گردان144پیاده در نبرد آبادان
بخش بیست و ششم شهادت گروهبان دوّم باقري و دو نفر سرباز گاهي اوقات در خط پدافندي اتّفاقاتي روي ميداد و حادثه اي ايجاد ميگرديد كه واقعاً متأثّر ميشديم. مثلاً قبل از تغيير مكان به خط پدافندي جديد ـ حدود 26يا27 دي ماه ـ يك گلولة دشمن، احتمالاً خمپاره 120 م م ـ مثل صدها گلوله اي كه هر روز پرتاب ميشد ـ روي يكي از سنگرهاي احداث شده در پشت خاكريز فرود آمد و منفجر گرديد. سنگر متعلّق به گروهبان دوّم پيماني باقري فرمانده يكي از گروههاي گروهان دوّم بود. من كه حدود 25 متر با محل انفجار فاصله داشتم به حالت دو به طرف سنگر رفتم، ديدم در اثر انفجار قسمت جلوي سنگر تخريب گرديده و نيمي از بدن شهيد باقري كه جوان رشيدي بود، در زير تراورسها و خاكهاي روي سنگر باقي مانده، با تمام توان دو دست او را گرفتم كه از زير خاك بيرون بياورم امّا نتوانستم. او بي جان و بي هوش بود.

تراورسها و خاك‌هاي روي سنگر طوري روي پاها و كمر او قرار داشت كه بدن شهيد لابلاي آنها گير كرده بود. با كمك دو نفر از سربازان، تراورسها فوراً كنار زده و پيكر شهيد را خارج نموديم. رمقي در بدن نداشت و لحظاتي بعد شيريني فيض شهادت در چهره تابناكش نمايان شد. اين شهيد، تازه ازدواج كرده بود و هنوز حلقة دامادي كه از حدود دو ماه پيش در انگشت داشت، برق تازگي مي‌زد.

پس از جابه جا كردن بقيّه تراورسها و خاكها مشاهده گرديد، دو نفر از سربازان هم سنگر شهيد باقري نيز در داخل سنگر شهيد شده اند و چون انفجار در داخل سنگر ايجاد شده بود، جنازه آن دو نفر، همچون زغال سياه شده بود. پيكرهاي مطهّر به معراج شهداء انتقال يافت. همه پرسنل گردان تا مدّتها از آن ضايعه متأثّر بودند.

 

مجروح شدن ستوان كيمايي مقدّم و ستوان خلج

آن روز شدّت آتش دشمن خيلي زياد بود، بعد از آن نيز در سطح گروهان دوّم، دو اتّفاق مهم رخ داد: ستوان سوّم پياده عبّاس كيميايي مقدّم فرمانده دستة ادوات كه افسر بسيار شجاع، رشيد و لايقي بود در اثر اصابت تركش گلوله دشمن به صورتش، متأسّفانه بينايي هر دو چشم خود را از دست داد و هم اكنون جانباز 100درصد است (از خداوند منّان صبر و شكيبايي براي اين رزمندة عزيز و خانواده محترم ايشان مسئلت دارم) هم چنين فرمانده گروهان ستوان يكم پياده ابوطالب خلج كه از ناحيه پهلو به شدّت مجروح شد و هر دوي اين افسران در يك روز از منطقه عمليات خارج شدند.

نتيجه منفي عدم موفّقيّت عمليات توكّل

عدم موفقيّت در عمليات توكّل يك نتيجه منفي نيز داشت و آن اين بود هر آن احتمال مي‌رفت عراقيها از ضعف‌هاي موجود نيروها در منطقه استفاده كرده براي رسيدن به اهداف تجاوزكارانة خود حمله اي را شروع نمايند. اطلاعاتي كه از آنها كسب مي‌گرديد، اين احتمال را تشديد مي‌كرد. چه بسا اين اطلاعات صحيح نبود و يا دشمن جنگ رواني را شروع كرده بود كه روحيّه رزمندگان را متزلزل نمايد. مع الوصف اين نگراني در فرماندهان و مسئولين در منطقه وجود داشت.

 

آب گرفتگي منطقه

دي ماه خاتمه يافت و در وضعيّت نيروها از لحاظ مأموريت تغييراتي ايجاد نشد. تأكيد فرمانده اروند بر اين بود كه نيروها در حد ممكن در جهت نزديك شدن به دشمن اقدام نمايند. در همين راستا، گردان 144 آمادگي خود را براي تغيير مكان به جلو در حد 500 متر تا يك كيلومتر، اعلام نمود. امّا بارش باران‌هاي موسمي و سرازير شدن مازاد آبهاي منطقه به سمت جنوب، سبب گرديد كه فرماندهان در فكر تقويت خاكريزهاي موجود و دو جداره كردن آنها در بعضي جاها كه احتمال نفوذ آب متصوّر بود، باشند.

در بهمن ماه، توسّط نيروهاي مهندسي خاكريز جديد در منطقه ايجاد نگرديد چون از هر طرف آبهاي جاري، منطقة پدافندي را محاصره كرده بود و فضاي بين دو خط پدافندي ما و دشمن را آب به طور كامل گرفته بود. از زير و پشت خاكريزهاي اوّلي به تدريج آب به طرف سنگرهاي احداث شده نفوذ مي‌كرد. ناچاراً در فاصله 10 متري، خاكريز دوّمي، ايجاد گرديد و تلاش شد كه خاكريز دوّم ارتفاع بيشتري داشته باشد.

 اين اقدام خيلي به موقع صورت گرفت چون قبل از اين كه سنگرها در اثر نفوذ آب آسيب ببيند، جابه جا شدند. در خاتمة اين وضعيّت، به علّت بالا آمدن ارتفاع آب در منطقه، مي‌توان گفت عملاً حركت نيروها به سمت يكديگر منتفي بود و امكان نداشت.

فرماندهي اروند تصميم گرفت كه به تدريج نيروها را از منطقة آب گرفتگي خارج نمايد و به عقب بياورد. اوّلين يگاني كه در محور ماهشهرـ آبادان به عقب آورده شد تيپ37 زرهي بود كه مأموريت آن به گردان 202 امداد ژاندارمري واگذار گرديد. يگان بعدي براي آمدن به عقب گردان144 بود به ترتيبي كه يك گروهان از گردان در منطقه مناسب براي كنترل جادّه باقي ماند و دستة خمپاره انداز 120 م م گردان نيز از نظر پشتيباني آتش در منطقه ابقاء گرديد و دستة شناسايي نيز با دستة خمپاره انداز باشد. گروهان يكم اوّلين يگاني بود كه به عقب آمد و در منطقة تجمّع شادگان استقرار يافت بعد از آن گروهان دوّم و باقي مانده گروهان اركان به عقب آورده شدند و كليه جابه جاييها در شب صورت گرفت.

حضور نيروها در منطقة تجمّع، دور از آتش دشمن و برخوردار از امنيّت هوايي به منزلة زندگي در اردوگاه بود و مشكل زيادي نداشت. نيروها به بازسازي و آموزش مشغول شدند. از ساعت0530 كه بيداري داده مي‌شد، زمان كافي براي ورزش و فعّاليت بدني داشتند و از حالت ركود در سنگر ماندن، خارج شدند.

پس از گذشت 9-8 روز از نقل و انتقال نيروها به عقب، يك شب حدود ساعت1100 فرمانده گروهان سوّم جناب سروان منصور حقيقت با بيسيم اطلاع داد كه خاكريزهاي اطراف گروهان از چند جا به وسيله فشار آب شكسته است و آب به سرعت، منطقه استقرار گروهان را فرا مي‌گيرد. بلافاصله با قرارگاه اروند تماس حاصل شد و اجازه داده شد كه گروهان از آن منطقه خارج گردد. ليكن تعدادي از وسايل و تجهيزات در سنگرهايي كه نزديك آب بود و نيروها نتوانسته بودند با خود بياورند، باقي مانده بود. گروهان سوّم شبانه با اعزام خودرو منطقه را ترك نمودند و به منطقة تجمّع در شادگان نقل مكان كردند.

 فرداي آن روز عواملي كه وسايل و يا تجهيزات خود را در سنگرها جا گذاشته بودند به منطقه اعزام شدند و با وجود اين كه سنگرها پر از آب شده بود، وسايل مربوطه را از داخل آب بيرون كشيدند و با خود آوردند. مأموريت گروهان سوّم نيز به گردان 202 ژاندارمري كه موقعيّت بهتري داشت واگذار گرديد. محل استقرار گروهان سوّم، همان محلّ گردان توپخانه130م م(-) بود كه جابه جا شده بود. آن نقطه از حسّاسيّت زيادي برخوردار بود چون جادّه خاكي منشعب از جنوب آبادان كه بعدها به نام «جادّه وحدت» نامگذاري گرديد، در آن نقطه به جادّه آسفالته ماهشهرـ آبادان وصل مي‌شد. در واقع دو راهي مهمّي بود كه مي‌بايست تردّد درآن نقطه و در آن محور كنترل شود. اين مأموريت به گردان202 امداد ژاندارمري واگذار گرديد.

از گردان144 دستة شناسايي و دسته خمپاره انداز120 م م در محل استقرار قبلي باقي مانده بود و به علّت آب گرفتگي كلّ منطقه (جنوب و شمال جادّه ماهشهرـ آبادان) قادر به انجام مأموريت شناسايي و يا اجراي آتش پشتيباني از گردان 202 ژاندارمري نبودند لذا از فرماندهي اروند تقاضا گرديد، براي جمع شدن عناصر گردان جهت آموزش و بازسازي، اجازه فرمايند آن دو دسته نيز به گردان ملحق شوند. بعد از 24 ساعت، ستاد اروند اجازه عقب آوردن دو دسته باقي مانده را نيز صادر كرد. روزهاي آخر بهمن ماه سال1359 همة گردان به جز نفربرهاي زرهي و خدمة آنها كه هنوز در كنترل عملياتي گردان246 تانك بودند در منطقة تجمّع شادگان جمع آوري گرديدند.

 

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده