سروده هایی از صاحبان سیف و قلم (57)
«ادبيات پايدارى دفاع مقدس» تازه مثل نو الدخيل بعد از فرار... وگريز... قتيل... قتيل... تنها پيراهن سپيدى بود كه بالا مى‏رفت الدخيل... الدخيل

*********

طرح

 1- رمزى است عظيم

 يا الله… الله…

 خشاب دلت را پر كن

 ساعت سين فرا رسيد.

*********

 2- خميده رو تو محراب خويشى و قبله همين روبرو

 سرت را بدزد

 (خيز)… سوت آخر است زمين تب خال زد

 بعضى‏ها افقى شدند

 قيام كن… وضعيت سپيد شد.

*********

 3- آنكس كه از خاكريز گذشت از خود بگذشت

 و آنگس كه از خود بگذشت

 به خدا رسيد…

*********

 4- جنگ تمام شد

 ما چه داديم… هيچ؟! طلبكاريم…

*********

بى‏وطن

 جنگ يعنى مرگ عشق

 و عشق يعنى زندگى

 زندگى حق‏السكوت

 غفلت آگاهى ماست

 زندگى بى‏وطنى زندان است

 چه بهشت و چه دنيا كه مزرعه آخرت است…

*********

طرح

 آنها براى

 اشغال كردن

 آمده بودند

 اما چه زود

 آشغال شدند…

*********

كمان 99

 و چقدر زيباست

 آسمان

 و رد خط پرواز سيمرغهاى آتشين

 و كودكان كه در رنگين كمان

 آبى دلهايشان

 هنوز يكصد و چهل

 بادبادك

 هوا كردند

 بياد عقابانى كه طرح كمان 99 را اجرا كردند

 اما: بعضى از آنها… با كبوتران حرمين

 كربلايى شدند

 چه پرواز ماندنى…

منبع: معبر آسمان، افشار تویسرکانی، صالح، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده