گردان144پیاه در نبرد آبادان
بخش بیست و دوم: عملیات آفندی توکل(1) پس از يك هفته خاكريزهاي خط پدافندي گردان144 خاتمه يافت. اين در حالي بود كه تعدادي از وسايل مهندسي آسيب ديده و چندين نفر از رانندگان وسايل و نيروهاي تأميني شهيد و يا مجروح گرديده بودند. در طول اين مدّت، پرسنل گردان 144 آموزشهاي تكميلي را طي نمودند و همين امر، استراحتي براي تجديد قواي آنان بود تا با آمادگي بيشتري در مأموريت جديد شركت نمايند.

ابلاغ مأموريت در محور ماهشهر-آبادان

از آن جايي كه نبايستي به دشمن اجازه پيشروي داده مي‌شد و از جهتي با حداكثر استفاده از نيروهاي موجود تلفات و ضايعات به دشمن وارد نمود. علاوه بر اين كه اراده يك ملّت مسلمان و كفرستيز را بايستي به هر ترتيب و به هر نحو، حتّي با نشان دادن اين كه با دست خالي مي‌توان در مقابل تانك ايستاد و با چنگ و دندان بايستي دفاع كرد و جنگيد بر دشمن تحميل كرد. بر همين راستا انجام عمليات آفندي در محور ماهشهرـ آبادان مجدّداً مورد توافق كليّه مسئولين و فرماندهان رده بالاتر قرار گرفت و طرح عمليات آفندي توكّل در تاريخ 27 آذرماه سال1359 از طريق قرارگاه اروند صادر گرديد.

در اين طرح، گردان144 ابتدا تحت امر فرماندهي عمليات محور شمالي   (اهوازـ آبادان) قرار گرفته بود. امّا پس از آب گرفتگي منطقه و عقب آمدن گردان، تغييراتي در سازمان رزم داده شد. بر اساس آخرين تصميم، تيپ37 زرهي و گردان202 امداد ژاندارمري، در محور ماهشهرـ آبادان، براي اجراي طرح آفندي توكّل مسئوليّت تك اصلي را عهده دار بودند.

قرارگاه تاكتيكي اروند در جهت تعديل نيروها در محورهاي شمالي (اهوازـ آبادان) و شرقي (ماهشهرـ آبادان) تصميماتي به شرح زير اتّخاذ نمود:

1- 27 دستگاه نفربر زرهي با خدمه مربوطه به منظور جلوگيري از تقليل نيروها در محور شمالي ابقاء گردد و تحت امر گردان246 تانك قرار گيرد تا نيروهاي سپاه پاسداران در منطقه با استفاده از آنها به صورت پياده مكانيزه عمل كنند.

2- گردان 144 پياده در راستاي تقويت نيروهاي محور شرقي، زير امر تيپ37 زرهي قرار گيرد.

با اجراي اين تدبير، گردان 144 عملاً در دو جبهه تقسيم شد (محور شمالي ـ محور شرقي).

 

مأموريت در طرح توكّل

عقب راندن نيروهاي دشمن از شرق كارون، شكست محاصره آبادان، ادامه حمله به سمت غرب و عقب راندن نيروهاي دشمن از خاك ایران و ترميم مرز.

انجام اين مأموريت پنج مرحله داشت، كه در مرحله اوّل عقب راندن دشمن به غرب كارون و تأمين ساحل شرقي رودخانه كارون منظور شده بود؛ بدين ترتيب، ابتدا تيپ37 زرهي از شرق به سمت غرب و گروه رزمي 246 تانك از شمال به جنوب به خط سرپل دشمن حمله مي‌كردند. نيروي دشمن را منهدم يا به غرب كارون به عقب مي‌راندند. در اين مرحله عناصر تحت فرماندهي آبادان به پدافند خود در منطقه واگذاري ادامه مي‌دادند.

مرحله دوّم، پس از موفقيّت نيروها در شرق و شمال، فرماندهي آبادان نيز از جنوب به شمال در ساحل غربي تك مي‌كرد و نيروهاي دو فرماندهي شرق و شمال، كناره شرقي رودخانه كارون را تأمين مي‌كردند. مراحل بعدي عمليات در غرب كارون صورت مي‌گرفت.

پس از ابلاغ طرح در27 آذر، اقدامات اجرايي طرح كه از 19 دي شروع شده بود و به فرماندهي محور شمالي (اهواز-آبادان) ابلاغ گرديد: «گردان 144 پياده را از تاريخ 1 دي‌1359، رها و 27 دستگاه نفربرهاي زرهي با خدمه مربوطه در محور مذكور تحت امر آن فرماندهي قرار گيرند. »

به گردان144 ابلاغ گرديد: «27 دستگاه نفربر زرهي با خدمه مربوط را تحت كنترل عملياتي فرماندهي محور شمالي قرار دهيد. از تاريخ 1 دي‌1359 گردان پياده از تحت كنترل عملياتي فرماندهي محور شمالي رها و به منطقة تجمّع شادگان مراجعت نماييد. پس از آماده شدن در منطقة تجمّع، از تاريخ 15 دي‌، تحت كنترل عملياتي تيپ37 زرهي قرار گيريد. »

از تاريخ يكم دي، گردان 144 طبق دستور ابلاغي از منطقة دارخوين رها گرديد و در مدّت 48 ساعت به منطقة تجمّع در شادگان نقل مكان نمود. شب اوّل، نيمي از گردان تغيير مكان دادند و شب بعد، باقي مانده گردان به عقب آورده شد. در آن موقع كلّ منطقة پدافندي واگذاري به گردان 144 در منطقة دارخوين را آب فرا گرفته بود. بعدها اطلاع يافتيم؛ هدايت آب در سطح منطقه قسمتي از طرحهاي بررسي شده قرارگاه اروند بود كه به اين ترتيب منطقة پدافندي كوچك مي‌شد و نيروها براي اجراي عمليات آفندي به كار گرفته مي‌شدند.

در منطقة تجمّع براي دادن آموزش‌هاي لازم و تا حدودي تقويت روحيّه نيروهاي گردان، زمان خوبي به دست آمد. طي تماسي با فرماندهي تيپ37، ايشان اظهار نمودند: «گردان144 بايستي در منطقه عمل تيپ37 زرهي، خط پدافندي اشغال نمايد تا انشاءالله پس از موفقيّت در عمليات، يگان اصلي پدافند كننده در منطقه باشد. »

براي اجراي مأموريت ابلاغي لازم بود از منطقه مورد نظر شناسايي به عمل آيد و از طرفي زدن خاكريز در خط پدافندي با نيروهاي مهندسي موجود در منطقه، امكان پذير بود. به خدمت جناب سرهنگ مجيد صارمي فرماندهي تيپ37 زرهي رفتم و از ايشان درخواست كردم؛ منطقة پدافندي كه در آينده بايستي گردان 144 اشغال نمايد، شناسايي لازم دارد در صورت مشخّص بودن منطقه، راهنمايي فرماييد كه شناسايي صورت گيرد. به دستور ايشان به همراه رييس ركن سوّم تيپ ـ جناب سروان علي عبّاسي ـ براي انجام شناسايي به منطقه مورد نظر رفتيم.

اين محل در سمت راست خط پدافندي تيپ37 زرهي و در شمال جادّه ماهشهرـ آبادان بود. (جنوب شرقي سرپل ايجاد شده در شرق كارون توسّط دشمن)، تقريباً همان منطقه اي كه در عمليات سوم آبان 1359، به گردان 201 امداد ژاندارمري مأموريت داده شده بود. با شناسايي انجام شده به اين نتيجه رسيديم كه بدون زدن خاكريز، استقرار نيرو در آن محل آسيب پذيري زيادي دارد.

پس از مراجعت از شناسايي، از فرماندهي تيپ37 زرهي درخواست گرديد كه براي احداث خاكريز، قسمتي از نيروهاي مهندسي موجود كه در آن موقع از طريق جهاد و استانداريها به منطقه اعزام گرديده بودند در اختيار گردان قرار گيرد. فرمانده تيپ در پاسخ اظهار داشت: هم اكنون نيروهاي مهندسي حاضر، در منطقه اي كه تيپ37 بايستي استقرار يابد، مشغول زدن خاكريز هستند، شما يك نفر نماينده انتخاب كنيد تا من او را به مسئولين مهندسي كه از طريق جهاد آمده اند، معرّفي كنم. بقيّه برنامه ريزي و انجام امور بر عهده آنها است. كارها را تقسيم مي‌كنند و انجام مي‌دهند.

گروهبان يكم تقي زاده درجه دار مهندسي به عنوان نماينده تعيين گرديد و 48 ساعت بعد، زدن خاكريز براي استقرار گردان، در شمال جادّه ماهشهرـ آبادان شروع شد. باران‌هاي موسمي باعث گرديد كه كار خاكريزها طول بكشد و از جهتي زدن اين خاكريزها در مقابل ديد دشمن كار ساده اي نبود. معمولاً كار مهندسي در شب انجام  مي‌شد چون دشمن اقدامات را در روز مي‌ديد و از جهتي صداي كاركردن لودر و بلدوزر باعث مي‌گرديد كه در طول شب خدمه‌ و رانندگان وسايل مهندسي و نيروهاي تأمين در زير آتش توپخانه و خمپاره انداز دشمن قرار گيرند.

پس از يك هفته خاكريزهاي خط پدافندي گردان144 خاتمه يافت. اين در حالي بود كه تعدادي از وسايل مهندسي آسيب ديده و چندين نفر از رانندگان وسايل و نيروهاي تأميني شهيد و يا مجروح گرديده بودند.

در طول اين مدّت، پرسنل گردان 144 آموزش‌هاي تكميلي را طي نمودند و همين امر، استراحتي براي تجديد قواي آنان بود تا با آمادگي بيشتري در مأموريت جديد شركت نمايند.

از طريق قرارگاه اروند نيز براي اوّلين بار پس از شروع جنگ تحميلي پنج روز مرخصي به من داده شد. من از تاريخ پنجم دي ماه به مدّت پنج روز به تهران رفتم. البتّه چون از طريق زميني حركت كردم، تقريباً 24 ساعت از مرخصي را در راه بودم تا به تهران رسيدم. در برگشت با هواپيما به اهواز مراجعت نمودم و فقط شش ساعت در راه بودم. در تاريخ 11 دي در منطقة تجمّع گردان در شادگان حضور يافتم.

 

اشغال خط پدافندي

روز دوازدهم دي ماه از اقدامات انجام شده در خط پدافندي تعيين شده بازديد به عمل آوردم، كار زدن خاكريز خاتمه يافته بود. ليكن براي استقرار نيروها در پشت خاكريز احتياج به وسايل سنگري داشتيم. در طول اين مدّت كه در منطقه جنوب حضور داشتيم به تدريج، چگونه زيستن و چگونه جنگيدن تجربه شده بود. براي زيست در خط پدافندي تسهيلاتي به وجود آمده بود كه اكثراً نشأت گرفته از فكر نظاميان و تقويت و پشتيباني اين تفكّر از سوي نيروهاي مردمي بود، به طوري كه در مدّت دو ماه براي راحتي رزمندگان و تقليل تلفات، ساخت سنگرهاي آيين نامه اي كه فقط با كندن زمين تهيّه مي‌گرديد به نحوي ديگر ـ با زدن خاكريز ـ صورت    مي‌گرفت كه امنيّت و راحتي بيشتري به همراه داشت.

زدن خاكريز سبب مي‌گرديد كه در زمين صاف، تردّد تا مسافتي از خاكريز از طرف مقابل ديده نشود. اين امر تلفات و ضايعات خودرويي و نيروي انساني را تقليل مي‌داد. همين اقدام با تغييراتي در سنگرسازي توأم بود به طوري كه سنگرهاي ديده باني در داخل خاكريز به وسيله گوني پر از خاك و يا با بلوك‌هاي سيماني كه قبلاً تهيّه شده بود ديوارچيني مي‌شد. سقف اين نوع سنگرها نبايستي از ارتفاع خاكريز بالاتر باشد. محل ديد از جلوي سنگر ايجاد مي‌گرديد، به نحوي كه ديده بانان بتوانند با نشستن در داخل سنگر به راحتي در منطقه محوّله اجراي مأموريت نمايند. اين نوع سنگرها در منطقه صاف و هموار، دو حسن داشت يكي به علّت اين كه ديده بان روي ارتفاع بود ديد بهتري نسبت به منطقه داشت دوّم اين كه در سنگرهاي سقف دار از تركش گلوله‌هاي توپ و خمپاره در امان بود.

از لحاظ زيست سربازان در خط پدافندي نيز، زدن خاكريز تسهيلات مناسبي ايجاد كرده بود به طوري كه با ساخت سنگرهاي استراحت در پشت خاكريز، نيروهاي رزمنده امنيت و راحتي بيشتري داشتند. بدين ترتيب هر تيم كه شامل چهار نفر سرباز مي‌باشد (هر گروه از 9 نفر تشكيل مي‌شود كه داراي دو تيم است و يك نفر فرمانده گروه) يك سنگر استراحت در پشت خاكريز ايجاد مي‌كردند.

براي ديواره‌هاي اين نوع سنگرها نيز در ابتدا به وسيله گوني و يا جعبه‌هاي خالي مهمّات، كه از خاك پر مي‌كردند، استفاده مي‌شد. براي اين كه مصالح كمتري در ساخت اين نوع سنگرها به كار رود يعني در استفاده مصالح صرفه جويي گردد، ابتدا محل سنگر ـ البتّه در زمين مناسب ـ حدود يك متر كنده مي‌شد تا فقط 80 سانتيمتر يا 60 سانتيمتر ديوار با مصالح ساخته شود، آنگاه روي سنگرها را به وسيله ورقه فلزّي يا آلومينيومي و يا در بعضي مواقع به وسيله تراورس‌هاي فرسوده راه آهن پوشانده و پس از كشيدن نايلون براي جلوگيري از نفوذ آب، روي آن ورقه‌هاي فلزي و خاك ريخته مي‌شد.

ساختن اين نوع سنگرها موجب مي‌گرديد كه سربازان ضمن راحتي در مقابل شرايط جوّي، كمتر آسيب پذير باشند. اين امر به ترتيب تجربه گرديد امّا در اوايل، تهيّه مصالح به راحتي و آسان صورت نمي‌گرفت. از اين لحاظ مشكلاتي در سطح قرارگاه وجود داشت. من نيز براي استفاده از اين مزايا كه عنوان شد از فرمانده قرارگاه تقاضا كردم؛ براي اشغال خط پدافندي و ساخت سنگرهاي ديده باني و استراحت براي نيروهاي گردان احتياج به وسايل سنگرسازي دارم. برآوردي نيز براي كلّ سنگرها از لحاظ گوني، تراورس، نايلون و ورق‌هاي فلزي تهيّه و اعداد و رقمي در برگ درخواست درج و به قرارگاه داده شد.

قرارگاه، مقدار كمي از وسايل درخواستي را در اختيار گردان گذاشت، چون هنوز اوّل كار بود و معدود وسايل واگذار شده جوابگوي نيازمندي گردان نبود. مع الوصف وسايل دريافتي به نسبت بين گروهان ها توزيع گرديد و به فرماندهان تذكّر داده شد كه نحوة استفاده از وسايل دريافتي را به افراد آموزش بدهند و حقّ تقدّم به سنگرهاي ديده باني داده شود.

گردان 144 از تاريخ 15 دي‌، جهت استقرار در خط پدافندي، بعد از شروع تاريكي به منطقه حركت كرد. مدّت سه روز طول كشيد تا يگان ها جابه جا شوند و در محل‌هاي تعيين شده استقرار يابند.

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده