نسل سرفراز(مجموعه خاطرات امیر سرتیپ محمدی فر)
. . . در تاریخ 23/7/59 گردان 291 زرهی لشکر 77 خراسان در حوالی پل کرخه مبادرت به آفند نمود که در این عملیات، تانک افسر عملیات این گردان به نام سروان محمود لاچینی، مورد اصابت موشک مالیوتکای دشمن قرار گرفتو قسمت برجک از بدنه تانک جدا شد و پیکر مردانه این افسر رشید اسلام هم دونیم شد و در این حالت با این که رگهای بدنش نمایان و خون مانند جویباری از آنها سرازیر بود، در واپسین دقایق حیات خود برای سلامتی حضرت امام (ره) دعا میکرد و همرزمان خود را به حفظ نظام و ادامه مقابله با دشمن فرا میخواند.

بخش  ششم: ارتش و جنگ تحمیلی-2

. . . در تاریخ 23/7/59 گردان 291 زرهی لشکر 77 خراسان در حوالی پل کرخه مبادرت به آفند نمود که در این عملیات، تانک افسر عملیات این گردان به نام سروان محمود لاچینی، مورد اصابت موشک مالیوتکای دشمن قرار گرفتو قسمت برجک از بدنه تانک جدا شد و پیکر مردانه این افسر رشید اسلام هم دونیم شد و در این حالت با این که رگ‌های بدنش نمایان و خون مانند جویباری از آنها سرازیر بود، در واپسین دقایق حیات خود برای سلامتی حضرت امام (ره) دعا می‌کرد و هم‌رزمان خود را به حفظ نظام و ادامه مقابله با دشمن فرا می‌خواند.

در گوشه‌ای از وصیت‌نامه شهید لاچینی آمده است :

«مردمی که پس از ما زنده می‌مانند، آگاه باشند : اینجانب همانند سایر رزمندگان، به خانواده‌ام بسیار علاقه‌مندم و حاضر نیستم یک لحظه تحمل دوری آنها را داشته باشم، اما اکنون دشمن به کشور ما حمله کرده و اگر در مقابل او ایستادگی و جان‌فشانی نکنیم، معلوم نیست فردا چه اتفاقی خواهد افتادو چطور می‌توان، حضور دشمن را در خاک ایران تحمل نمود؟ »

بعد از پایان موفقیت‌آمیز عملیات ثامن‌الائمه (ع)، پنج تن از فرماندهان رده بالای ارتش و سپاه که چهت تقدیم گزارش این پیروزی به محضر حضرت امام (ره) با یک فروند هواپیمای سی-130 با 40 نفر سرنشین و 27 نفر مجروح و 32 نفر شهدای عملیات ثامن‌الائمه (ع) عازم تهران بودند، در ساعت 1843 مورخه هفتم مهرماه 1360 در نزدیکی تهران دچار سانحه هوایی گردیده و 49 نفر از سرنشینان من جمله پنج نفر از فرماندهان عالی رتبه نظامی به فیض شهادت نائل گردیدند.

پیام تسلیت حضرت امام خمینی (ره) در رثای این شهیدان عالی مقام در مورخه هشتم مهر ماه 1360 به این شرح صادر گردید.

« بسم الله الرحمن الرحیم، انا لله و انا الیه راجعون، با کمال تأثر و تأسف، خبر دلخراش سانحه هوایی یک فروند هواپیمای نیروی هوایی که حامل شهدا و مجروحین جنگ اخیر بود و منجر به شهادت جمعی از خدمتگزاران رشید و متعهدی بودند که در انقلاب و پس از پیروزی با سرفرازی و شجاعت در راه هدف و در حال خدمت به میهن اسلامی به جوار رحمت حق تعالی شتافتند.

امید است که پس از پیروزی شرافت آفرین برای ملت و پس از زحمات طاقت‌فرسا در راه هدف و عقیده، روسفید و سرافراز به پیشگاه مقدس ربوبی وارد و مورد رحمت خاصه واقع شوند.»

استکبار جهانی با تمام قدرت با هواپیما و تانک‌های پیشرفته، سلاح‌های شیمیایی، جنگ را به ما تحمیل کرد تا این انقلاب را به شکست بکشاند و پیشاپیش عملیات خود، حزب بعث عراق را قرار دادند.

نبرد با شدت ادامه داشت و افتخارات یکی پس از دیگری خلق می‌شد، در چنین وضعیتی قهرمانانی چون شهیدان سرفراز شیرودی و کشوری وارد صحنه شدند که یاد سلحشوری‌های این عزیزان از اذهان امت شهیدپرور هرگز پاک نخواهد شد.

به حق هوانیروز قهرمان با صداقت، ایمان و اخلاص در دوران جنگ‌های داخلی با ضد انقلاب و ایام دفاع مقدس، همیشه در خط مقدم جنگ با دشمنان بود.

مشقات جنگ فقط به گلوله و زخم و شهادت محدود نمی‌شد بلکه مرارت و سختی‌های جانبی دیگر جسم و روح انسان را می‌آزرد. در همین عملیات فتح‌المبین مجبور بودیم 150 کیلومتر مسافت را از رودخانه کرخه تا ارتفاعات میش‌داغ و حمرین تا رودخانه دویرج را با سلاح و تجهیزات با پای پیاده طی کنیم تا بتوانیم دشمن را غافلگیر کنیم. تشنگی و گرسنگی از یک طرف و طولانی بودن مسیر و رمل‌ و ماسه‌های نرم از سوی دیگر، امان انسان را می‌برید. رمل‌ها به گونه‌ای بود که با کوچکترین نسیم جا‌به‌جا می‌شدند و در عرض چند ساعت، تپه‌های جدید تشکیل می‌شد.

کمبود و شوری آب، درگیری با دشمن، گرمای شدید و طاقت‌فرسا، پراکنده شدن ماسه‌های نرم به روی غذا، پاک کردن گل‌های روی صورت که از آمیختن عرق بدن با رمل‌ها تشکیل می‌شد؛ جزو مشکلات و مسائل روزمره بودند و شب‌ها که مقداری از دمای هوا کاسته می‌شد با روشن شدن فانوس سنگر، هجوم عقرب‌ها و حشرات، صبر و حوصله انسان را سر می‌برد و اگر نبود آن همت والا و اهاف متعالی و ایمان قوی در وجود رزمندگان اسلام، تحمل هر یک از این شداید از قدرت انسان‌های معمولی خارج بود.

من هنگامی که در سال 58 به مناطق جنگی اعزام شدم، افسر جوانی بودم و اولین فرزندم، کلاس اول ابتدایی بود و در سال 72 پس از حدود چهارده سال، وقتی بازگشتم، فرزندم دانشجوی سال دوم دانشگاه بود.

بایستی همینجا به همسران صبور همه رزمندگان نیروهای مسلح که این دوری‌ها را تحمل کردند و مسئولیت اداره خانواده را بر عهده گرفتند تا مردانشان بتوانند با فراغ خاطر، شجاعانه در جبهه با دشمن بجنگند، درود بفرستیم.

دوران جوانی من بیشتر در پادگان اردبیل و گردان 234 سوار زرهی در مناطق کردستان و جبهه‌های جنوب و غرب سپری شد که در این مدت با شهدای بسیاری از گردان، افتخار آشنایی و خدمت داشتم.

شهدایی همچون سروان خسرو ابراهیمی که بعدها در همین گردان به سمت معاون گردان منصوب شد، در تاریخ 10/2/65 خودروی ایشان، موذد اصابت گلوله مستقیم تانک دشمن قرار گرفت و به فیض شهادت نایل آمد.

از دیگر شهدای این گردان شهید عالی‌قدر ستوانیار حاجی عوض احدی است که از مردان متدین و ممتاز این گردان بود.

شهید دیگر گزذان 234، استوار شهید مسعود سید مجتبی است که واقعا در مردانگی و مقاومت در برابر دشمن همچون کوهی از فولاد بود، خستگی ناپذیر و شجاع؛ ایشان نیز در تاریخ 19/1/63 در منطقه فکه به همراه دو شهید بزرگوار دیگر این گردان، به نام‌های استوار شهید عبدالخالق کاظمی و استوار شهید خوب‌علی سبلانی در دهکده چنانه در کنار یکدیگر به فیض شهادت نائل آمده و نگاهشان به کربلای معلی، معطوف ماند.

در همین زمان که فرماندهی این گردان را در لشکر 16 بر عهده داشتم، افتخار بزرگ دوستی و همرزمی با سرلشکر شهید مخبری فرمانده گردان 125 لشکر 16 نصیبم شد. اینجانب مدت‌های مدیدی علاوه بر افتخار همکاری به دلیل مشترکات روحی و اعتقادی بسیار، سعادت هم‌نشینی با ایشان را داشتم، به نحوی که در مواجهه با مشکلات خدمتی و رزمی ایشان را مطلع می‌ساختیم و الحق که این فرمانده قهرمان و فاتح عملیات تنگه چزابه و بستان، ما را در هیچ شرایطی تنها نگذاشتند.

با فاصله زمانی اندکی از عملیات ثامن‌الائمه (ع)، زمانم آن رسیده بود که بستان، این شهر مقاومت و ایثار که از ابتدای جنگ ماه‌ها در زیر چکمه‌های مزدوران بعثی در تب و تاب بود از لوث وجود دشمن پاک گردد. در شمال و غرب بستان گذرگاه بسیار مهم و راهبردی تنگه چزابه قرار داشت که ارتباط نیروهای دشمن در شمال و جنوب خوزستان را برقرار می‌کرد.

در شب موعود ساعاتی بعد از غروب آفتاب، باران شروع به باریدن کرد که می‌توان آن را از دیگر امدادهای غیبی تلقی نمود. چرا که در پی آن، رمل‌ها محکم شدند و تحرک رزمندگان بهبود یافت و از سوی دیگر، دشمن که مدت‌ها از اجرای این عملیات خبر داشت با توجه به بارش باران، تصور اجرای عملیات توسط نیروهای ما را منتفی دانسته، آماده‌باش نیروهای خود را لغو نمود و به سربازان خود استراحت داد.

در ساعت 00:30 بامداد، فرمان آغاز عملیات با رمز مقدس یا حسین (ع) از طریق بی‌سیم به کلیه واحدهای عملیاتی صادر و عاشقان کربلای حسینی، هجوم بی‌سابقه خود را از سه محور شاهسون، دهلاویه و جولانه آغاز کردند.

در تاریخ 10/9/60 تنگه مهم و راهبردی چزابه به طور کامل در اختیار نیروهای ظفرمند اسلام قرار گرفت که دشمن را برای تدارک نیروهایش در جنوب خوزستان با مشکل جدی مواجه نمود.

عملیات طریق‌القدس چنان برق‌آسا و کوبنده بود که دشمن را دچار سردرگمی نمود و تعداد 19 قبضه توپ با مهمات مربوطه، 150 دستگاه تانک و نفربر، 25 دستگاه خودرو و 120 دستگاه ماشین سنگین راه‌سازی، سالم به غنیمت لشگریان اسلام در آمد.

تیز پروازان نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا تنها در روز یازدهم آذر ماه تعداد 9 فروند هواپیمای دشمن را ساقط نمودند. تعداد پانصد نفر از سربازان عراقی به اسارت رزمندگان اسلام در آمده و در حدود 4500 نفر از مزدوران بعثی به هلاکت رسیدند که فرمانده تیپ 48 ارتش عراق نیز در بین آنها بود. 

 

منبع : نسل سرفراز، محمدی‌فر، ناصر، 1382، مدیریت پشتیبانی آموزش معاونت آموزشی نزاجا، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده