امیر خستگی ناپذیر (شهید سرلشکر ولیالله فلاحی)
بخش ششم: عملیات تپه چشمه در فروردین1360 در قسمت انتهایی ارتفاعات غرب پل نادری، تپهای منفرد وجود دارد که به تپه چشمه معروف است. این عارضۀ حساس که در زمان جنگ از موقعیت مناسب دیدهبانی برخوردار بود، در حد فاصل دو لشکر84 خرمآباد و21 حمزه واقع شده بود.لشکر21 طرحی را آماده کرد که بر اساس آن، تپه چشمه را از اشغال دشمن، که در ابتدای پیشروی خود به آن دست یافته بود، خارج کند و با تسلط بر آن، ضمن کنترل دقیق بر تحرکات دشمن، مبنای عملیات آفندی را نیز پایهگذاری کند.

مسئولیت اجرای این مأموریت رزمی به گردان131 پیاد محول شد. این گردان مأموریت داشت که در 15فروردین1360، یک گشتی رزمی به تپه چشمه اعزام نماید و ضمن انهدام عناصر تأمینی دشمن، آن نقطۀ حساس را تصرف کند.

علاوه بر آن، گردان131 ضمن اعزام گشتی-رزمی به عنوان تک اصلی، مأموریت یافت با تشکیل یک تیم مستقل گروهانی در جناح چپ سرپل در مقابل پل نادری، به خط مقدم جبهه دشمن در حاشیۀ رودخانۀ کرخه تک کند و ضمن غلبه بر دشمن، در آن منطقه مستقر شود.

این منطقه به کانال هندلی موسوم است. دسترسی به تپه چشمه بدون تصرف کانال هندلی، کاری دشوار بود. بنابراین، لازم بود در کنار تک و هدف اصلی (تپه چشمه) به طور همزمان، این کانال هم تصرف شود تا دید دشمن از پل نادری و جادۀ منتهی به آن قطع شود. اجرای این عملیات آفندی به پشتیبانی کلیۀ یگان‌های تیپ1 از لشکر21 نیاز داشت. از این رو، با در نظر گرفتن همۀ جوانب، عملیات در ساعت 0300 روز 15فروردین1360، اجرا گردید و در ساعت0800 صبح، با موفقیت کامل خاتمه یافت.

لشکر10 زرهی از ساعت0800 صبح همان روز، برای بازپس‌گیری نقاط ازدست‌رفته پاتک کرد، که در نتیجۀ آن، هدف فرعی، یعنی کانال هندلی، مجدداً به تصرف دشمن درآمد، اما تپه چشمه در تصرف گردان131 باقی ماند و علاوه بر آن، خط پدافندی یک کیلومتر جلوتر از مواضع قبلی ایجاد شد.

عملیات الله اکبر در شمال سوسنگرد

بعد از عملیات تپه چشمه و کنترل محور اندیمشک ـ دهلران از سوی نیروهای ایرانی، عملیات‌های تعرضی بعدی نیز در جلسات مسئولین و فرماندهان مورد بررسی قرار گرفت. در تاریخ 16اردیبهشت1360، در قرارگاه فرماندهی ارتش، جلسه‌ای تشکیل شد که در آن تیمسار فلاحی، دکتر چمران و فرماندهان لشکرهای عمل‌کننده حضور داشتند.

ساعت 0400 صبح 31اردیبهشت، نیروهای ایرانی متشکل از تیپ3 لشکر92 با زیر امر گرفتن یک گردان از گروه جنگ‌های نامنظم به سمت مواضع دشمن پیشروی خود را آغاز کردند. در محور شمالی، گروهی از نیروهای جنگ‌های نامنظم با مواجه شدن به میدان مین، داوطلبانه خود را به میدان مین دشمن زدند، اما به علت گستردگی میدان، راهی گشوده نشد.

تیپ3 به فرماندهی سرهنگ عبدالله الماسی از محور دیگری، تپۀ الله اکبر را به تصرف درآوردند و افراد دشمن در محور الله اکبر ـ بستان، به سمت غرب عقب‌نشینی کردند، اما در زمین‌های غرب تپۀ الله اکبر، آمادۀ پاتک شدند. فرماندۀ تیپ3 داوطلب شد که منطقه را از وجود دشمن پاک کند. رزمندگان در جنوب کرخه، پس از حفر کانال و عبور از آن، دشمن را کاملاً غافلگیر کردند و خاکریزهای آنان را به تصرف درآوردند.

علملیات نفوذی در شمال سوسنگرد پس از شش روز نبرد به پایان رسید، تا با آزادسازی بخش‌هایی از مواضع مورد نظر، زمینه مناسبی برای عملیات طریق القدس (آزادسازی بستان) فراهم شود. ضمن آنکه شهر سوسنگرد هم از برد سلاح‌های دوربرد دشمن در امان ماند.

عملیات بعدی گروه جنگ‌های نامنظم

بعد از عملیات الله اکبر، گروه جنگ‌های نامنظم متوجه شد که یک گروهان عراقی در قسمت‌های شرقی روستای دهلاویه مستقر شده است؛ لذا ستاد جنگ‌های نامنظم تصمیم گرفت تا با یک عملیات محدود، گروهان عراقی را نابود و دهلاویه را آزاد کند.

افراد گروه که پس از عملیات الله اکبر در شمال رودخانه کرخه باقی مانده بودند، با قایق از رود عبور کردند و  با دشمن به نبرد پرداختند. با روشنایی هوا، توپخانه‌های دو لشکر16 و92 مواضع دشمن را زیر آتش گرفتند.

نتیجۀ تهاجم رزمندگان جنگ‌های نامنظم، توسعۀ هفت کیلومتر از خط پدافندی نیروهای ایرانی به سمت غرب بود. سرهنگ رستمی، یکی از رزمندگان شجاع و مسئول عملیات جنگ‌های نامنظم، به همراه گروه دیگری از رزمندگان گروه، در آن عملیات به شهادت رسیدند. چند روز پس از این نبرد، یعنی در31 خرداد، دکتر چمران برای معرفی جانشین سرهنگ رستمی به منطقۀ دهلاویه رفت، اما او هم در همان‌جا به شهادت رسید.

ابتکار تیمسار فلاحی برای عملیات آزادسازی بستان

هرچند که عملیات آزادسازی شهر بستان (طریق القدس) دو ماه پس از شهادت تیمسار فلاحی در منطقۀ عملیاتی سوسنگرد به وقوع پیوست، اما رهنمودهای او بود که زمینۀ موفقیت رزمندگان را فراهم کرد.

چون محورهای نفوذ به مواضع دشمن در منطقۀ بستان، رملی و شن نرم بود و رفت و آمد خودرو در آن نوع زمین‌ها امکان نداشت و از طرفی، این عامل طبیعی مانع حرکت تانک و نفربر هم بود، از این رو، تیمسار فلاحی که با خصوصیات طبیعی منطقه و مسیرهای مختلف آن آشنایی داشت، بعد از عملیات 11 شهریور در غرب الله اکبر، دستور داد که جاده‌ای از تنگ میشداغ به الله اکبر کشیده شود، تا در مدت اجرای عملیات ثامن الائمه، این جاده آماده و در کمترین زمان بعد از عملیات آبادان، پیشروی به سمت بستان، برای آزادسازی آن شهر انجام شود.

محققان گروه تاریخ هشت سال دفاع مقدس نیز بر اساس شواهد و مدارک موجود، این واقعیت را پذیرفته و معتقدند عملیات طریق‌القدس، که خطوط مواصلاتی دشمن را از شمال به جنوب قطع کرد و همچنین به آزاد شدن شهر بستان و بیش از600 کیلومترمربع از مناطق اشغالی منجر شد، در واقع نشأت‌گرفته از نظریات و طرح‌های قبلی بود.

به عنوان نمونه، چون استفاده ازخودرو در زمین‌های رملی برای اجرای عملیات، ضروری تشخیص داده شد، جاده‌ای در دل رمل‌ها به موازات و به فاصلۀ پنج تا هشت کیلومتر از جناح شمالی عراقی‌ها و به طول16 کیلومتر احداث شد و این جاده در همان مسیری واقع بود که با تشخیص و پیشنهاد تیمسار فلاحی ارائه شده بود. ضمن آنکه همۀ عملیات‌هایی هم که قبل از آن در منطقه به اجرا درآمد، با تشخیص او و برای آماده شدن عملیات اصلی، یعنی عملیات آزادسازی شهر بستان صورت گرفت.

منبع: حسینیا، احمد(1380)، امیر خستگی ناپذیر، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده