آب و آتش(28)
منصور کاظمی، پزشکیار ناو در حین رسیدگی و مداوای مجروحین به شهادت رسید. عده ای از بچه ها در داخل آب بودند، دستور ترک ناو صادر شده بود، ولی اغلب بچه ها مقاومت می کردند و تا لحظات آخر قبل از غرق ناو حاضر به ترک ناو نبودند. عده ای از همکاران در قسمت های داخلی ناو گیر افتاده بودند و امکان خارج شدن و نجات دادن شان نبود. درهای قسمت های مختلف ناو به خاطر ضربات ناشی از اصابت و انفجار موشک قفل شده بود. ناخدا رضایی فرمانده دوم ناو، در این وانفسا به سراغم آمد و گفت:

سهند، اسطوره مقاومت (بخش دوم)

ناخدا سوم باز نشسته نادر مبارکی

حدود ساعت1345 آژیر محل جنگ در ناو به صدا در آمد.

همه سریع به محل سازمانی خود رفتند و با آمادگی کامل مستقر شدند. یک هواپیمای رهگیری و جنگی آمریکا به طرف ناو حمله کرد، توپ های مستقر در ناو با تیراندازی خود به سمت آن عکس العمل نشان دادند.

هواپیما مجبور به فرار شد و هواپیمای دوم به سمت ناو حمله ور شد، ولی آن هم در وارد ساختن ضربه به ناو ناکام ماند. حدود یک ربع از آغاز درگیری ما با هواپیماهای آمریکایی نگذشته بود که اولین موشک به زیر توپ20 میلی متری اورلیکن اصابت کرد.

 این موشک ایجاد شکاف چند متری در پاشنۀ ناو و از کار انداختن سامانۀ برق ناو شد، عده ای از بچه ها هم به شدت مجروح شدند. با تلاش بچه ها آتش سوزی ناشی از انفجار مهار شد و برق اضطراری ناو روشن شد.  بچه ها تام تلاش خود را برای مقابله با حملات دشمن انجام می دادند.  موشک های دشمن از زوایای مختلف به بدنه ناو اصابت می کرد و بدنه را شکافته و در داخل ناو منفجر می شد.

با این وضعیت بچه ها دست از مقابله و دفاع  بر نمی داشتند و توپ های ناو همچنان کار می کرد. پزشکیار ناو به مجروحان رسیدگی می کرد. بچه ها یک به یک مجروح یا شهید می شدند.  پرهیزگار رفت برای بچه های مجروح که طلب آب می کردند، آب بیاورد و دیگر برنگشت.

منصور کاظمی، پزشکیار ناو در حین رسیدگی و مداوای مجروحین به شهادت رسید. عده ای از بچه ها در داخل آب بودند، دستور ترک ناو صادر شده بود، ولی اغلب بچه ها مقاومت می کردند و تا لحظات آخر قبل از غرق ناو حاضر به ترک ناو نبودند. عده ای از همکاران در قسمت های داخلی ناو گیر افتاده بودند و امکان خارج شدن و نجات دادن شان نبود. درهای قسمت های مختلف ناو به خاطر ضربات ناشی از اصابت و انفجار موشک قفل شده بود. ناخدا رضایی فرمانده دوم ناو، در این وانفسا به سراغم آمد و گفت:

«نادر بپر تو آب، بپر تو آب!»

قایق های نجات ناو باز نمی شد آنهایی هم که باز می شدند و در داخل آب بودند، به خاطر اصابت ترکش های ناشی از انفجار موشک های آمریکایی متلاشی یا سوراخ شده بودند.

در طرف دیگر، امکان کمک  و امداد هوایی وجود نداشت. دریا و آسمان منطقه در سیطرۀ قدرت نظامی و اهریمنی آنها بود. به جگنده های ایرانی اخطار داده بودند، هر چند در صورت درگیری هوایی، امکان سقوط جنگنده های خودی بسیار زیاد بود.

آنها حتی به یدک کش هایی که قصد کمک رسانی به ما را داشتند، اخطار داده بودند. خیلی جالب است دشمن وارد حریم دریایی کشور ما شود و به شناو رهای ما حمله کند و اجازه هم ندهد کسی به کمک ما بیاید، آمریکایی ها را می گویم هم آنها که امروز ادعای دفاع از حقوق بشر می کنند. با این احوال، ناو هشت موشک خورده بود، موشک نهم درست خورده زیر پاشنۀ چپ که من در آن جا بودم، شدت انفجار مرا از جای خود به هوا بلند کرد و محکم به کف پاشنۀ ناو کوبید. چند دقیقه ای در حالت بی هوشی بودم.

 وقتی به هوش آمدم متوجه شدم از سرم خون می آید، چشمم پر خون شده بود. احساس گرما در دست راستم کردم، وقتی به دستم نگاه کردم دیدم آستین دستم آغشته به خون شده است، وقتی بیشتر دقت کردم متوجه شدم ترکشی به دست راستم اصابت کرده است. هنوز دست بر دار نبودم. با آن حالم به سمت توپ20 میلی متری رفتم و خواستم دوباره تیراندازی کنم ولی متأسفانه به خاطر اصابت موشک، توپ از کار افتاده بود. در این وضعیت ناچار شدم جلیقه نجات خود را محکم بسته و خودم را در داخل آب بیندازم.

خدارحمت کند شهید ناواستوار بهزادپناه را، یک چوب دو متری کنترل صدمات را از داخل ناو به داخل آب انداخت، از طرف دیگر آقای گلبازی یک حلقه نجات به داخل آب انداخت.

 چوبی که بهزادپناه به داخل آب انداخته بود، من یک سر آن را و شهید بهزاد پناه سر دیگر آن را گرفته بودیم. پنج متری از ناو فاصله نگرفته بودیم که یک موشک دیگر درست به زیر توپ35 میلی متری خورد و حمید قهرمانی بلافاصله با اصابت ترکش های آن به شهادت رسید.

چند دقیقه ای از این رویداد تلخ نگذشته بود که یک بالگرد آمریکایی به سمت ناو حمله ور شد و یک راکت به طرف ناو شلیک کرد. اصابت ترکش های راکت، تن بهزادپناه را نشانه رفت و او در آغوش جان به جان آفرین تسلیم کرد. با ناراحتی روبه گلبازی کردم و گفتم:

«گلبازی! بهزاد شهید شد. بهزاد شهید شد.»…

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده