عملیات محرم
همچنين ستاد مشترك ارتش طي شماره 182055 به استناد گزارش ژاندارمري اعلام مينمايد از گردان 907 ژاندارمري تحت كنترل عملياتي تيپ 25 كربلا تعداد 80 نفر به سرپرستي ستوان فرشاد به طور داوطلب به عنوان خطشكن در اين عمليات شركت داشتند كه به موفقيتهاي بسيار درخشاني نيز نائل گرديدند، ليكن تعدادي از پرسنل مذكور در رزم نزديك به شهادت رسيدند و از جمله ستوان فرشاد نيز به درجه رفيع شهادت نائل ميگردد (روان شهدا شاد باد).

بخش دهم:

 

هدايت عمليات در مرحله يكم (از ساعت 2208 ـ 10/8/61 تا ساعت 2300 ـ 11/8/61)

همانگونه كه اشاره شد عمليات كربلا 5 تحت عنوان عمليات محرم در ساعت 2208 مورخه 10/8/61 (سيزدهم ماه محرم) با رمز يا زينب (س) آغاز و به دليل مشكلات ناشي از بارندگي شديد در بعدازظهر مورخه 10/8/61  و طغياني شدن و سيلابي گرديدن رودخانه دويرج و ايجاد ضايعات پرسنلي و تجهيزاتي به قرارگاههاي قائم 3 و قائم 4 عبور اين يگانها از دويرج به موقع انجام نگرديد و در نتيجه عمليات قرارگاههاي عمل كننده قرارگاه قائم (عج) از شروع عمليات تا عصر مورخه 11/8/61  (زمان اجراي مرحله يكم عمليات) به شرح ذيل بود:

 

الف ـ قائم 1 (تيپ 8 نجف از سپاه پاسداران و گروهان ژاندارمري موسيان) 

به فرماندهي برادر احمد كاظمي به دليل شرايط زمين و موقعيت استقرار يگانهاي اين قرارگاه، بارندگي شديد و جاري شدن سيل هر چند خسارات جزئي وارد كرد اما تأثير چنداني در روند عمليات اين قرارگاه نداشت.

تيپ 8 نجف مأموريت داشت؛ هدف توفيق شامل ارتفاعات 292 و 298 و ارتفاعات شرق رودخانه ميمه و جنوب بيات در جبال حمرين را تصرف خط مرز را تأمين و عمليات خود را تا تأمين خط پيروزي در غرب حمرين ادامه دهد.

يگانهاي تيپ 8 نجف در سه محور عمليات خود را شروع نمودند. تبادل آتش از ساعت 2230 تا 2345 مورخه 10/8/61 به شدت ادامه داشت و اكثر يگانهاي عراقي مستقر در حمرين زير آتش سلاحهاي سبك و سنگين نيروهاي خودي قرار گرفتند و شدت آتش به حدي بود كه اكثر ديده بانهاي دشمن ناگزير به ترك مواضع ديدباني خود شدند و اعلام نمودند كه نيروهاي ايراني در فواصل 500 تا 1500 متري ما رسيده اند.

تيپ 8 نجف كه قهرمانانه به دشمن يورش برده بود، در ساعت 2230 با دشمن درگير شد و اين درگيري به شدت ادامه يافت. خط دفاعي دشمن در حمرين، در مقابل اين قرارگاه شكسته شد و تيپ 8 نجف در ساعت 0045 روز 11/8/61 اعلام نمود؛ تلفات سنگيني به دشمن وارد شده و ارتفاعات 292 در حال سقوط است و اين قرارگاه در ساعت 0200 گزارش مي‌نمايد كه به هدف نهايي خود در ارتفاعات حمرين رسيده است.

در ساعت 0255 تيپ 8 نجف به پيشروي خود ادامه مي‌دهد و موفق به گرفتن اسير مي‌شود.

تيپ 8 نجف تا صبح مورخه 11/8/61 موفق مي‌شود ضمن انهدام حدود يك تيپ از نيروهاي دشمن مستقر در حمرين ارتفاعات مهم 292 و 298 و هدف توفيق را تصرف و خط مرز را تأمين نمايد. 

قرارگاه قائم به قرارگاه كربلا گزارش مي‌نمايد كه قائم 1 تا ساعت 0600 روز 11/8/61 به هدف هاي خود رسيده و با قائم 2 الحاق حاصل نموده است و اهداف خود را تا ساعت 1200 روز 11/8/61 تحكيم نموده است.

 

برادر احمد كاظمي فرمانده تيپ 8 نجف (قائم1)، در رابطه با عمليات اين تيپ تا اين مرحله مي‌گويد: در اين عمليات، تيپ 8 نجف اشرف در طرفين رودخانه ميمه در منطقه بيات وارد عمل شد و مهمترين هدف ما ارتفاعات 292 بود كه به تمام منطقه مسلط بود.

در اين منطقه تاسيسات نفتي زيادي وجود داشت كه در اختيار دشمن بود و با اجراي عمليات محرم اين تاسيسات به دست رزمندگان ما افتاد به علاوه شهرك طيب عراق و تاسيسات نفتي آن در ميدان ديد و تير ما قرار گرفت و دشمن به دشت باز در غرب ارتفاعات حمرين رانده شد.

ما تقريباً با هشت گردان وارد عمل شديم و از سه محور پيشروي كرديم كه دو محور تلاش اصلي و يك محور تلاش فرعي بود. دشمن مقابل ما، استعدادش حدود يك تيپ بود و دو گردان نيز در احتياط آنها بود. نيروهاي ما با دور زدن دشمن موفق شدند آنها را منهدم كنند.

 يگانهاي ما در همان مراحل اوليه ارتفاعات كليدي منطقه را تصرف كردند و تا صبح روز بعد اهداف مورد نظر طبق دستور عملياتي تصرف و تأمين شد. لازم به توضيح است كه در ساعات اوليه عمليات ابتدا هوا صاف بود، ليكن وضعيت جوي منطقه تغيير ناگهاني نمود و بعد از مدتي كوتاه هوا ابري، طوفاني و رگباري شد و سيل جريان پيدا كرد كه اثرات كلي در مختل كردن سازمان واحدهاي ما داشت؛ چنان كه قبل از شروع عمليات سازمان پنج گردان ما در هم ريخته شد و قسمتي از سلاح و تجهيزات آنها را سيل برد و اين گردانها كارآيي رزمي خود را از دست داده بودند. با اين وجود با توكل و به ياري خداوند عمليات را اجرا كرديم و اين امر سبب غافلگيري دشمن شد و در نهايت به نفع نيروهاي ما تمام گرديد.

درباره شرايط منطقه نبرد، ابتدا زمين هاي مسلط در دست دشمن بود و نيروهاي ما در دشت باز قرار داشتند و موانع گسترده دشمن بين نيروهاي ما و دشمن قرار داشت، ولي به ياري خداوند ما بر مشكلات فائق شديم و عمليات را با پيروزي به انجام رسانيديم. از جمله مشكلاتي كه براي بعضي از يگانهاي ما ايجاد شد، آن بود كه آنهايي كه در شيارها مستقر شده و موضع گرفته بودند، به هنگام جاري شدن سيل قسمتي از وسايل و تجهيزات خود را از دست دادند با اين وجود اين گردانها در حمله شركت كردند و موفقيت بزرگي كسب كردند.      

 

ب ـ قائم 2 (تيپ 25 كربلا از سپاه پاسداران به فرماندهي برادر مرتضي قرباني و گردان 907 ژاندارمري از ناحيه خوزستان)   

تيپ 25 كربلا مأموريت داشت؛ پس از عبور از يگانهاي پدافند كننده در منطقه موسيان ارتفاعات حمرين در جنوب موسيان در حد واگذاري را تصرف، مرز جمهوري اسلامي ايران را تأمين و به پيشروي خود تا رسيدن به خط پيروزي ادامه دهد.

يگانهاي تيپ 25 كربلا در سه محور عمليات خود را اجرا كردند. محور يكم در شمال موسيان و محور دوم از موسيان و محور سوم از جنوب موسيان بود.

گردانهاي سيد الشهدا و صاحب الزمان اين تيپ خط شكن بودند.

يگانهاي تيپ 25 كربلا پيشروي خود را در ساعت مقرر آغاز و در ساعت 2230 10/8/61 همزمان با تيپ 8 نجف با دشمن درگير شد. در ساعت 2245 تيپ 25 كربلا از ميدان مين اول عبور و به ميدان مين دوم رسيد و موفق گرديد؛ تعدادي از نيروهاي دشمن را به اسارت خود درآورد.

تيپ 25 كربلا كه از بارندگي شديد آسيب چنداني نديده بود، موفق گرديد در ساعات اوليه نبرد پس از نفوذ به موانع و مواضع دشمن تلفات سنگيني به دشمن وارد و در ساعت 2300 ـ 10/8/61 اعلام مي‌نمايد كه دشمن را در منطقه هدف محاصره نموده است و در ساعت 2330 گزارش نمود كه به خط الرأس حمرين رسيده و از آن عبور مي‌كند.

برابر اعلام پست شنود در ساعت 2345 ـ 10/8/61 يكي از گردانهاي دشمن گزارش مي‌كند كه در حال محاصره شدن است.

در ساعت 0200 ـ 11/8/61 تيپ 25 كربلا (قائم 2) به هدفهاي خود رسيد و تا ساعت 0600 صبح با تيپ 8 نجف در ارتفاعات حمرين الحاق نمود.

با پيشروي يگانهاي قائم 1و 2 در منطقه موسيان و عقب راندن نيروهاي عراقي از ارتفاعات حمرين به سمت جنوب غربي، جاده اصلي عين‌خوش دهلران از زير ديد و تير آتش نيروهاي دشمن خارج گرديد و جاده شهرك طيب عراق نيز در برد توپخانه رزمندگان اسلام قرار گرفت و پاسگاههاي مرزي و مناطق اشغالي در دست دشمن آزاد گرديد و نيروهاي عراقي كه در حال عقب نشيني بودند، شروع به تخريب مواضع تأسيسات خود نمودند.

در هنگام عقب نشيني، اثرات بارندگي روز قبل بر نيروهاي عراقي نيز مؤثر واقع شد و تعدادي از تانكهاي عراقي به گل نشستند و نتوانستند فرار كنند و تعداد 10 دستگاه تانك سالم دشمن به غنيمت درآمد و خدمه آنها نيز كشته و يا اسير شدند در مجموع تا اين بخش از عمليات حدود يك تيپ عراقي متلاشي و به آنان تلفات سنگين وارد شد.

 

برادر احمد محمودي يكي از فرماندهان گروهان تيپ 25 كربلا درباره اين عمليات مي‌گويد: گردان ما؛ گردان صاحب الزمان از محور سمت چپ حمله نمود. فرماندهي به عهده برادر صادق فردستان بود كه بسيار شجاع بودند. (وي در عمليات والفجر مقدماتي روي مين رفت و شهيد شد) ما در شرايط بسيار سخت جوي و بارندگي شديد حمله را شروع كرديم و موفق شديم در دقايق اول نبرد مواضع دشمن را تصرف كنيم و تعدادي از نيروهاي دشمن را به اسارت درآورديم، يك قبضه تيربار دشمن در سمت چپ ما مزاحم ما بود كه خود برادر فردستان فرمانده گردان با كمك چند نفر به آن موضع حمله كردند، تيربار دشمن را منهدم و خاموش ساختند. در اين مرحله گردان ما گردان خط شكن بود و ما خط دشمن را شكستيم. بدين ترتيب رزمندگان تيپ 25 كربلا با شجاعت و ايثار با دشمن جنگيدند و اهداف خود را به سرعت تصرف و تأمين نمودند.

در اين مرحله از عمليات فرمانده گردان 907 ژاندارمري به شهادت مي‌رسد و فرماندهي گردان را جانشين وي به عهده مي‌گيرد. همچنين ستاد مشترك ارتش طي شماره 182055 به استناد گزارش ژاندارمري اعلام مي‌نمايد از گردان 907 ژاندارمري تحت كنترل عملياتي تيپ 25 كربلا تعداد 80  نفر به سرپرستي ستوان فرشاد به طور داوطلب به عنوان خط‌شكن در اين عمليات شركت داشتند كه به موفقيتهاي بسيار درخشاني نيز نائل گرديدند، ليكن تعدادي از پرسنل مذكور در رزم نزديك به شهادت رسيدند و از جمله ستوان فرشاد نيز به درجه رفيع شهادت نائل مي‌گردد (روان شهدا شاد باد).

 

ج ـ قرارگاه قائم 3 (تيپ 1 لشكر 21 حمزه و تيپ 17 علي ابن ابيطالب (ع) )

قرارگاه قائم 3 به فرماندهي مشترك سرهنگ علي رزمي از ارتش و برادر مهدي زين الدّين از سپاه مأموريت داشت؛ پس از عبور از يگانهاي در خط پدافندي از رودخانه دويرج عبور و به دشمن حمله نموده ارتفاعات مشرف به پاسگاه شرهاني در حمرين شامل ارتفاعات 240 و 229 و 139 (هدف فتح) را تصرف خط مرز را تأمين و با ادامه پيشروي به سوي غرب خط پيروزي را كه در حدود سه كيلومتري مرز و در داخل خاك عراق بود، تصرف و تأمين نمايد.

قرارگاه قائم 3 از سه محور پيشروي مي‌كرد ـ محور شمالي از نهر عنبر به طرف حمرين به منظور تصرف ارتفاعات شمال پاسگاه شرهاني عراق، محور مياني از آبادي ركاس در شرق دويرج به طرف غرب و پاسگاه شرهاني محور جنوبي از چم سري به طرف پاسگاه شرهاني در نظر گرفته شده بود.

از يگانهاي قرارگاه قائم 3 كه در سه محور عمليات خود را اجرا كردند گردان 138 ادغام با يك گردان از سپاه به راست و گردان 140 ادغام با يك گردان سپاه در وسط و گردان 131 ادغام با يك گردان از سپاه در قسمت چپ عمل مي‌نمودند، بقيه گردانهاي اين قرارگاه در احتياط بودند.

گردان ادغامي 138 يك شب قبل از عمليات در كانالي در غرب دويرج مستقر شد. بقيه يگانها در شرق دويرج استقرار داشتند. ترتيب اجراي مأموريت بدين صورت بود كه يگانهاي محور سمت راست در ساعت شروع حمله عمليات خود را شروع مي‌كردند اما يگانهاي محورهاي مياني و جناح چپ مي‌بايست پس از تصرف پل چم سري توسط قائم 4 از آن محل عبور و به سمت هدف پيشروي نمايند.

گردان 138 پياده به همراه يك گردان سپاه از غرب دويرج و تپه‌هاي پاسگاه نهر عنبر در ساعت 1900 ـ 10/8/61 از موضع خود به طرف دشمن حركت و به موقع از خط عزيمت گذشتند و در ساعت 2213 به ميادين مين دشمن برخورد نمودند. در ساعت 2305 ـ 10/8/61 تيپ1 لشكر 21 گزارش نمود به چندين مانع برخورد نموده و با ايجاد معبر در موانع عبور و پيشروي مي‌نمايند.

پس از عبور از موانع يگان هاي خط شكن موفق شدند؛ مقاومت اوليه عراقيها را درهم بشكنند و در ساعت 2345 از خطوط مقدم دشمن عبور و به پيشروي خود به سمت حمرين ادامه مي‌دهند. به دنبال آن، قرارگاه قائم 3 گزارش مي‌كند كه دو گروهان به خط الرأس حمرين رسيده و عمليات ادامه دارد. در محور جنوبي منطقه قرارگاه قائم 3 گردان 131 پياده ادغامي با سپاه از تنها پل باقي مانده در چم سري كه توسط قائم 4 تأمين شده بود، عبور كرد و در ساعت 2208 تك خود را آغاز نمود، اما با مقاومت جدي دشمن مواجه گرديد. از طرفي، قائم4  هم به علت مشكلات عبور و مقاومت شديد دشمن نتوانست پيشروي نمايد در نتيجه توپخانه هاي دشمن تمركزات شديد خود را بر روي اين گردان متمركز نموده و لذا براي تقويت منطقه گردان 131 تصميم گرفته شد دو گردان از سپاه و گردان 140 وارد عمل شوند.

گردان 140 به علت تراكم زيادي كه جهت عبور يگانها از تنها پل موجود در چم سري ايجاد شده بود، به سختي از پل گذشت و در جناح شمالي گردان 131 وارد عمل گرديد. بدين ترتيب يگانهاي تك‌ور قرارگاه قائم 3 در سه محور به دشمن يورش بردند، ليكن به دليل مشكلات ناشي از عبور از دويرج عمليات محورها هماهنگ نبود.

گردان ادغامي 138 موفق مي‌شود تا ساعت 0600 ـ 11/8/61 هدف واگذاري در حمرين را از جمله ارتفاع 229 و 240 تصرف نمايد. در محور جنوبي عمليات گردان 131 ادغامي پس از عبور از دويرج و پيشروي به طرف دشمن با مقاومت سخت آنان مواجه و به دليل اينكه تيپ 84 پياده و يگانهاي ادغامي با آن تيپ پس از عبور از رودخانه مي‌بايست در جناح چپ قائم 3 عمل مي‌نمودند، به دليل مقاومت شديد دشمن نتوانست به پيشروي خود ادامه دهد در نتيجه گردانهاي اشاره شده فوق از قرارگاه قائم 3 نتوانستند به طور كامل به هدفهاي خود برسند. اما با تلاشي كه اين يگانها به عمل آوردند تا صبح 11/8/61 موفق شدند؛ هدف هاي واسطه اي در غرب دويرج را تصرف و تأمين و زمينه را براي ادامه عمليات فراهم نمايند.

در ساعت 0600 روز 11/8/61 تيپ 1 لشكر 21 اعلام نمود كه به زودي يگانهاي اين تيپ در هدف فتح در حمرين الحاق خواهند نمود و تا ساعت 1200 مورخه 11/8/61 يگانهاي قائم 3 در محور شمالي موفق به تأمين ارتفاعات حمرين در حد واگذاري هدف فتح گرديدند و با قائم 2 الحاق نمودند  و در محور مياني و جنوبي با مقاومت شديد دشمن مواجه گشتند و قادر به پيشروي تا پاسگاه شرهاني نشدند، ليكن توانستند پس از عبور از دويرج سرپلي تا حدود چهار كيلومتر در غرب دويرج را تصرف و حفظ كنند. در پايان مرحله يكم، قائم 3 قسمت اعظم هدف خود را در حمرين تصرف و حدود 70درصد موفقيت كسب كردند.

سرهنگ دوم اكبر بخشائي فرمانده گردان 138 در مورد اجراي اين مرحله از عمليات مي‌گويد شب قبل از حمله در نزديكي خط عزيمت در كانالي كه به وسيله نيروهاي عراقي در هنگام اشغال حفر شده بود، مستقر شديم. در روز دهم بارندگي شديدي شروع شد و اين امر سبب نگراني ما گرديد اما اين بارندگي از جهتي هم به نفع ما تمام شد، زيرا زماني كه ما هدف خود در حمرين را تصرف كرديم و تعدادي از نيروهاي دشمن را به اسارت درآورديم، اسراي عراقي اظهار داشتند: ما از حمله قريب‌الوقوع نيروهاي ايراني آگاه بوديم، ولي هنگامي كه بارندگي شديد شروع شد، تصور نموديم در آن شرايط سخت نيروهاي ايراني قادر به حمله نخواهند بود، بدين جهت ميزان دفاعي خود را كاهش داده و به استراحت پرداختيم كه البته همين حادثه باعث شد ما به هدف خود در حمرين برسيم و تا صبح مورخه 11/8/61 هدفهاي خود را تصرف و تأمين كنيم.

 

يكي از برادران بسيجي به نام علي اكبر نظري از تيپ 17 علي ابن ابيطالب (ع) در مورد اين مرحله مي‌گويد: زماني كه رودخانه طغيان كرد، ما به كرانه رودخانه رسيديم. نفري كه در جلوي من وارد رودخانه شد من يكباره ديدم كه تمام هيكل او به آب رفت با اين وجود من و ديگران وارد رودخانه شديم كه آب تا گردن ما بالا آمد اما به هرحال از رودخانه گذشتيم.

از كل گردانهايي كه بايد عبور مي‌كردند، فقط سه گردان با دادن تلفات از رودخانه عبور كردند و پس از چند ساعت، مهندسي ارتش پلي بر روي رودخانه برقرار كرد و تانكها از روي آن رد شدند، اما آن پل نيز به زير آب رفت.

 از نكات فوق العاده و حائز اهميت آن بود كه با وجود اين كه طغيان رودخانه زندگي همه را به خطر انداخته بود و عده اي را نيز غرق كرد، ولي اين امر در روحيه رزمندگان چندان اثر منفي نداشت و همه تلاش مي‌كردند از رودخانه بگذرند و به طرف دشمن حمله كنند و آنان كه از آب خارج مي‌شدند با وجودي كه كاملاً خيس بودند، فوراً آرايش حمله مي‌گرفتند و به سمت هدف پيشروي مي‌كردند و اين موضوع دليل بر روحيه قوي و ايثارگري و حس شهادت طلبي رزمندگان اسلام است.

 

سرتيپ2 محمد حسن نامي (فرمانده گروهان سوم گردان 140 تيپ 1 لشكر 21 حمزه در قرارگاه قائم 3 با درجه ستوان يكمي در عمليات محرم) در مورد اجراي مرحله يكم عمليات محرم مي‌گويد: در شروع عمليات به دليل سيلابي شدن رودخانه دويرج ما به سختي از رودخانه عبور كرديم. پس از عبور از رودخانه با آتش سنگين دشمن روبه رو شديم. با توجه به شدت آتش دشمن و احتمال زمين گير شدن پرسنل، با هماهنگي با همتاي سپاهي خود از گردان موسي ابن جعفر سپاه، گروهان خود را به سمت راست و به طرف عمق دشمن و توپخانه آنان كه قبلاً شناسايي دقيق كرده بوديم، هدايت كردم و ايشان گروهان خود را در محور چپ عمليات هدايت نمود.

 پس از عبور از سه راهي جاده آسفالته بعد از پل دويرج ما با دو مقاومت دشمن برخورد كرديم كه به سرعت و به صورت برق آسا آنها را در هم شكستيم و تعدادي حدود 120 نفر را به اسارت درآورديم كه به عقب تخليه كرديم. در اين درگيريها پسر دائي من به نام غلامرضا صادقي فرمانده گروهان دوم گردان موسي ابن جعفر (س) كه در كنار من در حال حركت بود، مورد اصابت دو گلوله دشمن از زير ناحيه شكم قرار گرفت و به زمين افتاد. وضع او بسيار وخيم بود، به طوريكه كاري از پرسنل امدادگر در جلوگيري از خونريزي ساخته نبود چون گلوله دوشكا بود و جراحت وارده سنگين.

من مي‌خواستم در كنار او بمانم. او روي زمين دراز كشيده بود. آرامش خاصي داشت. او اصرار داشت من به حركت خود ادامه دهم. او مرا به حضرت امام حسين (ع) قسم داد كه هر چه سريعتر من با يگان به پيشروي ادامه دهم در حالي كه اشك از گونه‌هايم جاري بود و مي‌دانستم كه به زودي به خيل شهادت خواهد پيوست از او سؤال كردم كاري نداري؟ در پاسخ جواب داد، صورت من را به طرف كربلا بگردان و من اين كار را انجام و در حالي كه غم سنگيني بر من حاكم بود، به پيشروي خود ادامه دادم.

 حدود 500 متر پيشروي كرديم كه ستوان اخباري فرمانده دسته اطلاع داد يك سروان عراقي را دستگير كرده است كه با كمك يكي از سربازان كه عربي مي‌دانست معلوم شد وي فرمانده آتشبار جمعي توپخانه كمك مستقيم تيپ در خط عراقي ها مي‌باشد كه براي ديدار يكي از اقوامش به خط مقدم آمده است. از او خواستيم كه ما را به محل قرارگاه تيپ و توپخانه هدايت كند، در مقابل ما او را آزاد مي‌كنيم و وي قبول كرد و ما موفق شديم پس از حدود چهل دقيقه به توپخانه رسيده و وارد قرارگاه تيپ عراقي بشويم كه در اثر درگيري تعداد زيادي از پرسنل توپخانه و قرارگاه تيپ عراقي كشته شدند و هشت نفر درجه دار و سرباز اسير شدند و فرماندهان رده بالا به عقب فرار كرده بودند.

هوا كم‌كم روشن شد و وقت اذان صبح و نماز و به دليل ادامه درگيري من در حال حركت نماز خواندم و پس از حدود يك ساعت و بيست دقيقه راهپيمايي و درگيري موفق شديم به حمرين رسيده و از آن عبور كنيم و در يكي از ارتفاعات سركوب پدافند دورادور اتخاذ نموديم. پس از بررسي محيط پيرامون متوجه شديم كه ما بيش از حد جلو رفته ايم در نتيجه دشمن متوجه حضور ما شد و ما را به شدت زير آتش گرفت و نيروهاي عراقي شروع به حركت به طرف ما نمودند و قصد محاصره ما را داشتند.

من تصميم گرفتم با اجراي آتش متقابل و استفاده از يك شيار آبرفت نيروها را كمي به عقب آوردم، اما عراقيها دست بردار نبودند و ما يك ساعت زير آتش سنگين دشمن بوديم و با وجودي كه 37 نفر شهيد داديم، با تلا ش زياد توانستيم قبل از اين كه دشمن ما را محاصره كند در شرق ارتفاعات حمرين مستقر شويم و موضع تصرف شده را حفظ كرديم.

 

منبع: عملیات محرم، پورداراب، سعید، 1385،ایران سبز،تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده