گردان144پیاده در نبرد آبادان
بخش نوزدهم: تبديل گردان144 پياده به گردان پياده مكانيزه از جمع بندي صحبتها چنين استنباط گرديد كه همگي تمايل دارند از منطقة عمليات خارج شوند و اظهار ميكردند به محض اطلاع از انجام عمليات خود را به منطقه ميرسانيم. (تعداد دقيق اين عزيزان به خاطرم نيست فقط 13 نفر نيروهاي مردمي را مطمئن هستم. از ساير سازمانها مانند شهرباني ژاندارمري نيز 8ـ7 نفر بودند كه برگشتند. تعدادي نيز در عمليات سوم آبان، شهيد، مجروح و يا اسير شدند.)

گردان144 از تاريخ 11 آبان‌1359، عملاً براي بازسازي و تجديد سازمان اقدام نمود. در اين تاريخ نامه اي از ستاد اروند به گردان رسيد و حاكي از اين بود، براي استفاده بهتر از امكانات موجود، در جهت بازسازي و تجديد سازمان گردان، هم اكنون از طريق نيروي زميني تعداد 27 دستگاه نفربر پي ام پي1 با راننده در اختيار قرارگاه اروند گذاشته شده است. نماينده گردان را به منظور تحويل گرفتن نفربرها و حركت آنها به منطقة تجمّع گردان معرّفي نماييد.

پس از تحويل گرفتن نفربرها و تأمين كمبود نيروي انساني از لشكر21 آموزش‌هاي لازم را به منظور تبديل گردان پياده به گردان پياده مكانيزه به افراد و خدمه‌هاي تعيين شده بدهيد و براي اجراي مأموريت آتي آماده باشيد. موضوع بسيار خوشحال كننده بود. بلافاصله نماينده ركن4 به قرارگاه اعزام شد. پس از بررسي مشخّص گرديد هنوز نفربرها به منطقه نرسيده اند و احتمالاً در راه هستند. قرارگاه طي يك دستور آگهي به گردان اعلام نموده تا پيش بيني‌هاي لازم از نظر محل پاركينگ و جيره غذايي به عمل آيد.

روز 12 آبان، از طريق لشكر (يگان جايگزيني) تعداد 112 نفر سرباز، 10 نفر درجه دار و چهار نفر افسر به منطقه شادگان وارد شدند و اولين سري جايگزيني، روحيّه و رونق خوبي به عناصر گردان داد. همه خوشحال بودند چون سنگرهاي خالي دوستان كه حضور نداشتند، توسّط ساير برادران رزمنده پر مي‌شد. در همان روز سرهنگ دوّم زند، براي بررسي نيازهاي نيروي انساني و دلجويي از نيروهاي باقيمانده گردان، به منطقه استقرار وارد شدند. مبلغ 15 هزار تومان، براي نيازمندي‌هاي فوري گردان با خود همراه آورده بودند كه مبلغ مذكور بين چهار گروهان تقسيم گرديد.

بر اساس هماهنگي‌هاي صورت گرفته در سطح قرارگاه اروند و نيروي زميني مقرّر شده بود كه تجهيزات و سلاحهاي انهدامي در عمليات توسّط قرارگاه اروند تأمين گردد و نيروي انساني مورد نياز از طريق لشكر فرستاده شود. لشكر به جايگزيني مربوطه دستور داده بود كه در مدت هفت روز، كمبود نيروي انساني را در گردان144 تأمين نمايد. جناب سرهنگ زند اطمينان داد كه سري دوّم و سوّم نيز هر كدام به فاصله 48 ساعت اعزام مي‌گردند. ضمناً سفارش نمودند؛ پيش بيني غذا براي آنها داشته باشيم. اقدام لشكر بسيار به موقع و خوب بود.

البتّه تعداد افسران كادر (پايور) در مرحله اوّل جايگزيني دو نفر ـ جناب سرگرد رياضي و جناب سروان كاظمي ـ و دو نفر ديگر افسران وظيفه بودند. سرگرد رياضي مسئوليت ركن چهارم گردان را عهده دار شدند و سروان كاظمي به عنوان فرمانده گروهان يكم منصوب گرديدند. دو نفر افسر وظيفه در شغل فرمانده دسته گمارده شدند. درجه داران و سربازان نيز بين گروهانها تقسيم شدند. خوشبختانه اكثر سربازان جديد باسواد بودند و اين امر براي تحويل گرفتن و آموزش 27 دستگاه نفربر زرهي، بسيار كارگشا بود.

روز 13 آبان، از طريق ستاد اروند اعلام گرديد؛ نفربرها در ايستگاه راه آهن سربندر روي تريلي‌هاي حامل هستند، نماينده اعزام نماييد، تا آنها را به منطقه گردان هدايت كنند. ستوان دوّم شاه بهرامي افسر ترابري گردان به ماهشهر اعزام گرديد. در تاريخ 14 آبان‌1359، تعداد 27 دستگاه نفربر زرهي نو كه هنوز تخته‌هاي چوبي آكبند تعدادي از آنها باز نشده بود به منطقه گردان وارد شد.

ورود نفربرها با راننده مربوطه و آمدن سربازان، درجه داران و افسران از لشكر، نويد مي‌داد كه گردان مجدّداً سازمان جنگي خود را به تدريج شكل خواهد داد. احساس موجوديّت توأم با قدرت و توان جنگي در همه افراد قوّت مي‌گرفت. جاي سپاس و تشكّر از قرارگاه اروند و لشكر21 داشت كه روح تازه اي به رزمندگان گردان دادند.

 

ترخيص نيروهاي مردمي از منطقه

نيروهاي مردمي داوطلب و ساير سازمان‌هاي اعزامي كه در عمليات 3 آبان‌1359، تلفاتي را متحمّل شده بودند، پس از شركت در گشتي‌هاي اعزامي بعد از عمليات، تا تاريخ  10 آبان، برنامه خاصي نداشتند، زمزمه هايي به گوش من رسيد كه اين نيروها علاقه اي به ماندن بدون اجراي عمليات را ندارند و مي‌خواهند برگردند. در تاريخ 14 آبان‌، آنها را جمع كردم و درخواست نمودم كه وضعيّت خود را در ماندن و يا خارج شدن از منطقه اعلام نمايند.

 از جمع بندي صحبتها چنين استنباط گرديد كه همگي تمايل دارند از منطقة عمليات خارج شوند و اظهار مي‌كردند به محض اطلاع از انجام عمليات خود را به منطقه مي‌رسانيم. (تعداد دقيق اين عزيزان به خاطرم نيست فقط 13 نفر نيروهاي مردمي را مطمئن هستم. از ساير سازمانها مانند شهرباني ژاندارمري نيز 8ـ7 نفر بودند كه برگشتند. تعدادي نيز در عمليات سوم آبان‌، شهيد، مجروح و يا اسير شدند.)

با تشكّر از حضور آنان در منطقة عمليات و همراهي و همگامي با گردان144 در اين مدت به ويژه در عمليات          3 آبان‌، با آنان خداحافظي نموديم و با يك دستگاه كاميون تا ايستگاه راه آهن سربندر براي سوار شدن به قطار آنها را همراهي كرديم. آقاي افشين و همراه ايشان آقاي اصغر كاوه كه از تعميركاران ماهر و پُرتلاش بودند، در گردان باقي ماندند.

اين دو نفر بعدها در طول جنگ امور تعميراتي در سطح لشكر21 را نيز انجام مي‌دادند و در اواخر جنگ در سطح نيروي زميني نيز فعّال بودند. من شخصاً در مقابل عظمت روحي، قدرت ايثار و از خودگذشتي اين دو نفر سر تعظيم فرود آوردم. قابل ذكر است اين دو نفر به هيچ ارگان و سازماني وابستگي نداشتند، فقط خودشان بودند كه مي‌خواستند در تمام مدّت جنگ تحميلي حضور داشته باشند و تا آن جا كه من اطلاع دارم در قبال 8 سال كار مداوم در جبهه‌ها هيچ گونه وجهي نيز دريافت ننمودند.

 

سازماندهي و آموزش

از تاريخ 14 آبان1359، تلاش گردان براي سازماندهي نيروها به صورت پياده مكانيزه شروع شد. قبل از هر چيز بايستي خدمه نفربرها سازماندهي مي‌شد يعني راننده، توپچي و كمك. اين سه نفر آموزش مخصوص لازم داشتند. نفربرها داراي راننده بود كه دوره رانندگي مربوطه را در مركز آموزش شيراز طي نموده بودند و بايستي هر كدام نفربر خود را تحويل مي‌گرفتند. در قدم اوّل به هريك از راننده‌ها يك دستگاه نفربر زرهي تحويل شد و شماره آن مشخّص گرديد.

براي خدمه توپها از ميان سربازان جديد كه اكثراً باسواد بودند، تعداد 57 نفر انتخاب شدند امّا براي آموزش آنان مربّي نداشتيم. موضوع را به قرارگاه اروند مكاتبه نموديم. قرارگاه جناب سرگرد رمضانعلي كريمي را كه مدّتي از استادان و مربيان به نام دانشكده زرهي بود براي ياري رساندن در امور آموزش به گردان معرّفي نمود. با حضور جناب سرگرد كريمي در منطقه گردان، آموزش خدمه توپ نفربرهاي زرهي براي خدمه‌هاي تعيين شده، در منطقة تجمّع گردان شروع گرديد.

جناب سرگرد كريمي از لحاظ فنّي و سيستم كاري نفربرها نيز اطلاعات بسيار جامعي داشت به طوري كه با حضور ايشان در گردان مشكلات فنّي نفربرها نيز برطرف مي‌گرديد. چون در طول روز چندين ساعت آموزش اجرا مي‌شد، طولي نكشيد كه خدمه‌هاي تعيين شده به امور محوله از نظر علمي توجيه گرديدند امّا لازم بود كه عملاً با توپهاي نفربرها تيراندازي صورت گيرد. محلّي در سه راهي شادگان كه براي تيراندازي مناسب بود، در نظر گرفته شد و تعدادي هدف با بشكه‌هاي  220 ليتري كه از خاك پر شده بود در مسافت‌هاي مختلف مستقر گرديد. دو روز متوالي تيرانداز و كمك تيرانداز توپ، تيراندازيهاي عملي خود را انجام دادند و در مجموع، مدت هفت روز آموزش علمي و عملي خدمه‌ها پايان يافت.

غير از راننده و خدمه توپ كه سه نفر هستند، هر نفربر؛ تعداد 9 نفر يعني يك گروه پياده را با خود حمل مي‌كند. فرمانده گروه فرمانده نفربر هم هست. در نتيجه بقيّة سازماندهي همانند گروه پياده است كه در سطح گروهانهاي پياده وجود دارد. با اين ترتيب حالا بايستي سازمان گروهانها را تكميل مي‌نموديم. در بيستم آبان، تعداد سه دستگاه اتوبوس و يك دستگاه ميني بوس حامل نفرات جايگزيني به منطقه گردان رسيد و با ورود اين نيروها كمبود پرسنل گردان، تأمين گرديد.

سرگرد مظفّر هدايت نسب، سرگرد پياده علي محسني، سروان زرهي منصور حقيقت و تعدادي از افسران و درجه داران وظيفه و كادر براي سازماندهي در دسته‌هاي پياده، جمعي نيروهاي اعزامي از جايگزيني لشكر بودند. جناب سرگرد هدايت نسب در سمت معاون گردان، جناب سرگرد محسني در سِمَت رييس ركن سوّم و جناب سروان حقيقت در سمت فرمانده گروهان سوم سازماندهي گرديدند.

ساير افسران و درجه داران با توجّه به آمار موجود بين گروهانها تقسيم شدند تا فرماندهان خودشان سازماندهي نمايند. با اختصاص نيروهاي جديدالورود به گروهانها، استعداد سازماني يگانها كامل گرديد. اقدام بعدي توسّط فرماندهان بايستي صورت مي‌گرفت كه افراد را با توجّه به سواد و قدرت بدني در محل مناسبي سازماندهي نمايند. بنابراين سازماندهي نيروهاي انساني گردان 144 در تاريخ 21 آبان‌ماه59 تكميل گرديد.

از لحاظ تأمين كسري تجهيزات، با آمدن جناب سرگرد رياضي و پذيرش مسئوليت ركن چهارم گردان، در انجام امور پيشرفتي حاصل گرديد. اقلام عمده از طريق ستاد اروند تحويل شد. اين اقلام شامل تفنگ‌هاي 106 م م با جيپ مربوطه، تعدادي موشك تاو با جيپ‌هاي حامل، خمپاره اندازهاي 81 م م و دو قبضه خمپاره انداز120 م م بود زيرا به علّت تيراندازي بيش از حد، دو قبضه خمپاره انداز120 م م نياز به بازسازي كامل داشت. تيربارها، تعدادي آرپي جي7 و ساير تجهيزات انفرادي كه همراه پرسنل اسير برده شده بود، جايگزين گرديد. وسايل زيست از قبيل پتو، كلمن آب، حتّي منبع آب از طريق كمك‌هاي مردمي تأمين گرديد. فقط وسايل مخابراتي و خودروهاي آمبولانس هنوز تحويل نشده بود.

گروهان يكم كه نفربرهايش مشخّص بود، با تحويل سربازان سري يكم جايگزيني، زودتر از گروهانهاي دوّم و سوّم برنامة آموزش خود را شروع كرد. نفرات روزانه تمرين سوار شدن و پياده شدن، طرز برقراري ارتباط را انجام مي‌دادند. گروهانهاي دوّم و سوّم نيز از روز 22 سازماندهي خود را كامل كرده بودند شروع به آموزش نمودند. از آن جايي كه جناب سروان حقيقت رسته زرهي داشتند، كمك بسيار خوبي براي آموزش نفربرها بودند و كمبود يا نقص آموزش داده شده را جبران مي‌كردند.

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده