آب و آتش(28)
سهند، اسطوره مقاومت (بخش یکم) ناخدا سوم باز نشسته نادر مبارکی 0400 صبح روز29 فروردین سال1368، مصادف با اولین روز ماه مبارک رمضان، نگهبان میز پاس بودم. مسعود عباسچی یکی از کارکنان ناو که از مرخصی برگشته بود، وارد ناو شد، با دیدن او از جایم بلند شدم و او را در آغوش گرفتم و به شوخی به او گفتم: مسعود از ترس موشک باران تهران فرار کردی؟!

 او که بچه تهران بود در جوابم گفت:

 « قسمت و اجل آدم در هر کجا مقدر شده باشد در همان جا به وقوع خواهد پیوست، چه در تهران ، چه در خلیج فراس.» از هم جدا شدیم، او رفت و من هم که مدت نگهبانی ام به پایان رسیده بود پست نگهبانی خود را تعویض کردم و بعد از خوردن سحری برای استراحت به خوابگاه ناو رفتم.

حوالی ساعت0800 صبح مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: « یک مأموریت فوری برای ناو مشخص شده است، سریع آماده شو!»  در آن زمان ناو ما برای پاره ای از تعمیرات از دریا به اسکله برگشته بود و در اسکله به سر می برد. افسر رسته پس از دریافت پیام، بلافاصله ما را در سینۀ ناو جمع کرد و خبر این مأموریت را بدون اشاره به جزئیات آن به ما داد.

با شنیدن خبر مأموریت حساس، شور و شعف خاصی در میان بچه ها به وجود آمد، بعضی دوست داشتند با خانواده های شان خداحافظی کنند، برخی دیگر خانواده و همه چیز خود را فراموش کرده بودند و فقط به مسلح و آماده کردن ناو فکر می کردند. گویی به همۀ آنها الهام شده بود که آن روز، روز دیگری است.  شهید صفرزایی روبه افسر رسته کرد و گفت:

«چرا حقیقت را به ما نمی گویی، یک دفعه بگو می خواهیم برویم شهید بشویم.  ما که آمادگی برای شهادت داریم، فقط اجازه بدهید که بریم آخرین خداحافظی خودمان را با خانواده هایمان انجام دهیم.»

 افسر رسته در جوابش گفت: «نه! اینجوری نیست، شما چرا اینجوری فکر می کنید؟»

 سرانجام مقدمات آماده سازی ناو تمام شد و ناو حوالی ساعت1200 از اسکله جدا شد. حدود1330، افسر رسته و فرمانده ناو، مأموریت ما را به صورت واضح و دقیق اعلام کردند. در ناو حالت جنگی اعلام شده بود. به ما خبر دادند ناوچۀ جوشن از منطقۀ دوم دریایی بوشهر در درگیری با ناوگان پنچم آمریکا منهدم و در دریا غرق شده است.

ریشۀ این درگیری و تعرض آمریکا این بود که یک کشتی نفتی کویتی که در همروی ناوهای آمریکایی بود در برخورد با مین دریایی که آن را از طرف ایران می دانستند خسارت زیاد دیده بود و آمریکایی ها برای فروکش ساختن این عصبانیت و وارد ساختن ضربۀ متقابل به ایران به اسکله های نفتی حمله کرده و اسکلۀ رشادت را به آتش کشیده بودند.

 از طرف دیگر ناوچۀ جوشن که برای دفاع از اسکله و منابع نفتی ایران به منطقه رفته بود، مورد تعرض و حملۀ ناوگان پنجم آمریکا قرار گرفته و در دریا غرق شده بود. خبر تعرض ناو های آمریکایی به منابع نفتی ایران و غرق شدن ناوچۀ جوشن، حس انتقام جویی را در دل بچه های ناو شعله ور ساخت…

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده