نبردهای منطقه اهواز و سوسنگرد
بخش پنجاه و ششم: مدارك به دست آمده از لشكر 9 زرهي عراق توپخانه: توپخانه دشمن (ايرانيها) تمركزات خوبي دارد و قبل از هر آفند مهمات زيادي به مصرف ميرساند و معمولاً 20 دقيقه آتش تهيه اجراء ميكند و اين امر به واحدهاي مانوري فرصت ميدهد به هدف نزديك شوند. توپخانه ايران سريعاً به آتش توپخانه عراقيها جواب ميدهند اما با مهمات كم. هدايت آتش و تنظيم تير توپخانههاي ايران بسيار خوب است.

توجه: اين قسمت به صورت تجزيه و تحليل عمليات نيروهاي ايراني و عراقي تهيه گرديده بود كه خلاصه و قسمت‌هاي مهم آن در اين كتاب منظور گرديد.

  1. اطلاعات عملياتي

اخبار رسيده به ستادها (عراقي) به نحو كامل بررسي نمي‌شود، اين امر سبب گرديده نيروهاي ما (عراقي) هميشه به حالت آماده نگه‌داري شوند و در آن‌ها رعب و وحشت ايجاد گردد.

درباره كاربرد رسته‌ها در نبرد در اين تجزيه و تحليل چنين اظهار نظر شده است كه

الف- زرهي: واحدهاي ايراني از تانك‌هاي خود كمتر استفاده مي‌كنند و آن‌ها را در پشتيباني پياده قرار مي‌دهند. براي اين منظور معمولاً تانك‌ها را در عقب نگه مي‌دارند، تا از آسيب جنگ‌افزارهاي ضد‌تانك دور باشند. متقابلاً سعي مي‌كنند خودروهاي زرهي عراقي را با موشك‌هاي ضد‌تانك منهدم سازند. به طور كلي نيروهاي ايراني از وارد عمل كردن واحدهاي زرهي خود اجتناب مي‌كنند. در مقابل نيروهاي ما (عراقي) واحدهاي زرهي خود را در جلو و خط مقدم به كار مي‌برند، زيرا واحدهاي پياده ما ضعيف هستند و براي تقويت روحيه آن‌ها از تانك استفاده مي‌كنيم.

براي تجديد تدارك مهمات، تانك‌ها مجبور مي‌شوند از مواضع خود به عقب بروند و در اين مدت مواضع خالي مي‌ماند و افراد پياده به تصور اين كه تانك‌ها عقب‌نشيني كرده‌اند، به دنبال آن‌ها حركت مي‌كنند. براي جلوگيري از اين امر لازم است هر تانكي كه به عقب مي‌رود، سريعاً تانك ديگري جاي او را بگيرد و به افراد پياده تفهيم شود كه اين عقب‌ رفتن تانك‌ها براي دريافت مهمات است.

لازم است درباره روش تاكتيك دشمن (نيروهاي ايراني) بررسي دقيق بكنيم و از انهدام تانك‌هاي خودمان جلوگيري نماييم.

ب- پياده: افراد پياده دشمن (ايراني‌ها)مجهز به جنگ‌افزار ضد‌تانك مي‌شوند و هر موضعي را كه اشغال مي‌كنند به شدت از آن نگه‌داري مي‌كنند تا تانك‌ها از عقب برسند. افراد پياده ايراني از مسيرهايي كه قبل از حمله آماده مي‌كنند، پيشروي مي‌نمايند. افراد پياده خودي (عراقي) هنگام تخليه مجروحين و كشته‌شدگان براي هر نفر حداقل چند نفر از درجه‌داران و سربازان براي دور شدن از منطقه نبرد، آن يك نفر را به عقب حمل مي‌كنند. سربازان قبل از رسيدن به هدف، فشنگ‌ها و مهمات خود را تمام مي‌كنند و به بهانه اين كه مهماتشان تمام شده به عقب برمي‌گردند.

هنگامي كه افراد پياده با تانك‌ها و نفربرها همكاري مي‌كنند، در پناه آن‌ها مخفي مي‌شوند كه اين امر خود علاوه بر اين كه كارآيي رزمي آن‌ها را كاهش مي‌دهد، هنگام اصابت موشك‌هاي ضد‌تانك ايراني به خودروهاي زرهي، پياده‌ها نيز كشته مي‌شوند.

پ- توپخانه: توپخانه دشمن (ايراني‌ها) تمركزات خوبي دارد و قبل از هر آفند مهمات زيادي به مصرف مي‌رساند و معمولاً 20 دقيقه آتش تهيه اجراء مي‌كند و اين امر به واحدهاي مانوري فرصت مي‌دهد به هدف نزديك شوند. توپخانه ايران سريعاً به آتش توپخانه عراقي‌ها جواب مي‌دهند اما با مهمات كم. هدايت آتش و تنظيم تير توپخانه‌هاي ايران بسيار خوب است.

در مقابل، آتش توپخانه ما قبل از حمله كافي نيست و هنگام حمله نيز خلاء ايجاد مي‌شود. در عمليات مورد بحث تيپ‌هاي 30 و 1 و 19 بدون توپخانه به لشكر 9 زرهي مأمور شدند، لذا توپخانه لشكر مجبور شد؛ عمليات آن‌ها را نيز پشتيباني نمايد. توپخانه‌هايی كه از سپاه به لشكر، تقويتي داده شده بود، با توپخانه لشكر هماهنگي نداشت و تهيه مهمات آن مشكلاتي به وجود آورد. به علاوه اين آتشبارها به موقع به منطقه لشكر نرسيدند و طرح آتش براي آن‌ها تهيه نگرديد.

ت- پدافند هوايي: به طور كلي پدافند هوايي دشمن (ايراني‌ها) فعال نيستند و دليل اين است كه فعاليت هوايي ما (عراقي‌ها) در منطقه قابل ملاحظه نيست.

ث- مخابرات: فعاليت بي‌سيم‌هاي دشمن (ايراني‌ها) خيلي محدود است و غالباً پيام‌ها را كشف مخابره مي‌كنند.

ج- هوانيروز: نيروهاي ايراني به طور محدود از هلي‌كوپترها استفاده مي‌كنند و تا كنون فقط دو دستگاه تانك ما به وسيله هلي‌كوپتر منهدم شده است. بعد از سرنگون شدن يك فروند هلي‌كوپتر ايراني، ديگر در اين منطقه از هلي‌كوپتر استفاده نمي‌كنند.

نيروهاي عراقي نيز نمي‌توانند از هلي‌كوپترهاي رزمي عليه تانك‌هاي دشمن استفاده كنند. زيرا معمولاً ادوات زرهي ايراني‌ها در پشت خاكريزها موضع مي‌گيرند. ضمناً هنگامي كه توپخانه خودي فعال مي‌شود هلي‌كوپترها نمي‌توانند وارد عمل گردند.

چ- سدهاي خاكي: نيروهاي ايراني به نحو كمال مطلوب از سدهاي خاكي استفاده مي‌كنند و در هنگام پيشروي نيز با كندن سدهاي خاكي متناوب به مواضع نيروهاي عراقي نزديك مي‌شوند تا به تيررس جنگ‌افزارهاي تير مستقيم برسند و از سدهاي خاكي ايجاد شده به عنوان يك نقطه اتكا استفاده مي‌كنند و در پشت سدهاي خاكي مخفي مي‌گردند و از میدان ديد و تير نيروهاي عراقي محفوظ مي‌مانند. نيروهاي ايراني در فواصلي در سدهاي خاكي ايجاد معبر مي‌كنند تا خودروهاي زرهي سريعاً از آن‌ها عبور نمايند. به طور كلي هر موقع كه خاكريزهاي دشمن به مسافت دو كيلومتري مواضع نيروهاي عراقي مي‌رسد، حمله نيروهاي ايراني حتمي مي‌گردد.

نيروهاي عراقي نيز از خاكريزها به ويژه در پدافند به نحو كمال مطلوب استفاده مي‌كنند و از اين خاكريزها به عنوان سد مطمئن در مقابل سيلاب‌ها نيز استفاده مي‌شود.

ح- موانع: نيروهاي ايراني از مواضع طبيعي مانند رودخانه‌ها و درخت‌زارها به نحو مطلوب استفاده مي كنند، ولي به میدان‌هاي مين اعتماد چنداني ندارند و كمتر از آن استفاده مي‌كنند. در صورتي كه نيروهاي عراقي برعكس به موانع مصنوعي اعتماد زيادي دارند و به تصور اين كه اين موانع مي‌توانند جلوي پيشروي نيروهاي ايراني را بگيرد، با خيال آسوده به آن اطمينان مي‌نمايند.

خ- موضوع فرار افراد و ترك جنگ‌افزارها

حقيقت اين است كه در روز 27 تموز 81 (7/5/60) تعداد زيادي از افراد گردان 304 پياده و ارتش خلقي و تعدادي از تانك‌ها و ديگر خودروها به صورت انفرادي تا قريه ام‌الغفار فرار كردند. در صحنه عمليات ديده شد؛ يك تانك سالم، تانك از كار افتاده‌اي را به عفب تخليه مي‌كند. بعد از بررسي مشاهده شد كه خدمه تانك سالم در پناه اين امر از جبهه فرار مي‌كنند. بعضي خودروهاي تيپ1 همراه با افراد پياده محمول بر آن به بهانه از كار افتادگي خودرو در خطوط مواصلاتي العماره والنشوه متوقف ماندند تا در عمليات 27 تموز 81 شركت نكنند.

افراد تيپ1 در هنگامي كه تانك‌ها و نفربرها موردا اصابت موشك‌هاي ايراني قرار مي‌گرفتند، پا به فرار مي‌گذاشتند. تعدادي از افراد فراري در منطقه جفير و نشوه دستگير شدند (يعني تا آن نقاط فرار كرده بودند)

تعدادي از پرسنل حتي قبل از حمله فرار كرده بودند و تعدادي از پرسنل هنگام فرار جنگ‌افزار و مهمات خود را در محل رها مي‌كردند تا شايد به علت نداشتن جنگ‌افزار آن‌ها را به منطقه نبرد برنگردانند.

موضوع ديگر، دور بودن نقطه آماد و مهمات بود و سربازان به بهانه اين كه براي دريافت مهمات به نقاط آمادي مي‌روند از صحنه نبرد خارج مي‌شدند و همين وضع براي نقاط امداد پزشكي نيز وجود داشت.

 

تجزيه و تحليل مفاد سند به دست آمده از نيروهاي عراقي

براي جلوگيري از طولاني شدن مطلب از بحث و تجزيه و تحليل مفاد سند ياد شده خودداري مي‌گردد و فقط ذكر اين نكته را لازم میدانم كه اين سند به طور وضوح نشان مي‌دهد كه تيپ تضعيف شده نيروهاي ما كه تيپ 3 لشكر 16 زرهي بود و اين تيپ در عمليات 15 دي ماه 59 حدود 75درصد استعداد رزمي خود را از دست داده بود و در مدت شش ماه گذشته تجديد سازمان مختصري كرده بود، در روز 5 مرداد ماه 60 در منطقه طراح حمله نمود. چهار تيپ عراقي (تيپ‌هاي1 ، 19 ، 30 ، 43) در 7 مرداد حمله متقابل كردند و با وجود اين برتري چهار برابری، نتوانستند عناصر تيپ 3 و ساير رزمندگان مردمي ما را از مواضع اشغالي در مرداد ماه عقب برانند و خود بعد از دادن تلفات زياد مجبور به فرار و عقب‌نشيني شدند كه فرمانده لشكر 9 زرهي عراق صريحاً به آن اعتراف كرده است. اين سند مي‌تواند يك سند افتخار بزرگي براي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران باشد.

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده