نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و نهم: عمليات آفندي غرب سوسنگرد-1 در اين باره فرمانده اين تيپ كه سرهنگ زرهي ستاد هوشنگ بهرامي بود، اظهار كرده بود؛ حمله اين تيپ در مراحل اول نسبتاً خوب بود و عناصر اين تيپ موفق شدند به خاكريزهاي مقدم دشمن برسند و تلفات و خسارات سنگيني به نيروهاي دشمن در غرب تپه الله اکبر وارد نمايند، اما بعد از پيشروي حدود 5/2 تا 3 كيلومتر و انهدام عناصر تأميني دشمن با مواضع پدافندي اصلي دشمن مواجه شد و متوقف گرديد و ادامه پيشروي مقدور نشد.

در اثر فشاري كه به لشكر 16 زرهي براي ادامه پيشروي وارد مي‌شد، اين لشكر در اواخر مرداد ماه، دو طرح آفندي براي غرب سوسنگرد و شمال کرخه‌کور تهيه كرد. طرح آفندي شمال کرخه‌کور، همان بود كه گفته شد و ادامه عمليات طراح بود. اما براي غرب سوسنگرد طرحي تهيه شد كه عناصر سازماني و زير امر لشكر كه در شرق خط دهلاويه سويداني و دغاغله گسترش پدافندي داشتند و شامل تيپ1 زرهي و 55 پياده بودند، از حالت پدافندي به حالت آفندي درمي‌آمدند و به سمت غرب حمله مي‌كردند و آبادي‌هاي دهلاويه و سويداني و دغاغله را در منطقه بين رودخانه كرخه و رودخانه نيسان تصرف مي‌نمودند و محور مواصلاتي بستان هويزه دشمن را مورد تهديد قرار مي‌دادند. هم زمان لشكر 92 زرهي نيز در شمال كرخه به سمت غرب حمله مي‌كرد. نظر به اين كه تهيه اين طرح مقارن با به شهادت رسيدن امام جمعه تبريز آيت‌الله مدني بود اين طرح به نام شهيد مدني نام‌گذاري گرديد.

واحدهاي پيش‌بيني شده لشكر 16 براي اجرای اين حمله، تیپ1زرهي با دو گردان مكانيزه ناقص و يك گردان تانك ناقص و گردان سوار زرهي لشكر و عناصري از سپاه پاسداران سوسنگرد و گروه نامنظم و ژاندارمري سوسنگرد بودند كه در كرانه شمالي نهر نيسان پيشروي مي‌كردند و آبادي‌هاي سويداني و دغاغله را تصرف مي‌نمودند. تيپ 55 پياده نيز در شمال تیپ1زرهي و جنوب رودخانه كرخه پيشروي مي‌كرد و خط دهلاويه سويداني را تصرف و تأمين مي‌نمود.

لشكر 92 زرهي نيز در شمال كرخه حمله مي‌كرد و معبر جابر همدان را تصرف مي‌نمود و در صورت موفقيت كامل اين مرحله و فرار دشمن به سمت غرب و جنوب حمله را به سمت غرب تا بستان ادامه مي‌يافت. در اين عمليات، استعداد رزمي تيپ 55 پياده شامل دو گردان پياده، يك دسته تانك زير امر و یگاني از سپاه پاسداران و گروه نامنظم بود. مأموريت تیپ3زرهي لشكر 16 در اين عمليات ادامه پدافند در شمال کرخه‌کور و حفظ مواضع پدافندي بود. عنصر حمله‌ور لشكر 92 زرهي همان تیپ3  زرهي بود كه در تپه الله اکبر پدافند مي‌كرد.

یگان احتياط براي اين عمليات يك گروه رزمي گرداني تانك پيش‌بيني شده بود كه استعداد رزمي واقعي آن در حدود يك گروهان تانك تقويت شده بود.

در اين طرح عملياتي لشكر 16 زرهي كه بر اساس طرح عملياتي بستان قرارگاه جنوب تهيه گرديده بود، پيش‌بيني شده بود، هم‌زمان با حمله عناصر لشكر 16 زرهي در جنوب رودخانه كرخه لشكر 92 زرهي نيز در شمال آن رودخانه از تپه الله اکبر به سمت غرب پيشروي بكند و مواضع دشمن را در شمال بستان تصرف و شهر بستان را از سمت شمال تأمين مي‌نمايد.

اين طرح بعد از نبرد الله اکبر، مورد نظر نيروي زميني و لشكرهاي 16 و 92 زرهي بود. اما به علت كمبود توان رزمي اجرای آن مقدور نمي‌گرديد. چنان كه بعد از تهيه طرح عملياتي شهيد مدني نيز عملاًمقدور نشد و تا زمان اجرای عمليات طريق‌القدس در آذر ماه سال 1360 و به مدت شش ماه به صورت طرح تحت بررسي باقي ماند كه يكي از دلايل آن كمبود نيرو بود. مكاتباتي كه درباره گردان 220 سازماني و 207 زير امر لشكر 16 زرهي بين اين لشكر و لشكر 92 زرهي و نيروي زميني انجام گرفته است، نمايانگر اين كمبود است.

با وجود اين كه نيروي زميني به لشكر 16 زرهي فشار مي‌آورد در غرب سوسنگرد و شمال کرخه‌کور حمله كند و به جاي اين كه براي بالا بردن امكان رزمي اين لشكر یگان‌هايي را در زير امر يا تقويت منطقه عمليات اين لشكر قرار دهد، اصرار داشت؛ دو گردان ياد شده را نيز از اين لشكر بگيرد. گردان 220 تانك را به منطقه دزفول تغيير مكان دهد و احتياط نيروي زميني در آن منطقه را تقويت كند و گردان 207 تانك را نيز به لشكر 92 زرهي برگرداند كه در اين صورت عملاً توان رزمي لشكر 16 زرهي كه در جبهه‌اي به عرض حدود 40 كيلومتر پدافند مي‌كرد، حداقل به اندازه دو گردان تانك ياد شده كاهش مي‌يافت و اين لشكر به كلي فاقد یگان احتياط مي‌شد.

در اين شرايط بايستي به دشمني چند برابر قوي‌تر از خود حمله مي‌كرد و طبعاً انتظار موفقيت هم بود. لذا لشكر ناچار در 24 مرداد ماه ضمن گزارش چگونگي اين وضعيت از نيروي زميني درخواست كرد نيروي زميني به مشكلات اين لشكر توجه كند و از تأكيد بر رهايي گردان 207 تانك و هم‌چنين اعزام گردان 220 تانك به منطقه دزفول صرف‌نظر  نمايد.

لازم به يادآوري است؛ اين وضع نيروهاي ما در منطقه نبرد مورد بحث در شرايطي بود كه دشمن اين منطقه را با عناصري بيش از استعداد دو لشكر تقويت كرده بود و علاوه بر عناصر لشكر 9 زرهي، شش تيپ زرهي و مكانيزه و پياده به آن منطقه اعزام نموده بود. اين شرايط نامتعادل توان رزمي نسبي سبب شد كه طرح‌هاي تهيه شده فقط در روي كاغذ باقي بماند و امكان اجرایي نداشته باشد.

 بالاخره در 28 مرداد ماه نيروي زميني با ابقاي گردان 220 تانك در منطقه سوسنگرد موافقت كرد، ولي تأكيد نمود كه لشكر هر چه سريع‌تر طرح‌هاي آفندي پيش‌بيني شده را اجراء نمايد و منظور از طرح آفندي پيش‌بيني شده طرحي بود كه طي دستور جزء‌به‌جزء مورخه 26 مرداد ماه 1360 به لشكرهاي 16 و 92 زرهي ابلاغ گرديده بود و مأموريت در اين طرح پيشروي به سمت غرب و تصرف و تأمين بستان بود.

فرمانده لشكر 16 زرهي بعد از دريافت اين دستور حمله، براي آگاهي بيشتر نيروي زميني از توان رزمي لشكر وضعيت عمومي تيپ‌هاي حمله‌كننده را در 30 مرداد چنين گزارش داد؛ تیپ1زرهي كه براي حمله در اين عمليات در نظر گرفته شده، فقط حدود 30 دستگاه تانك دارد (كمتر از 30 درصد تانك‌هاي سازماني يك تيپ زرهي) و تيپ 55 پياده هوابرد نيز داراي دو گردان پياده مي‌باشد كه در عمليات گذشته قسمتي از توان رزمي خود را از دست داده‌اند  و در مقابل اين نيروهاي لشكر، نيروهاي خط مقدم دشمن شامل دو گردان تانك و يك گردان مكانيزه و يك گردان نيروي مخصوص است و علاوه بر اين‌ها تيپ 14 مكانيزه دشمن در جنوب رودخانه نيسان و دو گروه رزمي گرداني دشمن در حوالي نهر سابله مستقرند كه مي‌توانند سريعاً در منطقه نبرد غرب سوسنگرد وارد عمل شوند.

عرض منطقه نبرد غرب سوسنگرد از نهر نيسان تا كرخه 13 تا 16 كيلومتر و عمق منطقه حمله براي عمليات مورد نظر 20 تا 25 كيلومتر مي‌باشد كه يك تيپ پياده با توجه به گرماي سخت تابستان قادر نخواهد بود بيش از شش كيلومتر پيشروي كند و در صورت ادامه پيشروي تیپ1زرهي، جناح شمالي آن تيپ خالي خواهد ماند و اين تيپ با استعداد ضعيفي كه دارد نمي‌تواند در تمام عرض جبهه مورد نظر به نبرد ادامه دهد و جناحين خود را نيز تأمين نمايد.

بنابراين اميد موفقيت اين عمليات آفندي بسيار ضعيف خواهد بود. لذا لشكر پيشنهاد مي‌نمايد؛ اين عمليات در دو مرحله اجراء شود كه در مرحله اول؛ فقط خط عمومي دهلاويه سويداني و دغاغله، هدف لشكر باشد و در صورت موفقيت مرحله يكم، در مرحله دوم؛ پيشروي به سمت غرب و هدف نهايي بستان ادامه يابد. چنان چه نظر قطعي نيروي زميني اين است كه حمله تا بستان و كرانه شرقي هورالهويزه ادامه يابد، تيپ 2 زرهي لشكر 16 از منطقه عملياتي غرب شوش رها شود و به سوسنگرد تغيير مكان كند تا لشكر بتواند با دو تيپ زرهي سازماني خود حمله را اجراء كند.

لشكر 92 زرهي نيز كه مأموريت حمله در شمال كرخه داشت، نظير گزارش لشكر 16 به نيروي زميني فرستاد كه خلاصه آن چنين بود: براي لشكر، هدفي در عمق زياد تعيين شده كه تصرف آن اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. اما اين لشكر براي اجرای اين مأموريت با كمبود پرسنل و تجهيزات مواجه است. از نيروي زميني درخواست كرد به لشكر 16 زرهي دستور دهد؛ يك گردان تانك و يك گردان توپخانه لشكر 92 زرهي را كه در زير امر گرفته بود، رها سازد. به علاوه اختيار كاربرد تيپ 2 زرهي لشكر كه احتياط نيروي زميني بود به لشكر 92 زرهي محول گردد.

اين گزارش‌ها سبب به تأخير افتادن عمليات آفندي در غرب سوسنگرد شد كه طبعاً مكاتبات بعدي را به دنبال داشت. با وجود اين كه قرار بود در اوايل شهريور ماه اين طرح اجراء شود، به همان دلايلي كه لشكرها گزارش كرده بودند، اجراء نشد و كمبود مهمات نيز عامل مؤثر ديگري بود كه سبب عقب افتادن اجرای اين طرح گرديد.

بالاخره بعد از مشاورات و مباحثات طولاني، زمان اجرای عمليات مورد بحث در غرب سوسنگرد و تپه الله اکبر ساعت 0500 روز نهم شهريور ماه تعيين گرديد و در روز هشتم شهريور ماه به یگان‌هاي اجرایي ابلاغ شد. اما در همان روز لشكر 92 زرهي متوجه يك اشكال بزرگ در طرح عملياتي گرديد و آن چنين بود كه لشكر 16 زرهي در مرحله دوم طرح عملياتي خود خط بين دو لشكر را رودخانه سابله تعيين كرده بود كه در نتيجه مسئوليت منطقه بين رودخانه سابله و رودخانه كرخه كه به موازات هم به سمت غرب جريان داشتند، نامشخص مانده بود. به اين علت لشكر 92 زرهي درخواست كرد تا تعيين تكليف اين موضوع حمله به تأخير بيفتد. به همان سبب تاريخ حمله به روز 11 شهريور ماه موكول گرديد.

از نظر استعداد نيروهاي دشمن در اين منطقه به نظر مي‌رسد كه فرماندهي نيروهاي دشمن كاملاً متوجه طرح‌هاي عملياتي نيروهاي ما در اين منطقه شده بود و براي مقابله با نيروهاي ما حداكثر امكانات خود را به منطقه نبرد سوسنگرد اختصاص داده بودند.

چنان كه از اسناد به دست آمده از دشمن بر‌مي‌آيد، در اوايل شهريور ماه علاوه بر نيروهايي كه قبلاً در اين منطقه بودند و در عمليات 5 مرداد ماه شركت كردند، تيپ 17 زرهي نيز به عنوان احتياط منطقه نبرد شمال كرخه و بستان تعيين گرديد و به اين تيپ مأموريت داده شد؛ به عنوان نيروي حمله متقابل در منطقه تيپ 26 زرهي لشكر 5 مكانيزه كه در شمال كرخه مستقر بود، آماده وارد عمل شدن گردد.

با اين شرايط در شمال رودخانه كرخه و در مقابل تیپ3لشكر 92 زرهي 2 تيپ زرهي دشمن قرار گرفت. چنين به نظر مي‌رسد كه عمده قواي دشمن در صحنه عمليات خوزستان متوجه منطقه نبرد سوسنگرد گرديد. بالاخره بعد از بررسي‌ها و طرح‌ريزي و گفتگوهاي زياد عمليات آفندي طرح‌ريزي شده براي غرب تپه  الله اکبر و غرب سوسنگرد در روز 11 شهريور ماه اجراء شد، اما به نتيجه مطلوبي نرسيد.

 گرچه در اسناد و مدارك در دسترس درباره چگونگي جريان اين نبرد مطالبي به دست نيامد، ولي چنين به نظر مي‌رسد كه عناصر لشكر 16 زرهي كه در جنوب كرخه پيشروي مي‌كرد، در همان دقايق اول با مقاومت سرسختانه دشمن مواجه گرديد و متوقف شد. اما تیپ3لشكر 92 زرهي كه در شمال كرخه پيشروي مي‌كرد در ساعات اول حمله توانست چند كيلومتري پيشروي كند.

در اين باره فرمانده اين تيپ كه سرهنگ زرهي ستاد هوشنگ بهرامي بود، اظهار كرده بود؛ حمله اين تيپ در مراحل اول نسبتاً خوب بود و عناصر اين تيپ موفق شدند به خاكريزهاي مقدم دشمن برسند و تلفات و خسارات سنگيني به نيروهاي دشمن در غرب تپه الله اکبر وارد نمايند، اما بعد از پيشروي حدود 5/2 تا 3 كيلومتر و انهدام عناصر تأميني دشمن با مواضع پدافندي اصلي دشمن مواجه شد و متوقف گرديد و ادامه پيشروي مقدور نشد.

در جنوب كرخه نيز عناصر لشكر 16 نتوانستند به سمت غرب پيشروي كنند، لذا جناح چپ (جنوبي) عناصر لشكر 92 زرهي بيش از پيش باز ماند و مورد تهديد و زير آتش‌هاي هدايت شده و ديدباني شده دشمن قرار گرفت. در اين حمله عناصري از تیپ3لشكر 92 زرهي تا موضع پدافندي اصلي دشمن كه در خاكريزي به نام عصا شكل بود پيشروي كرد، ولي در اين موقع پاتك سريع و شديد دشمن آغاز شد و تيپ نتوانست رخنه ايجاد شده را توسعه دهد و یگاني كه جلوتر رفته بود به عقب رانده شد. فقط يك تپه كوچك به نام تپه سبز در فاصله 800 متري خاكريز عصا شكل دشمن نگه‌داري شد كه يك نقطه ديدباني بسيار خوب براي هدايت و تنظيم تير روي مواضع نيروهاي دشمن بود.

يك گزارش از توپخانه لشكر 92 زرهي نشان مي‌دهد كه نبرد در شمال كرخه بسيار شديد شد. طبق اين گزارش توپخانه، اين لشكر در روز حمله يعني 11 شهريور تعداد 11869 گلوله توپ تيراندازي كرده و در روز 12 شهريور 1331 گلوله توپ مصرف شده است. اين مهمات مصرف شده در روز اول شامل 3200 گلوله توپ 105 تعداد 6354 گلوله توپ 155 و تعداد 504 گلوله توپ 175 و تعداد 1571 گلوله توپ 130 و تعداد 80 گلوله توپ 203 و تعداد 160 موشك توپخانه كاتيوشا 122 ميليمتري بوده است.

اين مقدار مصرف مهمات در  يك روز نبرد براي پشتيباني از يك تيپ در منطقه نبردي به عرض حدود پنج كيلومتر مقدار بسيار زيادي است و نشانگر آن است كه عكس‌العمل دشمن در مقابل حمله اين تيپ بسيار شديد بود و تهديد حمله متقابل دشمن سبب احساس خطر جدي در فرماندهان ما شده بود. به هر حال اين عمليات با تلفات نسبتاً سنگين نيروهاي خودي و دشمن بدون اخذ نتيجه مطلوب به پايان رسيد.

طبق اظهارات بعضي از فرماندهان یگان‌هاي لشكر 92 تلفات دشمن در اين نبرد 56 اسير، 22 دستگاه تانك 8 دستگاه نفربر و دو فروند بالگرد منهدم شده و بيش از 1500 نفر كشته و مجروح بوده و تلفات عناصر لشكر 92 زرهي در روز اول؛ 86 شهيد 370 نفر مجروح و در روز دوم 600 نفر مجروح بوده و 4 تانك و 5 دستگاه نفربر نيز منهدم گرديده بود. اين تلفات در مقايسه با نبردهاي ديگر بسيار سنگين بود.

 اما يك نكته برجسته از لحاظ نيروهاي ما اين بود كه در اين نبرد بسيار سخت، نيروهاي ما اسير ندادند و اگر هم بوده باشد، تعداد بسيار معدودي بوده است. نتيجه ناموفق نبرد 11 شهريور ماه براي لشكر 92 زرهي مشكلاتي ايجاد كرد. نظر به اين كه عناصر لشكر 16 زرهي نتوانستند به سمت غرب پيشروي كنند، جناح جنوبي اين لشكر بيش از پيش در معرض آتش‌باري دشمن قرار گرفت.

از جمله یگاني كه از عناصر اين لشكر تلفات سختي ديد، گردان 283 سوار زرهي بود كه در پوشش جناح جنوبي لشكر 92 در شمال كرخه پيشروي مي‌كرد و نيروهاي دشمن از پهلو ضربات سختي به اين گردان وارد كردند و به طوري كه لشكر 92 زرهي در 13 شهريور ماه گزارش داد؛ عناصر اين گردان از سه جهت زير آتش دشمن قرار گرفت و حدود 50 درصد استعداد رزمي موجود خود را از دست داد و اين لشكر از نيروي زميني درخواست كرد؛ تيپ 55 پياده را وادار كند در جنوب كرخه به سمت غرب پيشروي كند تا جناح جنوبي لشكر را تأمين كند.

مشكل ديگري كه براي لشكر 92 زرهي ايجاد شد، كمبود مهمات توپخانه بود. زيرا تقريباً تمام بار مبناي مهمات مصرف شده بود. در مقابل آن فقط 900 گلوله توپ 155 ميليمتري جايگزين گرديده بود. اين وضع سبب نگراني فوق‌العاده فرمانده لشكر گرديد. زيرا اگر در آن موقع دشمن اقدام به حمله به مواضع یگان‌هاي لشكر مي‌كرد، اين لشكر فاقد توپخانه پشتيباني بود و خطرات جدي براي نگهداري مواضع پدافندي ايجاد مي‌شد. لذا لشكر از فرماندهي مهمات نيروي زميني درخواست نمود به هر طريق ممكن حتي از طريق پشتيباني هوايي، مهمات لازم براي توپخانه اين لشكر به اهواز ارسال شود.

حال نظري به گزارش دشمن درباره نبرد 11 شهريور ماه در منطقه سوسنگرد مي‌افكنيم.

در يادآوري مطالب اسناد و مدارك به دست آمده از دشمن در صفحات گذشته يادآوري شد كه در تابستان سال 1360 بعد از عمليات الله اکبر، تيپ 26 زرهي لشكر 5 مكانيزه عراق در منطقه شمال شرقي بستان مستقر گرديد و در مقابل نيروهاي ما كه تپه الله اکبر را تصرف كردند، قرار گرفت. در هنگام حمله لشكر 92 زرهي در 11 شهريور ماه 1360 اين تيپ در مواضع پدافندي ياد شده مستقر بود و تيپ زرهي ابن‌الوليد (تيپ 12 لشكر 3 عراق) در آن موقع در منطقه تنگ چزابه و غرب بستان در احتياط سپاه 3 عراق قرار داشت. بنابراين در مقابل حمله تیپ3لشكر 92 زرهي ايران، تيپ 26 زرهي عراق مقاومت مي‌كرد كه خط پدافند آن شكسته شد. بعد از ايجاد رخنه در مواضع پدافندي تيپ 26، تيپ زرهي ابن‌الوليد در آن منطقه پاتك نمود. فرمانده اين تيپ تجزيه و تحليلي از اين عمليات كرده است كه خلاصه آن چنين است.

"تجزيه تحليل نبرد بستان در چهار (4) ايلول 1981 (13 شهريور ماه 1360) حمله متقابل در منطقه تيپ 26 زرهي به وسيله تيپ زرهي ابن‌الوليد"

تيپ 26 زرهي (عراق) در محور تنگ چزابه بستان الله اکبر با سه گردان در خط در خاكريزهاي احداثي با تكيه جناح جنوبي بر رودخانه كرخه پدافند مي‌نمود.

گسترش عناصر تيپ زرهي ابن‌الوليد قبل از حمله متقابل بدين قرار بود كه گردان تانك المتعصم در منطقه شيب گردان 3 مكانيزه و قرارگاه اصلي تيپ در شيب ، مستقر بود و گردان تانك قادسيه زير امر لشكر 9 زرهي و گردان تانك قتيبه در خبانه زير امر لشكر يك مكانيزه قرار داشت اطلاعاتي كه از دشمن (نيروهاي ايراني) رسيد حاكي از آن بود كه نيروهاي ايراني در محور الله اکبر بستان تنگ چزابه و دهلاويه سابله فنيخي حمله خواهند كرد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده