خاطرات سرتیپ دوم غلامحسین دربندی(26)
بهیار وظیفه جنگید تا شهید شد در تاریخ11 شهریور1360در جریان حمله به تپه سبز، به من اطلاع دادند که سرباز بهیار مهدی صالحی به شدت زخمی شده است. صالحی اهل نجف آباد اصفحان بود و در بهداری خدمت می کرد. پیش از حمله، داوطلب حضور در گروه چریکی و خط شکن شده بود. روز قبل از حمله، قرآنی به دست گرفت و دورتر از سنگرها کنار بلندی رفت و مشغول خواندن قرآن شد. آهسته نزدیکش رفتم به گونه ای که خلوتش را به هم نزنم. سلام کردم و گفتم: « اجازه می دهی چند دقیقه کنارت بنشینم؟»

انسان وارسته و خوش فکری بود. نماز شبش را هم دیده بودم. خیلی ساکت بود. زیاد با کسی حرف نمی زد.  با دست اشاره ای کرد و زمین را برای نشستن  صاف نمود؛ یعنی بنشین.

کنارش نشستم و گفتم: «چند روز قبل، کمی پاداش داده اند تا به کسانی که می خواهند به  مرخصی بروند، بدهم. جمعاً حدود پنج هزار تومان است که می خواهم2500 تومانش را به تو بدهم.»

نگاهی به من کرد و گفت: «نه، به دیگری بدهید؛ من احتیاجی ندارم.»

می دانستم وضعیت مالی خوبی ندارد و پدرش روستایی فقیری است؛ اما ایمان، تقوای زیاد و بلند طبعی اش اجازه نمی داد آن پول را بگیرد.

گفتم: «بگیر و به هر کس می خواهی، بده!»

گفت: «نه، شما فرمانده من هستی؛ من دخالت نمی کنم. خود شما انتخاب کنید و بدهید.»

اصرار نکردم. برخاستم و او را تنها گذاشتم  تا شب حمله که او هم به همراه سروان شهید سید مصطفی حجازی داوطلبانه در گروه خط شکن قرار گرفت. بعد از این که مجروح شد، او را به بیمارستان اهواز برده و از آنجا به مشهد منتقل کردند. صالحی در آنجا گمنام به شهادت رسید و بعد از مشخص شدن هویتش او را به زادگاهش، نجف آباد منتقل کردند.

منبع : منتظر، رضا، دکتر بدو، 1393، عماد‌فردا، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده