گردان 144پیاده در نبرد آبادان
به خاطر دارم كه يكي از حاضرين كه من او را نميشناختم، با صداي رسا گفت: «72 تن نيز در كربلا ميدانستند كه اگر با يزيد بجنگند كشته ميشوند، جنگيدند، شهيد شدند، دشمنان دين مبين اسلام را از رسيدن به اهداف خود بازداشتند و خط سرخ شهادت مذهب شيعه را براي هميشه تاريخ نمايان ساختند. » حجّت براي ما تمام شده بود، فرمانده گردان 201 امداد ژاندارمري كه 24 ساعت قبل آمده بود و از منطقه اطلاعاتي نداشت، صحبتي نكرد.

 

 

بخش دوازدهم: عملیت سوم آبان 1359

آخرين شناسايي

با توجّه به اين كه طبق دستور آگهي ابلاغي از سوي قرارگاه اروند، گردان144 مي‌بايست در محور ماهشهرـ آبادان وارد عمل شود، لازم بود تيم شناسايي محور يادشده به فرماندهي ستوان دوّم علي اصغر درويش قانع، آخرين اطلاعات را از وضعيّت دشمن در شب دوّم آبان ماه به دست آورد و مراتب را گزارش نمايد. بر همين اساس عصر روز يكم آبان ماه تيم مذكور براي اجراي مأموريت اعزام گرديد.

همچنين در همان بعد از ظهر، خودم به همراه فرماندهان گروهانها، فرمانده دسته خمپاره انداز و موشك تاو و عناصر دستة شناسايي گروهان اركان براي بررسي نزديك، به طرف منطقه عمل گردان حركت كرديم. ابتدا در كيلومتر 17 آبادان به موضع گردان توپخانه 130 م م(-) سري زديم. از فرماندهان آتشبار و يكي از ديده بانان توپخانه كه در محل بود، اطلاعاتي به دست آورديم. ضمناً به كمك  دوربين هاي مستقر در آتشبارها، زمين و دشمن را تا حدودي كه مشخّص بود ارزيابي كرديم.

اين گردان توپخانه با توجّه به محل استقرار و برد گلوله‌هاي محترقه شديد (حدود 27 كيلومتر)، تا عمق بيش از 10 كيلومتري پشت خطوط مقدّم دشمن اجراي آتش مي‌نمود. البتّه مهارت و دقّت ديده بانان1 كه براي ديد بهتر در محل مناسبي در داخل شهر آبادان مستقر بودند، تأثير به سزايي در اصابت گلوله‌ها به هدف هاي مورد نظر داشت.

از طرفي با روش معمول در يگانهاي توپخانه و عكسهاي هوايي، محل استقرار اين گردان براي عراقيها تقريباً مشخّص شده بود و بعد از هر تيراندازي،  يگانهاي توپخانه آنها هم مقابله به مثل كرده اصطلاحاً «آتشهاي ضد آتشبار» اجرا  مي‌نمودند كه هر از گاهي گلوله هايي به صورت پراكنده به اطراف و يا داخل مواضع آتشبارهاي خودي اصابت مي‌كرد.

به هر حال بعد از بهره برداري اطلاعاتي از ستاد گردان و آتشبارهاي توپخانه، حدود چهار كيلومتر در امتداد جادّه به صورت تيمي جلو رفتيم تا موقعيّت زميني منطقه عمليات را بيشتر بررسي كنيم. به اين ترتيب فرماندهان نسبت به وضعيّت زمين آشنا شدند و متوجّه گرديدند كه زمين منطقة عمليات صاف است. جادّه آسفالته آبادان ـ ماهشهر منحصر به فرد بوده و عرض آن نيز كم است. در خارج از جادّه تانك و خودرو به راحتي تردّد مي‌كنند، مگر در جاهاي گود و باتلاقي كه تردّد در آنها خالي از اشكال نخواهد بود. همچنين با استفاده از دوربين، تعدادي از عراقيها و چند دستگاه نفربر آنها را كه در جنوب جادّه مستقر بودند، مشاهده نموديم.

 

معرّفي فرمانده عمليات آبادان و وضعيّت خرمشهر

پس از بازگشت از شناسايي، پيامي به شرح ذيل از قرارگاه اروند رسيده بود: 

 «جناب سرهنگ حسين حسني سعدي از اوّل آبان ماه به فرماندهي عمليات آبادان و خرمشهر منصوب گرديدند.

در خرمشهر، جنگ تن به تن با دشمن ادامه دارد. گلوله باران شهرهاي آبادان و خرمشهر تلفات و ضايعات سنگيني به بار آورده است. نيروهاي خودي در اين روز، شش نفر عراقي را به اسارت درآوردند. پل خرمشهر، هم چنان در كنترل نيروهاي خودي مي‌باشد. در شمال آبادان نيروهاي خودي از سه راهي ماهشهرـ آبادان تا پل بهمنشير، پل نو و ايستگاه 12 در مقابل نيروهاي عراقي پدافند مي‌كنند.

توسّط هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش ج.ا.ا چند پرواز پشتيباني هوايي انجام شده كه متأسّفانه يك فروند فانتوم، مورد اصابت آتش ضد هوايي دشمن واقع، خلبان آن با چتر در منطقه عراقيها فرود آمده و هواپيما در خاك كشور ج.ا.ا سقوط نموده است.

در شهر خرمشهر هر لحظه فشار دشمن زياد مي‌شود و نيروهاي خودي متحمّل تلفات و ضايعات گرديده اند. »

فرماندهي اروند تصميم بر اين داشت كه به هر ترتيبي، جادّه ماهشهرـ آبادان باز شود و محاصره آبادان كامل نشود. ليكن براي انجام عمليات فقط دو گردان نيروي   عمل كننده موجود بود، گردان144 پياده و گردان201 امداد ژاندارمري و براي پشتيباني آتش نيز گردان130 م م(-) مستقر در كيلومتر17 آبادان و يك گردان 105 م م ديگر كه طبق اطلاع از توپخانه لشكري 77 خراسان در راه بود تا به صورت كمك مستقيم1، يگانهاي عمل كننده را پشتيباني نمايد.

تأخير در اجراي عمليات، سبب مي‌گرديد كه دشمن محاصره آبادان را كامل كند كه در آن صورت تصرّف و اشغال آبادان، براي دشمن بسيار آسان مي‌شد زيرا در خرمشهر تلاش يك ماهه دشمن سبب تلفات و ضايعات زيادي به نيروهاي خودي گرديده بود و شب اوّل آبان ماه صدام اعلام كرد كه شهر خرمشهر را تصرّف نموده است و اين در صورتي بود كه هنوز ايثارگران رزمنده سينه به سينه دشمن در حال جنگ بودند.

بعد از ظهر اوّل آبان ماه، عراقيها به انتهاي شمالي پل خرمشهر تسلّط يافتند و ارتباط رزمندگان در شرق پل با رزمندگان در غرب پل قطع شد و پشتيباني نيروهاي باقيمانده در غرب پل عملاً مقدور نگرديد. البتّه نيروهاي عراقي تا خاتمه جنگ هرگز قادر به عبور از آن نشدند. طي عمليات بيت المقدّس هم در تاريخ سوّم خردادماه سال1361 با پيروزي رزمندگان خرمشهر، آزاد و از لوث وجود دشمن پاكسازي شد.

 

شركت در جلسه و ابلاغ مأموريت

عصر روز يكم آبان ماه، من و فرمانده گردان201 ژاندارمري به ستاد اروند احضار شديم. فرمانده قرارگاه پس از اعلام آخرين وضعيّت نيروهاي خودي در منطقه، اظهار داشتند:  متأسّفانه خرمشهر سقوط كرده و دشمن فشار را براي محاصره آبادان اضافه نموده است. طبق آخرين اطلاع، دشمن يك دستة پياده از نيروهاي خود را در جنوب جادّه ماهشهرـ آبادان مستقر و به تدريج به سمت جنوب، براي تنگ تر كردن محاصره آبادان حركت مي‌كند اگر در اجراي عمليات تأخير داشته باشيم، ديگر قادر نخواهيم بود؛ جلو دشمن را بگيريم. هم چنين پشتيباني از نيروهاي مستقر در آبادان صورت نخواهد گرفت، البتّه نيروي زميني ارتش، دستور حركت تعدادي از يگانها را به سمت جنوب داده است؛ مانند لشكر77 خراسان، تيپ37 زرهي شيراز، تيپ55 هوابرد امّا تاكنون اين نيروها به منطقه وارد نشده اند.

احتمالاً تيپ2 لشكر77 خراسان، امشب وارد منطقه مي‌شود. در صورتي كه منتظرآمدن اين نيروها باشيم، زمان را از دست مي‌دهيم و اقدام بعدي مشكل و احتمال موفقيّت در عمليات آتي بسيار كم و كمتر خواهد شد.

براي تصميم گيري نهايي جلسه اي در قرارگاه تشكيل مي‌شود كه تيمسار فلاحي، تيمسار فكوري، رييس جمهور (بني صدر) و تعدادي ديگر از مسئولين حضور خواهند داشت. شما نيز در جلسه شركت كنيد. اگر مواردي داريد بازگو نماييد.

ساعت 1000 روز دوّم آبان ماه، اين جلسه با حضور مسئولين تشكيل شد كه ما هم در جلسه شركت نموديم. ابتدا، رييس ركن دوّم از وضعيّت نيروهاي دشمن صحبت كرد و فشار دشمن را در سقوط خرمشهر و ادامه آن را براي محاصره آبادان عنوان نمود، در نهايت هدف دشمن را در اشغال آبادان بدون وارد شدن به جنگ شهري همانند خرمشهر بيان كرد و تأكيد داشت كه دشمن با محاصره آبادان به اهداف خود خواهد رسيد.

ركن سوّم، وضعيّت نيروهاي خودي را شرح داد و عنوان نمود تعدادي از نيروهاي اعزامي هنوز به منطقه وارد نشده اند. گرچه براي اجراي عمليات نيروهاي ما از توان بالايي برخوردار نيستند، امّا اجراي عمليات مي‌تواند در پيشروي دشمن براي محاصره آبادان نقش كُند كننده و يا براي مدّت كوتاهي بازدارنده داشته باشد. ما بايستي زمان را از دشمن بگيريم تا تيپ دوّم لشكر77 كه در حال آمدن به منطقه است از طريق دريا و هوا به شهر آبادان وارد شود.

در نهايت نتيجه گيري شد كه با نيروهاي موجود در اسرع وقت بايستي عمليات انجام شود. من كه از صحبتهاي رييس ركن دوّم جناب سرهنگ لطفي، يگانهاي حاضر دشمن را در منطقه يادداشت نموده بودم، به عرض رساندم:  «حضور گردانهاي تانك المقداد و خالد و گردان4 مكانيزه از لشكر3 زرهي عراق با يگانهاي پشتيباني كننده كه شامل پنج گردان توپخانه و گردان شناسايي صلاح الدّين است در شرق رودخانه كارون و شمال آبادان مورد تأييد است.

البتّه استقرار نيروهاي تقويتي را كه تا بصره در منطقه حضور دارند، به حساب نمي‌آوريم. از طرفي منطقه عمليات، صاف و بدون عارضه است كه براي حركت تانك هيچ گونه مشكلي به وجود نمي‌آورد. همان طوري كه مستحضر هستيد؛ تانك با قدرت آتش، تحرّك و ديد بيشتر و بهتر، قادر است نيروهاي پياده نظام را تا حدود پنج كيلومتر مورد هدف قرار دهد، در صورتي كه در اين مسافت گردانهاي پياده سلاح آن چنان مؤثّري ندارند.

سلاح تير مستقيم كه نسبت به بقيّه سلاحهاي موجود در گردان برد بيشتري دارد، موشك تاو است كه حداكثر برد آن سه كيلومتر است. البتّه خمپاره اندازهاي120م م گردان برد بيشتري دارند و با خرج كامل، گلوله متحرقه شديد تا 9 كيلومتر پرتاب مي‌شود. امّا به علّت خط سير منحني دقّت تير آن كم است. آيا اجراي عمليات با اين شرايط كه دشمن در زمين مستقر است و از مسافت دور در زمين صاف و هموار حركت نيروهاي ما را مي‌بيند و قادر است با استفاده از دوربين، توپ، تيربار و تانك، آنها را زير آتش مستقيم و دقيق قرار دهد، موفقيّت آميز خواهد بود ؟»

بني صدر اشاره اي به فرمانده قرارگاه نمود و گفت: استدلال شما چيست ؟ جناب سرهنگ فروزان پاسخ داد:  البتّه اين موارد را ما مي‌دانيم و آگاه هستيم. امّا هم اكنون انقلابمان و حيثيّت نظامي و ملّي ما در خطر است و ما از آن دفاع مي‌كنيم. دشمن يك ماه است براي اشغال شهر خرمشهرـ كه چسبيده به مرز است ـ تلاش مي‌كند و براي محاصره آبادان خيلي كند و با تأخير عمل كرده است. تاكنون نيروهاي نظامي منظّمي در منطقه بيرون از شهر آبادان و خرمشهر مقابل دشمن ايستادگي نكرده است و اين موضوع نشان مي‌دهد كه اگر در مقابل آنها بايستيم، جرأت پيشروي نخواهند داشت.

بر اساس آخرين اطلاعات، نيرويي به استعداد يك دسته پياده مكانيزه از دشمن در جنوب جادّه ماهشهرـ آبادان استقرار يافته است. تلاش ما بر اجراي زودتر عمليات است كه اين يك دسته به يك گروهان و گروهان به يك گردان نرسد. از طرفي اگر نيروهاي ما قادر باشند جنوب جادّه را از لوث وجود دشمن پاكسازي نمايند آن وقت مي‌توانند در مقابل دشمن خط پدافندي ايجاد كرده و به دشمن اجازه ندهند محاصره آبادان را كامل كند. ضمناً اجراي اين عمليات در راستاي فرمان فرماندهي معظّم كلّ قوا است.

فرماندهي قرارگاه ادامه دادند: در صورتي كه اين عمليات با موفقيّت انجام شود، به هدف دوّمي نيز مي‌رسيم و آن اين است: دشمن هم اكنون در شمال شرقي آبادان حضور دارد. شرق و جنوب آن آزاد است؛ يعني ما قادر هستيم از طريق دريا يا حتّي هوا به آبادان نيرو اعزام كنيم، پشتيباني آنها نيز براي ما مقدور است. حال اگر در اجراي عمليات تأخير داشته باشيم، نيروهاي دشمن شرق آبادان را محاصره مي‌كنند، آن موقع بردن نيرو به آبادان و يا پشتيباني نيروهاي موجود در آبادان به آساني ميّسر نخواهد بود و چه بسا غيرممكن هم باشد.

البتّه تيپ2 لشكر77 خراسان در ظرف امروز يا فردا به منطقه مي‌رسد بايد با اجراي عمليات زمان را از دشمن بگيريم و پيشروي دشمن را متوقّف كنيم تا بتوانيم تيپ2 را به آبادان اعزام كنيم، آن موقع نيروهاي آبادان تقويت مي‌شوند و اين نيروها اجازه نمي‌دهند دشمن وارد آبادان بشود. مع الوصف قرارگاه اين ريسك را پذيرفته است.

توضيحات جناب سرهنگ فروزان اهداف را مشخّص نمود و حاضرين در جلسه پذيرفتند؛ اگر چه نيروهاي آفند كننده بر خلاف اصول آفندي از نيروهاي پدافند كننده بسيار كمتر است امّا چون هدف، گرفتن زمان از دشمن است ـ براي مدّتي بايد از پيشروي دشمن جلوگيري شود ـ لازم است اين عمليات انجام گردد و تلفات و ضايعات نيروي انساني و لجستيكي بهايي است كه بايستي داده شود.

به خاطر دارم كه يكي از حاضرين كه من او را نمي‌شناختم، با صداي رسا گفت: «72 تن نيز در كربلا مي‌دانستند كه اگر با يزيد بجنگند كشته مي‌شوند، جنگيدند، شهيد شدند، دشمنان دين مبين اسلام را از رسيدن به اهداف خود بازداشتند و خط سرخ شهادت مذهب شيعه را براي هميشه تاريخ نمايان ساختند. »

حجّت براي ما تمام شده بود، فرمانده گردان 201 امداد ژاندارمري كه 24 ساعت قبل آمده بود و از منطقه اطلاعاتي نداشت، صحبتي نكرد.

در نهايت تصميم قرارگاه بر اين شد كه نيروها، عصر همان روز(2 آبان ماه 1359) از منطقة تجمّع به موضع تك در 10 كيلومتري آبادان در محور ماهشهرـ آبادان حركت كنند تا ساعت تك بعداً ابلاغ گردد.

بعد از خاتمه جلسه، مدّت كوتاهي در اطاق عمليات با افسران ستاد قرارگاه در نحوه اجراي عمليات مشورت كرديم، پس از هماهنگي هاي لازم مقرّر گرديد:  گردان144 پياده از محور جادّه ماهشهر ـ آبادان به سمت دشمن تك كند. گردان201 ژاندارمري از دور زدن و بستن عقب گردان144 توسّط دشمن جلوگيري و به عنوان پهلودار در سمت راست عمل نمايد.  

پس از موفقيّت و پاكسازي جادّه از لوث وجود دشمن، هر دو گردان پدافند در مقابل دشمن را عهده دار گرديده و پدافند نيمي از سمت چپ به گردان144 و نيمي از سمت راست به گردان201 امداد واگذار مي‌شود. با توجّه به وضعيّت قرار گرفتن نيروها، تك اصلي به عهده گردان144 بود و بايستي جادّه (جنوب جادّه و يك كيلومتر از شمال آن) پاكسازي، تا خط پدافندي در يك كيلومتري شمال جادّه در مقابل دشمن ايجاد گردد.

پس از هماهنگيهاي حاصله در ستاد اروند، جناب سرهنگ كيهاني از ركن سوّم فرمودند: دستورالعمل كتبي، چند ساعت ديگر با پيك به گردانها ارسال مي‌گردد. قبل از حركت از منطقة تجمّع، گردان144 مورد بازديد قرار خواهد گرفت.

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 


1. ديده بانان توپخانه با استفاده از عوارض منطقه يا دكل‌هاي ديده باني، كيلومترها دورتر از محل استقرار يگان توپخانه و حتّي المقدور هر چه نزديك تر به خطوط مقدّم دشمن مستقر مي‌شوند. سپس با ادامه صفحه قبلي توجّه به نوع هدف (فعّاليت دشمن) و محل اصابت گلوله‌هاي آتشبار خودي، تصحيحات لازم را مخابره مي‌نمايند تا پس از انجام اعمالي در مركز هدايت آتش گردان توپخانه و قبضه‌هاي توپ، هر چه سريع تر گلوله‌هاي بعدي را به محل هدف مورد نظر هدايت كنند.

1. توپخانه كمك مستقيم به توپخانه اي اطلاق مي‌گردد كه وظيفه اجراي آتش درخواستي توسّط يگان پشتيباني شونده به او محوّل گرديده است. توپخانه وقتي كمك است كه فقط يك قسمت از نيرو را پشتيباني كند.

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده