نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و هشتم: بنابراين در سال اول جنگ نيروهاي خلقي عراقي در مقايسه با نيروهاي مردمي ما حداقل قسمتي از وظايف منطقه نبرد را به عهده داشتند و توانايي ارتش عراق را بالا ميبردند. ضمن اين كه ارتش عراق از آغاز جنگ شروع به تبديل تيپهاي پياده گارد مرزي به تيپها و لشكرهاي رزمي كرد. در همان سال اول جنگ لشكرهاي 11 و 14 پياده را تكميل نمود و مقدمات لشكر 15 پياده را نيز آغاز كرد. البته اين امكانات براي ارتش عراق از سالها قبل فراهم شده بود.

به هر حال طبق معمول روش و تاكتيك دشمن، از روز نهم مرداد تلاش‌هاي آفندي دشمن در منطقه طراح به كلي متوقف و نبرد تدافعي و تبادل آتش توپخانه، تدبير عمومي هر دو طرف متخاصم در جبهه مورد بحث گرديد و عناصر لشكر 16 زرهي به احداث خاكريزهاي مناسب‌تر و ايجاد میدان مين و موانع و تهيه سنگرهاي انفرادي و اجتماعي پرداختند. اما اين امر مهم با سرعت كافي انجام نمي‌شد. چنان كه نماينده لشكر در روز 13 مرداد يعني هشت روز بعد از عمليات از منطقه نبرد طراح بازديد كرد و گزارش داد: هنوز تحكيم منطقه هدف كامل نشده و خاكريزهاي لازم به ويژه در جناحين منطقه تیپ3  زرهي احداث نگرديده است. اين وضع نمونه‌اي از ضعف تلاش مهندسي نيروهاي ما در جنگ تحميلي بود و اگر تلاشي هم انجام مي‌گرفت، معمولاً به وسيله جهاد سازندگي بود زيرا اصولاً واحدهاي ارتش فاقد وسايل سنگين مهندسي كافي و كارآيي لازم براي عمليات احداث خاكريز و جاده‌سازي بودند.

نكته حائز اهميت در كليه نبردها از جمله نبرد 5 مرداد ماه در جبهه طراح، نسبت پائين تلفات نيروهاي ما بود كه نسبت به دشمن خيلي كم بود. به عنوان نمونه طبق گزارشي كه فرمانده گردان 207 تانك درباره تلفات اين گردان در عمليات ياد شده كرد، تلفات اين گردان 8 نفر شهيد (5 نفر سرباز 2 نفر درجه‌دار و يك نفر دانش‌آموز) و 18 نفر مجروح (يك افسر، 6 درجه‌دار و 11 نفر سرباز) بوده و خسارات وارده نيز يك دستگاه تانك منهدم، يك دستگاه تانك آسيب ديده و انهدام يك دستگاه تانكر آب بوده است. در اين عمليات نيروهاي ما اسير ندادند، در صورتي كه جمع كل اسراي دشمن در اين عمليات 197 نفر اعلام گرديد.

مسئله احداث خاكريز، مشكلي براي تیپ3 و لشكر 16 به وجود آورد و كار به گله و شكايت كشيد. فرمانده تيپ در 16 مرداد گزارشي از عدم پيشرفت فعاليت مهندسي به لشكر داد و اظهار نمود: در مدت 10 روز گذشته واحد مهندسي عمل مهمي انجام نداده و  عدم پيشرفت احداث خاكريز و مواضع مناسب براي پرسنل و تجهيزات سبب افزايش تلفات و خسارات در مقابل آتش‌هاي توپخانه دشمن گرديده است. از لشكر درخواست كرد؛ فعاليت واحد مهندسي زير امر تيپ را بررسي كند و درباره اين واحد تصميم مناسب بگيرد.

به هر حال از اواسط مرداد ماه جبهه نبرد جنوب محور حميديه سوسنگرد در 500 تا 2500 متري شمال کرخه‌کور تثبيت گرديد.

از 17 مرداد ماه فعاليت عمليات آفندي محدود تیپ3 زرهي با اعزام گشتي‌هاي رزمي به منطقه اشغالي دشمن آغاز شد. اما بعد از اين كه هيجان موفقيت حمله 5 مرداد ماه فروكش كرد و وضعيت ركود پدافندي بر جبهه مورد بحث حكم‌فرما شد، فرمانده تیپ3 زرهي  احساس خستگي در پرسنل یگان‌هاي تيپ كرد و از لشكر درخواست نمود اين تيپ براي استراحت و تجديد سازمان با یگان ديگر تعويض شود يا حداقل گردان 207 تانك تيپ 2 زرهي در زير امر آن تيپ باقي بماند تا به نوبت واحدهاي در خط مقدم تعويض شوند و در منطقه احتياط تيپ استراحت و تجديد سازمان نمايند. ضمناً فرمانده تيپ اعلام كرد عرض جبهه تيپ حدود 17 كيلومتر است و با سه گردان سازماني قابل پوشش نيست و براي پوشش مطمئن جبهه تيپ، یگان رزمي بيشتري لازم است. اما در آن شرايط یگان ديگري در اختيار لشكر نبود كه بتواند مأمور آن جبهه نمايد و اگر قسمتي از منطقه را آب فرا نگرفته بود، قطعاً لشكر 16 براي پدافند در منطقه حميديه سوسنگرد با مشكلات كمبود شديد نيرو مواجه مي‌گرديد. براي درك اين وضعيت دستورالعملي كه فرمانده لشكر 16 در 17 مرداد ماه به تیپ3 زرهي براي تحكيم مواضع داده، نمونه بارزي است.

در قسمتي از اين دستورالعمل چنين آمده است «در بازديدهايي كه از منطقه مسئوليت تيپ 2 زرهي به عمل آمد تلاش عناصر تيپ بسيار خوب و قابل تحسين بوده است. نواقصي وجود داشته كه چنين است: خاكريزها نياز به تقويت دارند، سمت چپ مواضع كه گروه نامنظم مستقر است (سمت شرقي) نياز به تقويت دارد، با يك دستگاه تانك و يك قبضه تفنگ 106 آن‌را تقويت كنيد. در اطراف منطقه آب‌گرفته، حداقل سه پست ديده‌باني برقرار شود. در سمت راست مواضع و در ديدگاه‌ها و سنگرهاي گرفته شده از دشمن حداقل يك دسته مكانيزه مستقر شود و از نفوذ احتمالي دشمن جلوگيري گردد.»

ملاحظه مي‌گردد كه برقراري تأمين جناحين منطقه پدافندي يك تيپ، با يك قبضه تفنگ 106 يا يك دسته مكانيزه انجام مي‌گرفته و در اين باره قرارگاه لشكر دخالت مي‌كرده است، در حالي كه اين امر وظيفه گروهان و دسته است. اما شرايط به نحوي بود كه اين روش كنترل و فرماندهي را ايجاب مي‌كرد و كمبود توان رزمي اين روش را الزامي مي‌نمود.

بعد از تثبيت مواضع پدافندي، طبق خصوصيات عمليات پدافندي، نگراني از ضعف جبهه نبرد ايجاد شد و براي تقويت مواضع الزاماً به همان نيروي آب توجه شد و سرازير شدن آب رودخانه كرخه به جنوب جاده حميديه سوسنگرد افزايش داده شد و قسمت بيشتري از منطقه به ويژه در محور ساحل کرخه‌کور را آب فرا گرفته و ارتفاع آب در منطقه آب‌گرفته بالا آمد و امكان عبور عوامل نفوذي دشمن از بين رفت. اما اين امر براي عناصر خودي نيز مشكلاتي را فراهم كرد و تعدادي ازسنگرهاي واحدها گسترش يافته در خط مقدم را آب فرا گرفت و كارهاي مورد نياز مهندسي افزايش يافت.

در تمام عمليات آفندي كه نيروهاي ما اجراء مي‌كردند، بعد از خاتمه عمليات يك مشكل بر مشكلات ديگر اضافه مي‌شد و آن عبارت بود از اين كه بعد از اجرای هر حمله، یگان‌هاي حمله‌ور در همان منطقه نبرد درگير مي‌شدند. به نحوي كه رها كردن آن‌ها به منظور تشكيل احتياط يا كاربرد در عمليات ديگر امكان‌پذير نمي‌شد. چنان كه بعد از عمليات دي ماه در کرخه‌کور لشكر 16 زرهي و حتي تيپ 55 پياده در منطقه سوسنگرد درگير شده و در عمليات الله اکبر با وسيع شدن اين منطقه نبرد، درگيري واحدهاي مستقر در آن، شدت بيشتري يافت. بعد از عمليات طراح، قسمتي از تيپ زرهي احتياط نيروي زميني در منطقه اهواز سوسنگرد نيز در مواضع پدافندي درگير شد. در نتيجه در تمام صحنه عمليات خوزستان، فقط يك گروه رزمي كه استعداد يك تيم گروهاني را داشت، در منطقه عملياتي دزفول به عنوان احتياط نيروي زميني در دسترس بود و در منطقه عملياتي اهواز سوسنگرد و آبادان ماهشهر نيز احتياط نيروي زميني، باقي مانده عناصر تيپ 2 لشكر 92 زرهي بود كه حدود يك گروه رزمي گرداني بود. در رده لشكرها نيز واحد احتياط قابل ملاحظه‌اي وجود نداشت.

لذا چنان چه نيروي زميني هرگونه طرح آفندي را تهيه مي‌كرد، الزاماً واحد احرائي آن، همان واحدهاي در خط و درگير با دشمن بودند. اگر جبهه جديدي باز مي‌شد ديگر یگاني در دسترس نيروي زميني نبود تا بتواند پاسخگوي تهديدات جديد دشمن گردد. اثرات اين كمبود را در وضعيت لشكر 16 زرهي بعد از عمليات طراح مي‌توان مشاهده كرد. گفتيم كه بعد از عمليات طراح نيروي زميني به لشكر 16 زرهي دستور داد، گردان تانك اعزامي تيپ 2 احتياط نيرو را رها كند. به علاوه قبل از اين عمليات نيروي زميني به لشكر 16 زرهي دستور داده بود يك گروه رزمي گرداني از عناصر تيپ يك زرهي را به منطقه دزفول اعزام كند. لشكر 16 درباره چگونگي امكان اجرای اين دستورات در 18 مرداد چنين گزارش داد:

نيروي زميني دستور داده است؛ گردان 207 تانك تيپ 2 زرهي لشكر 92 زرهي از زير امر لشكر 16 رها شود و به منطقه احتياط نيرو برگردد و گردان 220 تانك تيپ يك لشكر 16 زرهي به منطقه دزفول اعزام شود. در اين باره وضع چنين است كه بعد از عمليات موفقيت‌آميز طراح، هنوز وضعيت پدافندي اين منطقه تحكيم نشده و حداقل، فشار توپخانه دشمن هم‌چنان ادامه دارد و هر روز تلفاتي به نيروهاي ما وارد مي‌سازد. به علت تهديدات موجود دشمن، از گروه رزمي 220 كه احتياط لشكر بود، يك تيم گروهاني به غرب سوسنگرد و يك تيم ديگر به منطقه فرسيه (شمال کرخه‌کور) اعزام شده و بقيه گروه رزمي 220 به استعداد ده دستگاه تانك و يك دسته تانك و يك دسته مكانيزه به عنوان احتياط لشكر در منطقه ساچت گسترش يافته است.

 در ادامه اين گزارش، فرمانده لشکر درخواست كرده است كه از تغيير مكان گروه رزمي 220 آن لشكر به منطقه دزفول صرف نظر شود و گردان 207 تانك تيپ 2 لشكر 92 زرهي نيز حداقل يك هفته ديگر در منطقه عملياتي غرب حميديه باقي بماند تا مواضع پدافندي كامل مستحكم شود و بعد اين گردان رها گردد.

 با توجه به اين گزارش لشكر 16 زرهي، ملاحظه مي‌شود كه استعداد رزمي نيروهاي ما حتي از حداقل مورد نياز نيز كمتر بود. چنان كه در همان موقع در مقابل لشكر 16 زرهي ما لشكر 9 زرهي با سه تيپ سازماني به علاوه شش تيپ غير سازماني (تيپ‌هاي: يك زرهي لشكر 10 زرهي ، 19 پياده لشكر 7 پياده ، 30 مكانيزه لشكر 6 زرهي ، 10 زرهي مستقل ، 31 نيروي مخصوص و 26 زرهي لشكر 5 مكانيزه ) گسترش داشتند. به علاوه از سه تيپ زرهي سازماني لشكر 16 زرهي يك تيپ آن در غرب شوش و در تنگ رقابيه درگير بود و به جاي آن يك تيپ پياده دو گرداني (55 پياده هوابرد) به اين لشكر واگذار شده بود.

 يعني از نظر مقايسه توان رزمي نسبي، نيروهاي دشمن حدود سه برابر نيروهاي ما بودند. با اين وجود رزمندگان ما با دلاوري و جان‌بازي در مقابل دشمن متجاوز ايستادگي مي‌كردند و حتي آن‌ها را وادار به عقب‌نشيني هم مي‌نمودند. نكته لازم به يادآوري چگونگي حضور نيروهاي مردمي در صحنه عمليات بود. گرچه اين نيروهاي مردمي از نظر كارآيي رزمي در عمليات تهاجمي از ارزش بسيار بالايي برخوردار بودند، اما معمولاً در عمليات پدافندي كمتر شركت مي‌كردند و استعداد رزمي آن‌ها در حدود گروهان پياده بود كه فقط مجهز به سلاح سبك و ضد تانك بودند و نمي‌توانستند در جبهه عريضي مسئوليت پدافندي را بر عهده بگيرند. از طرف ديگر نيروهاي عراقي نيز افراد جيش‌الشعبي را به همراه داشتند. گرچه كارآيي رزمي آن‌ها به هيچ وجه قابل مقايسه با نيروهاي مردمي ما نبود. اما به هر حال اين عده كه فقط در منطقه عملياتي لشكر 9 زرهي عراق بيش از 900 نفر بود. كارهايي را در منطقه نبرد انجام مي‌داد و در پشتيباني واحدهاي ارتشي قرار داشت.

بنابراين در سال اول جنگ نيروهاي خلقي عراقي در مقايسه با نيروهاي مردمي ما حداقل قسمتي از وظايف منطقه نبرد را به عهده داشتند و توانايي ارتش عراق را بالا مي‌بردند. ضمن اين كه ارتش عراق از آغاز جنگ شروع به تبديل تيپ‌هاي پياده گارد مرزي به تيپ‌ها و لشكرهاي رزمي كرد. در همان سال اول جنگ لشكرهاي 11 و 14 پياده را تكميل نمود و مقدمات لشكر 15 پياده را نيز آغاز كرد. البته اين امكانات براي ارتش عراق از سال‌ها قبل فراهم شده بود.

 نيروهاي مسلح عراق در آغاز جنگ علاوه بر 12 لشكر سازمان يافته، داراي قريب 60 تيپ مستقل پياده و گارد مرزي بود كه مي‌توانست به 20 لشكر پياده تبديل شود. چنان كه در طول زمان جنگ به همين نحو عمل شد. در زمان نگارش اين مطالب ارتش عراق حدود 30 لشكر سازمان يافته داشت. در حالي كه نيروي زميني ايران علاوه بر هشت لشكر كه در آغاز عمليات داشت فقط توانست دو تيپ مستقل 23 نيروهاي ويژه و 84 پیاده را با تقويت‌هايي اسماً به لشكر تبديل كند و دو تيپ مستقل اسمي به نام تیپ30 گرگان و تيپ 40 سراب و يك لشكر اسمي به نام لشكر 58 ذوالفقار تشكيل دهد.

البته لازم به يادآوري است كه كمبود واحدهاي ارتش‌ را در جنگ تحميلي سپاه پاسداران و نيروهاي بسيج مردمي تأمين كردند. از آغاز سال دوم جنگ واحدهاي پاسدار و بسيج شكل سازماني شبه نظامي به خود گرفتند و ابتدا به صورت گروهان و گردان و بعد تيپ و لشكر وارد میدان‌هاي نبرد شدند. ولي نظر به اين كه اسناد و مدارك رسمي از چگونگي تشكيل اين گونه واحدهاي مردمي در هنگام نگارش اين مطالب در دسترس ما نبود، از بيان جزئيات اين مسئله خودداري گرديد.

مرحله يكم عمليات طراح با شرحي كه بيان شد در دهه دوم مرداد ما ه 1360 تكميل گرديد. اين عمليات سبب شد كه توجه مقامات بالاي تصميم‌گيري نيروهاي مسلح ايران بيش از پيش به اين منطقه جلب شود. بدين سبب ستاد مشترك و نيروي زميني به قرارگاه عملياتي جنوب و لشكر 16 زرهي تأكيد مي‌كردند كه با حركت تدريجي نيروهاي دشمن را از تمام مناطق شمالي کرخه‌کور به سمت جنوب عقب براند و سرپلي در جنوب کرخه‌کور تصرف و تأمين نمايد تا مبنايي براي عمليات آفندي بعدي به سمت جنوب براي عقب راندن نيروهاي دشمن از منطقه نبرد اهواز سوسنگرد باشد. چنان كه در 18 مرداد ماه فرمانده نيروي زميني درباره استقرار عناصر باقي مانده دشمن در شمال کرخه‌کور نظرياتش را به لشكر 16 زرهي چنين اعلام كرد كه به هيچ وجه ابقاء عناصري از دشمن در شمال کرخه‌کور مورد پذيرش نمي‌باشد و لشكر 16 زرهي مأموريت دارد به هر نحو ممكن تمام نيروهاي دشمن را به جنوب آن رودخانه عقب براند.

  براي اجرای اين مأموريت، از لشكر خواسته شد هر چه سريع‌تر طرح‌هاي عملياتي را تهيه و براي اجراء آماده سازد. در اجرای اين دستور، لشكر 16 زرهي در 20 مرداد ماه به تیپ3  زرهي ابلاغ كرد؛ طرح ادامه حمله به شمال کرخه‌کور را تهيه كند و آماده اجرای آن گردد. در اين دستور عناصر حمله‌ور همان یگان‌هاي مستقر در مواضع پدافندي منظور شده بود. زيرا لشكر یگان ديگري در اختيار نداشت، تا از مواضع پدافندي عبور كند و به سمت جنوب حمله نمايد. ضمن اين كه عملاً لشكر در دو جبهه جنوبي و غربي پدافند مي‌كرد و درگيري‌هاي لشكر 16 در غرب سوسنگرد مشكلاتي را براي وي فراهم آورده بود. از عناصر لشكر، تيپ يك زرهي و تيپ 55 پياده هوابرد در غرب سوسنگرد درگير بودند به علاوه محور هويزه سوسنگرد نيز خود تهديدي براي لشكر بود كه با يك گروه رزمي از آن محور دفاع مي‌شد.

با توجه به منطقه مسئوليت لشكر 16 در دو جبهه غرب و جنوب، فرمانده لشكر مجبور بود ضمن حفظ مواضع پدافندي در تمام طول جبهه در هر زمان و مكان مناسب در غرب سوسنگرد و يا در شمال کرخه‌کور عمليات آفندي محدود را طرح‌ريزي و اجراء كند و به دشمن اجازه ندهد مواضع خود را بيش از بيش تحكيم نمايد.

در اين شرايط تلاش اصلي به عهده لشكر 16 زرهي قرار گرفته بود، در حالي كه لشكر 92 زرهي نيز در آن منطقه بود، ولي فشاري را متحمل نمي‌شد. زيرا تيپ1 آن لشكر در جنوب غربي اهواز به حالت ثابت در مواضع پدافندي درآمده بود و تیپ3 در تپه الله اکبر تحرك خود را از دست داده بود و تيپ 2 نيز عنوان احتياط را پيدا كرده بود كه عملاً بعد از عمليات دي ماه 1359 فعاليتي از خود نشان نداده بود و مأموريتي به آن واگذار نشده بود. فقط در عمليات طراح يك گروه رزمي از آن تيپ به عنوان احتياط در دسترس لشكر 16 زرهي قرار گرفت. در حالي كه در طرح عملياتي قرارگاه جنوب به لشكر 92 زرهي نيز مأموريت داده شده بود، در غرب تپه الله اکبر پيشروي كند و معبر جابر همدان را تصرف و تأمين نمايد. اما لشكر 92 نتوانسته بود اقدام جدي براي اجرای اين مأموريت به عمل آورد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده