آبهاي منطقه به سمت جنوب در بعضي جاها، تردّد خودروها ممكن نبود. اين جادّه به وسيله گردان مهندسي لشكر و با همكاري نيروهاي مردمي و جهاد سازندگي احداث و به نام «جادّه وحدت» يك خط ارتباطي مطمئن بين آبادان و ماهشهر برقرار شد و هر گونه پشتيبانيهاي رزمي و تداركات نيروهاي مستقر در جزيرة آبادان ميسّر گرديد.

جادّه وحدت طوري پيش بيني گرديده بود كه از قسمت جنوبي ميدان تير آبادان يعني محدوده جنوبي سرپل دشمن، حدود 8-7 كيلومتر فاصله داشت، مع الوصف براي جادّه سازي، حضور نيروهاي تأميني لازم و ضروري بود. از طرفي همان طور كه اشاره شد در اين قسمت بين نيروهاي ايراني (تكاوران دريايي در راست و فداييان اسلام در چپ) حدود پنج كيلومتر فاصله وجود داشت كه تا آن موقع نيرويي در آن قسمت مستقر نشده بود.

گردان144 در موقعيّتي قرار داشت كه بيشتر از ساير يگانها براي اجراي مأموريت، آمادگي پيدا كرده بود. اوّلين دستور آگهي براي اعزام گردان144 به قسمت جنوبي سرپل دشمن و برقراري تأمين جادّه وحدت در دهم فروردين ماه سال1360 به گردان144 ابلاغ گرديد.

 

 منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده