امیر خستگی ناپذیر (شهید سرلشکر ولیالله فلاحی)
بخش هفتم: عملیات ثامنالائمه(ع) تکهای محدود و مستمر در منطقۀ عملیاتی سوسنگرد، تا حدودی توجه دشمن را از سایر قسمتها منحرف و در آن منطقه قوای بیشتری متمرکز کرده بود. از آنجا که دشمن در منطقۀ عملیاتی آبادان و خرمشهر، از روزهای اول جنگ، مناطق وسیعی را به اشغال خود درآورده بود، ضرورت داشت که قبل از اجرای عملیات آزادسازی بستان، که مقدمات آن فراهم شده بود، نخستین عملیات منظم و مهم نیروهای ایرانی در منطقۀ آبادان به اجرا درآید.

در این صورت، بار دیگر توجه دشمن به آن منطقه گرایش می‌یافت و عملیات آزادسازی بستان در شرایط بهتری به تحقق می‌پیوست. ضمن آنکه امام خمینی(ره)، فرماندهی کل قوا، فرمانی مبنی بر شکستن محاصرۀ آبادان به نیروهای مسلح اعلام فرموده بود. از این رو، در شهریور1360، مقدمات طرح عملیاتی ثامن‌الائمه(ع) و اجرای آن در اوایل مهرماه از همه نظر فراهم شد.

از طرفی، سه لشکر زرهی عراق مأموریت داشت که مانع پیشروی نیروهای ایرانی در شرق کارون شود. دشمن در آن منطقه استحکامات بسیار قوی، از قبیل میدان‌های وسیع مین تهیه کرده و از هر جهت، آمادۀ مقابله با نیروهای ایرانی بود.

لشکر77 خراسان موظف شد؛ طرح عملیاتی را با توجه به توان رزمی دشمن و امکانات پدافندی آنان تهیه کند، چون خود مسئول اجرای عملیات ثامن‌الائمه(ع) بود.

بر این اساس، برای تکمیل استعداد رزمی، تیپ3 پیادۀ آن لشکر از منطقۀ غرب کشور فراخوانده شد تا همۀ یگان‌های سازمانی لشکر77، شامل نُه گردان پیاده، دو گردان تانک، گردان‌های توپخانه و مهندسی، یک گردان سوارزرهی و عوامل پشتیبانی لشکر در عملیات مزبور شرکت کنند.

طرح عملیات و اجرای عملیات

مسئولیت کلی تهیۀ طرح عملیاتی با سرهنگ شهاب‌الدین جوادی بود، که به اتفاق افسران اطلاعات و عملیات ستاد لشکر و رهنمودهای تیمسار فلاحی، اقدامات مقدماتی طرح را آماده کرد.

پس از آماده شدن طرح عملیات و تمرکز نیروها در جبهۀ ماهشهر، لشکر77 در اول مهر1360، قرارگاه تاکتیکی خود را از ماهشهر تغییر مکان داد و در شادگان مستقر کرد. یک دقیقه بعد از نیمه شب، یعنی در آغاز روز 5مهرماه، تیپ‌های1و2و3 حرکت خود را به سمت خط آغاز کردند.

تیپ1 پیاده که در مرحلۀ اول، سنگین‌ترین مأموریت را در محور جنوب جادۀ ماهشهر ـ آبادان به عهده داشت، در مدت دو ساعت، آن محور را آزاد ساخت و به جادۀ اصلی رسید. دشمن در آن ناحیه کاملاً غافلگیر شد و افراد بسیاری از آنان به اسارت رزمندگان تیپ1 درآمدند.

تیپ2 نیز به اولین هدف خود رسید، اما حرکت افرادش به علت برخورد با میدان مین متوقف شد. تیپ3 هم که از شمال به سمت جنوب پیشروی می‌کرد، همزمان با تیپ2 به اولین خط پیش‌بینی‌شده رسید. پرسنل تیپ1 نیز در شمال جادۀ ماهشهر ـ آبادان با مقاومت دشمن مواجه شدند.

تیپ‌های1و2 تا ساعت0430 بامداد توانستند مقاومت دشمن را درهم شکسته و پیشروی خود را ادامه دهند. در مواضع اصلی پدافندی شمال جادۀ ماهشهر ـ آبادان و همچنین جنوب کارخانۀ شیر پاستوریزه، واقع در کرانۀ شرقی کارون، نبرد به شدت ادامه داشت، تا آنکه سرانجام فرماندۀ تیپ1 در ساعت0830 صبح، پیام پیروزی را اعلام کرد: «جادۀ ماهشهر ـ آبادان آزاد شد.»

پس از این موفقیت، رزمندگان تیپ1 طرفین جاده را پاکسازی کرده و حرکت خود را به سمت غرب ادامه دادند.

گروه رزمی37 زرهی شیراز در شمال محور ماهشهر ـ آبادان، از شرق به غرب، پیشروی خود را آغاز کرد و پس از برخورد با میدان مین در روشنایی روز و در زیر گلوله‌های دشمن، عملیات مین‌برداری را با تلاش سرسختانه با موفقیت به پایان رساند و پیشروی خود را ادامه داد.

 گردان207 تانک لشکر92 و دو آتشبار کاتیوشا نیز وارد عرصۀ نبرد شدند و مجموعۀ این تلاش‌ها و هماهنگی‌ها، که با فرماندهی و تدبیری اصولی هدایت می‌شد، نیروهای ایرانی را تا قبل از ساعت1200 روز 5مهر به همۀ اهداف موردنظر رساند.

بدین ترتیب، نیروهای دشمن از منطقۀ شرق رودخانۀ کارون، پس از بجای گذاشتن سه هزار کشته و تعدادی اسیر، از منطقۀ نبرد پا به فرار گذاشتند. جزیرۀ آبادان پس از گذشت یک سال از محاصرۀ دشمن خارج شد و تهدید ارتش عراق در شرق کارون و جزیرۀ آبادان به کلی از میان رفت.

در تمام مدت عملیات، تیمسار فلاحی در قرارگاه فرماندهی ماهشهر، عملیات را تحت نظر داشت. او دو شب متوالی بیدار مانده بود و گاهی در حین عملیات خودش را به منطقۀ نبرد نیز می‌رساند.

بعد از عملیات

صبح 6 مهر در ستاد فرماندهی ماهشهر، تیمسار فلاحی فرماندهان تیپ‌ها، فرماندۀ توپخانۀ لشکری، فرماندهان پشتیبانی خدمات رزمی، رؤسای ارکان ستاد لشکر77، فرماندۀ تیپ37 زرهی شیراز و فرمانده گردان‌های تانک لشکر16و92 و فرماندۀ لشکر77 را که در عملیات شرکت داشتند، احضار کرد و طی جلسه‌ای، اقدامات بعدی دربارۀ چگونگی آرایش خطوط پدافندی را برای آنان تشریح و دستورها و توصیه‌های ضروری را بیان نمود.

پس از اتمام جلسه، تیمسار فلاحی از فرماندۀ قرارگاه عملیاتی آبادان، سرهنگ کهتری، درخواست کرد که به اتفاق او مناطق آزادشده را بازدید کند. آن روز تیمسار فلاحی از جاده‌ای به سمت آبادان رفت که قبل از آن همواره آرزو داشت اشغالگران بعثی از آنجا رانده شوند و او یک بار دیگر از آن مسیر به سوی آبادان برود.

صبح روز 7مهر پس از حضور در قرارگاه عملیاتی لشکر77 در ماهشهر، از اسرای عراقی سان دید و سپس اسرای عملیات از مقابل تیمسار فلاحی رژه رفتند. او در آن مراسم، از رزمندگان لشکر77 قدردانی کرد و لشکر77 خراسان را لشکر77 پیروز ثامن الائمه(ع) نامید. در مراسم مزبور، وزیر دفاع (سرهنگ نامجو)، سرهنگ فکوری و تیمسار ظهیرنژاد، رئیس ستاد مشترک ارتش را همراهی می‌کردند.

 آنان بعد از مراسم، عازم اهواز و پس از صرف ناهار در قرارگاه لشکر92، آمادۀ حرکت به سوی تهران شدند. غیر از تیمسار ظهیرنژاد که از مسافرت با هواپیما امتناع می‌ورزید، تیمسار فلاحی و همراهانش به سمت فرودگاه اهواز حرکت کردند.

منبع: حسینیا، احمد(1380)، امیر خستگی ناپذیر، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده