آب و آتش(26)
پدافند ما هم در مقابل عکس العمل نشان داد. فردی که به طرف هواپیماهای آمریکایی شروع به تیراندازی کرد، سعید مظاهری بود که مثل یک شیر در مقابل آمریکایی ها ایستاد. دوباره هواپیماها به ما حمله کردند و این بار پدافند موضع پدافندی خودش را تشدید کرد. آمریکایی ها فهمیدند که از نزدیک نمی توانند با ما مقابله کنند، از این رو به حملۀ گسترده از فاصلۀ دور اقدام کردند.

خون هایی که خواهد جوشید

فرماندۀ سهند، ناخدایکم بازنشسته بهروز شاهرخ فر

در روز واقعه بعد از این که در ارتباط با مسئولیتم توجیه شدم، بر روی ناوشکن سهند آمدم، افراد آمادۀ انجام مأموریت بودند. ناو همیشه جاوید سهند بعد از یک ساعت آمادۀ جدا شدن از اسکله شد.

از ساحل دور شدیم. در بیست مایلی سواحل خودمان بودیم که بر روی رادار ناومان اثر یک شیئی را مشاهده کردیم. بعد از بررسی متوجه شدیم هواپیماست. بعد از مدتی هواپیماها به ما نزدیک شدند و بدون حساب و کتاب نظامی و قانون دریایی شروع به تیراندازی به سوی ما کردند.

 پدافند ما هم در مقابل عکس العمل نشان داد. فردی که به طرف هواپیماهای آمریکایی شروع به تیراندازی کرد، سعید مظاهری بود که مثل یک شیر در مقابل آمریکایی ها ایستاد. دوباره هواپیماها به ما حمله کردند و این بار پدافند موضع پدافندی خودش را تشدید کرد. آمریکایی ها فهمیدند که از نزدیک نمی توانند با ما مقابله کنند، از این رو به حملۀ گسترده از فاصلۀ دور اقدام کردند.

 جنب و جوش عجیبی قسمت های مختلف ناو را در برگرفته بود. هر یک در قسمت های خود قرار گرفته بودند و وظایف را به دقت به مرحلۀ اجرا در  می آورند.

کارکنان شجاع ناو را می دیدم که در مقابل هجوم هواپیماها چه قدر تلاش می کنند و در مقابل حمله های هوایی، سیل گلوله های خود را به طرف هواپیماهای آمریکایی سرازیر می کردند. جا دارد در این جا از رشادت جانبازان و جانفشانی های شهیدان ناوشکن سهند با افتخار یاد کنم و به روح بلند شهیدان سهند درود بفرستم.

ناوهای شیطان بزرگ در مجموع تعداد هشت فروند موشک لیزری هارپون به طرف ما شلیک کردند. آخرین موشک که به ناو اصابت کرد، من در پل فرماندهی ناو بودم که ناگهان پل به قسمت پایین چسبید و از این بابت دست و سرم شکست و به بدنم ترکش هایی اصابت کرد.

 چند نفر از بچه های عملیات که مشغول طراحی و برنامه ریزی جنگی بودند، مورد اصابت ترکش قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. در این شرایط ناو ما از حرکت باز ایستاد. از بچه ها خواستم که زخمی ها را که جلیقۀ نجات به تن داشتند به همراه با قایق های نجات به آب بیندازند و مجروحین را روی قایق ها سوار کنند تا از ناو دور شوند. سایر بچه ها تصور می کردند که من هم شهید شده ام، در حالی که با فرمانده دوم و یکی از بچه ها مشغول سوار کردن بچه های زخمی ناو بر روی قایق ها بودیم.

در این زمان هواپیماهای دشمن بر فراز ناو ظاهر شدند و از دور شروع به راکت زدن کردند. حداقل بیست بار به طرف ما راکت زدند. حتی این ها که این قدر صحبت از قوانین بین المللی و حقوق بشر می کنند، هنگامی که نزدیک ناو شدند بر روی بچه های زخمی ما که سوار بر قایق های نجات بودند، رگبار مسلسل شلیک کردند  و بسیار ی از بچه های عزیز ما را در آن جا ناجوانمردانه به شهادت رساندند.

همۀ بچه های ما خونشان در خلیج فارس خواهد جوشید و همان طور که جبهه های زمینی، آرامگاه و محل عروج شهدای ارتش، سپاه و نیروهای مردمی شده است، خلیج همیشه فارس و آب های گرم و نیلگون آن، بهشت زهرای ما خواهد بود. ما خلیج فارس را تبدیل به گورستان آمریکایی ها خواهیم کرد.

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده