سرباز و خاطرات دفاع مقدس(103)
عاقبت بينظمي آزادسازي روستاهاي اطراف سردشت كه در اشغال نيروهاي كومله بود، اولين عمليات من در خدمت سربازي به شمار ميرفت كه من درسهاي فراواني از آن عمليات و حاشيههاي پس از آن گرفتهام. نيمههاي شب بود كه مأموريت ما با همراهي فرمانده و نيروهاي تيپ نوهد آغاز شد، و كارشناسان مسائل جنگي طوري روي طرح عمليات كار كرده بودند و همه چيز آنقدر دقيق و حساب شده بود كه ما با كمترين تلفاتي مواضع مورد نظر را تصرف كرديم و روستاهاي اشغالي آزاد شدند.

با بيرون راندن كومله‌ها و استقرار نيروهاي خودي، ما به تصور اينكه عمليات با موفقيت به اتمام رسيده و كارمان تمام شده، وضعيت‌مان را ناقص كرديم و مي‌خواستيم كمي استراحت كنيم كه فرمانده با عصبانيت فرياد زد:

–  هنوز عمليات تمام نشده كه مي‌خواهيد استراحت كنيد

ما كه متوجه منظور فرمانده نشده بوديم، هاج و واج به او خيره شديم كه او ادامه داد:

–  بايد بلافاصله كانال و سنگرهاي نگهباني احداث كنيد تا در صورت حمله مجدد كومله‌ها بتوانيد به دفاع از مواضع بپردازيد، بعد هم برويد سراغ سنگرهاي خواب و آن‌ها را هم آماده كنيد تا در مدت اقامتمان در اين محل براي خواب و استراحت مشكلي نداشته باشيم.  

كار احداث كانال و سنگرهاي نگهباني را با دلخوري شروع كرديم كه تا شب طول كشيد و بعد فرمانده با انتخاب چند نگهبان اجازه استراحت به بقيه را صادر كرد.

در طول شب با وجود خستگي فراوان، اصرار فرمانده براي احداث سنگرها فكر مرا به خود مشغول كرده و دوست داشتم يك روز دليل اين دستور را كه باعث دلخوري و ناراحتي همه سربازها شده بود، بفهمم.

اقامت ما چهار هفته‌اي به طول انجاميد و بعد از آن منطقه را به نيروهاي ژاندارمري تحويل داديم و به مواضع قبلي‌ خودمان برگشتيم، اما بعد از مدت كوتاهي خبر رسيد كه كومله‌ها با بهره‌گيري از خواب بودن نگهبان‌ها به آن منطقه حمله كردند و سه تفنگ‌دار و بي‌سيم‌چي را به شهادت رساندند و بقيه نيروها هم متفرق شده‌اند.

من با شنيدن اين خبر ياد سخت‌گيري‌هاي فرمانده‌مان افتادم  و به تأكيد او بر احداث سنگر در همان روز نخست و گماردن نگهبان پي بردم، زيرا دليل موفقيت كومله‌ها بي‌نظمي سربازان و بي‌توجهي آن‌ها به دستورات بود.

تاريخ حادثه: خرداد 62

پانوشته ها:

1.سرباز وظيفه محمد نوروزي؛ جمعي گروهان سوم گردان 155 لشكر28 پياده

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده