نسل سرفراز(مجموعه خاطرات امیر سرتیپ محمدیفر)
بخش پنجم: ارتش و جنگ تحمیلی-1 آنچه پیش رو دارید، نگاهی است گذرا به برخی حوادث تلخ و شیرین دوران پرفراز و نشیب دفاع مقدس که به علت ناگفتهها و کاستیهای فراوان، بیان آن همه عظمت و شکوه از حوصله صفحه خارج است. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی، بیتردید بارزترین و عمدهترین توطئه استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران بوده و سربازان فریبخورده رژیم صدام، سرمست از باده جاهلانه قومیت و تحت تأثیر القائات نابخردانه رهبرانشان، تانکهایشان را از مرزهای بینالمللی مشترک گذرانده و مناطق وسیعی از میهن اسلامیمان را اشغال نمودند.

شاید برای بسیاری از جهان‌خواران این باور به وجود آمده بود که نظام مقدس جمهوری اسلامی، این حماسه بزرگ عصر، که در آن زمان از آمادگی دفاعی کاملی برخوردار نبود، به زودی از پای درآمده و سر تسلیم در مقابل ماشین جنگی عراق فرود خواهد آورد!!!

خاطره هزاران شهیدی که از اطراف و اکناف میهن اسلامی گرد آمدند و ماه‌های پر اضطراب آغاز جنگ را با تلاش بی‌پایان و خون پاکشان به باز داشتن دشمن از پیشروی و تثبیت آن بدل ساختند، گرامی باد.     

تهاجم سراسری نیروهای مسلح کشور عراق، زمانی به وقوع پیوست که ارتش جمهوری اسلامی ایران به دلیل فروپاشی نظام طاغوت و روزهای آغازین انقلاب مقدس اسلامی از آمادگی رزمی کافی برخوردار نبود، کارکنان و فرماندهان یگان‌های ارتش متأثر از وضعیت موجود آن دوران، انسجام خوبی نداشتند.

پادگان‌ها، انبارها و مخازن ارتش به یغما رفته بود، نقل و انتقالات بی‌رویه کارکنان، کاهش مدت خدمت وظیفه، حضور یگان‌های نزاجا در عملیات توسعه پدافندی داخلی و استقرار طولانی در مناطق عمده‌ای از استان‌های آذربایجان‌غربی، کردستان و کرمانشاه به منظور مقابله با شرارت‌های گروهک‌های مفسد، محارب و تجزیه‌طلب، سبب تضعیف بیش از پیش قابلیت‌های رزمی نیروهای مسلح شده بود.

رژیم بعث عراق با توجه به همین اطلاعات و با تجهیز به وسیله دو ابر قدرت استکباری، آمریکا و شوروی سابق با هدف شکست انقلاب اسلامی، زمان تجاوز را انتخاب کرده و در 31 شهریور ماه 1359، با تمام قوا به کشور جمهوری اسلامی ایران حمله کرد.

مقاومت‌های صورت‌گرفته در مرز برای ایجاد تأخیر در پیشروی دشمن مؤثر افتاد. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آن مقطع زمانی، روزانه با بیش از 150 پرواز عملیات و شناسایی، ضمن انهدام بخش قابل‌ملاحظه‌ای از نیروهای نظامی عراق و کمک مؤثر در ممانعت از پیشروی آنان، ضربه‌های کاری اقتصادی و فنی در پشت جبهه به دشمن وارد ساخته و صنعت عراق را به کلی از کار انداخت.

علی‌رغم همة مشکلات موجود در ارتش که در نزاجا به شکل وسیع‌تری مشهود بود، اولین مرحله عملیات نیروهای خودی، یعنی سد پیشروی و تثبیت یگان‌های متجاوز، با تلاش و ایثارگری‌های فرماندهان و کارکنان جان بر کف نزاجا و همچنین یگان‌های ژاندارمری، شهربانی و با پشتیبانی‌های مؤثر نهاجا، هوانیروز، سپاه پاسداران و نیروهای بسیج، خاتمه یافت.

التهاب ناشی از آشفتگی اوضاع، چنین تداعی می‌کرد که همه چیز علیه ما رقم خورده و تلاش‌های ما بیهوده است. لیکن فرماندهان و پیش‌کسوتان ما وارد صحنه کارزار شدند. پیش‌کسوتانی همچون امیر سرافراز و وفادار ارتش اسلام و منتخب امام عزیز مرحوم سرلشکر ظهیرنژاد، که در سال 1321 به استخدام ارتش درآمده و با داشتن هوش و استعداد بالا، مدارج عالیه نظامی را یکی پس از دیگری طی کرده بودند.

در زمان تصدی این امیر ـ به تعبیر رهبر عظیم‌الشأن انقلاب ـ وفادار در نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا که در مصاف مستقیم   با دشمن بعثی قرار داشت، تحولات و پیشرفت‌های چشمگیری بویژه در زمینه‌های عملیاتی صورت گرفت، که از آن جمله می‌توان به اجرای عملیات موفقیت‌آمیز ثامن‌الائمه(ع) که منجر به شکست حصر آبادان شد، اشاره کرد.

از دیگر پیش‌کسوتان جهاد و شهادت، می‌توانم سرلشکر شهید مسعود منفرد نیاکی را نام ببرم، که علی‌رغم کهولت سن در حدود 58 سال، همواره در هنگام عملیات در خط مقدم و در کنار سربازان تحت امرش حضور داشت، به آنها روحیه می‌داد، آنها را تشویق به پیشروی می‌کرد و با تک‌تک ایشان تماس صمیمانه و نزدیک داشت، به گرفتاری‌های ایشان توجه می‌نمود و حتی‌المقدور به رفع آنها می‌پرداخت.

نام ایشان که سهم بسزایی در به اسارت گرفتن هزاران تن از مزدوران بعثی داشت، باعث امیدواری دوستان و موجب یأس و ناکامی دشمنان بود. در عملیات‌های بزرگی همچون، طریق‌القدس، تنگه چزابه، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، والفجر مقدماتی و والفجر1 در سِمت فرماندهی لشکر92 زرهی اهواز به قلب دشمن یورش برد و ضربات سهمگینی بر پیکر دشمن فرود آورد.

سرانجام این امیر سرافراز ارتش اسلام در سِمت جانشینی اداره سوم ستاد مشترک ارتش در جریان رزمایش لشکر58 تکاور ذوالفقار، که با گلوله‌های جنگی انجام می‌شد، پس از 33 سال خدمت صادقانه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

عرصه‌های دفاع مقدس، نه تنها صحنه حضور گسترده مردم بود، بلکه بر خلاف جنگ‌های رایج دنیا، شاهد حضور شایسته بالاترین شخصیت‌های کشور در خطوط مقدم کارزار نیز بود.

رهبر معظم انقلاب و فرماندهی معزز کل قوا، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (حفظه‌الله تعالی) در زمره مسئولان مملکتی بودند که با قلبی مملو از عشق به جهاد و شهادت، بسیاری از اوقات گران‌بهای خود را در جبهه‌های حق علیه باطل گذرانده‌اند.

یاد حضور عطر‌آگین و منور ایشان هنوز در خاطر بسیاری از رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس زنده است. روحیه‌ای که به واسطه حضور معظم‌له در کالبد رزمندگان اسلام دمیده می‌شد، منشاء پیروزی‌های فراوانی بود.

در ساعت 10 صبح مورخه 15 دی‌ماه سال59، هنگامی که دید دشمن به علت تابش مستقیم نور خورشید محدود گردیده بود، عملیات آغاز شد و پس از نبردی شدید، به عمق مواضع دشمن دست یافتیم و تیپ‌های 35 و 45 عراق در طرفین رودخانه کرخه کور به محاصره نیروهای خودی درآمده و متلاشی شدند و نیروهای ما به مواضع توپخانه دشمن دست یافتند و پس از یک ساعت با رخنه به عمق مواضع دشمن، تعداد 800 نفر از نیروهای دشمن به اسارت رزمندگان ارتش درآمد، که این افراد اولین اسرای جنگ ایران و عراق بودند که از منطقه نبرد به محل جمع‌آوری اسیران جنگی واقع در پشت جبهه‌ها تخلیه شدند. در این رشته عملیات، تعداد زیادی ادوات زرهی و توپخانه دشمن نیز به غنیمت گرفته شد که موجب دستیابی نیروهای خودی به اطلاعات مورد نیاز در زمینه تجهیزات دشمن گردید.

تعداد این تجهیزات و اسرا به قدری زیاد به نظر می‌رسید، که رزمندگان تصور می‌کردند ارتش بعثی به طور کامل شکست خورده است.

در همین عملیات، لحظات و رخدادهای تلخ و شیرین بسیاری برای ما پیش آمد که به تعدادی از آنها به عنوان تجربه‌های جنگی اشاره می‌گردد:

1- استوار بالاعلی نادری که فرماندهی دسته موشک تاو را بر عهده داشت و با یک قبضه موشک‌انداز منصوب بر نفربر ام113، سنگرها، نفرات مجتمع و تانک‌های دشمن را مورد هدف قرار می‌داد، در اقدامی کم‌نظیر در حالی که مأموریت این موشک‌انداز زمین به زمین است، یکی از بالگردهای دشمن را مورد اصابت قرار داده و نابود نمود که خلبان این بالگرد به نام سروان زید نیز به اسارت درآمد و به علت این اقدام مؤثر و متهورانه، استوار نادری به دریافت یک درجه ارشدیت نایل گردید.

2- خاطره کم‌نظیر دیگر در این عملیات عبارت بود از اینکه: 12 نفر از افسران، درجه‌داران و سربازان ما داخل یک دستگاه نفربر بودند. در این نفربرها معمولاً تعداد 4 فروند موشک مالیوتکا، 80 گلوله 79 میلی‌متری و تعدادی مهمات دیگر وجود دارد و در قسمت بالای این نفربرها، دریچه کوچکی برای ورود و خروج افراد، تعبیه شده است.

با اینکه نفربر در حال حرکت بود، یک گلوله خمپاره دشمن به طور اتفاقی، درست از این دریچه کوچک وارد نفربر شد و در یک لحظه آن را به صورت توده‌ای از آتش درآورد که دست، پا و تکه‌های گوشت این عزیزان، میان غبار غلیظ همچون باران از آسمان می‌بارید.

یکی از شهیدان این سانحه درجه‌دار رشید گردان 234، گروهبان یکم محمد خدنگی راننده نفربر بود.

3- در ادامه روزهای سخت و بحرانی پدافند جنوب سوسنگرد، از یاری و کمک‌های بی‌دریغ رزمنده کبیر راه حق و رزمنده مخلص و جان برکف، شهید دکتر مصطفی چمران (آمیزه‌ای از علم، ایمان، شجاعت، بردباری و صدها ویژگی والای انسانی) برخوردار شدم.

این قهرمان اسطوره‌ای جنگ‌های نامنظم به اتفاق یاران ازجان‌گذشته و باوفایش، از جمله سرگرد شهید ایرج رستمی و آقایان ناصر، رعیتی و… با تحمل تلفات سنگین، در حالی که خصم زبون در سه محور به سمت نیروهای ما در حال پیشروی بود، در حوالی سوسنگرد به یاری ما شتافته و تأمین نیروهای ما را که در حال احداث مواضع پدافندی بودیم، برقرار نمودند.

گفتنی است که شهید چمران در انتخاب فرماندهان تابعه و همرزمانش با ظرافت‌های خاصی اقدام و در واقع شایسته‌سالاری می‌کرد، که از آن جمله چگونگی انتخاب شهید بزرگوار ایرج رستمی را می‌توان به عنوان شاهد مثل بیان نمود.

در بحبوحه درگیری با عناصر ضدانقلاب در کردستان، هنگامی که بالگرد حامل دکتر چمران به خلبانی سروان محمدکریم عابدی، سرگرد رستمی (ستوان آن زمان) را در جنگل‌های آلواتان می‌یابند، به دلیل شرایط جنگی و موانع طبیعی منطقه، در حالی که بالگرد قادر به نشستن نبود، شهید چمران شخصاً شهید رستمی را به داخل بالگرد می‌کشد، لیکن شهید رستمی با تشکر از شهید چمران از ایشان می‌خواهد برای نجات بی‌سیم‌چی همراهش که در صحنه درگیری به دلیل مجروحیت به جا مانده است، به منطقه نبرد بازگردد.

به ناچار خلبان به منظور مصون ماندن از آتش عناصر دشمن به پرواز در ارتفاع بالا پرداخته و دقایقی بعد شهید رستمی را در حالی که سرباز مجروح را به دوش می‌کشید، سوار بر بالگرد می‌نمایند.

خلبان محمدکریم عابدی می‌گوید که همان شب شهید بزرگوار دکتر مصطفی چمران خطاب به وی فرمود:

«این ستوان را که این‌گونه فرماندهی می‌کند و می‌رود سربازش را که تیر خورده پیدا می‌کند و می‌آورد، مرد عمل است، نگهش‌دار!»

و به این ترتیب است شهیدی توسط شهید دیگر برگزیده می‌شود.

همه گفتند و گفتیم از شهیدان          شهیدان را شهیدان می‌شناسند

چه معنای عارفانه‌ای در این نکته نهفته است که همدلی و همراهی این دو شاهین بلندپرواز جهاد و شهادت تا نحوه و محل شهادت ادامه می‌یابد، به گونه‌ای که شهید ایرج رستمی در عملیاتی که به منظور آزادسازی دهلاویه ـ سوسنگرد از دست دشمن بعثی انجام می‌داد، در ساعات اولیه مورخه 31 خرداد 1360، در اثر اصابت ترکش گلوله دشمن به شهادت رسید. خبر شهادت ایشان در سحرگاه 30/3/60 به دکتر چمران اعلام می‌شود و ایشان بلافاصله جانشینی برای رستمی در نظر گرفته و به محل درگیری حرکت می‌کنند.

چند ساعت بعد در همان منطقه در حال معرفی فرمانده جدید، دکتر مصطفی چمران نیز به همان نحوه اصابت ترکش به فوز عظیم شهادت نائل می‌شوند.

ادامه دارد . . .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           

منبع : محمدی‌فر، ناصر (1382)، نسل سرفراز، تهران، مدیریت پشتیبانی آموزش معاونت آموزشی نزاجا.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده