گردان144پیاده درنبردآبادان
بخش بیستم: عملیات پدافندی دارخوین با استفاده از آتش خمپاره اندازهاي 120 م م و 27 دستگاه نفربر و تيربارهاي موجود حداكثر فشار را بر دشمن وارد ساخت و در اين مدّت خط پدافندي را با ايجاد سنگر و كانال رابط بين سنگرها، مستحكم نمود و تلفات و ضايعات نيروهاي خودي را در مقابل دشمن به حداقل رسانيد. با وارد شدن تدريجي توپخانههاي اختصاص داده شده به محور شمالي از لشكر77 و گروه 55، اين محور نيز داراي قدرت آتش توپخانه شد كه شب و روز به طور مستمر بر روي مواضع دشمن اجراي آتش داشتند.

وضعيت منطقه تا 20 آبان ماه و ابلاغ مأموريت پدافندي

«دستور عملياتي شماره3 قرارگاه اروند »

نيروهاي دشمن بعد از شكست در كوي ذوالفقاري، در محاصره آبادان، به شمال رودخانه بهمنشير عقب نشيني كردند. در اوايل دهه دوّم آبان 1359 در سرپل شرق رودخانه كارون و شمال رودخانه بهمنشير به تحكيم مواضع پدافند منطقه اي سرپل اشغالي، اكتفا نمودند.

اطلاعات واصله از ساير جبهه‌ها نيز حاكي از آن بود، كه نيروهاي عراقي در هر منطقه اي مبادرت به تك نموده اند، منجر به شكست و عقب نشيني آنان گرديده است و عملاً در وضعيّت پدافندي قرار گرفته اند.

در آبادان، نيروهاي موجود، يك خط دفاعي در شمال رودخانه بهمنشير در مقابل دشمن ايجاد نمودند. هنوز محور مواصلاتي آبادان ـ ماهشهر در كنترل دشمن بود، در نتيجه آمادرساني و پشتيباني‌هاي لجستيكي نيروهاي مستقر در آبادان و شمال رودخانه بهمنشير از طريق هوا و يا از طريق دريا صورت مي‌گرفت كه امر مشكلي بود. فرماندهي اروند براي باز نگه داشتن جادّه خاكي آبادان، كه در حدود 10 كيلومتري جنوب جادّه اصلي (ابوشانك) به كيلومتر 17 جادّه آبادان ماهشهر وصل مي‌شد، در تدارك اقدام عمليات محدود آفندي بود. ليكن بعد از عدم موفقيّت تك سوّم آبان، به اين واقعيت رسيده بودند كه عقب راندن عراقي ها از سرپل شرق كارون با نيروهاي موجود، مقدور نخواهد بود. لذا فرماندهي اروند تصميم به تحكيم مواضع پدافندي گرفت تا با جمع آوري نيروي بيشتر، عمليات آفندي خود را در شرايط مناسب انجام دهد.

دوازدهم آبان، علاوه بر گردان 153 پياده، دو گردان ديگر از تيپ2 لشكر77 خراسان زير امر قرارگاه اروند قرار گرفت. فرمانداري ماهشهر و سپاه پاسداران اهواز حدود500 نفر از نيروهاي مردمي را سازماندهي نمودند و در اختيار قرارگاه اروند گذاشتند. اين نيروهاي مردمي به جاي دانشجويان دانشكده افسري كه از شروع جنگ تحميلي در آبادان بودند، جايگزين شدند و دانشجويان براي ادامه آموزش‌هاي مربوطه به تهران مراجعت كردند.

طبق اطلاع واصله در 13 آبان، هواپيماهاي دشمن به تعدادي از كاركنان شركت نفت كه از آبادان عازم ماهشهر بودند، حمله كردند و هشت نفر از آنان را به شهادت رساندند. متقابلاً جنگنده‌هاي نيروي هوايي ارتش ج.ا.ا به مواضع عراقي ها هجوم بردند و تلفات و ضايعاتي به آنان وارد ساختند. در روز 14 آبان، فعاليّت دشمن در محور آبادان ـ اهواز در منطقه دارخوين آغاز گرديد و در حوالي محمّديه و سلمانيه شروع به پيشروي كرده و از منطقه غرب رودخانه كارون مواضع نيروهاي ايراني را كه از سپاه پاسداران بودند، زير آتش توپخانه قرار دادند. فرماندهي اروند با اعزام بالگرد و هواپيما از نيروهاي موصوف پشتيباني نمود. رشادت و پايمردي رزمندگان و پشتيباني به عمل آمده سبب گرديد؛ دشمن به مواضع اوّليه برگردد. در روز 17 آبان، مجدّداً عراقي ها در منطقه شمالي (محور اهوازـ آبادان) فعاليّت هايي را آغاز كردند زيرا آنها به راحتي مي‌توانستند از غرب رودخانه كارون مواضع نيروهاي خودي را زير آتش خمپاره و توپخانه قرار داده نيروهاي تك كننده خود را پشتيباني نمايند. امّا اين فعاليّت عراقي ها هم با پاسخ جدّي نيروهاي سپاه مواجه گرديد و هيچ گونه پيشروي نداشتند. حركات فريبندة نيروهاي عراقي در 18 آبان، نيز در منطقه دارخوين تكرار شد.

برداشت‌هاي قرارگاه اروند از تحرّكات دشمن اين بود كه عراقي ها مي‌خواهند با اين حركات، نيروهاي ايراني موجود در منطقه را از لحاظ استعداد و تجهيزات ارزيابي كنند و در صورت مناسب بودن وضعيّت، در حوالي دارخوين نيز پلي بر روي رودخانه كارون بزنند و سرپل اولي را تا آنجا توسعه دهند. براي جلوگيري از رسيدن دشمن به اهداف تعيين شده، ضرورت داشت كه در شمال منطقه (محور اهوازـ آبادان) ‌خط پدافندي مناسبي تشكيل شود چون نيروهاي سپاه خط پدافندي پيوسته در آن منطقه نداشتند. تا 20 آبان، علاوه بر تيپ 2 قوچان، گردان 246 تانك لشكر 77 نيز وارد منطقه ماهشهر شده بود. فرماندهي اروند در تاريخ 23 آبان، دستور عملياتي شماره 3 خود را به شرح زير منتشر كرد:

 

سازمان رزم:

1- فرماندهي عملياتي آبادان خرمشهر شامل: 

قرارگاه تيپ 2 لشكر 77 خراسان

گردانهاي 136 129 153 پياده

يك گروهان از گردان 415 مهندس لشكر 77

2- محور اهواز آبادان شامل:

گروه رزمي 246 تانك

گردان 144 پياده مكانيزه از لشكر 21 حمزه

يك آتشبار 105 م م از توپخانه لشكر77 و يك آتشبار 130 م م از گروه 55

دو رسد توپخانه پدافند هوايي از گروه44 يك تيم مهندسي ژاندارمري كشور

يك واحد از سپاه پاسداران به استعداد 200 نفر

3- محور ماهشهرـ آبادان شامل:

گردانهاي201و202 امداد ژاندارمري ـ يك گروهان تانك چيفتن از لشكر92 يك آتشبار130 م م از گروه 33 توپخانه ـ يك تيم مهندسي ژاندارمري كشور

 

 

مأموريت:

دفاع در منطقه محوّله و آماده شدن براي اجراي عمليات آفندي.

دستور عملياتي شماره3  قرارگاه اروند در تاريخ 24 آبان‌ماه59 به گردان ارسال گرديد و اين در شرايطي بود كه هنوز گروهانهاي دوّم و سوّم گردان، آموزش خود را تمام نكرده بودند، با قرارگاه هماهنگي گرديد كه تا مورخ 27 آبان‌1359، يعني مدّت سه روز ديگر براي تكميل آموزش و اجراي تيراندازي با توپ و تيربار نفربرهاي زرهي، وقت داده شود. مقرّر گرديد، گردان144 از تاريخ 27 آبان‌ماه59 در مدّت 48 ساعت منطقه پدافندي محوّله را اشغال نمايد.

در اين مدّت ركن چهارم گردان با پيگيري‌هاي مستمر توانست؛ كمبود وسايل مخابراتي را دريافت نمايد، ليكن فقط يك دستگاه خودرو آمبولانس تحويل گرفته شد. آمبولانس اعزامي به لشكر نيز پس از عمليات سوم آبان‌، به منطقه مراجعت نمود در نتيجه گردان از هفت دستگاه آمبولانس سازماني فقط داراي دو دستگاه بود.

گردان 246 تانك از روز 24 آبان‌، به تدريج در منطقه پدافندي تعيين شده مستقر گرديد و اين فرصتي بود كه گردان144 ضمن دادن آموزش تكميلي در روزهاي 24و25 و26 از منطقه تعيين شده براي اجراي پدافند، شناسايي لازم را به عمل آورد.

 

حركت به منطقه و اشغال خط پدافندي

عصر روز 27 آبان1359، قبل از شروع تاريكي، گروهان هاي يكم و دوّم پياده مكانيزه با نفربرهاي مربوطه به سمت منطقة پدافندي حركت كردند. نفربرها روي شني حركت داده شدند، البتّه مسافت تا منطقة پدافندي بيش از 30 كيلومتر نبود. از منطقة تجمّع (پنج كيلومتري شادگان) تا سه راهي دارخوين، از طريق جادّه و از سه راهي دارخوين تا خط پدافندي تعيين شده، بيرون از جادّه راهپيمايي صورت گرفت.

عصر روز 28 آبان‌، گروهان سوّم و گروهان اركان با همان شرايط به منطقه اعزام گرديدند و شبانه خط پدافندي تعيين شده را اشغال نمودند.

در خط اوّل پدافندي، نيروهاي پياده سازماندهي شدند و از سنگرهاي حفره روباه دو نفره در طول خط پدافندي گردان كه چهار كيلومتر بود، استفاده مي‌كردند. آن موقع از زدن خاكريز در خط پدافندي كه بعدها به صورت روش معمول درآمد، خبري نبود. سربازان براي ديده باني و نگهباني از سنگرهاي انفرادي يك نفره و دو نفره استفاده مي‌كردند و براي ديده نشدن در موقع حركت، دو راه كار وجود داشت. يكي اين كه به صورت خيز و خزيده حركت كنند، دوّم اين كه كانال‌هاي رابط بين سنگرها كنده شود تا از داخل كانال حركت كنند و كمتر ديده شوند.

نفربرها در خط دوّم پدافندي، حدود 300 متر عقب تر از نيروهاي پياده آرايش و استقرار يافتند. لازم بود ابتدا خاكريزهاي نعلي شكل در اطراف نفربرهاي ايجاد شود تا در ديد مستقيم قرار نگيرند، ضمناً از تركش گلوله‌هاي توپخانه دشمن در امان باشند.

وسايل مهندسي از قبيل لودر و بلدوزر، براي ايجاد خاكريز محدوديّت داشت و از وسايل موجود ابتدا گردان 246 تانك كه جلوتر از گردان 144 به منطقه وارد شده بود، استفاده مي‌كرد. جناب سرگرد كريمي كه به فرماندهي گروه رزمي 246 منصوب گرديده بودند، ياري فرمودند پس از خاتمه كار مهندسي در گردان 246 تانك، وسايل مذكور در مدّت 48 ساعت سنگرهاي مورد نياز را احداث و نفربرها در داخل سنگرهاي مربوطه قرار گرفتند. البتّه كار كردن در روز با وسايل مهندسي اعزامي در آن منطقه به علّت ديد دشمن، امكان نداشت، لذا در روز محل سنگرها تعيين مي‌گرديد و علامت گذاري مي‌شد و شب ها، كار خاكريز سنگر انجام مي‌گرديد.

عراقيها كه تا آن تاريخ در محور آبادان ـ اهواز نيروي پدافندي پيوسته در مقابل خود نداشتند، به تشكيل خط پدافندي، بسيار حسّاس شده مرتّباً روي نيروهاي پدافندي اجراي آتش مي‌كردند و روزانه به طور متوسّط تلفات نيروي انساني و ضايعات لجستيكي 5 ـ4 مورد اتّفاق مي‌افتاد. روحيّه و شوق كار در افراد بسيار خوب بود و در اجراي مأموريّت، مشكلي نداشتيم.

با استقرار گردانهاي246 تانك و144 پياده مكايزه و نيروهاي سپاه، كه از ابتداي جنگ تحميلي در آن محور حضور داشتند، خطّ پدافندي پيوسته اي در مقابل دشمن در محور شمالي (اهوازـ آبادان) تشكيل گرديد. قرارگاه اروند اطمينان حاصل نمود كه از اين پس، دشمن قادر به زدن پل در منطقه دارخوين نبوده و عبور از رودخانه كارون به غير از منطقه اي كه در اشغال دارد، ميسّر نيست.

به تدريج كه تهيّه سنگرهاي ادوات زرهي و مصون ماندن آنها از تير مستقيم دشمن تجربه گرديد، تصميم بر اين شد كه مهندسي موجود در منطقه براي در امان ماندن نيروهاي پياده از تير مستقيم دشمن و همچنين تأمين حركات خودروهاي آمادرساني در منطقه، نسبت به ايجاد خاكريز پيوسته در خط پدافندي جلو اقدام نمايد. فرماندهي اروند علاوه بر وسايل مهندسي رزمي يگانهاي موجود در منطقه، از وسايل كمك‌هاي مردمي و امكانات استانداري و فرمانداريها نيز استفاده كرده وسايل مهندسي قابل توجّهي به هر يك از محورهاي پدافندي از جمله محور شمالي اعزام نمود.

ابتدا براي آمادرساني خاكريز احداث گرديد تا تردّد خودروها در پناه خاكريز صورت گيرد و تلفات و ضايعات به حداقل برسد. سپس اقدامات مهندسي براي زدن خاكريز در خطوط پدافندي انجام شد. گردان144 در مرحله دوّم قرار داشت. به علّت تغييراتي كه در وضعيّت منطقه و مأموريت ارجاعي بعدي به وجود آمد براي گردان خاكريز ايجاد نشد.

از تاريخ 27 آبان تا تاريخ 27 آذر، گردان پياده مكانيزه 144 با استقرار در خط پدافندي به طول چهار كيلومتر در شرق جادّه اهوازـ آبادان و در جنوب دارخوين، تلفات و ضايعات قابل توجّهي به دشمن وارد آورد. با انجام ديده باني‌هاي مداوم و اعزام گشتي‌هاي شناسايي از طرف شرق، به سمت چپ دشمن كه خالي از نيرو بود، به نقاط ضعف دشمن پي برده نوع يگان، سلاحهاي استقراري در خط پدافندي و استعداد نيروهاي در خط دشمن را ارزيابي كرد.

با استفاده از آتش خمپاره اندازهاي 120 م م و 27 دستگاه نفربر و تيربارهاي موجود حداكثر فشار را بر دشمن وارد ساخت و در اين مدّت خط پدافندي را با ايجاد سنگر و كانال رابط بين سنگرها، مستحكم نمود و تلفات و ضايعات نيروهاي خودي را در مقابل دشمن به حداقل رسانيد. با وارد شدن تدريجي توپخانه‌هاي اختصاص داده شده به محور شمالي از لشكر77 و گروه 55، اين محور نيز داراي قدرت آتش توپخانه شد كه شب و روز به طور مستمر بر روي مواضع دشمن اجراي آتش داشتند. دشمن كه تا تاريخ 27 آبان‌ماه59 نيروي قابل توجّهي در مقابل خود نداشت در زير فشار گلوله باران نيروهاي پدافندي و توپخانه‌هاي استقراري، روزانه تلفات و ضايعاتي را متحمّل مي‌شد.

حسّاسيت فوق العاده شهر آبادان و احتمال حركت دشمن جهت محاصره آن، موضوعي مهم و نگران كننده بود. بيرون راندن دشمن از شرق به غرب رودخانه كارون، حداقل خواسته و هدفي بود كه تأمين اين هدف اطمينان خوبي را حاصل مي‌كرد. اوّلين اقدام براي وصول به اين هدف، در سوّم آبان ماه انجام شد كه به علّت محدوديّت نيروهاي عمل كننده و استعداد بالاي نيروهاي دشمن موفقيّتي حاصل نگرديد. ليكن اين اقدام يك هدف واسطه اي داشت و آن استفاده از زمان و وارد كردن نيرو به آبادان بود كه سبب گرديد حركت دشمن را جهت تصرّف جزيره آبادان به شدّت سركوب نمايد و موقّتاً خطر سقوط جزيره آبادان برطرف گردد.

 در هر صورت با حضور نيروهاي زرهي و پياده مكانيزه دشمن به استعداد 5-4 گردان و پنج گردان توپخانه پشتيباني كننده از شرق رودخانه كارون و يا در غرب آن كه در مرحله يكم عمليات وارد عمل مي‌گرديد هنوز احتمال خطر وجود داشت.

استفاده از حركت طبيعي آب كه معمولاً در منطقه عمومي شادگان و دارخوين از آذرماه به بعد جريان دارد مي‌توانست كمك مؤثّري در كم كردن منطقه پدافندي و محدود نمودن حركات دشمن در منطقه باشد. بر اساس همين تدبير، آبهاي دورتر به تدريج براي گسترش در منطقة جلو هدايت شد و در تاريخ 27 آذر، تا نزديك محل استقرار بنه گردان و دستة پشتيباني رسيد به طوري كه لازم شد؛ نيروها تغيير مكان داده و به طور موقّت در محلّي كه هنوز مسافت زيادي تا رسيدن آب فاصله داشت، مستقر گرديدند.

 

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده