گردان 144پیاده در نبردآبادان
سربازان پياده گردان 144 با تفنگهاي ژ-3 و تيپ37 زرهي كه در سمت چپ گردان استقرار داشتند، به وسيله گلولههاي تانك به سمت آن تيراندازي ميكردند. طولي نكشيد فضاي بين دو نيرو پر از گلوله و آتش شد و يكي از گلولهها كه به نظر ميرسيد از قدرت انفجار بالايي نيز برخوردار بود به بالگرد اصابت نمود. در يك لحظه بالگرد عراقي ضمن متلاشي شدن در هوا، آتش گرفت و تكههاي خرد شده آن در حالي كه شعله ور بودند به سوي زمين سرازير شد و چه بسا روي سر سربازان عراقي كه در بالاي سر آنها پرواز داشت، فرو ريخته شد.

بخش بیست و چهارم: عملیات توکل(3)

وضعيت پدافندي

پس از انجام عمليات ناموفّق روز20 دي‌1359، وضعيّت كلّي منطقه به حالت قبل از اجراي عمليات بازگشت و نيروهاي فرماندهي اروند وضعيّت پدافندي را پذيرفتند. مجدّداً نبرد توپخانه و خمپاره انداز به صورت تبادل آتش در منطقه ادامه داشت و هر دو طرف به تحكيم مواضع دفاعي پرداختند. اجراي تك‌هاي محلّي و محدودي هم در اين مرحله از عمليات تا شروع تك ثامن الائمه(ع)1 (تاريخ 5 مهر1360) اجراء گرديد.

در جلو مواضع پدافندي دشمن، ميدان‌هاي مين وسيعي ايجاد شده بود و اعزام گشتي‌هاي شناسايي از منطقه جلو يگانها به علّت اين كه بُعد مسافت كم بود، امكان نداشت. به همين جهت گشتي‌هاي شناسايي از طرف شرق كه خالي از نيروهاي خودي بود و دشمن موانع زيادي ايجاد نكرده بود، اعزام مي‌گرديدند. اين منطقه به مانع طبيعي آب گرفتگي متكي بود. قبل از شروع عمليات ثامن الائمه(ع)، لشكر77 از اين طريق اطلاعات خوبي از دشمن به دست آورد و به نقاط ضعف دشمن در استقرار منطقه پدافندي پي برد.

در خط پدافندي نيروهاي خودي از بالاي خاكريزها براي ديده باني استفاده مي‌گرديد و به علّت اين كه فاصله زيادي با دشمن نداشتند، ديده بانان با دوربين قادر بودند حركات دشمن را تحت كنترل داشته و با اجراي آتش هاي دقيق، تلفات و ضايعات مؤثّري به دشمن وارد نمايند.

در خط پدافندي نيروهاي خودي تا آن موقع هيچ وقت از مين استفاده نگرديد، براي اين كه هدف؛ اجراي عمليات تك هماهنگ شده و تهاجمي عليه دشمن بود و مين گذاري در جلو خط پدافندي براي حركت نيروهاي خودي به جلو محدوديت هايي ايجاد مي‌كرد.

دو الي سه روز پس از اجراي عمليات ناموفق تيپ37 زرهي، دو فروند از هواپيماهاي شكاري نيروي هوايي ارتش ج.ا.ا كه اكثراً از ورود و خروج آنها نيروهاي در خط اطلاع نداشتند (در صورتي كه ورود هواپيماهاي خودي را به منطقه نيروهاي خودي بايستي اطلاع دهند) براي انهدام پل مارد ـ نصب شده بر روي رودخانه كارون ـ به منطقه وارد شده بودند.

 پس از اجراي مأموريت، حين مراجعت حدود ساعت1100 يكي از آنها به حالت شيرجه تا نزديكي زمين در فاصله50 متري ازخط پدافندي جلو پايين آمد و قبل از اين كه به زمين اصابت نمايد به حالت عمودي به هوا صعود نمود به طوري كه همه نيروهاي در خط شكل ظاهري، رنگ و آرم نيروي هوايي ج.ا.ا با چشم ديدند و فرياد كشيدند: «هواپيماي خودي است»‌.

پس از چند لحظه كه هواپيما به صورت عمودي از زمين اوج گرفت مجدّداً به حالت شيرجه درآمد، ليكن اين بار مشخّص بود كه هواپيما هيچ گونه كنترلي از سوي خلبان ندارد و با همان سرعت به زمين اصابت نمود و متلاشي گرديد، آتش و شعله و دود به هوا بلند شد. بلافاصله يك گروه از نزديك ترين نيروهاي در خط به محل سقوط هواپيما اعزام گرديد. پس از مراجعت گروه، گزارش مربوطه حاكي از شهيد شدن خلبان به نام ستوانيكم نادي بود كه از ناحيه سينه گلوله خورده بود. پيكر مطهّر شهيد به وسيله آمبولانس به معراج شهدا تخليه گرديد. آن روز همه گردان از اين حادثه به شدّت ناراحت و متأثّر بودند.

مورد ديگر انهدام يك فروند بالگرد عراقي در منطقه پدافندي بود. حدود ساعت1530 يك فروند هواپيما عراقي از نوع PC7 با حمايت دو فروند ديگر در بالاي خط پدافندي جلو عراقي ها تقريباً به صورت ساكن در هوا حضور داشت. در اين محل از ديد خوبي براي تيراندازي و پرتاب موشك به سوي نيروهاي ايراني برخوردار بود. (چون فاصله دو خط پدافندي در بعضي جاها كمتر ازدو كيلومتر بود) به وسيله تيربار و راكت نيروها را مورد هدف قرار مي‌داد و پس از اجراي آتش جاي خود را با بالگرد دوّمي عوض مي‌كرد و همين كار را بالگرد سوّمي هم انجام مي‌داد.

در هواي روشن و آفتابي، نيروهاي خودي نمي‌توانستند شاهد اين جسارت و  يكّه تازي بالگردهاي عراقي باشند، در نتيجه همه امكانات و سلاحهاي در خط، براي زدن بالگرد عراقي شروع به تيراندازي كردند به طوري كه تيربارها، موشك‌هاي تاو، حتّي تفنگ هاي57 م م و 106 م م، تيربارهاي 4 لول 5/14 م م كه تازه به گردان تحويل شده بود.

 سربازان پياده گردان 144 با تفنگ‌هاي ژ-3 و تيپ37 زرهي كه در سمت چپ گردان استقرار داشتند، به وسيله گلوله‌هاي تانك به سمت آن تيراندازي مي‌كردند. طولي نكشيد فضاي بين دو نيرو پر از گلوله و آتش شد و يكي از گلوله‌ها كه به نظر مي‌رسيد از قدرت انفجار بالايي نيز برخوردار بود به بالگرد اصابت نمود. در يك لحظه بالگرد عراقي ضمن متلاشي شدن در هوا، آتش گرفت و تكه‌هاي خرد شده آن در حالي كه شعله ور بودند به سوي زمين سرازير شد و چه بسا روي سر سربازان عراقي كه در بالاي سر آنها پرواز داشت، فرو ريخته شد.

اين موضوع براي رزمندگان بسيار خوشحال كننده بود و سبب تقويت روحيّه آنان گرديد. مطمئن هستم آنهايي كه آن روز شاهد چنين حادثه اي بودند، شعله ور شدن، منفجرشدن و متلاشي شدن بالگرد عراقي را در هوا هيچ وقت فراموش نخواهند كرد.

چون مشخّص نبود و يا نمي‌شد اثبات كرد چه يگاني و چه سلاحي اين بالگرد را مورد اصابت قرار داده تا مدّت زيادي سوژه صحبت بين خدمه‌هاي سلاحها و فرماندهان يگانها بود. هر كسي مي‌خواست از اين بابت امتيازي براي خدمه و يا يگان خود داشته باشد و تا آخر نيز معلوم نشد چه كسي؟ و چه يگاني؟ بالگرد عراقي را سرنگون كرده است. البتّه باعث خوشحالي همة رزمندگان شد و اين خود امتياز بسيار بزرگي بود. كشته شدن خلبان و انهدام بالگرد عراقي همان قدر كه در نيروهاي اسلام سبب خوشحالي شد لااقل ضرر و زيان روحي براي عراقيها داشت و اين امر نيز يكي از اهداف رزمندگان بود و مي‌توانست امتياز ديگري باشد.

بعد از اجراي عمليات آفندي توكّل، براي فرماندهي اروند اين واقعيّت مشخّص شد، كه نمي‌توان با نيروهاي اندك، مانند يك تيپ دو گرداني، يك لشكر زرهي دشمن را از منطقه اشغالي سرپل بيرون راند. قرارگاه اروند از ابتداي تشكيل كه توسّط جناب سرهنگ فروزان فرماندهي ژاندارمري وقت، شكل گرفت و سازماندهي گرديد. با جمع آوري نيروهاي مردمي، سپاه و تعدادي از يگانهاي نيروي زميني مانند دانشكده افسري، گردان144، گردانهاي امداد ژاندارمري، تيپ37 زرهي شيراز و در خاتمه تعدادي از گردانهاي لشكر 77 پياده خراسان توانست جلو دشمن را سد نمايد و از محاصره كامل آبادان جلوگيري كند و اين اقدام تا آن موقع بسيار حايز اهميّت بود و جنبة حياتي براي منطقه، به ويژه شهر آبادان داشت.

امّا وضعيّت سياسي كشور و خواسته‌هاي مسئولين جمهوري اسلامي ايران بر اين اساس بود كه هر چه سريعتر يك حركت تعرّضي موفق، در يكي از جبهه‌ها انجام شود و پاسخ دندان شكني به متجاوزين عراقي داده شود. البتّه اين واقعيّت نيز وجود داشت كه ارتش متجاوز عراق با 12 لشكر كاملاً مجهّز به همراه نيروي هوايي آماده و در حال تقويت و توپخانه ها، موشكهاي زمين به زمين، سيستمهاي موشكي زمين به هواي بسيار زياد و پشتيباني‌هاي همه جانبه وارد خاك ج.ا.ا. شده بود. در مقابل اين نيروي مجهّز، ارتش ج.ا.ا. در مجموع 8 لشكر داشت كه شرايط آمادگي رزمي آنها نيز در سطح بالا نبود.

در نخستين روزهاي جنگ، احساسات مذهبي و ملّي بر منطق نظامي غلبه داشت و شرايط اجتماعي روز اجازه نمي‌داد حركات و فعاليّت‌هاي لازم براي مقابله با نيروهاي متجاوز عراق بر اساس قواره‌ها و تاكتيك‌هاي شناخته شده علمي نظامي كه در قرن بيستم در دو جنگ جهاني و چندين جنگ منطقه اي مورد آزمايش و ارزيابي قرار گرفته بود، طرحريزي و هدايت گردد.

ولي بعد از عمليات دي 1359، طرز فكر عمومي و اجتماعي، درباره جنگ تا حدودي به سمت قبول واقعيّت ها و چاره انديشي بر اساس علوم و فنون نظامي، براي مبارزه با ارتش متجاوز عراق گرايش پيدا كرد. لازم بود اقدامات مقابله با ارتش عراق با طرحريزي‌هاي اصولي و متناسب با چهار عامل حاكم در جنگ، يعني مأموريت، زمين، توان رزمي نيروهاي خودي و توان رزمي نيروهاي دشمن هدايت گردد.

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 


1. عمليات ثامن الائمه(ع) در تاريخ 5 مهرماه1360توسّط لشكر77 پيروز خراسان و يگانهاي سپاه پاسداران انجام شد و شرق رودخانه كارون در اين عمليات از لوث وجود دشمن پاكسازي گرديد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده