نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش شصتم: عمليات آفندي غرب سوسنگرد-2 در اين نبرد، نيروهاي ما حدود 190 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفتند. در صورتي كه دشمن نتوانست مواضع واحدهاي ما را تصرف كند و رزمندگان ما را به اسارت بگيرد. به نظر ميرسد اگر اين نبرد با ديد واقعبينانه نظامي مورد بررسي قرار گيرد، جانبازي و فداكاري و قدرت مقاومت و ايمان رزمندگان ما روشنتر شود و اثرات خون شهداي اين نبرد و نبردهاي مشابه آن در حراست از اين مرزوبوم نمايانتر ميگردد.

خلاصه جريان عمليات چنين بود كه آتش تهيه شديد توپخانه نيروهاي ايراني در عمق اجراء شد، به نحوي كه تا قرارگاه تيپ در زير آتش دشمن قرار گرفت. لذا فوراً به تيپ ابن‌الوليد دستور آماده‌باش داده شد.

نيروهاي ايران در دو محور به سمت غرب حمله كردند كه در جناح راست و چپ و مركز بود. حمله در جناحين با واحدهاي پياده و تانك و در مركز با پياده مجهز به سلاح ضد‌تانك بود.

وضعيت سريعاً به قرارگاه سپاه اطلاع داده شد و به دستور فرمانده سپاه رئيس ركن سوم سپاه به قرارگاه تيپ 26 زرهي اعزام گرديد. يك گروهان كماندو به منطقه تنگ چزابه و ساير یگان‌هاي احتياط به مواضع پيش‌بيني شده قبلي كه مورد تهديد قرار گرفته بود اعزام شدند. به واحدها ابلاغ گرديد بايستي ظرف مدت پنج دقيقه به طرف مواضع پيش‌بيني شده حركت نمايند. سريعاً قرارگاه تاكتيكي تيپ سازمان داده شد با تيپ 26 زرهي الحاق حاصل شد و در منطقه آن تيپ حمله متقابله آغاز گرديد.

قبل از شروع حمله، افسران ستاد و فرماندهان واحدها با دستورات فرمانده سپاه توجيه شدند (احتمالاً به وسيله رئيس ركن 3 سپاه) طرح حمله متقابله تيپ زرهي ابن‌الوليد در منطقه تيپ 26 زرهي آماده گرديد. در ساعت 1000 معاون تيپ ابن‌الوليد با فرمانده تيپ 26 زرهي تماس گرفت و با وضعيت منطقه نبرد توجيه شد و چنين برآورد گرديد كه ممكن است نيروهاي ايراني تلاش اصلي خود را از جناح چپ (شمال و دامنه تپه‌هاي رملي) وارد عمل كنند. وضعيت موجود واحدهاي تيپ 26 زرهي بررسي گرديد و رئيس ركن سوم سپاه دستورات لازم را براي هدايت عمليات صادر كرد كه خلاصه آن بدين قرار بود: واحد كماندو ابن‌الوليد در سمت چپ (شمال) حمله كند و يك گروهان تانك و يك گروهان مكانيزه مواضع مقدم (تيپ 26 زرهي را تقويت نمايد).

رئيس ركن 3 سپاه حمله را هدايت كرد كليه آتش‌ها در پشتيباني حمله متقابله قرار داده شد. با مانوري كه اجراء گرديد نيروهاي ايراني عقب رانده شدند و دستور تحكيم مواضع پدافندي داده شد.

در روز بعد (12 شهريور) گردان تانك قتيبه نيز از منطقه چنانه به منطقه غرب الله اکبر تغيير مكان نمود و به عنوان احتياط براي دفع حمله نيروهاي ايراني در مثلث فنيخي (منطقه پل سابله بين رودخانه كرخه و نهر سابله) در منطقه نبرد مستقر گرديد. در روز 4 ايلول (13 شهريور) نيروهاي ايراني مجدداً به مواضع نيروهاي عراقي در مثلث فنيخي نزديك شدند، ولي اين تلاش نيروهاي ايراني كه تا 8 ايلول (16 شهريور) ادامه يافت، به نتيجه‌اي نرسيد. تلفات نيروهاي اين تيپ تا هشت ايلول (16 شهريور) 8 نفر كشته شامل يك نفر سروان و 43 نفر مجروح و انهدام 3 دستگاه تانك، 3 دستگاه نفربر و يك دستگاه خمپاره‌انداز بود.

برابر اين نظريات، نيروهاي ايراني 400 نفر كشته و مجروح و انهدام 12 دستگاه تانك و نفربر و 6 دستگاه خودرو بوده است.

نبرد 11 شهريور ماه، عملاً بدون نتيجه مثبتي در اواسط شهريور ماه خاتمه يافت و در حقيقت نتايج منفي نيز داشت. زيرا تلفاتي كه در اين نبرد به نيروهاي ما وارد شد، نسبت به حجم عمليات كم‌نظير بود. بعد از تثبيت منطقه نبرد كه به همان حالت قبل از اين عمليات درآمد، تلاش لشكر 92 زرهي در شمال كرخه به كلي متوقف شد. اما چون جناح جنوبي تيپ 3 اين لشكر در شمال كرخه مورد تهديد آتش‌هاي دشمن بود و هر روز دشمن از اين جناح تلفاتي به واحدهاي تيپ 3 زرهي وارد مي‌كرد، با درخواست لشكر 92 و تأكيد نيروي زميني به تيپ 55 پياده دستور داده شد؛ حداقل تا پل سابله پيشروي كند و دهلاويه را تصرف نمايد. ضمن اين كه فرمانده نيروي زميني لشكر 16 را به علت اين كه نتوانسته بود در عمليات 11 شهريور ماه عمل مثبتي انجام دهد، مورد سرزنش قرار داد.

در 19 شهريور قرارگاه جنوب به لشكر 16 زرهي دستور داد؛ به سمت غرب پيشروي كند و پل سابله را تصرف و تأمين نمايد. در اين دستور، زمان حمله حداكثر تا 21 شهريور ماه تعيين گرديده بود و حتي لشكر 16 زرهي مورد تهديد  قرار گرفته بود كه چنان چه اين دستور را اجراء نكند، مسئولين تسليم دادگاه انقلاب خواهند شد.

اين دستور شديد‌الحن نيروي زميني به لشكر 16 زرهي، سبب مشاجرات لفظي بين فرمانده لشكر 16 و فرمانده نيروي زميني گرديد. فرمانده لشكر 16 همان شب با فرمانده نيروي زميني تماس تلفني گرفت و از اين كه فرمانده لشكر تهديد شده بود، گله كرد و اظهار نمود كه من هنوز نتوانسته‌ام براي اجرای اين دستور جابجايي‌هاي لازم را در واحدهاي لشكر انجام دهم. فرمانده نيرو پاسخ داد: خونسردي خودتان را حفظ كنيد و براي روزهاي 24 يا 25 شهريور آماده اجرای حمله شويد. زيرا در اين روز حمله سراسري اجراء خواهد شد و لشكر 16 زرهي بايستي هر چه زودتر جناح جنوبي لشكر 92 زرهي را تأمين كند و یگان‌هاي لشكر 16 زرهي در جنوب كرخه در موازات عناصر لشكر 92 زرهي در شمال كرخه قرار گيرد.

در اين مكالمه تلفني فرمانده نيروي زميني به گذشته اين طرح نيز اشاره كرد و گفت اين تدبير از آن خود شما بود كه بر خلاف تدبير من بود ولي بعد از تصميم‌گيري من آن‌را پذيرفتم. به هر حال بعد از مكالمات تند كه خارج از قواره بين دو فرمانده بالاتر و پايين‌تر بود، فرمانده نيروي زميني با خونسردي قابل تحسين مكالمه را تمام كرد.

فرداي آن روز يعني در 20 شهريور، قرارگاه نيروي زميني در جنوب، طي دستوراتي ضمن تقبيح روش مكالمه فرمانده لشكر در مكالمات تلفني ياد شده، يادآوري كرد كه اين طرح بر اساس نظريات خود فرمانده لشكر در جلسات مكرر در گذشته بوده كه مورد تأييد قرار گرفته است (توضيح اين كه بعد از عمليات الله اکبر در آخر ارديبهشت طرح ادامه حمله به سمت غرب مطرح بود و يكي از فرماندهان طرف‌دار آن لشكر 16 زرهي بود). در ادامه دستور به فرمانده لشكر تأكيد شده بود كه مانند چند ماه گذشته تلاش خود را ادامه دهد و طرحي را كه به تصويب شوراي عالي دفاع نيز رسيده است اجراء نمايد.

فرمانده لشكر 16 زرهي در تاريخ 24 شهريور ماه، طرح مورد نظر را كه همان طرح عملياتي شهيد مدني (بر اساس طرح عملياتي توفيق) بود با حضور فرمانده سپاه پاسداران منطقه بررسي كرد و با توجه به مشكلات موجود از نيروي زميني درخواست نمود؛ براي آمادگي بيشتري جهت اجرای اين طرح 48 ساعت ديگر به آن لشكر فرصت داده شود. در پايان اين گزارش لشكر اضافه كرد كه تا كنون به صورت تدريجي 5/6 كيلومتر پيشروي نموده و يا اين كه موانع دشمن را پاك كرده است.

قرارگاه جنوب با پيشنهاد لشكر موافقت نمود و بدين طريق اين طرح بايستي در 27 شهريور ماه اجراء مي‌گرديد. در اين زمان فشار دشمن در جبهه طراح و کرخه‌کور شديد شد. به ويژه آتش توپخانه دشمن در اين جبهه تلفات سنگيني به تيپ 3 لشكر 16 وارد مي‌كرد. چنان‌كه در گزارشي، فرمانده تيپ اظهار كرده است كه گردان 124 مكانيزه اين تيپ حدود 200 نفر از افراد خود را در آن جبهه از دست داده است و در بعضي واحدها فقط يك نفر افسر كادر باقي مانده است.

گرچه اين گزارش كمي اغراق‌آميز به نظر مي‌رسد، ولي تا حدودي واقعيت داشت. زيرا در اين برهه از زمان جنگ، تلاش عمده نيروهاي متجاوز عراق متوجه منطقه نبرد سوسنگرد بود و در تمام عرض اين منطقه به ويژه در منطقه طراح تلاش مي‌كرد نيروهاي ما را از هر گونه اقدام تعرضي منصرف سازد.

بالاخره روز 27 شهريور ماه فرا رسيد و حمله تيپ 55 پياده هوابرد در شرق دهلاويه آغاز شد، ولي دشمن متقابلاً مواضع تيپ1 لشكر 16 زرهي را كه در جنوب مواضع تيپ 55 پياده گسترش داشت مورد حمله جدي قرار داد و حمله لشكر 16 زرهي را مختل كرد. در منطقه تيپ 55 پياده نيز پاتك نمود. به نحوي كه حمله لشكر 16 زرهي در همان ساعت اول با شكست مواجه گرديد.

 لشكر در گزارش اول خود درباره اين عمليات چنين اظهار داشت كه نيروهاي دشمن از صبح روز جاري (27 شهريور) تا تهيه اين گزارش چندين بار پاتك شديد اجراء كردند كه به وسيله یگان‌هاي خودي دفع شد و هم‌اكنون مجدداً با اجرای آتش تهيه شديد پاتك را آغاز نموده است و از نيروي زميني درخواست كرد به علت نبودن احتياط در دسترس لشكر، يك گردان مكانيزه به آن لشكر واگذار شود.

در گزارش ديگري كه لشكر 16 از وضع عمليات داد، اعلام كرد، در بعدازظهر روز جاري نيروهاي دشمن با تمام مقدورات در جناح چپ تيپ1 زرهي (كرانه نيسان) حمله كرده‌اند و تا ساعت 1900 حمله دشمن به شدت ادامه داشت و نيروهاي دشمن به منطقه گردان 176 مكانيزه رخنه كرده است. لشكر تلاش مي‌كند؛ رخنه دشمن را سد و مواضع پدافندي را ترميم نمايد. لذا احتياط لشكر كه شش دستگاه تانك بود، وارد عمل شد و چنان چه يك گروه رزمي تانك تا صبح فردا به منطقه نرسد و خط پدافندي ترميم نشود، احتمال شكسته شدن خط پدافندي در جناح چپ (جنوب) وجود خواهد داشت.

لشكر 16 ضمن دادن اين گزارش به قرارگاه مقدم نيروي زميني در جنوب ، به تیپ1زرهي دستور داد؛ با استفاده از عناصر گردان 252 سوار زرهي و 176 مكانيزه و گروه نامنظم دكتر چمران يك حمله تطبيق شده را طرح و اجراء كند و مواضع از دست رفته را ازدشمن بازپس بگيرد و خط پدافندي را ترميم نمايد. در اين دستور يادآوري شده بود كه تيمسار فرماندهي نيروي زميني در ساعت 2130 اين دستور را صادر كرده‌اند. ضمناً به تیپ1ابلاغ شد كه قريباً يك گردان پياده در زير امر آن تيپ قرار خواهد گرفت.

دستورات شديد و تند فرمانده نيروي زميني به لشكر و لشكر به تیپ1زرهي، تغييري در وضعيت پيش آمده نداد و تیپ1زرهي نتوانست بار ديگر حمله كند و مواضعي را كه گردان 176 مكانيزه از دست داده بود، از دشمن بازپس بگيرد. نمونه‌اي از اين دستورات شديد چنين بوده است:

از لشكر 16 به تيپ1: اوامر مقتضي تيمسار فرماندهي نزاجا در ساعت 1005 روز 30/6/60 به فرمانده تيپ ابلاغ مي‌شود كه گردان 176 بايستي مواضع تسليم شده را اشغال كند، در غير اين صورت به خدا قسم فرمانده گردان و فرماندهان مسئول به دادگاه انقلاب ارتش تسليم خواهند شد.

اما شرايط منطقه نبرد، عليه مواضع لشكر 16 زرهي تغيير كرده بود و فشار دشمن روز‌به‌روز بر مواضع تیپ1در شمال نهر نيسان بيشتر مي‌شد و در مقابل اين فشار دشمن توان رزمي تیپ1لشكر 16 عبارت بود از گردان 201 تانك فقط با 15 دستگاه تانك، گردان 176 مكانيز فقط با يك گروهان مكانيزه و اسماً يك گروهان تانك كه فقط چهار دستگاه تانك داشت.

گروه رزمي 220 تانك فقط با يك گروهان تانك و يك گروهان از گردان 176 مكانيزه در زير امر وي، با توجه به اين واقعيت جمع كل استعداد رزمي اين تيپ زرهي از توان رزمي يك گردان تانك نيز كمتر بود و احتياط اين تيپ اسماً يك گروه رزمي به نام افشين بود كه فقط از شش دستگاه تانك تشكيل مي‌شد كه آن هم در عمليات روز 27 شهريور ماه درگير شده بود. گردان‌هاي 176 و 185 مكانيزه اصولاً با دو گروهان مكانيزه سازمان داده شده بودند. زيرا در نبردهاي گذشته تلفات زيادي ديده  بودند و يك گروهان آن‌ها در گروهان‌هاي ديگر ادغام شده بود.

در مقابل اين تيپ اسمي ما، نيروي دشمن شامل تيپ 35 زرهي و 14 مكانيزه از لشكر 9 زرهي، عناصري از تيپ 31 نيروي مخصوص، عناصري از تيپ 15 مكانيزه لشكر 5 مكانيزه قرار داشت. از همه مهم‌تر اين كه حمله متقابل دشمن در اين منطقه به وسيله تيپ زرهي ابن‌الوليد انجام گرفت كه در احتياط سپاه 3 عراق بود. براي روشن شدن وضعيت اين نبرد، خوشبختانه گزارش وضعيت كه به وسيله فرمانده تيپ زرهي ابن‌الوليد تهيه شده و در نبردهاي بعد نسخه‌اي از آن به دست رزمندگان ما افتاده است، در دسترس بود كه ترجمه آن در پايان همين بخش ضميمه شده است.

بررسي اين گزارش فرمانده نيروي پاتك كننده دشمن، نشان مي‌دهد كه در مقابل تيپ 55 پياده كه دو گردان پياده داشت و تیپ1لشكر 16 زرهي كه وضعيت آن در بالا بيان شد، حدود يك لشكر تقويت شده عراق قرار گرفته بود به نظر مي‌رسد اگر در آن موقع ستادهاي ما به واقعيت استعداد موجود دشمن در آن منطقه نبرد آگاهي داشتند، اصولاً جرأت اقدام به حمله را پيدا نمي‌كردند. با اين وجود با همان توان رزمي ضعيف به نيروهاي دشمن كه چند برابر از آن‌ها قوي‌تر بود، حمله كردند و بعد از برخورد با مقاومت‌هاي سنگين نيروهاي در خط دشمن و پاتك يك تيپ زرهي دشمن تازه نفس، عدم تعادل نيرو به نفع دشمن روشن گرديد. با اين وجود فرمانده نيرو و فرمانده لشكر 16 زرهي به فرمانده تیپ1زرهي فشار آوردند به نيروهاي دشمن حمله كند و حداقل مواضع از دست داده را از دشمن بازپس بگيرد.

براي اين منظور گردان 252 سوار زرهي و عناصر ژاندارمري و نيروهاي مردمي در 31 شهريور زير امر تیپ1زرهي قرار داده شد. اين تيپ در اول مهر ماه آخرين تلاش خود را براي بازپس گرفتن موضع از دست داده گردان 176 مكانيزه به كار برد، بدون اين كه نيروي تقويتي جديد در اختيار لشكر قرار داده شود. با وجود اين كه تيپ 2 زرهي لشكر 92 زرهي در آن منطقه در احتياط نيروي زميني بود و فرمانده لشكر 16 زرهي كراراً درخواست نمود يك گردان از آن تيپ در اختيار لشكر 16 قرار داده شود، نيرو موافقت نكرد و فقط به صدور دستورات تند و شديد پرداخت. در صورتي كه فرماندهي سپاه 3 عراق براي عقب راندن عناصر لشكر 16 زرهي علاوه بر 3 تيپ كه در غرب سوسنگرد داشت، يك تيپ زرهي جديد كه از جمله بهترين واحدهاي ارتش عراق بود، براي حمله متقابل در آن منطقه وارد عمل كرد.

به هر حال حمله مجدد تیپ1زرهي، در اوايل مهر ماه نيز با عدم موفقيت مواجه شد كه بنا به مقايسه توان رزمي نيروهاي خودي و دشمن و برتري مطلق دشمن غير از اين نمي‌توانست باشد. بار ديگر نيروي زميني، فرمانده لشكر 16 زرهي را مورد استيضاح قرار داد كه لشكر بعد از هشت روز (در روز نهم مهر ماه) پاسخ نيروي زميني را داد كه به نظر مي‌رسد، آخرين گزارشي است كه به اين گفتگوها خاتمه داد. نكته مهم گزارش لشكر اين بود كه به علت استعداد كم نيروهاي خودي و تقويت نيروهاي دشمن و وجود ميادين مين در منطقه، تیپ1نتوانست هدف تخليه شده را مجدداً تصرف نمايد و اضافه كرد؛ هيچ یگان نظامي قادر نخواهد بود عكس‌العمل دشمن را بعد از آغاز حمله پيش‌بيني كند.

بدين طريق عمليات آفندي غرب سوسنگرد كه از اواسط مرداد ماه 1360 طرح‌ريزي آن آغاز شده بود و در 27 شهريور ماه به مرحله اجراء گذاشته شد، بدون به دست آمدن نتيجه مطلوب خاتمه يافت. در اين تلاش كه شش روز به طول انجاميد، گرچه نيروهاي ما موفق نشدند، به هدف‌هاي تعيين شده دست يابند، ولي ضربات سختي به نيروهاي دشمن وارد كردند كه در گزارش فرمانده تيپ زرهي ابن‌الوليد عراق صراحتاً به قسمتي از آن اشاره شده است.

در اين نبرد، نيروهاي ما حدود 190 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفتند. در صورتي كه دشمن نتوانست مواضع واحدهاي ما را تصرف كند و رزمندگان ما را به اسارت بگيرد. به نظر مي‌رسد اگر اين نبرد با ديد واقع‌بينانه نظامي مورد بررسي قرار گيرد، جان‌بازي و فداكاري و قدرت مقاومت و ايمان رزمندگان ما روشن‌تر شود و اثرات خون شهداي اين نبرد و نبردهاي مشابه آن در حراست از اين مرز‌و‌بوم نمايان‌تر مي‌گردد. ضمناً نبرد در منطقه سوسنگرد سبب درگير شدن دشمن در اين منطقه و غافل ماندن از مناطق ديگر از جمله منطقه ماهشهر آبادان شد كه اين سبب تسهيل اجرای عمليات ثامن‌الائمه در پنجم مهر ماه گرديد.

بعد از عمليات غرب سوسنگرد كه به نام عمليات شهيد مدني بود، از اوايل مهر ماه منطقه نبرد حميديه سوسنگرد و تپه الله اکبر با تغييراتي جزئي مجدداً به همان وضعيت قبل از اين نبرد باقي ماند و نبردهاي پراكنده نتوانست تغييرات مهمي در جبهه‌هاي نبرد اهواز حميديه سوسنگرد بستان ايجاد كند. اين وضعيت تا زمان اجرای عمليات طريق‌القدس كه در اوايل آذر ماه 1360 يعني حدود دو ماه بعد و بر اساس همان طرح عملياتي شهيد مدني اجراء گرديد، به طور ثابت باقي ماند. در آذر ماه 1360 عمليات سرنوشت‌ساز طريق‌القدس به منظور آزاد‌سازي بستان اجراء گرديد. اما قبل از آن عمليات، در پنجم مهر ماه نبرد بسيار مهم ثامن‌الائمه در شمال آبادان اجراء گرديد و نيروهاي متجاوز عراق از شرق كارون عقب رانده شدند. تلاش لشكرهاي 16 و 92 زرهي در منطقه سوسنگرد سبب شد؛ توجه اصلي فرماندهي كل نيروهاي عراقي به آن منطقه جلب شود و از منطقه نبرد شمال آبادان غافل گردد كه در نتيجه هنگام حمله نيروهاي ما در شمال آبادان كه به وسيله لشكر 77 پياده اجراء گرديد، نيروهاي دشمن همان عناصر لشكر 3 زرهي عراق بودند كه قبلاً در آن منطقه گسترش داشتند و فرمانده نيروهاي عراقي نتوانست به موقع عمده قواي گسترش يافته در منطقه سوسنگرد را به منطقه خرمشهر تغيير مكان دهد. در نتيجه مي‌توان گفت ثمره تلاش‌هاي رزمندگان ما در منطقه سوسنگرد در اوايل مهر ماه 1360 در منطقه شمال آبادان به دست آمد.

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده