نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و هفتم: ادامه عمليات در منطقه اهواز، سوسنگرد با وجود اين همه كمبود وسايل و تجهيزات و مشكلات، رزمندگان ما با ايثار و از جانگذشتگي و احساس مسئوليت در مقابل ملت و تاريخ ايران نهايت تلاش خود را به كار ميبردند؛ تا با حداكثر استفاده از مقدورات موجود دشمن تا دندان مسلح را كه با برتري تجهيزاتي فوقالعاده به حريم مكتبي و ملي ما تجاوزكرده بود، پاسخ دندانشكني بدهند و نمونه آنرا در همين عمليات پاسخ دادند. چنان كه در بيان اسناد و مدارك دشمن اشاره كرديم، چهار تيپ مجهز دشمن نتوانست يك تيپ ما را حتي يك قدم عقب براند و با دادن بيش از يكصد نفر اسير و صدها كشته و مجروح، مجبور به عقبنشيني گرديد. قبل از پرداختن به ادامه مطالب، شايد بيلطف نباشد مشاهدات خودم را (نگارنده) ازاين جبهه بيان كنم.

با شكستي كه نيروهاي متجاوز عراق با تك روز هفتم مرداد ماه در منطقه جنوب غربي حميديه و حوالي کرخه‌کور خوردند، وضعيت مواضع نيروهاي ما در اين منطقه با حفظ مناطق تصرف شده جديد تثبيت گرديد كه به طور كلي بدين قرار بود؛ در جنوب غربي اهواز منطقه نبرد تغييري نكرد. در جاده حميديه سوسنگرد نيروهاي ما قسمتي از كرانه شمالي کرخه‌کور را از اشغال دشمن خارج كردند، ولي در قسمتي دشمن نتوانست مواضع خود را در شمال رودخانه حفظ كند. در غرب هويزه و سوسنگرد نيروهاي ما تلاش‌هايي براي پيشروي به سمت غرب كردند، ولي موفقيتي به دست نياوردند و خط پدافندي مانند قبل در امتداد آبادي حاجيه تا برديه و شرق دهلاويه حفظ شد. در شمال رودخانه كرخه و منطقه پدافندي تیپ3لشكر 92 زرهي نيز تغييراتي به وجود نيامد.

لازم به يادآوري است كه قسمتي از منطقه جنوب جاده حميديه سوسنگرد تا کرخه‌کور را آب فرا گرفته و به صورت مانع غير قابل عبوري بين نيروهاي ما و نيروهاي دشمن در شمال رودخانه کرخه‌کور بود.

منطقه نبرد جنوب غربي اهواز در ماه‌هاي مرداد و شهريور  نيز مانند ماه‌هاي گذشته غير فعال بود و مانع آبي كه بين نيروهاي دو طرف متخاصم ايجاد شده بود، امكان مانور را از هر دو طرف سلب كرده بود. در اين منطقه نبرد، فقط عناصر نفوذي نيروهاي ما گاه‌گاهي با قايق از رودخانه كارون عبور مي‌كردند و مزاحمت‌هايي براي نيروهاي عراقي ايجاد مي‌نمودند. اين عمليات نفوذي سبب شد؛ نيروهاي عراقي از رودخانه كارون فاصله بگيرند و مواضع پدافندي خود را به حوالي محور اهواز خرمشهر كه به طور متوسط 10 كيلومتر از كرانه غربي رودخانه فاصله داشت، متكي سازند و فقط عناصر تأميني خود را در مواضعي جلوتر مستقر نمايند. چنان كه در اسناد و مدارك دشمن كه در مطالب قبلي بيان شد به اين حالت اشاره شده است.

اما منطقه نبرد کرخه‌کور و غرب سوسنگرد و تا حدودي غرب تپه الله اکبر هم‌چنان فعال بود و در ادامه نبرد 5 تا 7 مرداد ماه لشكر 16 زرهي به تیپ3 زرهي دستور داد به هر نحو مقدور تلاش كند؛ تمام كرانه شمالي کرخه‌کور را از اشغال دشمن خارج سازد و با همكاري نيروهاي مردمي رده تأميني منطقه پدافندي را در كرانه کرخه‌کور مستقر نمايد. اما متأسفانه مشكلات و كمبودهاي نيروهاي ما روز به روز بيشتر مي‌شد، زيرا جايگزيني تلفات و ضايعات به استثناي سرباز وظيفه امكان‌پذير نبود. لذا از نظر نيروي انساني هر افسر و درجه‌دار كادر ثابت كه شهيد يا مجروح مي‌گرديد و از صحنه نبرد خارج مي‌شد، ديگر جايگزيني نداشت و وسايل و تجهيزات نيز به همين نحو بود.

در اين‌باره متن يك پيام مبادله شده بين قرارگاه لشكر 16 زرهي با تیپ3آن لشكر مي‌تواند چگونگي اين وضعيت اسفبار را روشن كند.

در تاريخ هشتم مرداد ماه، قرارگاه لشكر در يك پيام درباره يك دستگاه آمبولانس به تیپ3زرهي چنين نوشته است: « گردان 227 تانك درباره رها كردن تنها آمبولانس قرارگاه لشكر كه جهت كمك به تخليه مجروحين در روز 7/5/60 به آن یگان فرستاده شد خودداري مي‌نمايد، با توجه به اين كه راننده آن آمبولانس راننده نفربر فرماندهي نيز مي‌باشد، دستور فرماييد درباره رها ساختن آمبولانس مذكور اقدام نمايند.                امضاء فرمانده لشكر – سرهنگ ستاد لطفي.»    

 

با يك نگرش دقيق به اين پيام، وضعيت ضعيف توان رزمي نيروهاي ما مشخص مي‌گردد. لازم به توضيح است كه هر گردان رزمي ما از نظر سازماني يك دسته بهداري داشت و اين دسته بهداري بايستي چند دستگاه آمبولانس در اختيار مي‌داشت. ولي كمبودها به جايي رسيده بود كه حتي گردان بهداري لشكر نيز كه يك گروهان بهداري براي هر تيپ سازماني لشكر در اختيار داشت، نتوانسته بود يك دستگاه آمبولانس به گردان 237 تانك بدهد و اجباراً يك دستگاه آمبولانس قرارگاه لشكر به آن گردان داده شده بود. اين وضع نمونه‌اي از توانايي رزمي نيروهاي ما در اين نبرد بود.

نمونه ديگر وضع مهمات بود. در همان روز هشتم مرداد ماه لشكر 16 زرهي درباره صرفه‌جويي در مصرف مهمات توپخانه دستور به یگان‌ها داده است كه خلاصه آن چنين است: « پيرو دستورات قبلي، مجدداً تأكيد مي‌گردد؛ در مصرف مهمات توپخانه 155 ميليمتري صرفه‌جويي كامل به عمل آيد و گردان‌هاي توپخانه 155 ميليمتري تلاش كنند تيراندازي را به حداقل برسانند و در صورت لزوم به جاي توپخانه 155 ميليمتري از آتش توپخانه‌هاي 130 و 175 ميليمتري و هم‌چنين از آتش جنگ‌افزارهاي تير مستقيم و خمپاره‌اندازها استفاده شود.»

 باز لازم به توضيح است كه توپخانه اصلي لشكرهاي زرهي توپ 155 ميليمتري بود و هر لشكر زرهي، چهار گردان از اين نوع توپخانه داشت كه هر گردان 18 قبضه و جمعاً لشكر 72 قبضه توپ 155 ميليمتري داشت. در صورتي كه توپخانه 130 و 175 ميليمتري جزو گروه‌هاي توپخانه و بسيار محدود بود. در تمام ارتش ايران فقط سه گردان 175 ميليمتري جمعاً با 36 قبضه توپ 175 ميليمتري وجود داشت. و گردان‌هاي 130 ميليمتري نيز حدود دو برابر 175 ميليمتري بود. در منطقه عمليات سوسنگرد، فقط يك گردان 175 و يك گردان 130 ميليمتري مستقر بود كه هم از لشكر 16 و هم از لشكر 92 زرهي پشتيباني مي‌كرد. با اين وضع طبيعي بود كه اين گردان‌ها نمي‌توانستند منطقه آتش سه گردان توپخانه 155 ميليمتري سازماني لشكر را كه در منطقه سوسنگرد مستقر بود، پرنمايند.

البته لازم به يادآوري است كه مصرف مهمات در تمام ارتش‌هاي جهان حتي ارتش‌هاي ابرقدرت‌ها با محدوديت‌هايي مواجه مي‌گردد. زيرا علاوه بر مسئله موجود بودن يا نبودن مهمات، حمل‌و‌نقل آن و رساندن به واحدهاي خط مقدم جبهه مشكلاتي را فراهم مي‌كند و مدت زيادي زمان براي تدارك مورد نياز لازم مي‌باشد كه درباره وضعيت مهمات واحدهاي ما هم مشكل فوق‌العاده كمبود وجود داشت و هم رساندن آن از انبارهاي نقاط داخلي كشور، يا خريدار از كشورهاي خارجي و رساندن آن به بنادر ايران و حمل آن از بنادر خليج فارس به خطوط مقدم جبهه مشكلات فراواني داشت كه از جمله مشكلات كمبود تريلرها و كانتينرهاي مهمات بود.

نمونه ديگر از وضعيت ضعيف توان رزمي نيروهاي ما تعداد تانك‌هاي باقي مانده واحدهاي زرهي بود. قبلاً اشاره كرديم كه براي تقويت تيپ 55 پياده، سه دستگاه تانك از تانك‌هاي تیپ3زرهي به تيپ 55 مأمور شده بود. فرمانده تیپ3در روز هشتم مرداد گزارش داد؛ هفت دستگاه تانك از گردان‌هاي 207 و 227 و 224 تانك در عمليات جاري آسيب ديده و از لشكر درخواست جايگزيني آن‌ها را كرد. لشكر دستور داد؛ سه دستگاه تانكي كه در زير امر تيپ 55 قرار داده بود، از آن تيپ بازپس گرفته شود و به تیپ3زرهي برگردانده شود تا جايگزين تعدادي از تانك‌هاي آسيب ديده شود. همان گونه كه ملاحظه مي‌شود اين امر با تضعيف تيپ 55 كه در شرق دهلاويه پدافند مي‌كرد، انجام گرفت. زيرا لشكر و نيروي زميني ايران تانكي در اختيار نداشت تا جايگزين تانك‌هاي آسيب ديده كنند.

با وجود اين همه كمبود وسايل و تجهيزات و مشكلات، رزمندگان ما با ايثار و از جان‌گذشتگي و احساس مسئوليت در مقابل ملت و تاريخ ايران نهايت تلاش خود را به كار مي‌بردند؛ تا با حداكثر استفاده از مقدورات موجود دشمن تا دندان مسلح را كه با برتري تجهيزاتي فوق‌العاده به حريم مكتبي و ملي ما تجاوزكرده بود، پاسخ دندان‌شكني بدهند و نمونه آن‌را در همين عمليات پاسخ دادند. چنان كه در بيان اسناد و مدارك دشمن اشاره كرديم، چهار تيپ مجهز دشمن نتوانست يك تيپ ما را حتي يك قدم عقب براند و با دادن بيش از يك‌صد نفر اسير و صدها كشته و مجروح، مجبور به عقب‌نشيني گرديد. قبل از پرداختن به ادامه مطالب، شايد بي‌لطف نباشد مشاهدات خودم را (نگارنده) ازاين جبهه بيان كنم.

من در روز هفتم مرداد ماه يعني همان روز پاتك دشمن، براي بازديد منطقه نبرد رفتم. البته نظر به اين كه من از قرارگاه نيروي زميني كه در دزفول بود، حركت كردم حدود ساعت 0900 به منطقه طراح رسيدم. در آن موقع ازشدت نبرد كاسته شده بود ولي تبادل آتش توپخانه و تانك ادامه داشت. منطقه نبرد يك منطقه كاملاً صاف و همواري بود كه برجستگي‌هاي زمين محدود به خاكريزهاي احداثي خودي و دشمن يا افراد محلي در قبل از جنگ بود.

 همان گونه كه در شرح وقايع بيان شد واحدهاي ما نتوانسته بودند كاملاً به كرانه شمالي کرخه‌کور برسند اما از محلي كه ما منطقه را نظاره مي‌كرديم، کرخه‌کور تشخيص داده مي‌شد و مسافت در حدود 500 متر بود و زمين اين منطقه كاملاً صاف بود به نحوي كه ديدبان توپخانه لشكر 16 زرهي در پشت تل خاكي كه كمتر از يك متر ارتفاع داشت و حالت حلقه چاهي را داشت موضع ديدباني انتخاب كرده بود و جالب اين كه شخص فرمانده توپخانه لشكري (سرهنگ هوشيار) در اين موضع ديدباني مي‌كرد و هدايت آتش و تنظيم تير مي‌نمود.

 اين؛ نمونه‌اي از روحيه رزم‌جويي رزمندگان ما بود كه من در آن روز در تمام منطقه نبرد به وضوح مي‌ديدم. در میدان نبرد جلوي مواضع نيروهاي ما تعدادي تانك و نفربر و خودروهاي چرخ‌دار دشمن در حال سوختن بودند. از دو نقطه دود بسيار غليظي برمي‌خواست كه نشانه آتش گرفتن خودرو سوخت يا تانك و نفربر بود.

نيروهاي دشمن عموماً به حوالي كرانه جنوبی کرخه‌کور عقب‌نشيني كرده بودند، ولي تعداد معدودي تانك دشمن هنوز در شمال کرخه‌کور مقاومت  مي‌كرد. مسئله جالب كه براي ما اتفاق افتاد اين بود كه يك دستگاه تانك دشمن محل پست ديدباني توپخانه را كه ما در آن مستقر بوديم (من، فرمانده لشكر 16 و فرمانده توپخانه لشكري و حدود پنج نفر افسر ديگر) تشخيص داد و با توپِ تانك محل ديدباني را زير آتش گرفت و اولين گلوله تانك از نظر سمت كاملاً دقيق بود ولي از نظر برد حدود 100 متر بلندتر بود، با چند نفر افسر بدون اين كه كوچك‌ترين احساس خطري از اين تهديد تانك دشمن بكنيم، به نظاره منطقه نبرد ادامه مي‌داديم و به تانك دشمن نگاه مي‌كرديم.

به محض اين كه گلوله‌اي از دهانه توپ تانك خارج مي‌شد، هم از نظر صدا، هم دود  دهانه لوله تشخيص داده مي‌شد. سرهنگ لطفي فرمانده لشكر 16 زرهي با خنده و نشاط مي‌گفت: آمد، سرتان را بدزديد، ما در پناه همان تل كوچك خاك دراز مي‌كشيديم و بعد از اصابت گلوله تانك دشمن به اطراف دوباره بلند مي‌شديم و به ديدباني و بررسي منطقه نبرد ادامه مي‌داديم. تانك دشمن، حدود 10 گلوله به طرف پست ديدباني ياد شده تيراندازي كرد و به اصطلاح نظامي منطقه هدف را در محاصره آتش قرار داد، ولي آسيبي به كسي نرسيد، تا اين كه به دستور سرهنگ لطفي دو دستگاه تانك ما كه در نزديك ديدگاه موضع گرفته بودند، به طرف تانك دشمن تيراندازي كردند و اين تانك دشمن نيز فرار را بر قرار ترجيح داد و به سمت جنوب فرار كرد.

در هنگامي كه از جبهه طراح بازديد مي‌كرديم، خبر رسيد كه عناصري از دشمن در حوالي آبادي فرسيه (جنوب شرقي کرخه‌کور) اقدام به پاتك كرده‌اند. اين خبر تا حدودي در ما، نگراني ايجاد كرد. زيرا براي آن منطقه نيروي كافي در اختيار نداشتيم، فقط عده‌اي از افراد گروه نامنظم در آن نقطه دفاع مي‌كردند. ولي بعد از مدت كوتاهي مهندس چمران (برادر دكتر چمران) كه فرماندهي گروه نامنظم را عهده‌دار بود، اطلاع داد آن قسمت را آب فرا گرفته و فضاي مانوري كافي براي دشمن وجود ندارد.ضمناً گروه نامنظم مراقب آن منطقه هستند.

با اين وجود فرمانده لشكر 16 زرهي دستور داد؛ سريعاً يك گروه تيم گروهاني شامل يك گروهان مكانيزه و يك دسته تانك از نزديك‌ترين یگان به آن منطقه اعزام گردد و عمليات دشمن خنثي شود. در غروب آن روز مشخص گرديد عمليات دشمن محدود به آتش شديد توپخانه و تانك بوده و دشمن مواضع پدافندي گروه نامنظم را تشخيص داده و آن‌را زير آتش گرفته بود كه متأسفانه در اين آتشباري، 12 نفر از افراد گروه نامنظم كه از بهترين فرزندان ميهن اسلامي ما بودند، شهيد شده بودند.

بالاخره با عكس‌العمل توپخانه و تانك‌هاي اعزامي عناصر مقدم، دشمن از کرخه‌کور دور شده و آتش توپخانه دشمن نيز قطع گرديده بود. بدين طريق مرحله يكم عمليات شمال کرخه‌کور كه به نام عمليات طراح نام‌گذاري شده بود، در حالي به پايان رسيد كه نيروهاي ما ضرب و شست محكمي به دشمن متجاوز نشان دادند. ولي متأسفانه به عللي كه بيان شد، نتوانستند تمام كرانه شمالي را از وجود دشمن متجاوز پاك كنند و قسمتي از كرانه شمالي در اشغال دشمن باقي ماند و همين امر سبب نبردهايي شد كه در ادامه مطالب بيان مي‌گردد.

بعد از تثبيت وضعيت جديد در شمال کرخه‌کور، يك گروه رزمي از تيپ 2 لشكر 92 زرهي كه احتياط نيروي زميني در منطقه اهواز سوسنگرد بود، در زير امر تیپ3لشكر 16 قرار گرفته بود، اولين اقدام آن بود كه مسئوليت پدافند اين منطقه به یگان‌هاي سازماني تیپ3زرهي واگذار شود و گروه رزمي اعزامي از احتياط نيرو به عقب برگردانده شود و به تيپ مربوطه ملحق گردد.

 اقدام مهم و فوري بعدي تحكيم خاكريزهاي گرفته شده از دشمن و ايجاد يك خط پدافندي پيوسته در تمام عرض جبهه بود، اين اقدامات از روز نهم مرداد ماه آغاز شد. عمليات تحكيم مواضع به علت محدوديت وسايل سنگين مهندسي و قسمتي هم به علت عدم فعاليت كافي واحد مهندسي كه متأسفانه غالباً وجود داشت، با سرعت كافي پيشرفت نمي‌كرد. در آن شرايط حساس اين امر حياتي چند روز به تأخير افتاد و بالاخره با فشار فوق‌العاده فرمانده لشكر مواضع مستحكم و مطمئن فراهم گرديد.

بعد از شكست سخت نيروهاي دشمن در پاتك روز هفتم مرداد ماه، تلاش دشمن با اجرای آتش توپخانه ادامه يافت و دشمن تلاش مي‌كرد با اجرای آتش‌هاي انبوه مانع تحكيم سريع مواضع نيروهاي ما گردد. ضمناً نگراني در یگان‌هاي ما به وجود آورد تا نتوانند با خيال راحت مواضع جديد را تحكيم نمايند. اجرای آتش‌هاي توپخانه از نظر رواني اثرات قابل ملاحظه‌اي داشت. به خصوص اگر در فرصت‌هاي مناسب آغاز روشنايي روز يا تاريكي شب اجراء مي‌شد، حمل بر آماده شدن دشمن براي حمله مي‌گرديد و نگراني‌هايي براي نيروهاي ما به وجود مي‌آورد.

در روز نهم چنين اتفاقي رخ داد و توپخانه دشمن خيلي فعال شد و ستاد فرماندهي لشكر 16 چنين برآورد كرد كه احتمالاً دشمن آماده براي اجرای پاتك محدود مي‌گردد. لذا به تیپ3 زرهي دستور داد: با استفاده از گردان 207 تانك كه در احتياط بود، هر گونه تهديد دشمن را خنثي نمايد. اما عملاً تهديدي به وجود نيامد و نيازي به وارد عمل كردن آن گردان نشد. فقط توپخانه لشكر 16 پاسخ مناسبي به آتش توپخانه دشمن داد و آتش دشمن قطع گرديد.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده