گردان 144پیاده در نبرد آبادان
بخش ششم: حركت گردان به سمت شهرستان اهواز روز 24 مهرماه، فرمانده تيپ ـ شهيد آبشناسان ـ به محل استقرار گردان آمدند و اظهار نمودند از طريق لشكر، مأموريت جديدي به گردان شما داده شده است، لازم است ساعتي براي توجيه مأموريت و نحوة اجراي آن صحبت كنيم. من خواستم فرماندهان گروهانها نيز در جلسه باشند. فرمودند: چون زمان كم است من مأموريت را به شما ابلاغ ميكنم البتّه به صورت كتبي نيز از طريق ستاد تيپ ابلاغ خواهد شد. شما بعداً عناصر مسئول را جمع كنيد و كاملاً توجيه نماييد. زمان زيادي براي شروع كار نداريد. حركت شما و حضور شما در منطقه جديد از حساسيّت فوق العاده اي برخوردار است سعي كنيد زمان را از دست ندهيد.

به اتّفاق در همان حوالي در پناه كُپّه اي از خاك، دو تخته زيلو روي زمين پهن كرديم و نشستيم، ساعت به 0800 صبح نزديك مي‌شد و هوا هنوز گرم نشده بود. از شدّت تيراندازيهاي روز و شب گذشته دشمن كاسته شده و منطقة گردان 144 كه نسبت به خط مقدّم دور بود و دشمن ديد كمتري داشت از آرامش نسبي برخوردار بود.

فرماندهي تيپ نقشة آبادان را روي زيلو باز كردند و وضعيّت دشمن را در شهر خرمشهر و شمال آبادان براي من شرح داده و فرمودند:  عراقي ها فشار زيادي روي شهر خرمشهر وارد كرده اند و نيروهاي رزمندة حاضر در شهر به شدّت مقابله مي‌نمايند. ليكن بررسيهاي صورت گرفته حاكي از آن است كه نيروهاي موجود با استمرار حضور و مقاومت، متحمّل تلفات و ضايعاتي گرديده اند در صورتي كه نيروهاي تقويتي به منطقه اعزام نشوند سقوط شهر خرمشهر متصوّر است و با سقوط خرمشهر امكان محاصره شهر آبادان و در نهايت تصرّف آن شهر توسّط دشمن وجود دارد. قرارگاه اروند1 در شهرستان ماهشهر شروع به فعاليت نموده و فرمانده آن جناب سرهنگ حسنعلي فروزان2 تعيين شده است.

نيروي زميني تصميم دارد؛ تعدادي از يگانها را به قرارگاه اروند اعزام كند. مراتب به لشكر ابلاغ شده و تدبير لشكر بر اين است كه در ظرف امروز يك گردان پياده به سمت آبادان حركت نمايد. اعزام گردان شما چون در احتياط تيپ قرار دارد و در خط پدافندي نيست از نظر استفاده از زمان مناسب تر است. شما بايد اقدامات را طوري انجام دهيد كه قبل از غروب آفتاب آماده حركت باشيد و از منطقة فعلي خارج شويد. سپس اضافه نمودند پس از 15 دقيقه راه پيمايي، ستون خودرويي در ديد مستقيم دشمن قرار خواهد گرفت، لازم است سرعت و حركت ستون را طوري تنظيم كنيد كه جلودار شما در شروع تاريكي به آن محل برسد. ستون با چراغ خاموش حركت نمايد. تماس خود را با تيپ برقرار و حفظ نماييد. نماينده لشكر92 زرهي قبل از ورود به شهر اهواز شما را راهنمايي مي‌كند. به محض رسيدن به اهواز خود را به قرارگاه عملياتي جنوب3 واقع در آن شهر معرّفي نماييد. بقيّة اقدامات توسّط آن قرارگاه صورت خواهد گرفت. هم اكنون براي اجراي مأموريت نيازمندي خود را به تيپ اعلام كنيد. با توجّه به اين كه وقت زيادي نداريد براي دريافت نيازمنديها، مسئولين آمادي شخصاً به پشتيباني لشكر مراجعه نمايند. من نيز از فرماندهي لشكر درخواست كردم براي تأمين نيازمنديهاي شما حقّ تقدّم قايل شوند.

به اطلاع فرماندهي تيپ رسيد كه سه دستگاه خودرو آسيب ديده، به گردان نگهداري لشكر تخليه و تحت تعمير مي‌باشد. پنج نفر سرباز و يك نفر درجه دار نيز مجروح شده و به بيمارستان اعزام گرديده اند. از طرفي چون اطمينان ندارم كه رانندگان در شب قادر باشند بدون روشن كردن چراغ خودرو تا شهرستان اهواز رانندگي كنند، اجازه فرماييد زمان رسيدن به اهواز با توجّه به شرايطي كه پيش مي‌آيد در اختيار خود من باشد ضمناً از طريق تيپ با لشكر92 زرهي در مورد پشتيباني گردان از لحاظ سوخت و غذا هماهنگيهاي لازم به عمل آيد.

فرماندهي تيپ فرمودند:  ركن4 تيپ در مورد تعميرات خودروهاي تعميري مراتب را پيگيري مي‌كند، به محض آماده شدن سعي مي‌كنيم كه آنها را در محل به شما تحويل دهيم. در مورد سربازان و يك نفر درجه دار، ركن1 تيپ اقدام مي‌كند كه آنها نيز در محل به شما ملحق شوند، بقيّة موارد به عهده خود شما است، با قرارگاه جنوب در اهواز هماهنگيهاي لازم به عمل آوريد و در مورد كمبود خودرو اجباراً از بقيّه خودروها بيشتر استفاده كنيد، چون لشكر در وضعيّتي نيست كه قادر به تحويل خودرو براي جايگزيني خودروهاي تعميري باشد. پس منتظر دريافت خودرو نباشيد، فراموش نشود حركت ستون را به تيپ اطلاع دهيد.

پس از رفتن فرمانده تيپ، فرماندهان گروهان، افسرمخابرات، رؤساي اركان گردان و فرماندهان دستة پشتيباني و دستة شناسايي احضار گرديدند. موضوع مأموريت به آنان ابلاغ شد. گردان فقط نقشه منطقة انديمشك و دزفول را داشت و نقشة آبادان را نداشتيم. البتّه در مرحله اوّل بايستي فقط نسبت به مسير انديمشك ـ اهواز توجيه مي‌شديم. از افسران و درجه داراني كه در اين مورد اطلاعاتي داشتند موضوع سئوال شد و از نظر مسافت و شهرهايي كه در مسير قرار دارد، اطلاع يافتيم.

گردان از لحاظ وسايل خودرويي شامل كاميونهاي حامل نفرات ـ تانكرهاي حامل سوخت و آب ـ خودرو يخچال دار ـ آتليه تعمير و نگهداري ـ خودروهاي حامل مهمّات و آشپزخانه سيّار خود كافي بود و هيچ گونه كسري نداشت. در صورتي كه بار سه دستگاه خودروي تعميري كه در پشتيباني لشكر تحت تعمير بودند بين ساير خودورها تقسيم مي‌شد، مشكلي به وجود نمي‌آمد.

به نظرم رسيد بهتر است از طريق لشكر و يا تيپ، مسئول مخابرات با وسيله مربوطه در ستون باشد تا ارتباط مطمئن در طول مسير داشته باشيم. چون گردان متصدّي ارتباط تلگرافي و يا تله تايپي نداشت و فاقد تجهيزات چنين ارتباطي بود، براي همين منظور خواستم با فرماندهي تيپ تماس بگيرم ايشان تشريف نداشتند، و به قرارگاه لشكر رفته بودند.

با توجّه به اينكه احساس مي‌كردم درخواست من ممكن است به نتيجه نرسد، مع الوصف براي انجام امر به قرارگاه لشكر كه در غرب شهرستان دزفول بود رفتم. آن روز قرارگاه لشكر به علّت اينكه عمليات 23 مهر موفق نبود و نيروهاي عمل كننده متحمّل ضايعات و تلفاتي شده بودند، خيلي شلوغ بود و جلسات زيادي تشكيل مي‌شد تا با اخذ تدابيري از نيروهاي موجود براي ايجاد خط پدافندي بهتر استفاده شود. در اطراف قرارگاه چند رديف سيم خاردار كشيده شده بود و سرباز دژبان جلوي درب ورودي قدم مي‌زد. جلو رفتم، خودم را معرّفي كردم و گفتم مي‌خواهم با فرمانده تيپ سوّم كه در قرارگاه هستند، صحبت كنم. دژبان اظهار داشت الان در جلسه هستند امكان صحبت كردن نيست. من به انجام موضوع اصرار كردم و گفتم: ارتباط مرا با آجودان فرمانده لشكر برقرار نماييد چون كار فوري دارم، با وجود اين كه ايشان از موضوع طفره مي‌رفت، ارتباط مرا برقرار كرد.

من موضوع مأموريت و لزوم برقراري ارتباط با فرماندهي تيپ يا لشكر را عنوان نمودم. آجودان فرمانده لشكر گفت: جلسه تمام شد و فرمانده تيپ، 20 دقيقه پيش رفت. فرمانده لشكر نيز چون دو روز بود استراحت نكرده بود در حال استراحت هستند، من نمي‌توانم ايشان را بيدار كنم. ساعت 1430 را نشان مي‌داد، هيچ راهي جز برگشت نداشتم. پس از رسيدن به گردان خيلي تلاش كردم كه با فرمانده تيپ تماس بگيرم امّا ميسّر نشد.

چون اقدامات به نتيجه نرسيد به آن چه كه داشتيم راضي شديم و تلاش شد كه از وسايل ارتباطي موجود نهايت استفاده را در برقراري ارتباط داشته باشيم.

از لحاظ مواد غذايي، جيره 48 ساعته به صورت كنسرو آماده تحويل گرديد، تانكرهاي مواد سوختي و آب با ظرفيّت كامل پر شد. خودروهاي حامل مهمّات بار خود را خالي ننموده بودند و آماده حركت بودند. ارتباط با تيپ برقرار بود و يك چانل ارتباطي نيز بين مسئولين و فرماندهان در داخل گردان فعّال شده بود. دستور كار مخابرات گردان توزيع شده بود و از لحاظ تعميرات خودرويي نيز آقاي افشين و كاوه با قطعات مورد نياز در آتليه تعميرات، آماده هر نوع تعميرات خودرويي بودند.

حدود ساعت1800 آخرين بررسي از آماده بودن نيروها، تجهيزات و خودروها به عمل آمد، همگي حاضر به حركت بودند، دستورات نهايي، تقسيم مسئوليتها و ايجاد هماهنگي لازم در حركت ستون ابلاغ گرديد ؛ «سرگرد حسن محمّدي در جلوي گردان پشت سر دستة شناسايي، سروان حسن كاوه در انتهاي ستون، من در وسط ستون و افسر مخابرات با من حركت كند و ارتباط جلو و عقب ستون را برقرار سازد. سروان يزدان ستا فرمانده گروهان اركان مسئول تأمين پدافند هوايي در طول ستون، فرمانده دستة پشتيباني ستوان دوّم شاه بهرامي در انتهاي ستون پشت سر خودروي آتليه نگهداري».

بعد از آن رانندگان احضار و دستور داده شد؛ حركت ستون باز و تاكتيكي، چراغهاي خودروها خاموش، در صورتي كه خودرو به عللي قادر به ادامه حركت نبود، كنار جادّه نگه دارد و فرماندهان گروهانها كه در انتهاي ستون خودرويي گروهان مربوطه حركت مي‌كنند و  بيسيم  دارند موضوع را به گردان اطلاع دهند. در صورتي كه امكان تعمير خودرو وجود نداشت سرنشينان همراه خودرو در محل باقي بمانند تا اقدامات بعدي براي تعميرات و يا بكسل كردن آن به عمل آيد.

به مسئولين و فرماندهان ابلاغ شد كه اوّلين توقّفگاه بعد از سه راهي شوش كه از ديد دشمن خارج شديم توسّط معاون گردان كه در جلو حركت مي‌كند تعيين مي‌گردد.

اعلام گرديد در صورتي كه ستون مورد هجوم هوايي قرار گرفت، تيربارهاي 7/12م م ضد هوايي كه در روي كاميونها نصب گرديده اند، توسّط خدمه مربوطه به سمت هواپيماي دشمن تيراندازي كنند و نفرات بلافاصله از كاميونها پياده شده و در اطراف جادّه به پشت بخوابند و با سلاحهايي كه تيراندازي به سمت هواپيماي دشمن ميسّر است، تيراندازي نمايند. پس از رفع خطر مجدداً سوار خودروها شده و ادامه مسير دهند.

زمان حركت فرا رسيد. در ساعت1830 اولين خودرو از منطقه استقرار به طرف جادّه انديمشك ـ اهواز حركت كرد. هنوز آفتاب غروب نكرده بود، امّا هنگام خروج آخرين خودروي ستون از منطقه، هوا كاملاً تاريك شده بود. در جلوي ستون دستة شناسايي گردان به عنوان جلودار حركت مي‌كرد. يگانها به ترتيب گروهان يكم، گروهان دوّم، گروهان سوّم و گروهان اركان در ستون قرار گرفتند.

كم كم خورشيد غروب مي‌كرد كه اولين خودرو به سه راهي دهلران ـ انديمشك رسيد. ديده بانان دشمن تعدادي از خودروهاي جلوي ستون را ديده و هنوز صد متر بيشتر از سه راهي عبور نكرده بودند كه به وسيله توپخانه روي ستون اجراي آتش گرديد. تعدادي گلوله توپ به اطراف جادّه اصابت نمود، ليكن به علّت بُعد مسافت زياد و مسلّط نبودن ديده بان، دقّت تير كم بود و آسيبي به خودروها وارد نگرديد، امّا در حركت ستون مشكلاتي ايجاد كرد. چون تعدادي از نفرات سرنشين خودروها كه در منطقه آتش آسيب پذير بودند، پياده شدند و موضع گرفتند و پس از قطع آتش مجدّداً به خودروها سوار شدند.

ستون خودرويي به حركت خود ادامه داد و هنوز نيم ساعت از ادامه حركت سپري نشده بود كه اوّل ستون اتّفاقي را گزارش دادند. موضوع از اين قرار بود كه ديده بان توپخانه لشكري ستوان يكم توپخانه علي بخشي ـ هنگام مراجعت از محل ديده باني به گردان مربوطه چون از حركت ستون اطلاع نداشت و ستون نيز با چراغ خاموش در حركت بود، با اوّلين خودروي دستة شناسايي كه حامل تفنگ106م م بود تصادف كرده بود. در اين تصادف خودرو حامل تفنگ 106م م كه در مخالف جهت خودرو ديده بان حركت مي‌كرد در كنار جادّه واژگون شده، سه نفر خدمه و راننده جيپ مجروح و خساراتي نيز به خودرو و سلاح وارد گرديده بود.

به فرمانده گروهان اركان ابلاغ گرديد، يك دستگاه آمبولانس مجروحان را به بيمارستان در شهرستان دزفول ببرد و راننده آمولانس پس از رساندن آنها، به گردان نگهداري مراجعه و در مورد تخليه جيپ و سلاح مربوطه اقدام نمايد. پس از اجراي مأموريت از طريق همين مسير به قرارگاه جنوب در اهواز به گردان ملحق شود.

در ادامه حركت ستون اتّفاق ديگري رخ نداد. فقط مشكل خستگي زياد رانندگان بود كه در آن تاريكي مطلق با احتياط بيشتر و سرعت خيلي كم حركت مي‌كردند. از طرفي اكثر آنها شام نخورده بودند و استمرار اين امر خالي از اشكال نبود. البتّه وضعيّت سرنشينان خودروها فرق مي‌كرد چون آنها مي‌توانستند در همان حال حركت، استراحت كنند و يا شام خود را كه به صورت جيره عملياتي به همراه داشتند صرف نمايند.

ساعت 2200 از سه راهي شوش عبور كرديم، اطلاعات قبلي ما نشان مي‌داد كه از ديد دشمن دور شده ايم و احتمال گلوله باران كم بود. با معاون گردان سرگرد حسن محمّدي تماس حاصل شد و ابلاغ گرديد در صورتي كه موقعيّت مناسب است حدود 15 كيلومتر بعد از سه راهي شوش ستون را متوقّف نمايند.

بالاخره ستون پس از گذر از عبدالخان در محل مناسبي كه گنجايش تفرقه خودروها و افراد را داشت، متوقّف گرديد. تا جمع شدن ستون حدود يك ساعت طول كشيد، در نهايت در تاريكي شب توسّط امربران و رييس ركن يكم گردان آمار گرفته شد. در آمار جمع آوري شده به جز رانندگان آمبولانس، جيپ تصادفي حامل تفنگ106 م م و خدمه مجروح، بقيّة ستون همه حضور داشتند.

در مورد برقراري تأمين به فرماندهان گروهان ابلاغ شد در محدوده يگان مربوطه عناصر تأمين گمارده شود و رييس ركن دوّم موضوع را نظارت نمايد. به منظور كم كردن احتمال بمباران ستون در مسير روز بعد توسّط هواپيماي عراقي، ابلاغ گرديد كه در ساعت 0400 صبح بيدار باش داده شود و رأس ساعت 0430 ستون خودرويي همانند آرايش روز قبل شروع به حركت نمايد.

احتمال دير يا زود آمدن نماينده لشكر92 زرهي و تأخير در هماهنگي متصوّر بود و چون ما با ستاد فرمانده لشكر تماس نداشتيم، اگر در موقع رسيدن به شهرستان اهواز وضعيّت توقّفگاه گردان مشخّص نمي‌شد، تجمّع ستون در مدخل شهر كه دشمن در غرب آن به شهر نزديك شده بود، مخاطره آميز بود. ستون از لحاظ سلاح پدافند هوايي خود كافي نبود زيرا فقط همان پنج قبضه تيربارهاي 7/12م م نصب شده بر روي كاميونهاي حامل مهمّات، قادر به عكس العمل بودند كه آنها نيز از برد و قدرت آتش زيادي برخوردار نبودند.

به معاون گردان (سرگرد حسن محمّدي) مأموريت داده شد كه پس از بيدار باش صبح به شهرستان اهواز رفته و هماهنگي هاي لازم را در مورد محل توقّف گردان به عمل آورند و تا رسيدن ستون خودرويي به ورودي شهر، در محل پاسگاه پليس راه ژاندارمري منتظر ما باشند. معاون گردان در زمان تعيين شده براي ايجاد هماهنگي به طرف قرارگاه لشكر حركت كردند.

زمان براي استراحت بسيار كم بود در هر حال نيروها با استفاده از اين توقّف كوتاه، چند ساعتي استراحت كردند. در موعد تعيين شده نگهبانان برپا دادند. همه بيدار شدند و براي گرفتن وضو و نظافت شخصي از آبي كه در محل توقّف جاري بود، استفاده كردند. علاوه بر اين كه تانكرهاي حامل آب نيز هنوز دست نخورده بود. سپس در اندك زماني وسايل پياده شده سوار خودروها گرديد به طوري كه در ساعت 0430 همه آماده حركت بودند. ستون با آرايش تاكتيكي به حركت خود به سمت شهرستان اهواز ادامه داد.

 

منبع: گردان 144پیاده در آبادان، شاهین راد، فرض الله، 1383، عرشان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده