گردان144پیاده در نبرد آبادان
بخش هجدهم: نتيجه عمليات 3آبانماه59 طبق اطلاع واصله هدف عراقي ها، قطع جادّه خسروآباد و رساندن نيروها به اروند كنار بود تا بتواند جزيره آبادان را به طور كامل محاصره نمايد. جان بركفان و رزمندگان اسلام با جانبازي و فداكاري بسيار، حماسه آفريدند و با حمله متقابل به دشمن بعثي يورش بردند. جنگ تن به تن تا روز دهم آبان ماه ادامه داشت. در اين عمليات رزمندگان اسلام 280 نفر از بعثي ها را كشتند، 130 نفر از آنها را اسير كردند و پل احداث شده بر روي رودخانه بهمنشير را منهدم نمودند.

عدم موفّقيّت نيروهاي رزمنده در شمال آبادان و گردان 144 در محور ماهشهرـ آبادان گرچه از بُعد نظري و تلفات وارده اثرات منفي داشت، ليكن از لحاظ تاكتيكي سبب گرديد كه هدف قرارگاه اروند تأمين گردد و دشمن به مدّت 48 ساعت هيچگونه پيشروي در تحكيم محاصره آبادان نكند. پس از آن، عراقي ها با ساخت مواضع پدافندي و سنگر، گام به گام پيشروي نمودند؛ به طوري كه در شب نهم آبان ماه تا كوي ذوالفقاري  پيش رفته و با برقراري پل شناور اقدام به عبور نيروهاي رده اوّل هجومي به شهر آبادان نمودند.

 تا آن موقع گردان 153از تيپ2 لشكر77 خراسان كه وارد آبادان شده بود، با كمك نيروهاي مردمي و ساير نيروهاي نظامي و انتظامي حاضر در صحنه، نيروهاي وارد شده از دشمن به آبادان را قتل عام نمودند و با عبور از پل برقرار شده، ديگر نيروهاي عراقي در ساحل رودخانه بهمن شير را نيز منهدم و آنان را به عقب راندند. نيروهاي صدامي چهار كيلومتر عقب نشيني كردند و در ميدان تير آبادان خط پدافندي ايجاد نمودند. چگونگي عقب نشيني از خط پدافندي ميدان تير آبادان بعداً به تفصيل شرح داده مي‌شود.

 

وضعيّت منطقه تا تاريخ 10 آبان‌1359

طبق اطلاع واصله، روز چهارم آبان 1359 بخش شمالي شهر خرمشهر به اشغال كامل نيروهاي عراقي در آمد، امّا قسمت جنوبي شهر كه در كناره جنوبي شاخه شرقي غربي كارون قرار دارد، در اختيار نيروهاي ايراني بود. اين خط به صورت خط تماس تا سوّم خرداد 1361 كه عمليات بيت المقدس انجام شد و خرمشهر آزاد گرديد، بدون تغيير باقي ماند.

روز چهارم آبان، حملات هوايي و گلوله باران شهرهاي آبادان و بندر ماهشهر توسّط دشمن شدّت بيشتري داشت و در اين روز تعداد زيادي از مردم بي گناه آبادان شهيد و مجروح گرديدند. يك فروند از هواپيماهاي دشمن نيز حين بمباران توسّط سلاح هاي ضد هوايي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران سرنگون گرديد. در همين روز گردان 153 لشكر 77 وارد ماهشهر شد. فرماندهي اين گردان را سرهنگ دوّم منوچهر كهتري به عهده داشت.

 فرماندهي اروند تصميم گرفت اين گردان را به شهر آبادان اعزام نمايد ليكن اعزام اين گردان از طريق جادّه ماهشهرـ آبادان امكان پذير نبود. گردان موصوف به وسيله بالگرد و هواناو از طريق هوا و دريا به جزيره آبادان منتقل گرديد و اين حركت محصول و دستاورد شهداي تقديمي گردان 144 بود كه سبب گرديد؛ دشمن 48 ساعت در مواضع خود متوقّف شود و زماني كه گردان 153 وارد جزيره آبادان گرديد، دشمن متوجّه حضور اين گردان نشد.

روز چهارم آبان، براي گردان 144 روز بسيار سختي بود زيرا تلفات و ضايعات نيروي انساني و تجهيزات، به حدّي بود كه توان رزمي گردان را به شدّت پايين آورده بود. فقدان ياران و همرزمان در روحيّه حاضرين بسيار اثرگذار بود و آنها را به شدّت ناراحت و غمگين ساخته بود. مي‌بايست با بيان واقعيّت ها در جنگ، حماسه آفريني هاي شهدا و مجروحين و ارزيابي بسيار مثبت عمليات گردان از سوي شهيد فلاحي و فرمانده قرارگاه اروند جناب سرهنگ فروزان، تغييراتي در نحوة تفكّر و نگرش نيروهاي باقي مانده ايجاد كرد و آنها را براي ادامه جنگ و گرفتن انتقام ياران و همرزمان، از دشمن غدار ترغيب نمود. بر همين مبنا باقي مانده گردان در محلّي از منطقة تجمّع كه مركزيت داشت جمع آوري و واقعيّت ها با ذكر مثال عنوان گرديد:

 «در مرحله اوّل اين موضوع اثبات شد، كه انقلاب شكوهمند اسلامي تغييرات اساسي در سازماندهي كشور به وجود آورده است. رهبر كبير انقلاب براي برقراري ثبات و امنيّت داخلي در حال اجراي برنامه‌هاي تدوين شده مي‌باشند و اصولاً‌ فكر جنگ كردن با هيچ كشوري را ندارند. صدام اين جنگ را به ما تحميل نموده است. ما طالب جنگ نبوديم حالا كه دشمن به ميهن ما تجاوز نموده شهرهاي مرزي را گلوله باران كرده و در صورت اشغال آن هم مانند خرمشهر مردم را  قتل عام، هستي آنها را غارت و به نواميس تجاوز مي‌كند، ما بايد تا آخرين نفس با متجاوز بجنگيم، جنگيدن غالب و مغلوب دارد از شكست بايد تجربه ياد بگيريم تا مزه پيروزي را بچشيم ..

سبعيّت دشمن در گلوله باران آبادان مثال زده شد. آواره و سرگردان شدن هزاران نفر بي خانمان با پاي برهنه در هواي گرم خوزستان پير و جوان، زن و مرد در بيابان بي آب و علف كه هيچ كدام آينده روشني ندارند، تمام زندگي و حاصل عمر خود را در اثر فشار دشمن رها كرده اند، عنوان شد و سئوال گرديد، آيا اين ظلم نيست؟ آيا ظالم را بايد آزاد گذاشت ؟ چه كسي در صف يكم بايستي با اين ظلم مبارزه كند؟

آيا جز اين است كه نيروهاي مسلّح بايستي در خط يكم مبارزه قرار گيرند ؟ اگر در خط يكم حمله قرار گيريم، مي‌توان گفت وظيفه خود را انجام داده ايم. اساس و پايه موجوديّت نيروهاي مسلّح حفظ مرز و استقلال كشور است، مأموريت بسيار سنگيني الان داريم و شهيد يا مجروح شدن ياران و همرزمان نبايستي در روحيّه ما اثر داشته باشد بلكه بايستي براي رسيدن به هدف كه همانا بيرون راندن دشمن از خاك مقدّس ج.ا.ا است، بسيار مصمّم تر، باشيم. آيا تصوّر نمي‌كنيد اگر به دشمن پاسخ دندان شكن داده نشود با پيشروي خود ساير شهرهاي ايران را چون خرمشهر و آبادان گلوله باران مي‌كند و مردم آن شهرها را نيز آواره و سرگردان خواهد كرد ؟ »

گفته‌ها مؤثّر بود. تعدادي از نيروهاي مردمي كه در عمليات در امور آمادي و پشتيباني فعاليّت داشتند، ابتدا دستهاي خود را بلند كردند و براي اجراي هر نوع مأموريت اعلام آمادگي نمودند. مابقي نيروها نيز هر كدام دلايلي بر ناراحتي ظاهري خود داشتند و مسئله را از بُعد عاطفي، روابط انساني و الفت با يگديگر بيان كردند و اعلام نمودند در صورتي كه مأموريت باشد با كمال ميل حاضريم.

اين بهترين زمينه بود كه من مي‌توانستم آماده كنم و شب، گشتي به سمت دشمن اعزام نمايم زيرا ضمن به دست آوردن اطلاعات از وضعيّت دشمن، قصد داشتم در حد امكان پيكرهاي شهدا و يا در صورتي كه مجروحي مانده باشد از منطقه آورده شود. اين اعلام آمادگي سبب گرديد كه براي شب پنجم آبان ماه نيز تعدادي نيروي داوطلب براي انجام گشت و جمع آوري پيكر شهدا اعزام گردند.

گشتي هاي شب پنجم، با دو قبضه خمپاره انداز 120 م م و خدمه مربوطه اعزام گرديدند. دستور بر اين بود كه خمپاره اندازها هر كدام 60 گلوله خمپاره محترقه شديد كه داراي برد بيشتر ـ حدود 9 كيلومتر ـ و قدرت انفجار شديدتري هستند، با خود ببرند و در محل مناسب خمپاره اندازها برپا شوند و به سمت دشمن شليك نمايند. زيرا در آن شرايط تنها سلاحي كه براي انتقام گيري مؤثّر باشد در سطح گردان همان خمپاره اندازها بود. خدمه خمپاره اندازها هم در طول شب و روز سوّم آبان، با محوريت جادّه آتش زيادي با ديده باني روي دشمن اجرا كرده و تنظيم تير داشتند. بر همين اساس مي‌توانستند با همان گِرا و اضافه و كم كردن برد يا سمت، بدون ديده بان، آتش مؤثّر اجرا نمايند.

در گشتي اعزامي شب پنجم آبان ماه چند نفر از نيروهاي مردمي نيز در سازمان گشتي منظور گرديدند و به ياد دارم يك نفر راننده كاميون تعيين شد كه پيراهن سفيد داشت و تذكّر داده شد كه پيراهن سفيد را با ساير همكاران عوض نمايد.

در مراجعت، گزارش گشتي ها حاكي از اين بود:  دشمن به شدّت شهر آبادان را گلوله باران مي‌نمايد و تا آخر شب به صورت مستمر پالايشگاه آبادان در اثر اجراي آتش دشمن شعله ور بود. موقعيّت دشمن را همان وضعيّت روز سوّم آبان ماه كه يك گروهان پياده مكانيزه در جنوب جادّه ماهشهر ـ آبادان بود، گزارش دادند. همچنين گشتي هاي اعزامي موفّق شده بودند؛ پيكرهاي مطهّر دو شهيد را از منطقه عملياّت تخليه نمايند.

تيراندازي با خمپاره اندازها سبب مي‌گرديد كه حضور نيروهاي خودي در منطقه براي دشمن ملموس باشد. اجراي اين امر براي كند كردن حركات عراقيها به جلو مؤثّر بود و از طرفي با همين عمل، تلفات و ضايعاتي نيز به آنها وارد مي‌گرديد. شليك خمپاره در شب، به علّت ايجاد نور در موقع خروج گلوله از لوله خمپاره انداز، موقعيّت استقرار آن را نشان مي‌دهد. ليكن تنظيم تير براي پاسخگويي و يا مقابله كردن نياز به زمان و محاسبه دقيق دارد. از جهتي به علّت جابه جايي محل تيراندازي، پس از پرتاب چند گلوله و به علّت مقطعي بودن زمان استقرار، امكان هدايت آتش توسّط دشمن به محل استقرار خمپاره اندازها، بسيار بعيد مي‌باشد. در آن شب بعد از پرتاب نيمي از خمپاره‌ها، دشمن پاسخ داده و متقابلاً شروع به شليك توپ و يا خمپاره نموده بود، امّا هيچ يك از گلوله‌هاي پرتابي حتّي نزديك به محل برپا نمودن خمپاره اندازها، اصابت نكرده بود.

انجام اين مأموريت در روحيّه پرسنل باقي مانده گردان بسيار مؤثّر بود به طوري كه پس از مراجعت گشتي اعزامي و اطلاع از فعاليّت آنها، همه رغبت و تمايل شركت در اين مأموريت را پيدا نمودند.

در روز پنجم نيز هواپيماهاي عراقي شهرهاي آبادان و سربندر را بمباران كردند و تلفات و ضايعاتي به مردم بي گناه اين شهرها وارد شد. در اين روز متقابلاً هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش ج.ا.ا طي چند پرواز مواضع دشمن را بمباران نمودند و قطعاً صدمات شديدي به آنها وارد آوردند امّا سياست دشمن بر اين بود كه واقعيّت ها را عنوان نمي‌كرد.

مأموريت اعزام گشتي از روز ششم آبان از طريق قرارگاه اروند پس از دريافت گزارش روز پنجم به طور كتبي ابلاغ و قرارگاه خواستار اعزام گشتي همانند روز چهارم (شب پنجم) گردي،د چون جمع آوري اطلاعات در تصميم گيري قرارگاه بسيار اهميّت داشت و يگاني نيز بجز گردان 144 در محور ماهشهرـ آبادان فعال نبود.

روزهاي ششم، هفتم و هشتم آبان ماه اعزام گشتي به همراه دو قبضه خمپاره انداز120م م و120 خمپاره، تكرار شد. گشتي‌هاي اعزامي در اين روزها فقط توانستند اطلاعاتي از پيشروي دشمن به سمت جنوب جادّه و شرق آبادان  بياورند و هر شب خمپاره‌ها را از نقاط مختلف، به سمت مواضع دشمن شليك نمايند. گزارش‌هاي واصله حاكي از تنگ تر شدن حلقة محاصره شهر آبادان بود.

طبق اطلاع واصله از ستاد اروند، بمباران هوايي دشمن در روز ششم در آبادان 10 نفر شهيد و 120 نفر مجروح به همراه داشت. روز ششم آبان، فرماندهي اروند به منظور جلوگيري از ورود عراقي ها به شهر آبادان، دويست نفر تكاوران نيروي دريايي را كه در بندر امام خميني(ره) مستقر بودند به آبادان اعزام و تحت فرماندهي نظامي آبادان قرار داد. لشكر77  خراسان پس از اعزام گردان153 پياده، گردانهاي 246 تانك و 136 پياده را نيز به منطقه عمليات اعزام نمود. اين اقدامات و اخبار واصله سبب تقويت روحي رزمندگان مي‌گرديد.

رودخانه بهمنشير تنها راه آبي بود كه نيروهاي مستقر در آبادان از طريق دريا پشتيباني مي‌شدند و مجروحين تخليه مي‌گرديد.

روز هشتم آبان، گزارشات گشتي‌هاي اعزامي حاكي بود كه دشمن تا سه كيلومتري كرانه شمالي رودخانه بهمنشير پيشروي نموده است. در صورتي كه دشمن كنترل رودخانه را به دست مي‌گرفت، راه آبي از طريق بهمنشير قطع مي‌گرديد. شهر آبادان در مقابل تهديد جدّي دشمن قرار داشت و قراين و شواهد نشان مي‌داد كه دشمن قصد دارد با زدن پل از رودخانه بهمنشير وارد آبادان شود. گزارشات، به محض مراجعت گشتي ها به قرارگاه ارسال مي‌گرديد.

در اینجا لازم مي‌دانم از تأخير در اعزام يگانهاي لشكر77 خراسان به منطقه جنوب، انتقادي داشته باشم. تا روز هشتم آبان، مدّت 39 روز از شروع جنگ تحميلي مي‌گذشت و اين مدّت براي حضور آن لشكر در جنوب زمان زيادي است. گر چه يگان هاي لشكر از شهر مقدّس مشهد تا جنوب، مسافت طولاني طي نمودند تا به مقصد رسيدند. امّا علّت تأخير گذشته از بُعد مسافت و كمبود امكانات ترابري، مأموريت هاي واگذاري به لشكر در مناطق مختلف بود، و اين امر اهميّت به كارگيري تمركزي نيروها را نشان مي‌دهد كه موضوع در تصميم گيري‌هاي اوليه مورد توجّه زيادي قرار نگرفت.

معمولاً در هر قسمت از مملكت تجاوزي صورت گيرد، ابتدا نيروهاي سرزميني جلو تجاوزات دشمن را مي‌گيرند. ليكن اين يگان ها توان مقابله با دشمن را به مدّت زياد نخواهند داشت، لازم است در اسرع وقت ساير يگانهاي نيروي زميني و يا دريايي به كمك نيروهاي سرزميني بشتابند. مدّت 39 روز زمان زيادي بود و لشكر92 زرهي كه يگان سرزميني جنوب در خط مرز بود، توان مقابله با دشمن را در  اين مدّت نداشت. البتّه شرايط بعد از انقلاب، جابه جايي فرماندهان و درجه داران و  تقليل مدّت خدمت سربازان همه مواردي بود كه توان لشكر92 زرهي اهواز را تقليل داده بود. بايد اذعان كرد در صورتي كه رزمندگان مردمي و اهالي شهرهاي آبادان و خرمشهر، نيروهاي نظامي موجود در منطقه را ياري و پشتيباني نكرده بودند، در همان روزهاي اوّل اين دو شهر سقوط مي‌كرد و سرنوشت جنگ طور ديگري رقم زده مي‌شد.

سرانجام، عراقي ها در شب نهم آبان 1359 در منطقه اي به نام كوي ذوالفقاري روي رودخانه بهمنشير پل شناور احداث كرده و با عبور دادن قسمتي از نيروهاي رده هجومي ـ به استعدا دو گردان ـ به جزيره آبان وارد شدند.

روز نهم آبان، فرمانده منطقه آبادان، فرماندهان عناصر رزمي مستقر در آبادان را كه تركيبي از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تكاوران نيروي دريايي، گردان 153 پياده از لشكر77 خراسان و رزمندگان مردمي بودند جمع آوري و با هماهنگي‌هاي صورت گرفته مصمّم گرديد كه با حمله متقابل، جلو پيشروي عناصر دشمن را سدّ و آنها را از جزيره آبادان خارج نمايد.

طبق اطلاع واصله هدف عراقي ها، قطع جادّه خسروآباد و رساندن نيروها به اروند كنار بود تا بتواند جزيره آبادان را به طور كامل محاصره نمايد. جان بركفان و رزمندگان اسلام با جانبازي و فداكاري بسيار، حماسه آفريدند و با حمله متقابل به دشمن بعثي يورش بردند. جنگ تن به تن تا روز دهم آبان ماه ادامه داشت. در اين عمليات رزمندگان اسلام 280 نفر از بعثي ها را كشتند، 130 نفر از آنها را اسير كردند و پل احداث شده بر روي رودخانه بهمنشير را منهدم نمودند.

در مراحل بعدي عمليات كه تا روز 18 آبان ماه ادامه داشت، تركيبي از نيروهاي ارتش، سپاه، رزمندگان مردمي و فداييان اسلام با استفاده از تعدادي قايق از رودخانه بهمنشير عبور نموده، دشمن را تا چهاركيلومتري شمال رودخانه بهمنشير به عقب راندند. طبق اطلاع واصله، رزمندگان مردمي در اين قسمت از عمليات نقش بسيار فعّالي داشتند. در آخرين مرحلة عمليات، تعداد 17 دستگاه لودر و بلدوزر، تعدادي نفربر، خودرو، سلاح و مهمّات از دشمن به جاي مانده بود كه به غنيمت گرفته شد.

بدين ترتيب، نيروهاي دشمن از محاصره كامل شهر آبادان و ورود به آن شهر نااميد شدند و به شمال رودخانه بهمنشير عقب نشيني كردند. در آنجا به تحكيم مواضع پدافندي و نگهداري آن قسمت از منطقة اشغالي، اكتفاء نمودند.

گردان144 تا روز دهم آبان ، مأموريت اعزام گشتي و تيراندازي با خمپاره اندازهاي120م م را انجام مي‌داد. شب نهم، گزارش گشتي حاكي از اين بود كه در قسمت جنوب شرقي آبادان دشمن فعاليّت زيادي داشت كه موارد به ستاد اروند اعلام گرديد. ليكن از روز دهم آبان ماه كه وضعيّت دشمن با عمليات فرماندهي منطقه آبادان به تدريج مشخّص گرديد، گشتي اعزام نشد سپس فرماندهي قرارگاه اروند به گردان201 امداد ژاندارمري مأموريت داد تا در هر جا از محور ماهشهر ـ آبادان كه قادر است خط پدافندي ايجاد و در صورت پيشروي دشمن به سمت ماهشهر، جلو پيشروي دشمن را سد كند. بدين ترتيب با حضور گردان 201 امداد در خط پدافندي، مأموريت اعزام گشتي نيز به آن گردان محوّل گرديد.

 منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده