گردان144پیاده در نبرد آبادان
بخش دهم: اعزام گشتيهاي شناسايي تيم اعزامي به آبادان نيامد و ما را در نگراني گذاشت. بلافاصله مراتب گزارش گشتيها را به قرارگاه اروند ارسال نموديم. چون با نيروهاي مستقر در آبادان ارتباط نداشتيم، از قرارگاه اروند درخواست كرديم كه وضعيّت تيم اعزامي را از فرمانده نيروهاي مستقر در آبادان سئوال نمايد. با پيگيريهاي زياد پاسخ دريافتي حاكي از عدم اطلاع فرماندهي آبادان از تيم اعزامي گردان بود. اين نگراني تا فردا عصر ادامه داشت.

نقشه اي به مقياس50،000/1 منطقه از قرارگاه اروند دريافت كرده بودم. فرماندهان گروهانها، معاون گردان و اركان 2و3 را احضار كردم. ابتدا موقعيّت گردان در روي نقشه مشخّص شد سپس وضعيّت دشمن را كه در شمال جادّه ماهشهرـ آبادان (7 كيلومتري آبادان) گسترش داشت بررسي كرديم. چون دشمن بر روي رودخانه كارون در منطقه مارد (قصبه) پل زده بود، در شمال منطقه يعني محور آبادان ـ اهواز حدود دشمن و گسترش آن براي ما معلوم نبود. نكته ديگر اينكه شمال آبادان را دشمن دور زده بود و ما نمي‌دانستيم تا چه مسافتي شمال آبادان توسّط دشمن دور زده شده است؟  از جهتي دشمن در حال پيشروي به سمت جنوب بود تا آبادان را از طرف شرق نيز محاصره نمايد. اطّلاعات از توقّف و يا پيشروي دشمن، براي ما از اهميّت زيادي برخوردار بود. بر همين اساس تصميم بر اين شد از سه محور شناسايي صورت گيرد.

1ـ محور دارخوين ـ آبادان در جادّه اهواز آبادان.

2ـ محور ماهشهرـ آبادان از كيلومتر17 به طرف آبادان.

3ـ محور شمال جنوبي يا شرقي آبادان كه تعدادي از خانواده‌هاي آباداني روزانه از آن طريق خارج مي‌شدند. هم چنين نيروهاي خودي در شهر آبادان كه در مقابل دشمن مقاومت مي‌كنند.

قدم بعدي انتخاب نفرات تيمها بود كه بايستي از افراد شجاع، چابك، باهوش تعيين گردند. اگر اين نوع افراد درآن شرايط كه هنوز اوّلين قدم اجراي مأموريت بود، به صورت داوطلب انتخاب مي‌گرديد، اطمينان بيشتري داشتيم.

به فرماندهان گروهانها مأموريت داده شد كه گروهان خود را جمع كرده  مأموريت واگذاري را اعلام، افراد داوطلب را در يك محلّي كه تعيين كردم، گردآورند. طولي نكشيد كه تعداد زيادي نيروي داوطلب در محل مورد نظر جمع شدند. چندين برابر آن چه كه نياز داشتيم. من در مرحله يكم فرماندهان تيم اعزامي را تعيين كردم، انتخاب نفرات هر تيم را از داخل داوطلبين، بر عهده فرماندهان تيم گذاشتم.

سرگرد حسن محمّدي معاون گردان داوطلب شناسايي محور دارخوين ـ آبادان شد.

ستوان دوّم علي اصغر درويش قانع كه در سمت فرمانده دسته گروهان يكم شغل داشت، داوطلب شد در محور ماهشهر ـ آبادان مأموريت شناسايي را انجام دهد.

سروان داريوش يزدان ستا، فرمانده گروهان اركان داوطلب انجام شناسايي شرق آبادان و شهر آبادان گرديد. تصميم بعدي بر اين قرار گرفت كه تيمهاي اعزامي با لباس محلّي بروند تا حتّي الامكان پوشش داشته باشند.

تهيّه لباس براي سه تيم و هر تيم4ـ3 نفر، كمي مشكل به نظر مي‌رسيد چون هيچ گونه اعتباري (پولي) در اختيار گردان نبود. قرار بر اين شد دو نفر از درجه داران بومي موقع نماز ظهر به مسجد شادگان بروند و از امام جماعت درخواست نمايند، چند دست لباس به مدّت4ـ3 روز به صورت موقّت و عاريه تحويل دهد تا پس از رفع نياز عودت داده شود. مسئوليّت تأمين لباس را جناب سرگرد محمّدي معاون گردان به عهده گرفتند. آن روز لباس تهيّه شد و تيمهاي تعيين شده نسبت به مأموريت توجيه شدند.

صبح روز 29مهرماه59 پس از اقامه نماز، هر سه تيم به مأموريتهاي تعيين شده اعزام گرديدند. تيمي كه به آبادان اعزام شده بود، شب را در آبادان ماندند. دو تيم ديگر عصر همان روز به منطقه گردان مراجعت نمودند.

گزارش تيم اعزامي به محور ماهشهرـ آبادان حاكي از آن بود كه جادّه در دست دشمن است و دشمن مانع تردّد در جادّه ماهشهرـ آبادان مي‌باشد. امّا هنوز نيرويي از دشمن در جنوب جادّه استقرار ندارد.

تيم اعزامي به محور دارخوين ـ آبادان گزارش داد: نيروهاي زيادي از دشمن كه وجود تانكها نشان از زرهي بودن آنها دارد، جادّه اهوازـ آبادان را قطع كرده اند (حدود20 كيلومتر از دارخوين به سمت آبادان) و در شرق جادّه حضور دارند.

تعداد تانكها خيلي زياد است با توجّه به اين كه در شرق جادّه نيز مسافتي را در پوشش نيزارها راه پيمايي كرديم، به علّت كمبود زمان قادر به تعيين محدوده شرقي گسترش دشمن نشديم، لازم است فردا نيز شناسايي ادامه داشته باشد.

تيم اعزامي به آبادان نيامد و ما را در نگراني گذاشت. بلافاصله مراتب گزارش گشتيها را به قرارگاه اروند ارسال نموديم. چون با نيروهاي مستقر در آبادان ارتباط نداشتيم، از قرارگاه اروند درخواست كرديم كه وضعيّت تيم اعزامي را از فرمانده نيروهاي مستقر در آبادان سئوال نمايد. با پيگيريهاي زياد پاسخ دريافتي حاكي از عدم اطلاع فرماندهي آبادان از تيم اعزامي گردان بود. اين نگراني تا فردا عصر ادامه داشت.

به هر دو تيمي كه گزارش فعاليّت شناسايي خود را داده بود، ابلاغ شد كه فردا(30مهرماه59) نيز برنامه شناسايي را ادامه دهند.

براي نيروهاي مردمي گردان كه از بين صدها نفر داوطلب 15نفر انتخاب شده بودند، روزانه كلاس آموزش تيراندازي و استفاده از زمين گذاشته مي‌شد و جناب سروان حسن كاوه رييس ركن سوّم گردان در اجراي برنامه نظارت داشت. باقي مانده نيروهاي گردان نيز طبق سازمان، برنامه آموزش تيراندازي و رزم انفرادي، به خصوص استفاده از زمين داشتند كه با فرماندهان مربوطه تمرين عملي انجام مي‌گرفت.

در ساعت 2200 پيامي از قرارگاه اروند رسيد مبني بر اين كه فرمانده گردان در ساعت 0800 صبح در قرارگاه حضور يابد. صبح روز30مهرماه59، پس از دادن دستورات لازم به سروان حسن كاوه رييس ركن سوّم گردان به سمت قرارگاه حركت كردم. در ساعت تعيين شده جلسه تشكيل گرديد.

اركان دوّم و سوّم قرارگاه آخرين وضعيّت نيروهاي دشمن و خودي را شرح دادند. فرمانده قرارگاه ضمن ارايه جمع بندي گزارش اركان دوّم و سوّم اظهار نمودند:  ديروز دشمن بار ديگر به سمت پل خرمشهر پيشروي نموده و ليكن با مقاومت دليرمردان مدافع خرمشهر مواجه گرديده و بدون حتّي يك قدم پيشروي، به جاي اوّلش بازگشته است. نبردهاي خياباني بين رزمندگان اسلام و نيروهاي اشغالگر متجاوز عراق به شدّت ادامه دارد. همزمان در جنوب اروندرود نيز دشمن اقداماتي براي قطع كردن نخلها و احداث جادّه و تهيّه مواضع انجام داده است. تا ساعت 1245 مورخ 28مهرماه59 دشمن حدود 500 متري مسجد جامع خرمشهر پيشروي كرده، مسجد و اطراف آن را مورد اصابت خمپاره قرار داده است.

مقاومت جان بركفان در خرمشهر سبب گرديده كه دشمن براي ورود به شهر آبادان دچار شكّ و ترديد گردد. هم اكنون تصميم دارد با محاصره كردن شهر آبادان اقدام به تصّرف آن بكند.

ما بايد تلاش كنيم تا از محاصره آبادان توسّط دشمن جلوگيري كنيم. بر همين اساس اقداماتي صورت گرفته است كه يگانهاي از نيروي زميني به زودي به ما ملحق گردند. تيپ2 لشكر77 از طريق هوا در3ـ2 روز آينده به منطقه وارد مي‌شود.

تيپ 37 زرهي شيراز چند روز آينده، در اختيار قرارگاه قرار خواهد گرفت. گردان201 امداد نيز امروز به منطقه خواهد رسيد، هم چنين از گروههاي توپخانه نيروي زميني چند گردان براي پشتيباني نيروها وارد منطقه مي‌شوند.

فرمانده قرارگاه در خاتمه جلسه به من تأكيد فرمودند: گشتي هاي شناسايي هر روز اعزام شوند و نتيجه گزارش آنها را روزانه به قرارگاه ارسال نمايند. از فرصت استفاده كنيد، گردان از لحاظ سازماندهي و آموزش آماده اجراي مأموريت باشد.

 

بازديد از آشپزخانه

بعد از خاتمة جلسه من به محل استقرار گردان مراجعت نمودم. خواستم سري به آشپزخانه گردان بزنم چون آن روزها مشكلاتي از نظر مواد فاسد شدني وجود داشت زيرا قرارگاه اروند يك قرارگاه تاكتيكي بود و تجربه و امكانات چنداني در تداركات نداشت. از طرفي گردان از لشكر كه پشتيباني كننده اصلي بود، جدا شده بود. همچنين مأمور خريد در منطقه آشنايي نداشت و به علّت شرايط جنگي، مواد مصرفي در شهرهاي نزديك كم بود يا قيمتها كمي بالا بود.

اين مواد شامل گوشت، تخم مرغ، كره، پنير، سبزي، سيب زميني و پياز بود كه معمولاً روزانه خريد مي‌كردند. چند روز اوّل، كمكهاي مردمي در حدي بود كه گردان بعضي از اقلام اشاره شده را نمي‌خريد و يا در برنامة غذايي مصوّب، تغييراتي داده مي‌شد تا مواد اوليه موجود در گرماي منطقه فاسد نشود. البتّه وجود خودروي يخچال دار كمك بزرگي در نگهداري مواد  فاسد شدني بود، ليكن ظرفيّت آن محدود بود.

يكي از منابع تأمين غذاي گردان استفاده از كنسروها و غذاي آماده بود كه به كمك آنها معمولاً جيره پنج الي هفت روزه گردان ذخيره مي‌شد و در شرايط بحراني، استفاده مي‌گرديد. البتّه اين شرايط با وارد شدن نيروها به صحنه عمليات به وجود مي‌آمد.

پزشك گردان روزانه از آشپزخانه‌ها بازديد نموده و نتيجه بازديد خود را در دفتري ثبت  مي‌كرد و اين امر از دو جهت مفيد بود، يكي اين كه در بازديد بعدي ابتدا نكاتي كه تذكّر داده شده بود بررسي مي‌گرديد تا معايب برطرف شده باشد. دوّم اين كه به جز پزشك هر بازديد كننده اي كه دفتر مربوطه را مطالعه مي‌كرد در وضعيّت بهداشتي آشپزخانه قرار مي‌گرفت و معايب با كنترل و بازديدهاي مكرّر بر طرف مي‌گرديد.

تغذيه ابواب جمعي گردان اقدام مهمّي بود، اگر كنترل و نظارت كمتر صورت مي‌گرفت، در روحية افراد تأثير داشت. از جهتي در بهداشت و سلامتي جسمي آنان اثر مستقيم مي‌گذاشت.

در بازديد صورت گرفته، اتّكاء تغذية گردان به مواد اهدايي از طريق كمكهاي مردمي بيش از حّد انتظار بود، چون در دو سه روزي كه از ورود گردان به منطقة تجمّع مي‌گذشت، قسمت اعظم مواد مصرفي از طريق كمكهاي مردمي تأمين شده بود. افسر خريد احضار شد و ابلاغ گرديد: منابع تأمين مواد مورد نياز گردان، هماهنگ با شرايط معين شده از طريق ذيحسابي لشكر تهيّه گردد، طبق آمار گردان روزانه خريد صورت گيرد تا به تدريج گردان خودكفا شود. از كمكهاي مردمي براي تقويت غذايي استفاده گردد، زيرا ممكن است در بعضي موارد اين كمكها تقليل پيدا كند و يا اين كه پس از مدّتي قطع گردد. در مورد شستشوي مرتب دستهاي سربازان آشپزخانه تذكّر داده شد و براي احداث حمام دستوراتي صادر گرديد كه نياز به اقدام مهندسي داشت.

 

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده